سخنگوی گروهک تروریستی الاحوازیه: هدف جایگاه مقامات بود!

وی در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر این که آیا الحوازیه مسئولیت این حمله را بر عهده می‌گیرد، گفت: من می‌گویم که مقاومت ملی اهواز این کار را انجام داد.

هیاهوی ترامپ در سازمان ملل آمریکا را منزوی می‌کند

ند پرایس، مشاور برجسته امنیت ملی باراک اوباما، پیش بینی کرده که خارج از جلسات رسمی، مجموعه‌ای از گفتگو‌های موازی انجام خواهد شد. هدف این گفتگو‌ها ملایم کردن یا متوقف کردن طرح‌های سیاست خارجی دولت ...

آینده بچه‌ها در مهر پلاس فروشگاه بیمه ماهان

فروشگاه بیمه ماهان یکی از استارتاپ‌های موفق در صنعت بیمه آنلاین است که در سال 1396 شروع به کار کرده است.

تهران بارانی و خنک می‌شود!

هوای تهران امروز صاف در بعد ازظهر افزایش ابر، اوایل شب، رگبار و رعد و برق و احتمال وزش باد شدید پیش بینی شده و بیشترین و کمترین دمای هوای پایتخت به ترتیب ۲۹ و ۲۰ درجه سانتیگراد اعلام شده است.

سعید مرتضوی به زندان برگشت

سعید مرتضوی که انتشار عکس او در مراسم عزاداری روز‌های تاسوعا و عاشورا با واکنش‌هایی همراه شد، امروز به زندان برگشت.

گلزار می‌ماند، "برنده باش" برمی‌گردد

مسابقه پرحاشیه برنده باش از آن دست مسابقاتی است که طبق ادعای سازندگان آن، برای بالا بردن سطح مطالعه مردم جامعه به میدان آمده است، اما طراحی سوالات در قسمت‌های گذشته به قدری ضعیف بود که بار‌ها از سوی ...

شفر به دنبال پیروزی در پیش دربی/ گزارش زنده؛ نساجی 0 - استقلال 0

نیمه اول بازی استقلال برابر نساجی در هفته هفتم لیگ برتر با تساوی بدون گل به پایان رسید.

گلزنی نفتی ها پس از ۴۷۸ دقیقه؛/ گزارش زنده: سایپا 2 - نفت مسجد سلیمان 1

تیم فوتبال سایپا در نیمه دوم توانسته با به ثمر رساندن دو‌گل تک گل مسجد سلیمانی ها را پاسخ دهد.

همام؛ سوژه خطاهای پرتعداد بازیکنان نساجی

هافبک عراقی استقلال بارها با خطا برابر نساجی متوقف شد.

هفته هفتم لیگ برتر دوره هجدهم/ گزارش زنده؛ استقلال خوزستان 1 ذوب‌آهن 0

بازیکنان تیم میزبان توانستند با استفاده از یک ضدحمله به یک ضربه پنالتی دست پیدا کنند و بدین ترتیب با گل کردن آن از حریف خود پیش بیفتند.

طارمی، تک مهاجم الغرافه برابر الدحیل

الغرافه در حضور ستاره ایرانی خود مقابل الدحیل قرار می‌گیرد.


زندگی کامل نیست. همیشه طوفان‌ها می‌آیند و می‌روند.

احساس ناامیدی می‌کنید؟ به بالا نگاه کنید! خدا بزرگ است. خداوند از روزهای سختی که برایمان بوجود می آید

برای بیرون کشیدن ما از افسردگی و ناامیدی و قوی کردن ما استفاده می‌کند.

نباید دلسرد شوید. همیشه امید وجود دارد. سختی‌ها معمولاً باعث می‌شوند احساس تنهایی کنیم.

آدمها هر روز با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شوند. در این زمانی که مشکلات اقتصادی زیادی وجود دارد،

به ایمانتان تکیه کنید و بدانید که خداوند بزرگتر از آن سختی‌هایی است

که برایتان پیش آمده است. امید اعتمادی است که همه ما دوست داریم داشته باشیم.

اولین کاری که بعد از احساس ناامیدی انجام می‌دهید چیست؟
به زانو می‌افتید و دعا می‌کنید و حکمت خدا را طلب می‌کنید.
یا به رختخواب می‌افتید و آرزوی مرگ می‌کنید؟

وقتی ناامیدیم، داشتن امید کار سختی است
باید به نقطه‌ای در زندگیتان برسید که دیگر نتوانید ادامه دهید. گناهتان، گذشته‌تان، سختی‌ها و مشکلاتی که هر روز با آنها دست و پنجه نرم می‌کنید،

ظاهرتان یا وضعیت زندگیتان. وقتی هیچوقت به آن نقطه نرسید که تغییرات مثبت در زندگیتان به یک انتخاب تبدیل شود، زندگیتان پوچ و بیهوده خواهد بود.

به یک بطری کوکاکولا نگاه کنید. نیمی از آن را بنوشید و بعد بگذارید زمین. نگاه کنید مایع درون آن چه می‌کند. تلاشی بیهوده دارد و به ناکجا می‌رود،

مگراینکه محتوی بطری را بیرون بریزید. اما سر و صدا کرده و داخل محدوده ظرف می‌جوشد. هیچ هدفی جز مصرف شدن ندارد.

اگر به قدم زدن در جاده پهناور ناامیدی ادامه دهید، درست مثل محتوی آن بطری خواهید شد. مثل امید یک دیوانه برای فرار از تیمارستان و نداشتن قدرت لازم برای آن. باید اولین قدم به سمت آزادی را برداریم. باید از محیط ناامیدکننده اطرافتان پا را بیرون گذاشته و بقیه را به خدا بسپارید.

آدمها همیشه دور انتخاب‌ها، افسوس‌های گذشته و سختی‌هایی که برایشان پیش آمده می‌چرخند. روز به روز، محیط به دیوی برای آنها تبدیل می‌شود که ذهنشان را به اسارت می‌کشد. توانایی فرار ندارند. ناامیدند. احساس گم‌گشتگی کرده و تصور می‌کنند هیچکس دوستشان ندارد.

بعد در اوج سختی‌ها و مشکلات به سمت خدا فریاد می‌کشند که آنها را از این ناامیدی نجات دهد. امید اعتمادی در اعماق وجود ماست که قدرت لازم برای وارد عمل شدن و رسیدن به هدفمان را به ما می‌دهد.

ایمان یعنی اعتقاد به چیزی که قادر به دیدن آن نیستید. امید یعنی دوست داشته باشیم چیزی که ایمانمان می‌خواهد به ما نشان دهد را ببینیم. این دو در کنار هم هستند و نمی‌توان آنها را از هم جدا کرد.

من در شرایط سختی در زندگی خود قرار داشتم و دیگر قادر نبودم قدمی به جلو بردارم. قادر به تامین خود و خانواده‌ام نبودم. نه ماشینی داشتم، نه شغلی و نه پولی. از خجالت نمی‌توانستم سرم را بلند کنم. تابحال چنین شرایطی داشته‌اید؟ این یعنی فقر. این یعنی حتی برای کوچکترین نیازهای روزانه‌تان هم سختی بکشید.

و مسئله ناراحت‌کننده این است که خیلی‌ها حتی شرایطی بدتر از من داشتند. در زندگی به نقطه‌ای می‌رسیم که می‌توانیم تصمیم بگیریم جاده‌ای که پیش روی داریم را ادامه دهیم یا ایستاده و صبر کنیم. و مطمئناً وقتی ناامیدانه نیاز به کمک داریم، صبر کردن برای خدا بسیار سخت است.

خداوند راهی دارد که به ما نشان می‌دهد تا چه اندازه مهم هستیم. همه ما برای دلیلی به دنیا آمده‌ایم و سختی‌ها و ناامیدی‌هایی که برایمان پیش می‌آید اهمیتی ندارند.

شما بیهوده و بی‌دلیل برای گذراندن این زندگی کوتاه به دنیا نیامده‌اید.
منتظر ماندن برای خدا به معنی منفعل بودن نیست. به این معنی نیست که بیکار بایستید، به آسمان خیره شوید و منتظر یک میلیون دلاری باشید که خداوند از آن بالا برایتان می‌فرستد.

امید یک عمل است. اکر فقط یک جرقه از آن در روحتان وجود داشته باشد، خیلی زود ایمان صدایتان می‌کند که پایتان را بیرون گذاشته و کاری برای ناامیدی‌تان بکنید. خداوند در هر کدام از ما قوه درک و بصیرت قرار داده است. قدرتی درون ما قرار داده که باعث می‌شود بتوانیم دربرابر سختی‌ها بایستیم.

امیدتان را از دست ندهید. احساس ناامیدی کردن درد بزرگتری است تا قدم بیرون گذاشتن و با کمک ایمان به خدا کاری برای تغییر شرایط انجام دادن. خدا بزرگ است و شما را برای هدفی مهم خلق کرده است. اینطور به آن نگاه کنید، احساس ناامیدی کردن فقط شما را عقب می‌اندازد و در هم می‌شکند. پس بایستید، به بالا نگاه کنید و در دریای ناامیدی غرق نشوید. خدا بزرگ است و بیشتر اوقات او تنها کسی است که می‌توانید در زمان سختی‌ها برای کمک به سراغش بروید.

مردمان.نت
ادامه مطلب
نویسنده: bagerwebsun97 بازدیدها: 83 نظرات: 0
از زمانی که با عرضه سیمبین سری 60 در اوایل دهه اول قرن اخیر کاربران با قابلیتهای سطح بالایی که سابقاً فقط بر روی پی سی در دسترس بودند آشنا شدند، یک نیاز جدید هم به سبد خوراک کاربران متوسط و بالاتر پدید آمد. این نیاز همان در اختیار داشتن قابلیتهای پیشرفته روی ابزارهای موبایل بود. اکنون با گذشت بیش از یک دهه از آن زمان به طور طبیعی پیشرفت بسیاری در زمینه پردازش موبایل پدید آمده است. در واقع میزان پیشرفت ابزارهای موبایل (شامل گوشی هوشمند و همچنین تبلتها) به لحاظ مفهومی به طور قابل توجهی بیش از میزان پیشرفت پی سی ها بوده است.

اگرچه کاربران با فرهنگ کاربرد سیستم عاملهای موبایل مانند ویندوز فون و iOS و اندروید آشنا شدند اما کماکان برخی تصوراتی که ناشی از به کارگیری سیستم عاملهای پی سی مانند ویندوز و مک و لینوکس در فکر آنها نقش بسته بود کماکان برقرار است. این تصورات همیشه هم درست نیستند. برخی از این تصورات غلط به این شرح هستند:

1-خارج کردن برنامه ها از حافظه
در همه سیستم عاملهای پی سی از جمله ویندوز و مک شما با قابلیت بستن برنامه ها و آزاد کردن رم در اختیاز آنها طرف هستید. اگرچه در سیستم عامل مک این کار به صراحتی که در ویندوز به دلیل وجود آیکون X مانند آن صورت نمی گیرد و با کلیک راست روی ایکون برنامه در داک مک و انتخاب Quit صورت می گیرد اما باز هم این کار بسیار در بین کاربران مک هم شایع است.

اما در سیستمهای عامل موبایل که با طراحی مدرن تولید شده اند این کار اساساً بی معنا است. چرا؟ چون همگی این ابزارها مجهز به چیپهای سیستمی یا SOC هستند که کل پردازنده و گرافیک و رم در هم مجتمع هستند و از طرف دیگر ذخیره سازی بر روی SSD صورت می گیرد که با توجه به ماهیت فلش بودن آن یک رویه متفاوت می طلبد.

در این سیستم عاملها مدیریت حافظه به صورت اتوماتیک توسط سیستم عامل صورت می گیرد و بستن برنامه خیلی مفهوم ندارد. زیرا اولاً بستن برنامه اثری روی توان مصرفی ندارد و از سوی دیگر برنامه ها اصلا بسته نمی شوند بلکه بر روی SSD به صورت خواب زمستانی Cache می شوند. در زمانی هم که رم لازم باشد برنامه های قدیمیتر کچ شده و رم به برنامه های جدید اختصاص می یابد. از طرف دیگر چون حافظه نوع SSD بسیار سریع هستند استفاده از آنها به عنوان حافظه مجازی هم بسیار عالی است و همگی سیستمهای عامل موبایل از آن بهره می برند. در مجموع دنبال بستن برنامه ها و یا نصب تسک منیجر و پاک کننده رم در روی سیستم عاملهای موبایل نباشید زیرا در 99 درصد موارد آب در هاون کوفتن هستند. کاملاً بی فایده!

2-فلش کردن بی مورد
شاید شما هم با تجربه نصب مجدد ویندوز و حتی مک آشنا باشید. زمانی میرسد که خسته می شوید از تلاش بیهوده برای تعمیر کردن سیستم عامل! این موقع است که با نصب مجدد سیستم عامل کار به سرانجام میرسد. اما در مورد سیستم عاملهای موبایل چنین نیست. سیستم عامل به صورت ایزوله در اختیاز برنامه ها است و آسیبی متوجه آن نیست. از این رو بدترین حالت ممکن شما نیاز به فاکتوری ریست خواهید داشت. همین! پس بی دلیل دنبال فلش کردن نباشید. این کار نه تنها سودی ندارد بلکه ممکن است موجب روبرو با خطری به نام بریک شدن شود. اگر در حین فلش کردن مشکلی پدید بیاید گوشی شما با آجر تفاوتی نخواهد داشت!

3-برنامه های بهینه کننده دروغین
اگر شما نوت بوک داشته باشید با پروفایلهای مصرف انرژی آشنا هستید. پروفایلهایی مانند High Performance و Normal و Power Saver که با انتخاب آنها عمر باطری و در مقابل آن توان پردازشی سیستم را تعیین می کنید. در سیستمهای عامل موبایل که به جای پردازنده اینتلی یا AMD بر پایه معماری بسیار ایده آل ARM طراحی شده اند اساساً چنین کاری بی معنا است و انتخاب توان پردازشی به صورت دینامیکی توسط سیستم عامل به صورت کاملاً اتوماتیک صورت می گیرد. فرکانس پردازنده و حتی اینکه چند هسته کار کنند کاملاً اتوماتیک تغییر میکند. پس دنبال برنامه های بهینه ساز مصرف انرژی نباشید. تنها چیزی که در اختیار شما برای بهینه سازی مصرف انرژی است تعیین سطح نور صفحه نمایش و همچنین روشن یا خاموش بودن ارتباطات بی سیم شامل بلوتوث، وایرلس و شبکه موبایل همراه (GPRS-EDGE-3G-4G) است.
ادامه مطلب
نویسنده: bagerwebsun97 بازدیدها: 92 نظرات: 0
آلبرت اینشتین یکی از باهوش‌ترین انسان‌های روی زمین بود، به همین دلیل کنجکاوی محققان در بررسی ساختار مغز او طبیعی به نظر می‌رسد. البته همگی این محققان شانس بررسی مغز این دانشمند بزرگ را مدیون توماس هاروی هستند که تصمیم گرفت عیلرغم خواست اینشتین، مغز او را در فرمالدئید نگهداری کند، از آن عکس بگیرد و سپس این مغز استثنایی را به ۲۴۰ قسمت برش داده، از این برش‌ها اسلایدهای میکروسکوپی تهیه و آنها را برای محققان بسیاری ارسال کند. بررسی دقیق‌تر این تصاویر و برش‌ها نشان می‌دهد مغز اینشتین بیشتر از آنچه تاکنون گمان می‌کرده‌ایم با مغز انسان‌های عادی متفاوت است.

این تصاویر که اندکی پس از مرگ اینشتین تهیه شده و به تازگی با دقت و تفصیل مورد بررسی قرار گرفته‌اند، نشان می‌دهند مغز او دارای چندین ویژگی غیرمعمول است که مسیر را برای توانایی‌های ذهنی فوق‌العاده اینشتین هموار کرده‌اند.

توماس هاروی، آسیب‌شناس بیمارستان پرینستون هنگام کالبدشکافی این فیزیکدان بزرگ مغز او را عیلرغم درخواست اینشتین پیش از مرگ از بدن او جدا و در فرمالدئید نگهداری کرد. او تعدادی عکس‌ سیاه‌وسفید از این مغز گرفت و سپس آنرا به ۲۴۰ قطعه برش داد. از هر یک از این قطعه‌ها برش‌هایی میکروسکوپی تهیه و آنها را برای بهترین آسیب‌شناسان عصبی جهان ارسال کرد. این کار به قیمت اخراج شدن از کار برای هاروی تمام شد.

اما کالبدشکافی مغز اینشتین در ابتدا چندان امیدوارکننده نبود. بررسی‌ها نشان می‌دادند مغز او کوچکتر از یک مغز متوسط است و از تغییراتی که با افزایش سن در هر مغزی رخ می‌دهد، در امان نمانده است. با این وجود هاروی این قطعات را در یک شیشه دهان‌گشاد حاوی فرمالدئید در دفتر خود نگهداری کرد و سال‌ها بعد آنها را در اختیار محققان دیگری قرار داد که به بررسی مغز اینشتین علاقمند بودند و موفق شدند با بررسی مجدد این نمونه‌ها به ویژگی‌های غیرمعمول متعددی پی ببرند.

تحقیقی که در سال ۱۹۸۵/۱۳۶۴ انجام شد، نشان می‌داد در دو بخش از مغز اینشتین تعداد سلول‌های غیرعصبی موجود در مغز (که گلیا نام دارند) به ازای هر نورون به شکل چشمگیری بیشتر از دیگر افراد است. پژوهش دیگری که یک دهه بعد منتشر شد نشان می‌داد لوب آهیانه او فاقد یک شیار و ساختار دیگری است که سرپوش آهیانه نامیده می‌شود. شاید عدم وجود این شیار باعث شده اتصالات عصبی در این ناحیه که وظیفه درک بهتر فضایی و مهارت‌های ریاضی متعددی مانند محاسبات را به عهده دارد، افزایش پیدا کند.

بررسی‌های تازه

در حال حاضر دین فالک، انسان‌شناس دانشگاه ایالتی فلوریدا در تالاهاسی و همکارانش ۱۲ عدد از عکس‌هایی را که توسط هاروی تهیه شده از موزه ملی سلامت در سیلور اسپرینگ، مریلند به امانت گرفته و طرح چین‌ها وشیارهای مغز اینشین را با ۸۵ مغز دیگر که متعلق به تحقیق دیگری بود، مقایسه کرده‌اند.

بسیاری از این تصاویر از زوایای غیرمتعارفی گرفته شده‌اند و ساختارهایی را نشان می‌دهند که در تصاویر پیشین قابل‌رؤیت نبوده‌اند.

اینشتین یک ویولن‌نواز فوق‌العاده بود. شاید توسعه بیش از حد بخشی از مغز او که با دست چپ در ارتباط بوده (قشر حسی‌پیکری نیمکره راست مغز) این مهارت خیره‌کننده را باعث شده است.

فالک می‌گوید: «برجسته‌ترین بخش مشاهدات ما به پیچیدگی و الگوی چین‌ها در بخش‌های خاصی از قشر مخ اینشتین برمی‌گردد، این پیچیدگی‌ها مخصوصا در قشر پیش‌پیشانی، لوب آهیانه و قشر بینایی بسیارمتفاوتند. قشر پیش‌پیشانی او برای تفکر انتزاعی که اینشتین برای رسیدن به تئوری نسبیت به آن تکیه کرده، به اندازه کافی پیچیده بوده است. احتمالا این پیچیدگی فضا و گسترش عصبی کافی را در اختیار این ناحیه از مغز او قرار داده تا بتواند به این توانایی استثنایی دست پیدا کند».

فالک و همکارانش علاوه بر این متوجه یک ویژگی غیرمعمول در قشر حسی‌پیکری راست مغز اینشتین شدند که اطلاعات حسی را از بدن دریافت می‌کند. در این بخش از مغز، ناحیه‌ای که با دست چپ در ارتباط بود گسترش قابل‌ملاحظه‌ای داشت و می‌توانست عامل موفقیت چشمگیر اینشتین در نواختن ویولن باشد.

ساندرا ویترسون، عصب‌شناس رفتاری دانشگاه مک‌مستر در همیلتون، کانادا که کشف کرد مغز اینشتین فاقد سرپوش آهیانه است و باعث شد بررسی‌های دیگر آغاز شود، می‌گوید: «این مطالعه می‌تواند جایگاه و امکان دستیابی به عکس‌ها و برش‌های متعدد مغز اینشتین را فراهم کند و در نهایت باعث شود محققان دیگری به تفاوت‌های دیگر آناتومیک مغز او با انسان‌های دیگر پی ببرند».
ادامه مطلب
نویسنده: bagerwebsun97 بازدیدها: 88 نظرات: 0
كارت عروسي يكي از يادگارهاي شيرين هر مراسم عروسي است. عروس‌خانم‌ها و آقادامادها هم سعي مي‌كنند سنگ‌تمام بگذارند و هركدام با ايده و ابتكاري جديد در این میدان رقابت، برنده شوند. يك نفر كارت عروسي‌اش را داخل بطري مي‌گذارد و ديگري كليپ تصويري مي‌سازد و DVD آن را به‌عنوان كارت دعوت به دست مهمانان مي‌دهد. اما نوشته‌هاي داخل همه اين كارت‌ها مشابه یکدیگر است. همه آنها از عشق مي‌گويند. از عهد و پيمان دو همسفر براي ادامه راه پر پيچ و خم زندگي در كنار همديگر.

در اين مطلب سراغ تعدادي از ستارگان متاهل سينما و تلويزيون رفتيم و از آنها پرسيديم چه چيزي روي كارت عروسي‌شان نوشته‌اند. در اين ميان بعضي‌ها هم بودند كه اصلا عروسي نگرفته بودند، بعضي‌ها هم ترجيح داده بودند مهمانانشان را شفاهي دعوت كنند و از كارت استفاده نكرده بودند. ما صحبت‌هاي اين دوستان را كه خالي از لطف هم نبود در بخشي از همين مطلب آورديم. با ما و اين چهره‌هاي خوشبخت همراه باشيد.

بهاره رهنما
کارت عروسی ما پروانه‌های رنگارنگ بود. شعر روی آن را هم خودم گفته بودم: «با بهار پیمان می‌بندیم به نام عشق برای همیشه»

امیر جعفری
من و همسرم ریما رامین فر ۸سال نامزد بودیم. بنابراین دلیلی نداشت بعد از این همه وقت عروسی بگیریم. در نتیجه کارت عروسی هم نداشتیم. نه من کت و شلوار دامادی پوشیدم و نه ریما لباس عروسی.

فرناز رهنما
كارت عروسي ما يك كارت ساده به شكل قاب بود كه من سادگي آن را خيلي دوست داشتم. روي آن هم فقط ساده و صميمانه نوشته بوديم: «حضور شما موجب خوشحالي ماست.»

رضا داوودنژاد
کارت عروسی ما خیلی متفاوت و خاص بود. روی کارت ما هیچ چیز نوشته نشده بود جز اسم‌هایمان، رضا داوودنژاد و غزل بدیعی به‌اضافه تاریخ عروسی؛ همین و تمام. کارتمان هم شکل یک پازل بود. روز عروسی تیمی بسیج شدند و با همه مهمان‌ها تماس گرفتند و آدرس محل عروسی را به آنها گفتند.

حمیرا ریاضی
کارت عروسی من بسیار ساده بود و روی آن نوشته بودیم: «کاروانی آمد... بارش لبخند...» شعری از سهراب سپهری است.

نیوشا ضیغمی
ما کارت عروسی نداشتیم، به‌خاطر اینکه مراسم عروسی‌مان بسیار کوچک و خانوادگی بود، بنابراین ترجیح دادیم مهمانان عروسی کوچک‌مان را تلفنی و شفاهی دعوت کنیم و کار به کارت و این چیزها نکشید.

پژمان بازغی
ما کارت عروسی نداشتیم. فکر کردیم ممکن است در چاپخانه آدرس محل عروسی لو برود و به این ترتیب آسایش و امنیت مهمانانمان خدشه دار شود. به همین دلیل بی‌خیال کارت عروسی شدیم.

مريم اميرجلالي
من ۲۹ بهمن سال ۴۹ روز عيدغدير ازدواج كردم. آن زمان عروسي‌ها خيلي ساده بود. مثل الان نبود كه هزارتا چشم و هم چشمي و تجملات باشد. من سفره عقدم را خودم چيدم. سفره عقد خودم كه سهل است حتي سفره عقد دخترم را هم كه سال‌ها بعد بود (سال ۷۳) خودم چيدم. كارت عروسي هم نداشتم. همه مهمان‌ها را حضوری يا تلفني دعوت كرديم. عروسي ساده و كوچكي بود. اصلا كارت عروسي هم مثل الان از واجبات عروسي نبود.

حدیث فولادوند
چون مهمانان عروسی ما بسیار محدود بودند تصمیم گرفتیم کارت عروسی نداشته باشیم. ما مهمانان‌مان را حضوری یا تلفنی دعوت کردیم.

كمند اميرسليماني
عروسي ما كارت نداشت. كلا چندتا از رسومات مرسوم عروسي بود كه من به آنها اعتقاد و علاقه‌اي نداشتم. يكي هم همين كارت عروسي بود. يكي ديگر هم تزئين و گل زدن ماشين عروس بود كه از هر دو پرهيز كردم. من به اينها و چندتا چيز ديگر اعتقادي نداشتم و استفاده هم نكردم. ما مهمانان عروسي‌مان را تلفني يا حضوري دعوت كرديم.

ويشكا آسايش
من عروسي نگرفتم كه كارت عروسي داشته باشم. آن زمان با مراسم عروسي و همه اين تجملات بي‌مورد آن مثل كارت و ... مخالف بودم. البته الان هم هنوز با بريز و بپاش بي‌مورد و تجملات مخالف هستم. من فقط عروسي‌هاي ساده و صميمانه را دوست دارم.

مائده طهماسبي
ما جزو آن افرادي هستيم كه نه عروسي گرفتيم و نه كارت عروسي داشتيم. آن زمان كه ما ازدواج كرديم جوان‌ها خيلي آرمان‌گرا بودند، ما هم جزو آن نسل آرمان‌گرايي بوديم كه سعي مي‌كرديم همه چيز زندگي‌مان در نهايت سادگي باشد و اصلا چيزهايي مثل عروسي را تجملات مي‌دانستيم كه بايد از آنها پرهيز كرد، اما جالب است نسل بعد از ما هر روز بيشتر از روز قبل درگير همين تجملات شدند.

شبنم قلي‌خاني
من از بچگي مثل خيلي از دختربچه‌ها عاشق مراسم عروسي بودم. البته عروسي خودم خيلي ساده و به دور از تجملات بود. كارت عروسي‌مان را همسرم طراحي كرد و روي آن شعري از فريدون مشيري را نوشتيم:

« تنها نگاه بود و تبسم ميان ما تنها نگاه بود و تبسم. گاهي كه سينه‌هاي‌مان چون كوره مي‌گداخت دست تو بود و دست من - اين دوستان پاك- كه از شوق سر به دامن هم مي‌گذاشتند وزين پل بزرگ - پيوند دست‌ها- دل‌هاي ما هم به خلوت هم راه داشتند.» و البته در پايان نوشتيم:
«خواهشمنديم از آوردن هرگونه دوربين خودداري كنيد.»

شیلا خداداد
ما روی کارت عروسی مان جمله خیلی ساده‌ای نوشته بودیم. کارت با «در پرتو مهر یزدان پاک» شروع می‌شد و در ادامه بود: «در انتظاریم/ با گل وجود خود، محفل آرای سرور ما باشید... شیلا و فرزین». من این متن را از بین چند متنی که دیده بودم انتخاب کردم.

رزيتا غفاري
ما روی کارتمان نوشته بودیم: «دست‌هاي منتظرمان سرانجام با عشقي به پاكي آب و با ايماني به تزايد خاك خوشبختي را مي‌سازد، عزم آن داريم كه در خانه كوچك‌مان نگهش داريم.»

زيبا بروفه
كارت ما يك نقاشي كارتوني بود كه خودمان كشيده بوديم. متاسفانه جمله روي آن را يادم نيست. به‌هرحال نزديك ۱۷ سال از ازدواج ما گذشته است، اما خودمان خيلي كارت‌مان را دوست داشتيم؛ فكر مي‌كنم مهمانان هم خوششان آمد.

شقایق دهقان
ما کارت عروسی داشتیم اما هیچ چیز خاص و ویژه‌ای روی آن ننوشتیم. همان جملات مرسوم و عادی که تشریف بیاورید و ما را خوشحال کنید و... . شاید باورتان نشود اما نه تنها یادم نمی‌آید روی کارتمان چه نوشته بودیم، حتی یادم نمی‌آید عروسی‌مان چه روزی بود! می‌دانم شهریور بود اما یادم نیست چندم شهریور بود. برای اینکه این چیزها از همان اول اصلا برای من و محراب اهمیت نداشت.

سپند اميرسليماني
كارت عروسي ما آن چيزي كه به معناي متعارفش در ذهنتان مي‌آيد، نبود. ما يك كارت ويژه و متفاوت طراحي كرديم. كارت ما يك تخته شاستي مستطيلي شكل بود كه دوتا عكس روي آن چسبانده بوديم. عكس‌هاي دو نفره‌اي از من و همسرم. هر دو عكس هم فانتزي و شيطنت‌آميز بودند. عكس بالايي كه تاريخ قبل از ازدواجمان را داشت همسرم آرام نشسته بود و من شاد و خندان، شيطنت مي‌كردم. عكس پاييني كه تاريخ بعد از ازدواجمان خورده بود من آرام و مظلوم نشسته بودم و همسرم خندان و شاد، شيطنت مي‌كرد. در كنار اين عكس‌ها ۵ بيت شعر هم بود كه مضمون آن اين بود كه در مراسم ما شركت كنيد اما براي هر نفر از مهمانان يك بيت شعر ويژه آن مهمان هم گفته بوديم. يعني همه ابيات جز بيت چهارم كه براي هر نفر متفاوت و مناسب با آن آدم بود، مثل هم بودند. من يك شب تا صبح بيدار نشستم و اين شعرها را مخصوص هر نفر نوشتم. براي پيرها مناسب سن و احترام‌شان و براي جوان‌ها هم مناسب حال و هواي جواني شعر گفتيم. بيت آخر هم اين بود كه :
چند ساعت بيا پيش ما بشين/ جون مادرت بي‌خيال دوربين
ادامه مطلب
نویسنده: bagerwebsun97 بازدیدها: 88 نظرات: 0
کارشناس ارشد آموزش و ارتقای سلامت مرکز بهداشت رزن گفت: مفهوم نفوذ اجتماعی آن است که کسی توان تحت تأثیر قرار دادن دیگران را چه با گفتار و چه با رفتار خود داشته باشد.

مشرق، منطقه همدان، "خدیجه عزتی رستگار" افزود: زمانی‌که در عرف گفته می‌شود فلانی شخص "بانفوذی" است، بدین معنی است که این شخص با موقعیت اجتماعی خود، قادر به انجام کارهایی است که از همه کس برنمی‌آید اما در روان‌شناسی اجتماعی، "قدرت نفوذ"، توان هم‌رنگ کردن فرد با گروه و کنترل فرد از سوی گروه است.

وی اظهار کرد: پیامدهای رفتاری نفوذ اجتماعی شامل پذیرش(compliance)، اطاعت(obedience)، هم‌رنگی(conformity) است.

عزتی رستگار ادامه داد: پذیرش یعنی اجابت یک درخواست صریح و مستقیم در حضور دیگران؛ مردم هنگام پذیرش یک درخواست مستقیم ممکن است قبلاً با آن درخواست موافق باشند یا مخالف؛ یا ممکن است نظری در مورد آن نداشته باشند.

وی اضافه کرد: در مواقعی که درخواست‌های دیگران را قبول نمی‌کنیم، دیگران ممکن است به دومین پیامد رفتاری نفوذ اجتماعی یعنی "اطاعت" متوسل شوند؛ اطاعت عبارت است از انجام یک دستور صریح که معمولاً صادرکننده‌ آن شخصی قدرتمند یا دارای پایگاه بالای اجتماعی است چراکه اکثر ما از کودکی یاد گرفته‌ایم به افراد صاحب قدرت احترام بگذاریم و از آن‌ها مانند معلمان، پدر و مادر و پلیس اطاعت کنیم. اطاعت از مظاهر قدرت، یک امر متداول و نشانه‌ پختگی است.

عزتی رستگار بیان کرد: همرنگی یا همنوایی در نتیجه فشار غیرمستقیم گروه انجام می‌شود و این امر، ناشی از این واقعیت است که در بسیاری از موقعیت‌های اجتماعی، قواعدی برای رفتار(هنجار اجتماعی: social norms) وجود دارد که معین می‌کند افراد جامعه در موقعیت‌های مختلف چه رفتاری باید داشته باشند.

وی افزود: غالباً افراد به ‌این هنجارها پا‌یبند هستند و خود را به آن‌ها ملتزم احساس می‌کنند؛ گرچه ممکن است در وهله اول تصور کنیم که این هنجارها آزادی فرد را محدود می‌کند اما باید توجه داشت که بدون وجود آن‌ها جامعه دچار هرج و مرج خواهد شد.

کارشناس ارشد آموزش و ارتقای سلامت مرکز بهداشت رزن در ادامه به بیان سه مؤلفه قدرت، اعتبار و جذابیت که در نفوذ اجتماعی نقش مهمی دارد، پرداخت و گفت: کارآمدی متخصصان، معلمان و مصلحان به شش نوع قدرت اجتماعی شامل قدرت مشروع، تخصصی، پاداش­ دهی، قهرآمیز، ارجاعی و اطلاعاتی بستگی دارد.

وی ادامه داد: قدرت مشروع ریشه در مقام افراد دارد، به طور کلی در جوامع غربی مردم طوری جامعه‌پذیر می‏ شوند که برای اقتدار و در نتیجه مقتدران احترام زیادی قائل باشند. به عنوان مثال کودکان آموزش می‏‌بینند تا اقتدار والدین و معلمان خود را تصدیق کنند، همچنین لباس مأموران انتظامی باعث می‏‌شود مردم درخواست‏‌هایشان را بیشتر اجابت کنند، حتی اگر مأموران از حوزه مأمورت خود خارج باشند.

عزتی رستگار افزود: قدرت مشروع به افراد اعطا می‏‌شود در حالی‌که قدرت تخصصی را باید کسب و تحصیل کرد. چنین قدرتی در کلمات، اعمال و رفتار افراد نهفته است به عبارت دیگر ما چون معتقدیم آنها صلاح ما را بهتر می‏‌دانند، تحت امر آنها قرار می‏گیریم.

وی اضافه کرد: قدرت پاداش‏ دهی منوط به ارائه پاداش‌هایی است که ترغیب‏ شونده مایل به دریافت آن است و آن نوع پاداش را دوست دارد. مدیران اداره‌ها معمولاً از طریق تحسین کارکنان خود سعی می‏‌کنند آنها را تشویق کنند تا از الگوهای جدید کار پیروی کنند. البته پاداش‏ دهی فرآیندی پیچیده است. پس نفوذکنندگان باید از آنچه طرف مقابل را از تغییر خشنود می‏‌کند و این که چه وقت و چطور برای حفظ تغییرات از پاداش استفاده کنند، مطلع باشند. برای برخی افراد، شنیدن جملاتی مانند «آفرین» کافی است تا بر تلاش خود بیفزایند اما در مورد برخی افراد بهتر است از ساعات کار آنها بکاهیم یا تعطیلات آنها را افزایش دهیم.

عزتی رستگار بیان کرد: قدرت قهرآمیز برخلاف قدرت پاداش‏ دهنده است و افرادی از آن برخوردارند که موظفند هر نوع تخلفی را تنبیه کنند به عنوان مثال والدین، فرزندان خود را به زور مجبور می‏‌کنند رفتارهای مورد نظر آنها را انجام دهند گرچه گاهی استفاده از زور، مناسب و به‌جاست اما اکثراً چیزی جز اطاعت زودگذر و موقتی را به ارمغان نمی‏‌آورد.

وی ادامه داد: این گونه افراد به مجرد این که احساس کنند کسی رفتار آنها را نمی‌‏بیند، کارهایی را انجام می‏‌دهند که دوست دارند. پس زور کمتر از پاداش احتمال دارد تغییرات رفتاری طولانی ایجاد کند چرا که طرف مقابل رفتارهای جدید را با میل خودش نپذیرفته است بنابراین نسبت به انجام آنها تعهدی حس نمی‏‌کند.

عزتی عنوان کرد: مردم معمولاً با اشخاصی تعامل می‏‌کنند که از نظر آنها جذاب و قابل تحسین‏ هستند و به همین علت دارای قدرتی هستند که ما به آن قدرت ارجاعی می‏‌گوییم. این پدیده را اصل گواه اجتماعی یا اعتبار اجتماعی هم می‏‌نامند. منظور این است که مردم در برخی موقعیت‏‌ها از اعمال یا اعتقادات اشخاص مهم پیروی می‏‌کنند. تأثیرات شدید الگو‏برداری از دیگران در زمینه‏‌های دیگری همانند کاهش ترس، سوانح و خودکشی‏‌ها به اثبات رسیده است.

وی ادامه داد: به عنوان مثال، فروشندگان البسه با ذکر این جمله که «افراد خوش لباس در این فصل این لباس را می‏‌پوشند» مشتری را وادار می‏‌کنند «آخرین» مدل لباس را بخرد، بنابراین والدین و معلمان معمولاً در برابر آگهی ‏دهندگانی که برای فروش کالاهای گران قیمت و مصرفی خود به نوجوانان از افراد مشهور استفاده می‏کنند، راه به جایی نخواهند بُرد.

کارشناس ارشد آموزش و ارتقای سلامت مرکز بهداشت رزن خاطرنشان کرد: یکی دیگر از منابع قدرت، دسترسی داشتن به اطلاعات، به خصوص اطلاعاتی است که دیگران از آن بی‏‌خبرند، یا از آن محروم شده‏‌اند. اگر افسر پلیس بگوید ۸۰ درصد قربانیان موتورسیکلت‏‌ها را افراد زیر ۲۵ سال تشکیل می‏‌دهند، راحت‏ تر می‏‌تواند جوانان را متقاعد کند که کلاه ایمنی نقش مهمی در جلوگیری از این گونه مرگ و میرها دارد. اگر مصلح دینی به تأثیر دین و معنویت بر جنبه‏‌های گوناگون سلامت جسمی و روانی بپردازد و تحقیقاتی که رابطه مثبت و قوی بین دین و سلامت روان را نشان می‏‌دهد، ارائه کند مسلماً می‌تواند موجبات تقویت باورها و انجام تکالیف دینی دیگران را فراهم آورد.

مشرق نیوز
ادامه مطلب
نویسنده: bagerwebsun97 بازدیدها: 118 نظرات: 0
از ایندیم برای آبی کردن طلا استفاده می‌شود. در واقع، تنوع رنگی زیاد طلا غیر از طرح و مدل یکی از راهکارهای رونق بخشیدن به این صنعت شده است. بعضی از فروشندگان هنگام فروش، طلای سفید را گران‌تر می‌فروشند اما ارزان‌تر از طلای زرد می‌خرند. هرچند طلای زرد موقع آب کردن مرغوب‌تر است، اما این اختلاف بسیار ناچیز است و قانونی برای آن وجود ندارد.

نخستین تصویری که از طلا به ذهن می‌رسد رنگ آن است که معمولا با رنگ زرد و سفید تداعی می‌شود، اما در واقع طلا با یک سری فرآیندهای شیمیایی و ترکیب با دیگر فلزها و عملیات آبکاری در هر رنگی (قرمز، مشکی، زرد، صورتی، سبز و...) می‌تواند باشد، برای مثال طلای قرمز از ترکیب آلیاژ مس، طلای سفید از ترکیب پلادیوم یا نقره به دست می‌آید.
سایت طلا ضمن طرح مقدمه فوق به نکات زیر اشاره کرده است:

عیار طلا
عیار واحد اندازه‌گیری خلوص آلیاژهای طلا و دیگر فلزات گرانبهاست.عیار طلا معمولا از واحد کامل ۲۴ بیان می‌شود، برای مثال طلای ۲۴ عیار طلای خالص با حداقل ۹۹/۹ درصد طلا و طلای ۱۸ عیار از ۷۵ درصد طلا و ۲۵ درصد فلز دیگر تشکیل شده است. طلای خالص به دلیل نرمی زیاد برای ساخت بیشتر وسایل مناسب نیست و به همین دلیل بیشتر طلایی که در جواهرات به کار می‌رود طلای خالص نیست. در ایران، از عیار ۱۸ استفاده می‌شود اما در کشورهای عربی عیار طلا بین ۲۰تا ۲۴ متغیر است و در کشورهای اروپایی یا ایالات متحده معمولا از عیار ۱۴ استفاده می‌شود.

طلاهای خارجی
برندهایی مثل بولگاری یا تیفانی جزو برترین برندهای طلا و جواهر در دنیا هستند، اما با توجه به قیمت بالا و تولید محدود، بازارشان محدود به قشر خاصی از جامعه است. در ایران به دلیل حمایت از تولید‌کنندگان داخلی هیچ کدام از این برندها به طور رسمی نمایندگی ندارند. در حال حاضر، صنعت طلا و جواهر در کشورهایی مثل ترکیه، ایتالیا و تایلند به دلیل حمایت دولت این کشورها از این صنعت و طراحانش، تنوع زیادی پیدا کرده است. هرچند ایتالیا یکی از مطرح ترین کشورهای در حال ساخت طلا و جواهر است، ولی در حال حاضر از نظر تنوع طراحی، تیراژ تولید، کیفیت کار و در مجموع همه این موارد کشور هنگ‌کنگ حرف اول را در دنیا می‌زند.

در حال حاضر ورود و فروش مصنوعات خارجی طلا غیرقانونی بوده و ممنوع است.

جواهرات
به طور کلی، ۴نوع سنگ قیمتی (الماس، زمرد، یاقوت کبود و یاقوت قرمز) وجود دارد و تعداد زیادی سنگ‌های نیمه قیمتی مانند آمیتیس، سیترین، توپاژ و... که پیاده شدن این سنگ‌ها روی طلا، آن را به جواهر تبدیل می‌کند. اینکه هنگام خرید جواهر چه سنگی را در اولویت قرار دهید یا تشخیص مرغوب بودن سنگ، دغدغه بسیاری از خریداران جواهر است؛ به طور کلی سنگ جواهر به ۳ دلیل ارزش پیدا می‌کند: زیبایی و درخشندگی، کمیابی و با دوام بودن؛ سنگ برلیان که گونه‌ای از الماس است از نظر درخشش و دوام بالاتر از دیگر سنگ‌هاست و از آنجایی که مدیریت خوبی از ابتدای اکتشاف روی آن انجام شده، بازار عرضه و تقاضای خوبی هم دارد، اما سنگ‌های زمرد و یاقوت کبود کمیاب‌تر هستند و کیفیت بالای آنها ارزش زیادی دارد و باعث گرانبها شدن روزافزون آنها می‌شود، اما تشخیص مرغوب بودن تمامی سنگ‌ها از عهده افراد عادی خارج است، برای مثال ممکن است شما انگشتر برلیانی بخرید که فروشنده مبلغ زیادی بابت سنگ کار شده روی آن بگیرد، اما هنگام فروش متوجه شوید که برلیان به کار رفته در انگشتر به دلیل تراش بد و داشتن ناخالصی و... نامرغوب بوده و ارزش پول پرداختی شما را نداشته است. برای جلوگیری از این مشکل، تنها راهی که می‌ماند این است که از جواهر‌فروشی‌هایی خرید کنید که معتبر باشند و جنس خریداری شده را تضمین کنند. جواهر‌فروشی‌های معتبر هنگام فروش، تنها ۱۵ تا ۲۰ درصد از پول پرداختی شما را کسر می‌کنند، اما در غیر این صورت، هنگام فروش جواهر، ممکن است ضرر زیادی متحمل شوید.

مزد ساخت
مبنای مزد ساخت طلا و جواهر براساس طرح آن تعیین می‌شود. طلاهایی که با ماشین و در تیراژ بالا ساخته می‌شوند، مزد ساخت پایین‌تر و آنهایی که کار دست و محدود‌تر است، مزد ساخت بالاتری دارند، اما به این معنی نیست که تمام طلاهای ساخت ماشین کم اجرت هستند، بلکه پیچیدگی طرح و نوع سوار شدن سنگ‌ها، در بالا بردن هزینه اجرت تاثیر می‌گذارند.

طلای دست دوم را از قفل آن بشناسید
بازار طلاهای دست دوم مدت‌هاست که داغ است؛ تشخیص طلای دست اول و دست دوم شاید تا حدودی مشکل باشد. ساده‌ترین راه برای اینکه دست دوم بودن طلا را تشخیص بدهید، یک نگاه به ظاهر آن، به خصوص به قفل و بندی است که در آن به کار رفته است. در طلای دست دوم، این قسمت‌ها در مقایسه با بخش‌های دیگر، کمتر براق‌اند و به خاطر استفاده‌هایی که از طلا شده، خش‌هایی هم در این بخش‌ها دیده می‌شود. برای محاسبه قیمت طلا، به اطلاعات چهار آیتم احتیاج است:

وزن طلا، اجرت ساخت، درصد سود و قیمت گرم طلا.
نکات قابل توجه برای خرید:
۱- در درجه اول، اجرت ساخت طلا یک آیتم توافقی بین خریدار و فروشنده است و معمولا فروشنده به آن در صورت ناآشنا بودن شما اشاره نمی‌کند و می‌توانید با کمی جست‌وجو در بازار طلا، طلای نو بدون اجرت پیدا کنید.

۲- درصد سود طلافروشان ۱۲درصد است که شامل ۵ درصد مالیات ارزش افزوده و ۷ درصد سود فروشنده است.

۳- درصورت اشکال در محاسبات فروشنده، به اتحادیه مراجعه کنید تا موارد تخلف را پیگیری کنند.
ادامه مطلب
نویسنده: bagerwebsun97 بازدیدها: 216 نظرات: 0
محققان دانشگاه میشیگان می گویند افراد معمولاً برای بیان اطلاعات حساسی که گفتنشان به صورت مستقیم راحت نیست به پیامک متوسل می شوند. ولی در اینجا شما را با ۵ چیز که هرگز نباید با پیامک بیان شوند آشنا می کنیم.

۱.”فکر می کنم دیگر به درد هم نمی خوریم”
شاید خود شما هم طعم این تجربه تلخ را چشیده باشید و بدانید که چقدر سخت است وقتی کسی با ارسال یک پیامک و بدون گفتن دلیل، خواهان پایان یک رابطه عاطفی می شود. جدایی با پیامک ایده جالبی نیست پس همیشه این مسئله را رو در رو مطرح کنید.

۲. “بین خودمان باشد…”
یادتان باشد که این یک قانون است. اگر پیامکتان با این جمله شروع شده اصلا دکمه ارسال را فشار ندهید. رازها را باید رو در رو گفت تا طرف مقابل نتواند آن را برای نفر بعد ارسال کند!

۳. “من باردارم”
فکر می کنید پیامک روش خوبی برای دادن چنین خبر خوب وقشنگی باشد؟ مسلما نه. بهتر است این خبر خوب را رو در ور به همسرتان بگویید تا از دیدن برق شادی در چشم های او محروم نشوید!

۴. “دوستت دارم”
اگر می خواهید این جمله فراموش نشدنی را برای اولین بار به زبان بیاورید، لطفا اصلا از پیامک استفاده نکنید، چون از دیدن واکنش او محروم خواهید شد. علاوه بر این، تصور کنید که اگر در جواب چنین اعتراف بزرگی تنها یک ” ” دریافت کنید چه احساسی به شما دست خواهد داد.

۵. "لحظه ای خودتان را جای طرف مقابل بگذارید"
اگر از چیزی رنجیده باشید و به جای معذرت خواهی تنها یک علامت (که درجه واقعی بودنش معلوم نیست) دریافت کنید، او را خواهید بخشید؟ اگر موضوع آن قدر بزرگ هست که احساس ناراحتی کنید، رو در رو یا دست کم تلفنی معذرت خواهی کنید. نکته بسیار مهم اینکه هیچ گاه از طریق پیامک بحث و جدل نکنید چون در این صورت کلمات ناخوشایندی که بیان کرده اید مدت ها در جایی ثبت خواهد شد و فراموش کردنشان آسان نخواهد بود.
ادامه مطلب
نویسنده: bagerwebsun97 بازدیدها: 202 نظرات: 0
در میان تعداد زیادی از مرد و زن مجردی که در اطراف‌مان هستند، تنها گروه کوچکی را می‌بینیم که با دلایل منطقی و محکمشان از عالم مجردی لذت می‌برند و باقی این افراد، به خاطر دلایلی تنهایی را به جان می‌خرند که یا موقتا شاد‌شان می‌کند یا تنها یک سد دروغین را در برابرشان ایجاد کرده‌است.

ازدواج
بسیاری از دلایل این افراد برای «نه» گفتن به فرصت‌هایشان، تنها از عادت‌ها یا ترس‌هایی ناشی می‌شود که از وجود‌شان بیرون نمی‌رود. اگر شما هم به دلیل‌های مشابه به ازدواج فکر نمی‌کنید، بهتر است یک‌بار دیگر به زندگی‌تان و انتظاری که از آینده‌تان دارید نگاه کنید و با دلایل منطقی‌تر در این مورد تصمیم بگیرید

زیاد از حد عشق کارید؟
شاید شما آنقدر غرق مناسبات شغلی‌تان شده‌اید که نمی‌توانید فکری اساسی برای زندگی عاطفی‌تان کنید. ممکن است فکر کنید هیچ چیز در دنیا شما را به اندازه پیشرفت کاری راضی نمی‌کند و البته احتمالا آنقدر غرق این تفکر شده‌اید، که حتی فکر تغییر هم در سرتان چرخ نمی‌زند. نگاهی به محیط کارتان بیندازید. افرادی که مثل شما عشق کارند کم نیستند.

کسانی که حتی در چهارمین و پنجمین دهه زندگی‌شان، تنها با پرونده‌های روی میز‌شان زندگی می‌کنند. حالا کمی دقیق‌تر به آنها نگاه کنید. آیا واقعا این افراد خوشبخت و راضی هستند؟

راه حل
شمایی که کارتان همه زندگی‌تان بوده، قرار نیست یک شبه خانه‌نشین شوید. پس باید مردی را انتخاب کنید که توان پذیرش محدودیت‌های شما را داشته باشد. او باید با نوع کار شما و شرایطی که دارید آشنایی داشته باشد تا بتواند تصویر دقیقی نسبت به مشکلات احتمالی که در این مسیر پیش می‌آید را در ذهنش شکل دهد.

اگر نمی‌خواهید که در میانه راه هم خودتان و هم او را ناامید کنید پس سعی کنید تصویری دقیق از اهداف و شرایط‌تان را برای خواستگارتان شکل دهید و قبل از هر تصمیمی، ببینید که چقدر اهداف‌تان در یک راستا هستند و تا چه حد می‌توانید با محدودیت‌های یکدیگر کنار بیایید. البته این تمام ماجرا نیست. شما نمی‌توانید بدون ‌هیچ تغییری پیش بروید و تنها انتظار داشته‌باشید که همسر آینده‌تان شما را درک کند. شما باید بپذیرید که بعد از ازدواج، شرایط کاری‌تان هم شکل دیگری به‌خود می‌گیرد و شما دیگر نمی‌توانید تمام لحظه‌های زندگی‌تان را با پرونده‌های کاری‌تان بگذرانید.

استانداردهای غیر قابل عبوری دارید؟
شاید معیار‌های سفت و سخت شما در مورد همسر آینده‌تان دلیل این تنهایی باشد؛ حق هم دارید. پای یک عمر زندگی در میان است و نمی‌خواهید که بی‌گدار به آب بزنید. احتمالا شما با دیدن مردهای اطرافتان و همسر دوستان‌تان فورا ایرادهایشان را می‌بینید و در دلتان می‌گویید اگر من بودم، با مردی که این ویژگی را داشته باشد ازدواج نمی‌کردم و از آنجا که خواستگارهایتان هم یکی از مردهای همین کره خاکی هستند و از همین دسته عیب و نقص‌ها را در خود دارند،پس شما نمی‌توانید دلتان را راضی کنید و به مردی که چنین عیب‌هایی داشته باشد «بله» بگویید. از آنجایی که خودتان سال‌ها در مورد ازدواج‌های دیگران قضاوت کرده‌اید، احتمالا در دلتان می‌گویید، مردم در مورد انتخاب من چه می‌گویند... .

راه حل
وقتی پای یک عمر زندگی در میان است، قطعا نمی‌توانید به مردی که هیچ کدام از معیارهایتان را ندارد «بله» بگویید. اما قبل از اینکه با این قضاوت تنهایی را به جان بخرید، نگاهی به خودتان و معیارهایتان بیندازید.

در درجه اول بهتر است نقاط ضعف و ایراد‌های خودتان را ببینید. آیا شما یک فرد بی‌عیب و نقصید که به دنبال یک مرد بی‌عیب و نقص هستید؟ در درجه دوم، باید فهرستی از این معیارها که عمری شما را تنها نگه‌داشته‌ است بنویسید. آنها را به ترتیب اهمیت فهرست کنید.

حالا دوباره مرورشان کنید، از کدام ویژگی‌هایی که نوشته‌اید می‌توانید بگذرید و کدامشان غیرقابل چشم‌پوشی هستند. حالا که این فهرست را پاکسازی کردید، نگاهی به گزینه‌هایی که برای ازدواج دارید بیندازید. شاید یکی از این افراد، چند نمونه از این ویژگی‌های منفی را داشته باشد اما این ویژگی‌ها ممکن است جزء اصلی شخصیت او نباشد. اگر این خصوصیات در او کمرنگ هستند و در مقابل خصوصیات بسیار مطلوب دیگری دارد که می‌توانید به آنها تکیه کنید، بهتر است کمی بیشتر در مورد این گزینه فکر کنید.

بودن با دوستان‌تان برای شما کافی‌است؟
ازدواج به چشم افرادی که یک لحظه هم بدون دوستان‌شان زندگی نمی‌کنند، یعنی محدودیت. این افراد گروه‌های متفاوتی از دوستان را در کنار خود دارند و برایشان تنهایی معنایی ندارد. آنها نمی‌توانند بپذیرند که بعد از ازدواج، باید دور خیلی از این لحظه‌ها را خط بکشند.

دوستان نزدیک و صمیمی، نمی‌گذارند که این افراد هیچ خلأ عاطفی‌ای را در زندگی‌شان احساس کنند و به همین دلیل خود را وارد زندگی‌ای بکنند‌ که باعث می‌شود در ظاهر تنها تر از قبل شوند.

راه‌حل
اگر شما در گروه این افراد هستید، ازدواج برایتان تصمیم سختی است.
اما بهتر است به‌جای این سختگیری، چند قدم جلوتر را هم ببینید و به آینده نگاه کنید. این دوستان صمیمی تا کجا با شما پیش می‌آیند؟ تجربه دیگران می‌گوید، احتمالا آنها هم یکی یکی ازدواج می‌کنند و این گروه‌های سرشار از صمیمیت هم روز به روز کوچک‌تر می‌شوند. اگر مراقب نباشید، این ماجرا خیلی زود از شما یک فرد همیشه تنها می‌سازد.

فردی که در گروه متاهل‌ها احساس خوشبختی نمی‌کند و البته دیگر دوستانی ندارد که هر لحظه برای بودن در کنار او حاضر باشند. گذشته از این، ازدواج قرار نیست به معنای از دست دادن دوستان و تنها شدنتان باشد. شما می‌توانید با کسی ازدواج کنید که از بودن در کنار گروه دوستان‌تان هم لذت ببرد و بعد از شکل دادن زندگی‌تان، با پذیرش محدودیت‌هایی که یک زندگی متاهلی دارد، تلاش کنید تا از این دوستان هم فاصله نگیرید.

به دنبال موقعیت‌های بهترید؟
فکر می‌کنید که «بله» گفتن به یک گزینه، یعنی «نه» گفتن به باقی گزینه‌ها و به همین دلیل نمی‌توانید خودتان را برای تصمیم‌گرفتن راضی کنید؟ شاید گمان می‌کنید همیشه فرصت‌های بهتری در مقابل‌تان قرار خواهند داشت و لیاقت شما بیشتر از مواردی است که تا امروز به شما پیشنهاد شده. اگر شما گرفتار چنین تفکراتی هستید، احتمالا نمی‌توانید به گزینه‌هایی که تا چند وقت پیش به نظر‌تان ایده‌آل می‌آمدند هم «بله» بگویید و به همین دلیل فرصت‌هایی که روزی برایتان آرزو بوده‌اند را هم رد می‌کنید.

راه‌حل
در مورد گزینه‌های بهتر، نمی‌توان حکم قطعی‌ صادر کرد. شاید حق با شما باشد و کسانی شایسته‌تر از خواستگاران فعلی‌تان هم روزی به شما پیشنهاد ازدواج دهند. اما نگاهی به خودتان بیندازید؛ احتمالا در آن زمان هم شما برای رسیدن یک پیشنهاد بهتر به آنها «نه» می‌گویید.

فکر بهترین بودن را از سرتان بیرون کنید. سری به همان فهرست اولویت‌ها بزنید و خواستگارتان را با آن اولویت‌های اساسی بسنجید. اگر فکر می‌کنید مهم‌ترین ویژگی‌هایی که برایتان مطرح بوده را در خود دارد، مته به خشخاش نگذارید. بپذیرید که بهترینی وجود ندارد و همه افراد ضعف‌های خاص خودشان را دارند. ضعف‌هایی که در همه وجود دارد اما نوعشان از فردی به فرد دیگر فرق می‌کند. پس به‌جای این آرمان گرایی، تلاش کنید سراغ کسی که ویژگی‌هایش با خط قرمز‌های شما هماهنگی ندارد، نروید.

از اینکه کسی واقعیت را بفهمد می‌ترسید؟
ممکن است شما و خانواده‌تان، تفاوت‌های زیادی داشته باشید. از عقاید شخصی‌تان گرفته تا سبک زندگی اجتماعی شما که می‌تواند متفاوت یا حتی متضاد با خانواده‌تان باشد. شمایی که به سن ازدواج رسیده‌اید و نسبت به این اتفاق بی‌میل هم نیستید، به‌خاطر این تفاوت‌ها به خواستگارهایتان «نه» می‌گویید.

از طرفی کسانی‌که خانواده به شما پیشنهاد می‌کنند، مرد رۆیاهای شما نیستند و از طرف دیگر نمی‌توانید مردی که در مقابلش خود را به شکل دیگری معرفی کرده‌اید را، با خانواده‌تان آشنا کنید. شما گمان می‌کنید که «بله» گفتن به انتخاب خانواده‌تان؛ یعنی یک عمر زندگی سرد و «بله» گفتن به خواستگاری که هنوز خانواده‌تان را ندیده، یعنی یک زندگی شکست خورده یا جدایی از همه عزیزان‌تان.

راه‌حل
اشتباه نکنید. ازدواج یک جعبه کامل است که نمی‌توانید هیچ کدام از محتویاتش را گل‌چین کنید. خانواده و دوستان شما، خانواده و دوستان او و تمام محدودیت‌ها و شرایط‌تان در این جعبه قرار می‌گیرند و اگر بخواهید زندگی موفقی داشته باشید باید با همه آن شرایط روبه‌رو شوید. برای شمایی که در مورد ازدواج بی‌میل نیستید، چنین دلیلی نباید مانع بزرگی تلقی شود. کافی است خودتان باشید؛ همانطور که هستید نه آنطور که خانواده‌تان می‌خواهد. از طرف دیگر، باید پنهان کاری را کنار بگذارید.

با خواستگارتان در مورد شرایط خانوادگی‌تان صحبت کنید و تفاوت‌ها را روشن کنید. به او بگویید که حفظ خانواده و ارتباط‌تان برای شما یک اولویت اساسی است و اگر می‌خواهد که در کنار شما خوشبخت باشد، باید این موضوع را بپذیرد و در کمال احترام با این تفاوت‌ها کنار بیاید.

فکر نکنید با این خط و نشان کشیدن‌ها خودتان را بی‌ارزش کرده‌اید. اهمیتی که شما به عزیزان‌تان و شرایطی که دارید می‌دهید، می‌تواند ارزش شما را در نظر او چند برابر کند.

شاید روبه‌رو کردن این 2‌گروه با هم آسان نباشد اما اگر منطقی پیش بروید و از مسیری مناسب با خانواده‌تان وارد مذاکره شوید که برایشان قابل پذیرش باشد، می‌توانید خیلی زود و با کمترین تنش، به نتیجه برسید.

سیب سبز
ادامه مطلب
نویسنده: bagerwebsun97 بازدیدها: 67 نظرات: 0
تمرین برگرداندن عادتها روشی است که به افراد کمک می کند تا عادت هایشان را مدیریت کنند این روش به طور موفقیت امیزی برای کندن موهای سر، جویدن ناخن ها، مکیدن شست و تیکهای عصبی استفاده می شود.

بعد از آنکه پزشک یا روان شناس تان در اتاقش این روش را به شما نشان داد از روشهای زیر برای تمرینات روزانه فرزندتان تان در منزل استفاده کنید.

فرزندتان را هر چه بیشتر از عادتش مطلع کنید
فرزندتان را مجبور کنید که هنگام انجام این عمل در برابر آینه بایستد و خودش را نگاه کند. این کار را هر روز انجام دهید و کمک کنید تا بفهمد هنگامی که این عادت را انجام می دهد بدنش چه طور حرکت می کند و کدام ماهیچه هایش درگیر کار می شوند. به این مرحله آگاهی آموزی گفته می شود چرا که سعی می شود فرد به طور دقیق از عملکرد و رفتار تکراری اش مطلع شده و آگاه گردد.

او را مجبور کنید که زمانهایی را که مرتکب عادتش می شود را شناسایی کند مثلا دستش را هنگامی که مرتکب عادتش می شود بالا ببرد و یا بگوید"خودش است". اگر دیدید که او عادتش را انجام می دهد بدون آنکه توجه خاصی کند با یک ژست خاص یا بیانی که از قبل هر دوتان درباره ان به توافق رسیده اید به او علامت دهید. به این مرحله نیز اموزش پاسخ مغایر گفته می شود. برای مثال پاسخ مغایر غیر مزاحم است (که دیگران نمی توانند آن را به آسانی شناسایی کنند) و فرد به مدت یک تا سه دقیقه در آن وارد می شود. اشخاص مهم مثل اولیا کودکان می توانند در خارج از جلسه درمان ، در استفاده از این مهارتها از طریق یادآوری و تقویت کمک کنند که به این اقدام، حمایت اجتماعی گفته می شود.

فرزندتان را مجبور کنید هر زمان را که صرف انجام عادتش می کند روی یک کارت یادداشت کند. پیگیری کردن اینکه معمولا چه مواقعی این عادات اتفاق می افتد تنها راهی است که هم شما و هم فرزندتان می توانید از روی آن بگویید که روند وقوع این عادت و گسترش یا کنترل آن چگونه است.

به طور روزانه قصد متناقض را تمرین کنید
قصد متناقض عملی است که فرزندتان به جای عادتش آن را انجام می دهد. ماهیچه هایی که به انجام کار جدید عادت می کنند تکرار عادت قبلی را غیر ممکن می سازد. برای مثال به جای انجام تیک بستن پلکها(تیک پلک زدن) بچه تشویق می شود که خیلی آرام پلکهایش را ببندد و به مدت ده ثانیه آنها را باز نکند.

کودکتان را وادار کنید که روزانه قصد متناقض را تمرین کند. این کار به او کمک می کند که با این پاسخ یا عکس العمل احساس راحتی بکند و او را مطمئن سازد که قصد متناقض او از نظر اجتماعی قابلیت جلب توجه دیگران را ندارد. او را تشویق کنید که درست زمانی که حس می کند به شدت تحت فشار است که عادتش را انجام دهد از قصد متناقض استفاده کند. او را تشویق کنید که بعد از هر بار که عادتش را انجام می دهد به مدت یک تا سه دقیقه قصد متناقض را انجام دهد.

بازخورد دادن فراموش نشود
به کودکتان کمک کنید تا از عاداتش آگاهی بیشتری کسب کند و این کار را با کمک کردن به او برای تشخیص عادتش هنگامی که مرتکب آن می شود انجام دهید.
پیگیری کردن اینکه معمولا چه مواقعی این عادات اتفاق می افتد تنها راهی است که هم شما و هم فرزندتان می توانید از روی آن بگویید که روند وقوع این عادت و گسترش یا کنترل آن چگونه است

حمایت و تشویق
کودکتان را تشویق کنید که از قصد متناقض استفاده کند و هنگامی که از آن استفاده کرد از او قدردانی و تعریف و تمجید کنید. وقتی متوجه شدید شروع به ترک و دوری از عادتش کرده او را تشویق کنید.

تلاش
به یاد داشته باشید هر چند بسیاری از کودکان و نوجوانان ظرف مدت دو روز متوجه کاهش تکرار عادت شان خواهند شد اما بزرگترین تغییر ناشی از استفاده از این روشهای برگرداندن عادتها در طی ماه دوم یا سوم اتفاق می افتد. بنابراین پس از دو روز یا یک هفته اگر تغییری ایجاد نشد، تسلیم نشوید.

در مرحله آگاهی آموزی سعی می شود فرد به طور دقیق از عملکرد و رفتار تکراری اش مطلع شده و آگاه گردد.
زمانی که از معکوس کردن عادت(قصد متناقض) برای کودکان استفاده می شود، والدین ممکن است از هدایت فیزیکی برای درگیر کردن کودک در پاسخ مغایر استفاده کنند. برای مثال دختر خردسالی که در هنگام فراغت موهایش را می کشد و ناخنهایش را می جود، پاسخ مغایر، گره زدن دستها و گذاشتن انها در دامن است.

مادر باید بیاموزد که بگوید" دستها روی دامن" و هروقت دید که دخترش موهایش را می کشد یا ناخنش را می جود دستهای او را گرفته و روی دامن بگذارد. پس از مدتی کوتاه زمانی که مادر به فرزندش بگوید" دستها روی دامن"، دختر دستهایش را روی دامن می گذارد.
ضمنا توصیه می شود که هر وقت دختر دستش را روی دامنش می گذارد مور تشویق مادر قرار گیرد تا پاسخ مغایر در این کودک تشویق شود.
ادامه مطلب
نویسنده: bagerwebsun97 بازدیدها: 76 نظرات: 0
هر قدر که این تکنیک حل مشکل ساده به نظر برسد، نتیجه اش می تواند مهم و بزرگ باشد.این کار آسان این پتانسیل را دارد که ذهنتان را به قلمرو احتمالات جدیدی باز کند.

اخیرا تکنیکی برای حل مشکلات کشف کرده ام که فکر کردم شما دوستش داشته باشید.اما اجازه دهید قبل از شرح این فرآیند حل مشکل، داستان مربوط به آن را بگویم. به تازگی با احساس ناامیدی ناخوشایندی درگیر بودم. شاید شما هم تجربه کرده باشید :احساس می کنید باید کاری انجام دهید، اما انگار فلج شده اید. طوری که برای انجام کاری مفید احساس ناتوانی می کنید.

مشکل من این است که احساس می کنم میلیون ها کار برای انجام دادن دارم، و در عین حال فکر می کنم پیشرفت در هر کدام از این برنامه ها دشوار و غیر ممکن است. در نتیجه، تمام روز بدون اینکه پیشرفتی در کارم باشد می گذرد.هر روز، وقتی نگاه می کنم که ساعت 3 عصر شده است، احساس بازندگی می کنم.از اینکه یک روز دیگر را بی ثمر سپری کردم، احساس بدی دارم. از اینکه روز گرانبهای دیگری را هدر دادم، از خودم ناراضی هستم اما این حس به شاد شدن یا پیشرفت من کمکی نمی کند.

از اینکه پس از این همه تمرینات افزایش اعتماد به نفس، هنوز هم احساس ناتوانی می کنم، ناراضی هستم. فکر می کنم چیزی مرا به عقب می کشد و از حرکت بازمی دارد. انگار این حس نامرئی پایم را می کشد. مانند هر احساس ناامید کننده دیگری، این احساسات مانند زنگ خطری عمل می کنند و به ما هشدار می دهند که نیاز داریم زندگی خود را بازنگری کنیم. در واقع به ما اجازه می دهد بدانیم چیزی جدیدی برای یاد گرفتن وجود دارد.

تکنیکی ساده برای حل مشکلات
درس های زندگی در این مشکلات آشکار می شوند که معمولا فرصتی برای تغییر یا بهبود زندگی در جهت خوشی تمام و کمال است. بنابراین آموختم که به این هشدارها اعتماد کنم و درسی که آن ها برایم فراهم می کنند را پذیرا باشم.

به جای نشستن پشت میزم و احساس ناتوانی و مغلوب شدن در برابر احساسات- کاری که دیروز کردم- از میز کارم بلند شدم، حرکات کششی انجام دادم و سوالات زیر را از خودم پرسیدم،"الان به چه چیزی احتیاج دارم؟"

پاسخ به آسانی به دست می آید. ندای درونم پاسخ داد، " به استراحت". کنار میز مطالعه بزرگ و راحتم رفتم و خواندن کتابی که دوستم به تازگی به من هدیه داده بود را شروع کردم. اسم کتاب،"معماری فراوانی" نوشته لندرا کارول است. به صورت اتفاقی بخشی را شروع کردم که نویسنده در مورد تکنیک ساده ای که خودش،" 12 مورد دیگر" نامیده بود ، صحبت می کرد.این مفهوم به بلاغت، سادگی و سرگرم کنندگی هر چه تمام تر بیان شده بود.www.ibanoo.ir

بطور اساسی،اگر فکر می کنید که درگیر مشکلی شده اید،یک سوال از خود بپرسید و 12 جواب احتمالی به این پرسش بدهید.می توانید یکی از جواب ها را به سوال تبدیل کنید و با 12 جواب دیگر به آن پاسخ دهید.به این کار ادامه دهید تا به پاسختان برسید، احساس بهتری داشته باشید یا مشکلتان را حل کنید.

problem-solving-2

مثال اول: دغدغه هایی در ارتباط با همکاران
امروز صبح یکی از همکاران برخورد بی ادبانه ای با شما داشت که باعث ناراحتی شما شد. می توانید این احساس ناخوشایند را با پرسیدن این سوال بررسی کنید،"چه چیزی باعث شد که این فرد با من بدخلقی کند؟" اکنون، اولین پاسخی که به ذهنتان می رسد را داشته باشید و به پرسش از خود ادامه دهید، " دیگه چی؟" تا زمانی که 12 پاسخ یا بیشتر داشته باشید.

برخی از پاسخ های احتمالی: یکی از اعضای خانواده اش فوت شده، خواب کافی نداشته است، آن روز صبح با همسرش مشاجره داشته، پسرش بیمار است، حال خودش خوب نیست و ... با تمرکز روی دلایل احتمالی بدخلقی همکارتان ، شرایط را به دقت و از جوانب متفاوت خواهید دید. احساس همدردی بسیار بهتر از گوشه گیری وعصبی شدن است.

مثال دوم: حل مشکلات شخصی
می توانید از خود بپرسید،" چیزی که می خواهم، چیست؟" و 12 جواب را در نظر بگیرید.سپس می توانید با جایگزین کردن یکی از جواب ها و تبدیل آن به سوال، 12 جواب دیگرهم داشته باشید.

برای مثال، اگر یکی از پاسخ ها این بود که "می خواهم عاشق شوم." سوالی که در پی آن مطرح می شود این است که " کجا می توانم عشق را پیدا کنم؟" زمانی که 12 پاسخ را حدس زدید، به خاطر چیزهایی که در مورد خودتان یاد گرفتید شگفت زده خواهید شد.

چرا این فرآیند پرسش و پاسخ قدرتمند است؟
هر قدر که این تکنیک حل مشکل ساده به نظر برسد، نتیجه اش می تواند مهم و بزرگ باشد.این کار آسان(که هر کسی می تواند به سادگی انجام دهد) این پتانسیل را دارد که ذهنتان را به قلمرو احتمالات جدیدی باز کند. این تمرین ساده به شما کمک می کند تا تمرکز خود را از یک سری موارد محدود کننده به سمت احتمالات گسترده تری هدایت کنید. همچنین دریافته ام که سبب روشن تر شدن مسائل می گردد.

وقتی افکار بررسی نشده(و تفکرات محدود کننده) زیادی داریم،در ضمیرمان باقی می مانند و ذهن و انرژی فیزیکی ما را تلف می کنند. اخیرا جمله عاقلانه ای شنیدم که می گوید،"هیچ فکری بدون هزینه در ذهنتان باقی نمی ماند." واقعا درست است، اینطور فکر نمی کنید؟ این تفکرات بررسی نشده به طور ناخودآگاه در ذهنمان دور می زنند.نوعی آشفتگی ذهنی می شوند.گنجایش تفکر و توانایی کار مثبت را از ما می گیرند.

فکر می کنم قدرت این تمرین در اینجاست که سوالات مهم و زیرکانه که کمتر بررسی می شوند را مطرح می کند و همچنین صادقانه به آن ها جواب می دهد.به یاد داشته باشید وقتی این تمرین را انجام می دهید ، بازیگوش باشید و نه خیلی جدی.حتی اگر جواب های احمقانه به ذهنتان رسید آن ها را یادداشت کنید.بازیگوش بودن در مرحله پاسخ دادن به ما کمک می کند استراحت کنیم و راحت تر به دانایی درونی خود دسترسی داشته باشیم، این مسئله گنجینه ای از احتمالات و آگاهی از خود به روی ما باز می کند.

چگونه از این فرآیند برای حل کردن مشکلم استفاده کردم
در حالی که دفتر طراحی ام –که به عنوان دفتر یادداشت از آن استفاده می کنم- و مداد مشکی ام را در دست داشتم تکنیک "12 مورد دیگر" را به کار بردم که اکنون آن را "12 پاسخ" می نامم.

چند نفس عمیق کشیدم، به خودم اجازه استراحت دادم و راه درست پرسیدن سوالم را یافتم.بالای یک صفحه خالی نوشتم:"12 پاسخ". در انتهای آن این سوال را نوشتم."از چه چیزی می ترسم؟" می دانستم این سوالی است که باید بررسی کنم.می دانستم همان ترس چیزی بود که باعث گیج شدن من بود و مانع می شد در کارم پیشرفت کنم.بن بست فکری من بود که باید از بین می بردم و بهتر درک می کردم.

اعداد 1 تا 12 را روی خطوط جداگانه نوشتم. سپس هر پاسخ را رو به روی عدد مورد نظر نوشتم.12 پاسخ بسیار سریع و بدون هیچ تلاشی به ذهنم خطور کردند، بنابراین به فهرست کردن پاسخ ها ادامه دادم.
............................................

ادامه مطالب ....
ادامه مطلب
نویسنده: bagerwebsun97 بازدیدها: 76 نظرات: 0

2018

KHORSHID E SHAB