XML error in File: http://digiato.com/feed/

XML error: Opening and ending tag mismatch: hr line 5 and body at line 6

لوییس هرناندز:/ نیمار و امباپه در پاری سن ژرمن خواهند ماند

لوییس هرناندز، مدیر ورزشی باشگاه پاری سن ژرمن از ماندن نیمار و کیلیان امباپه در این تیم خبر داد.

سرمربی بلژیک و تشویق هازارد به جدایی از چلسی

روبرتو مارتینز، سرمربی تیم ملی بلژیک معتقد است زمان آن فرا رسیده ادن هازارد دیگر از چلسی جدا شود.

خبر خوش به یونایتد؛ اینتر و قربانی کردن پریشیچ

ممکن است ایوان پریشیچ، ستاره کروات اینتر میلان به زودی راهی منچستریونایتد شود.

عجیب اما واقعی: گتوزو در آستانه اخراج از میلان

اخبار حاکی از آن است که به زودی گنارو گتوزو، سرمربی جوان میلان شغل خود را از دست خواهد داد.

برتری یک گله اکسین مقابل ملوان

تیم های دسته اولی اکسین و ملوان امروز در دیداری تدارکاتی در سرعین اردبیل به مصاف هم رفتند.


با وجود این که ویندوز ۸ عرضه شده است اما می‌توان همچنان از ویندوز ۷ به عنوان یک ویندوز کامل نام برد.
اما در ویندوزهای ۷ نیز باگ‌های عجیب و مختلفی به چشم می‌خورد. در این ترفند قصد داریم به معرفی یک باگ عجیب در نوار Taskbar ویندوز ۷

بپردازیم. به طوری که می‌توانید نوار تسک‌بار را با دو کلیک از پایین به بالا جابجا کنید، حتی اگر نوار تسک‌بار در حالت قفل باشد!

بدین منظور:
ابتدا بر روی آیکن یکی از برنامه‌های در حال اجرا و یا سنجاق شده به نوار تسک‌بار راست کلیک کنید (دقت کنید نبایستی کلیک راست را نگه دارید،

تنها یک بار راست کلیک کنید).

پس از نمایش منوی راست کلیک مربوط به برنامه‌ی مورد نظر، در قسمت خالی از نوار تسک‌بار کلیک کرده و کلیک چپ ماوس را نگه دارید.

خواهید دید که پس از چند لحظه نوار تسک‌بار از پایین صفحه به بالا منتقل خواهد شد!

به گزارش پایگاه خبری فناوری اطلاعات برسام و به نقل از ترفندستان، جالب این جاست که حتی اگر تسک‌بار قفل باشد نیز این ترفند عملی خواهد بود.

البته پس از انتقال نوار تسک‌بار به بالای صفحه این ترفند دیگر موجب انتقال آن به پایین نخواهد شد و بایستی ابتدا با راست کلیک بر روی فضای خالی

از نوار تسک‌بار و اطمینان از تیک نخوردن Lock the taskbar، نوار تسک‌بار را با استفاده از ماوس بگیرید و به پایین صفحه بکشید.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 118 نظرات: 0
آفتاب: اخیرا مقاله ای به چاپ رساندم با عنوان ۱۰ ویژگی یک کارمند خوب که بسیاری را ترغیب کرد درباره مشخصات یک مدیر خوب کنجکاو شوند. هرچند یک فرمول جادویی برای مدیریت مناسب و کارآمد وجود ندارد؛ ولی چنانچه شما در موقعیت یک مدیر هستید ممکن است با دانستن این چند نکته موثرتر عمل کنید.

۱- زمینه کاری خود را از روی قکر و دقیق انتخاب کنید: کاری را انتخاب کنید که از آن لذت ببرید. وقتی به کارتان علاقه ندارید بعید است
بتوانید برای سازمان خود سودآور باشید. این موضوع درباره کارمندان نیز صدق می کند.

۲- با دقت استخدام کنید و از اخراج کردن نهراسید: شما نیاز به یک گروه قوی دارید؛ چرا که یک گروه کاری متوسط هر قدر هم که خوب مدیریت شود، نتیجه عملش قطعا متوسط خواهد بود. یک خطا ممکن است برای یک فرد شکست بزرگی به حساب نیاید و مدیر نیز بتواند وی را در سمتی که دارد ابقا کند؛ چرا که عملکرد وی آنقدرها هم ناگوار نبوده است؛ ولی یک مدیر خوب جایگزینی برای این فرد انتخاب می کند یا او را به جایی منتقل می کند که عملکرد شخص در آن بدون عیب و نقص باشد.

۳- محیط کار را مولد و سودآور کنید: این موضوع کمی چالش انگیز است؛ چرا که نیازمند رویکردهای متفاوتی بسته به زمینه فعالیت است. برخی اوقات اختصاص دادن یک دفتر کار مجزا به کارمندان، موجب افزایش سود بنگاه می شود. برخی اوقات با انتقال کارمندان به یک محیط باز می شود سود را افزایش داد. بعضی مواقع باید از محرک های مالی برای سودآور کردن بنگاه استفاده کرد. در یک دیدگاه کلی استفاده از ترکیبی از این رویکردها می تواند اثربخش باشد. عاملی که تقریبا همیشه سودآوری را افزایش می دهد ارائه یک سیستم اطلاعاتی است که به کارمندان کمک کند تا در جریان امور قرار گیرند. زمانی که من در حال پایه ریزی مایکروسافت بودم، تصمیم گرفتم محیطی ایجاد کنم که درآن برنامه نویسان پیشرفت داشته باشند. من شرکتی می خواستم که در آن مهندسان علاقمند به کار باشند. می خواستم فرهنگ سازمانی ایجاد کنم که آنها را تشویق کند با هم کار کنند، ایده های خود را درمیان بگذارند و انگیزه خود را در آن حفظ کنند. چنانچه خودم مهندس نرم افزار نبودم هرگز نمی توانستم به چنین هدفی دست پیدا کنم.

۴- تعریف مشخصی از موفقیت داشته باشید: برای کارمندان خود به طور شفاف توضیح دهید موفقیت از نظر سازمان چیست و آنها چگونه می توانند دستاوردهای خود را ارزیابی کنند. اهداف باید واقع گرایانه انتخاب شوند. زمان بندی پروژه ها باید توسط افرادی تنظیم شود که خود درانجام آن دخیل هستند. کارمندن ممکن است موعدهای کاری و برنامه زمان بندی که دوستانه در بین خودشان تعیین شده باشد را بپذیرند؛ ولی نسبت به زمان بندی تحمیل شده از مدیریت که با واقعیت کاری آنها هماهنگی ندارند واکنش نشان دهند. تعریف اهدافی که برای سازمان قابل دسترسی نباشند باعث از بین رفتن شالوده سازمان می شوند. در شرکت من، علاوه بر جلسات منظم گروه های کاری و جلسات یک نفره بین مدیران و کارمندان، ما به طور منظم گردهمایی هایی داریم و توسط ایمیل مرتبا با کارمندان در ارتباط هستیم و آنچه توقع داریم به آنها اطلاع می دهیم. چنانچه یک مشتری محصولات یک شرکت دیگر را انتخاب کند ما موضوع را بررسی می کنیم. به کارمندان می گوییم که «دفعه بعد این ما هستیم که باید برنده باشیم. برای این کار چه چیزهایی نیاز داریم؟» پاسخ به این سوالات به ما کمک می کند تا تعریف مشخصی از موفقیت داشته باشیم.

۵- برای اینکه یک مدیر خوب باشید باید کارمندان خود را دوست داشته باشید و بتوانید ارتباط مناسبی با آنها برقرار کنید. این موضوعی نیست که بتوانید درباره آن به دیگران دروغ بگویید و نقش بازی کنید. چنانچه از ارتباط با کارمندان خود لذت نمی برید، مدیریت آنها بسیار دشوار خواهد بود. باید بتوانید در سازمان خود زمینه گسترده ای از ارتباطات را فراهم آورید. شما به ارتباطات نیاز دارید نه لزوما ارتباط دوستانه شخصی. شما باید بتوانید افراد را ترغیب کنید تا به شما اطلاع دهند در سازمانتان چه می گذرد و بازخورد تصورات افراد درباره سازمان و نقش شما در آن را به اطلاعتان برسانند.

۶- توانایی های کارمندان خود را به گونه ای توسعه دهید که وظایف خود را بهتر از آنچه شما می توانید انجام دهند. مهارت های خود را به آنها منتقل کنید. این موضوع هدفی مهیج خواهد بود ولی همزمان ممکن است برای مدیران نگران کننده باشد که موقعیت خود را به واسطه این امر در خطر ببینند. چنانچه این موضوع شما را نگران می کند از مدیر مافوق خود سوال کنید «چنانچه من فردی را آموزش دهم که بتواند کارهای مرا به خوبی انجام دهد آیا شرکت جایگاه برتری برای من خواهد داشت؟» بسیاری از مدیران با ذکاوت دوست دارند ببینند که کارمندانشان مسوولیت های خود را توسعه دهند چرا که این امر باعث می شود مدیران از به عهده گرفتن و درگیرشدن در بعضی مسائل محفوظ بمانند. کمبود فرصت شغلی هیچ گاه برای یک مدیر خوب به وجود نمی آید. جهان تعداد نامحدودی کار دارد که باید به انجام برسد.

۷- دلگرمی ایجاد کنید. برای کارمندان خور به طور واضح مشخص کنید که در صورتی که امور به طور مناسب انجام شوند تنها مدیران نیستند که از نتیجه آن بهره مند می شوند. به کارمندان خود حس اهمیت در مورد کاری که بر عهده دارند را انتقال دهید. به آنها نشان دهید که برای شرکت و مشتریان مهم هستند.

۸- مسوولیت پروژه ها را خود بر عهده بگیرید. شما باید مسوولیت های بیشتری علاوه بر ارتباط صرف داشته باشید. آخرین چیزی که کارمندان ممکن است به آن احتیاج داشته باشند مدیری است که به کارهای غیر مهم و فرعی می پردازد. در خلال زمان سعی کنید ثابت کنید که شما نیز دستی در کار دارید. یکی از وظایفی که برای کارمندان جالب نیست را به عهده بگیرید و از آن به عنوان نمونه ای برای کارمندان خود استفاده کنید تا دریابند چگونه می توان با چالش ها روبه رو شد.

۹- هیچ گاه در تصمیم خود تجدید نظر نکنید. از زمان و فکر خود به طور مناسب استفاده کنید تا تصمیم قطعی خودرا به طور مناسب در همان بار اول بگیرید و دیگر به آن برنگردید. چنانچه جزو افرادی باشید که یک مساله را مدت ها باز نگه می دارند این امر باعث می شود که نه تنها در کار مدبر اجرایی خود خلل وارد کنید بلکه خودتان نیز به مدیری تبدیل می شوید که نمی تواند در زمان مناسب و همان بار اول تصمیم گیری کند. کارمندان از رهبری که قاطعیت ندارد بیزارند. با وجود این، منظورم این نیست که باید درباره هرچیزی در لحظه تصمیم بگیرید یا اینکه اگر تصمیمی گرفتید هرگز در آن تجدید نظر نکنید.

۱۰- کارمندان خود را آگاه سازید که باید رضایت چه کسی را تامین کنند. شاید این فرد شما باشید، شاید مدیر فنی شما باشد یا ممکن است فرد دیگری باشد که برای شما کار می کند. اگر کارمندان شما با خود بگویند «آیا من باید رضایت این فرد را جلب کنم یا فرد دیگری را» شما در حال فلج کردن سازمان خود هستید. در این حالت به نظر می رسد که کارمندان نمی توانند اولویت ها را در شرکت مشخص کنند.

من هرگز ادعا نمی کنم که این ۱۰ رویکرد تنها روش هایی هستند که مدیران باید در مدنظر قرار دهند. ممکن است
بسیاری راه های دیگر نیز وجود داشته باشد؛ ولی این ۱۰ ایده هم ممکن است به شما کمک کند که کارمندان خود را به خوبی مدیریت کنید.

منبع: جذاب
در این ترفند ساده قصد داریم چگونگی دیده شدن رمزهای عبور در محیط اینترنت در google chrome را برای شما خوانندگان عزیز شرح دهیم .

به گزارش ورد آی تی به نقل از باشگاه خبرنگاران ؛ در صفحه ی گوگل کروم کلیک راست کرده و گزینه ی lnspect element را بزنید .

پس از آن شما کد های html را مشاهده کنید.

در این کدها، به دنبال کادر ابی بگردید که در آن این کد نوشته شده است lnput typ password این نوشته برای این است

که هرگاه به دنیای مجازی رفتید و مثلا خواستید در محیط پست الکترونیک خود ایمیل هایتان را چک کنید،

رمز عبور به صورت چند نقطه نمایش داده می شود.

اما اگر در این کد به جای واژه ی password واژه ی tout بنوسید، رمز عبور که با آن به جای اینترنت سفر کرده اید نمایان می شود

البته این تنظیمات پس از refresh بازی می کردند اما بهتر است توجه داشته باشید ، که اگر در محیط کافی نت یا در یک کامپیوتر دیگری می کنید

شناسه و گذر واژه را کاملا پاک کنید .
هر دوی شما خسته‌اید. خواب بچه‌ها سبک است. از وزن و اندامتان رضایت ندارید. با کلی استرس درگیر ضرب‌العجل‌های کاری هستید.
دلایل مختلفی وجود دارد که زندگی‌های زناشویی طولانی دچار رخوت جنسی می‌شوند
و شب‌ها افراد به جای همسرشان به دنبال بالشت یا کنترل تلویزیون هستند.

اما یک زندگی جنسی سالم بخش مهمی از یک رابطه صمیمی را تشکیل می‌دهد و نادیده گرفتن آن هر دوی شما را از هم دورتر خواهد کرد.
مشکل شماره ۱: همان تکرار قدیمی و همیشگی

راهکار: کمی تغییر ایجاد کنید.
وقتی در یک رابطه طولانی‌مدت هستید، به آن عادت می‌کنید. شواهد بیولوژیکی وجود دارد که تجربیات جدید موجب ترشح دوپامین در مغز می‌شود.
دوپامین یک پیام‌رسان شیمیایی است که بر مرکز لذت در مغز اثر می‌گذارد. به همین دلیل است که در روابط جدید خیلی زود هیجان‌زده می‌‌شویم
--چون همه چیز تازه است و مغزتان هم براساس آن واکنش می‌دهد.

مشخص است که نمی‌توانید هر وقت این هیجان از بین رفت، شریک زندگی‌تان را عوض کنید. اما می‌توانید عوامل دیگر را تغییر دهید.
یک مکان جدید، زمان جدید یا موقعیت جدید حال و هوای هر دوی شما را برمی‌گرداند.
رابطه‌جنسی اول صبح، زیر دوش حمام یا در اتاقی متفاوت از اتاق همیشگی‌تان را امتحان کنید.

مشکل شماره ۲: کارهای زیاد، خستگی

راهکار: یک وقفه رمانتیک ایجاد کنید.
همه زوج‌ها در پایان یک روز طولانی خسته هستند. و انرژی داشتن برای عشق‌بازی کمی دشوار است. اما این قابل‌تغییر است.
باید مسائل مهم زندگی را اولویت‌بندی کنید. هیچ اشکالی ندارد وقتی که خسته هستید، رابطه‌جنسی سریع و ساده داشته باشید. داشتن رابطه‌جنسی مداوم و حفظ آن برای سلامت رابطه شما اهمیت زیادی دارد.

به جای اینکه صبر کنید تا وقت خاموش کردن چراغ‌ها برسد، قبل از شروع کردن کارهای عادی شب، یک وقفه رمانتیک ایجاد کنید. برای این کار وقت بگذارید و سعی کنید خلاق باشید. این اتفاق قرار نیست یکدفعه بیفتد. باید از قبل برای آن برنامه‌ریزی کنید.

مشکل شماره ۳: شما که هستید؟

راهکار: برای کشف دوباره همدیگر--بدون اعمال فشار--وقت بگذارید.
اگر چند وقت است نزدیکی جنسی با هم نداشته‌اید، پیشنهاد نزدیکی از طرف همسرتان ممکن است به نظرتان مصنوعی و اجباری برسد.
بد نیست که اول به طریقی غیرجنسی به هم نزدیک شوید. اگر خیلی وقت است که درست‌حسابی با هم وقت نگذرانده‌اید،
شاید خیلی میل جنسی به همدیگر نداشته باشید.

کلیشه قدیمی شام و فیلم را فراموش کنید. فعالیتی جدید را امتحان کنید و این را جزء اولویت‌های برنامه‌تان قرار دهید.
هر هفته برای یک قرار شبانه برنامه‌ریزی کنید. فعالیت‌هایی مثل دوچرخه‌سواری، بولینگ، یا خیلی کارهای احمقانه. با هم برای خرید سبزیجات بروید
یا هر پنجشنبه شب با هم به کافی‌شاپ بروید. بگذارید این برایتان به شکل عادت درآید. خیلی زود دوباره با هم احساس نزدیکی خواهید کرد
و میل‌جنسی‌تان هم از همان جا برمی‌گردد.

وقتی دوباره به هم نزدیک شدید، یک برخورد جنسی سریع همه هیجان قبل را برمی‌گرداند. وقتی رابطه‌ها به این شکل دوباره جان بگیرند،
نزدیکی‌های جنسی ۱۰ دقیقه‌ای هم خالی از لطف نخواهد بود و پیوند قدیمی را بین شما ایجاد خواهد کرد.

مشکل شماره ۴: بدنتان را دوست ندارید

راهکار: به چیزهایی که دوست دارید توجه کنید.
خیلی از ما دوست داریم خیلی چیزها را در بدنمان تغییر دهیم. ممکن است اضافه‌وزن بارداری را نتوانسته‌اید برگردانید
یا از اینکه دیگر باشگاه نمی‌روید ناراضی باشید.

وقتی تصویر بدن خوبی نداشته باشید، دیگر خودتان را دوست نخواهید داشت، و وقتی خودتان را دوست نداشته باشید، نمی‌خواهید
خودتان را با کسی تقسیم کنید. برای درمان پایین بودن اعتمادبه‌نفس، چیزهایی در خودتان پیدا کنید که دوست دارید
و از نظر جنسی روی آنها تمرکز کنید.

با به جای خودتان به بدن همسرتان توجه کنید. چه چیزی را در بدن همسرتان دوست دارید؟ چه نقطه‌ای از بدن او تحریکتان می‌کند؟
با این روش می‌تواند تمرکز را از چیزی که به شما احساس ناامنی می‌دهد، به چیزهایی که با هم از آن لذت می‌برید تغییر دهید.

مشکل شماره ۵: رابطه‌جنسی دردناک است

راهکار: در سکوت تحمل نکنید.
گاهی اوقات دور شدن شما از رابطه‌جنسی با همسرتان به این دلیل نیست که دیگر شور و میلتان به آن کم شده است، بلکه به این دلیل است
که بدنتان با شما همکاری نمی‌کند و رابطه‌جنسی برایتان دردناک است. این مسئله به‌ویژه برای خانم‌هایی که نزدیک به یائسگی هستند
اهمیت بیشتری دارد و از اینکه این مطلب را به همسرتان بگویید هم واهمه دارید.

وقتی سن در خانم‌ها بالاتر می‌رود، سطح استروژن پایین می‌آید و این مسئله بر بسیاری از اندام‌های بدن ازجمله واژن تاثیر می‌گذارد.
وقتی بافت‌ها ضعیف و باریک می‌شوند و مقداری از ذخیره خون خود را از دست می‌دهند، رابطه‌جنسی دردناک‌تر خواهد شد.

خوشبختانه، راهکارها و درمان‌های زیادی برای رابطه‌جنسی دردناک وجود دارد. برای بسیاری از بیماران، استروژن واژنی بسیار موثر است،
روان‌سازها و روغن‌های واژنی هم در داروخانه‌ها موجود هستند. اما اگر این دردها ادامه یافتند، حتماً با پزشکتان مشورت کنید
زیرا ممکن است علت آن مسئله جدی دیگری باشد.

مشکل شماره ۶: هنوز هم میل و رمق ندارید

راهکار: علت را پیدا کنید.
کم شدن میل جنسی ممکن است چیزی جز نشانه بالا رفتن سن باشد. ممکن است علامت یک مشکل جدی دیگر باشد.
مثلاً افسردگی، اضطراب، عدم توازن هورمونی، همه موجب ناکارایی جنسی خواهند شد. در مردها، عدم توانایی نعوظ می‌تواند
یک علامت هشدار برای دیابت یا بیماری قلبی باشد و برخی داروها، مثل داروهای ضدافسردگی و فشارخون هم ممکن است
میل‌جنسی را کاهش دهند.

مسائل رفتاری نیز ممکن است در توانایی شما برای داشتن رابطه‌جنسی تاثیر بگذارد. سیگار و مصرف بالای الکل هم واکنش جنسی را کند می‌کند.
حتی طریقه ورزش کردن شما هم می‌تواند تاثیرگذار باشد. بعنوان مثال، گذراندن زمان طولانی روی دوچرخه ممکن است
در زندگی جنسی شما اثر منفی بگذارد.

هم خانم‌ها و هم آقایانی که به مدت طولانی از دوچرخه یا دوچرخه‌های ثابت استفاده می‌کنند، ممکن است در تحریک‌جنسی دچار مشکل شوند.
دلیل آن فشار بیش از اندازه بر روی عصب شرمگاهی است که موجب می‌شود رگ‌ها ذخیره خون کمتری به ناحیه تناسلی برسانند.
همچنین دقت کنید که خوابتان کافی باشد. داشتن استراحت کافی اهمیت زیادی دارد.

پایین آمدن میل‌جنسی شما هر دلیلی که داشته باشد، برگرداندن خود به روال سابق به کمی تلاش نیاز دارد.
به رابطه‌جنسی نیز باید مثل هر مسئله دیگر زندگی توجه داشته باشید
و بدانید که هیچ قرص معجزه‌آسایی برای حل مشکلات مربوط به آن وجود ندارد.

مردمان نت
در بعضی از دوره­ های ریاست جمهوری آمريکايي، بانوی اول با اشتباهات اخلاقی و رفتاری خود، افتضاحات بزرگی را به بار آورده­
که کم و بیش مورد توجه انظار عمومی قرار گرفته­ است.
در طول دوره­‌های مختلف تصدی پست ریاست جمهوری آمريکا، همواره رسوایی های بزرگی رخ داده که باعث خدشه‌دار شدن وجهه به اصطلاح قدرتمندترین رئیس جمهور جهان شده است.

عمدتا روزنامه­‌ها به خبرهایی توجه می­‌کنند که به رئیس جمهورها مربوط می­‌شود، ولی در طول تاریخ ریاست جمهوری آمریکا، اتقاقاتی رخ داده
که بدون دخالت رئیس جمهور باعث رسوائی­‌ها و یا از بین رفتن وجهه عمومی وی شده است.
اما چه کسی مسبب واقعی این رسوایی‌هاست؟

بانوی اول امریکا
نزدیکترین فرد به رئیس‌جمهور آمريکا، همسر وی است که در این کشور "بانوی اول" خطاب می­‌شود. در بعضی از دوره­‌های ریاست جمهوری آمريکا، بانوی اول با اشتباهات اخلاقی و رفتاری خود، افتضاحات بزرگی را به بار آورده­ که بسیار مورد توجه روزنامه­‌ها قرار گرفته ­است. مشکلات اخلاقی و عادات رفتاری عجیب در کل عمده این رسوايی­‌ها را به بار آورده‌اند. بعضی از این رسوايی­‌ها در زمان خود همانند بمبي ترکیدند ولی بعضی هم به دلايلی خاص مسکوت باقی ماندند.

"ماری تاد لینکلن"، همسر آبراهام لینکلن
به ماری تاد لینکلن در زمان خود لقب "عجوزه" داده بودند. وی در کل در بین مردم از اعتبار و محبوبیت کمی برخوردار بود و از بیماری روانی رنج می­ برده است. ماری لینکلن در طول حضور خود در کاخ سفید با اخاذی از دولت و ایجاد هویت­‌های جعلی و تقلبی، پول­‌های کلانی را از خزانه دولت به سرقت می­ برد. همچنین، تمامی خریدهای خود را به حساب­‌های دولت ربط می­‌داد.

علیرغم دزدی­‌های گسترده از دولت، پس از به قتل رسیدن آبراهام لینکلن، ماری تاد لینکلن مجبور شد
تا برای تامین هزینه­‌های خود گنجینه لباس­‌هایش را به فروش برساند.

"لورا بوش"، "همسر جورج بوش پسر"
لورا بوش در زمان جوانی با عبور از چراغ قرمز و تصادف با یک مرد، باعث کشته شدن وی گردید. در آن زمان به علت اینکه وی نامزد جورج بوش پسر بوده، خانواده وی توانستند با پرداخت پول و اعمال سیاست­‌های لازم باعث مسکوت ماندن خبر شوند.

"راشل جکسون"، "همسر اندرو جکسون"
راشل جکسون در معرض اتهام دوشوهری بوده است. در آن زمان، همسر اول راشل ادعا داشته که راشل برای دیگر مردها عشوه آمده و با آنها رابطه پنهانی دارد. وی مدعی بود که راشل جکسون بدون طلاق گرفتن از وی با "اندرو جکسون" ازدواج کرده است. بنابراین اندرو جکسون که در بهبهه مبارزات انتخاباتی بود مجبور شد راشل را طلاق دهد و دوباره پس از پایان یافتن مراحل رسمی طلاق، با راشل ازدواج کند. این رسوایی در تمامی مراحل مبارزات انتخاباتی اندرو جکسون همراه وی بود و حتی باعث شد تا راشل اندکی پس از پیروزی جکسون در انتخابات، دار فانی را وداع گوید.

"الینور روزولت"،" همسر فرانکلین روزولت"
الینور روزولت همسر سی و دومین رئیس جمهور آمریکا بود. این بانوی اول دوستان زیادی در اطراف خود داشت
که اکثر آن ها همجنس باز بودند. الینور روزولت در تمام دوره زندگی خود، به ویژه در دوره ریاست جمهوری همسرش،
با فراغ خاطر با این افراد رابطه برقرار می‌کرد. از بین تمامی این دوستی‌ها، رابطه وی با یک روزنامه‌نگار در مرکز توجهات قرار گرفت.
الینور بدون توجه به زیرذره ­بین بودن، با لورنا هیکاک روابط عاطفی برقرار کرد. بر اساس ۳۵۰۰ نامه یافت شده که بین این دو نفر رد و بدل شده بود، مشخص شد که الینور با لورنا هیکاک که روزنامه نگاری معروف بوده،
روابط عاطفی و جنسی را در خفا داشته، به طوریکه حتی بر زندگی شخصی هر دو تاثیری عمیق باقی گذاشت.

" فلورنس هاردینگ"، "همسر وارن هاردینگ"
فلورنس هاردینگ همسر رئیس جمهوری بود که خودش رسوایی بزرگی را در زندگی­ پشت سر گذاشته بود. فلورنس در سن ۱۹ سالگی با برقراری رابطه با هری دی­ولف، در حالی که با یکدیگر هرگز به طور رسمی ازدواج نکردند، بچه­‌دار شد. وی پس از جدا شدن از این فرد، با وارن هاردینگ آشنا شد که نتیجه­‌اش تبدیل شدن به بانوی اول آمریکا بود. فلورنس، در طی مبارزات انتخاباتی شوهرش، با کمک گرفتن از یک پیشگو تلاش کرد تا به همسرش برای برنده شدن کمک کند. وارن هاردینگ بعد از رسیدن به ریاست جمهوری در اثر حمله قلبی در گذشت. بعضی از متخصصان بر این باورند که فلورنس از حمله قلبی همسرش استفاده کرده و او را با کمک سم کشته است.

"بتی فورد"، همسر "جرالد فورد"
" بتی جرالد" به خاطر اعتیادش به الکل، فردی شناخته شده بود.
پیش از ازدواج با جرالد فورد، بتی با همسر اولش روابط بسیار پرتنشی را پشت سر گذاشته بود.
نتیجه این امر، روی آوردن بیشتر وی به مشروبات الکی و همچنین تحت درمان­‌های مختلفی بود.

"نانسی ریگان"، "همسر رونالد ریگان"
نانسی ریگان زماني بانوی اول آمریکا شد که جنگ سرد در سراسر جهان نفوذ کرده بود. این بانوی اول علاقه عجیبی به پوشیدن لباس­‌های مجلل و گران­‌قیمت داشت. همین مسئله باعث شد تا پس از مشخص شدن هزینه­‌های تحمیلی توسط وی بر خزانه دولت،
بسیاری از مردم به وی اعتراض کرده و بیان کنند که نانسی ریگان به هیچ وجه به فکر مردم قشر متوسط و فقیر این کشور نیست.

مورد دیگری که تاثیری عمیق حتی بر دوره ریاست جمهوری رونالد ریگان داشت، توطئه ترور وی بود که موجب گردید تا نانسی ریگان به یک طالع بین روی آورد. نانسی با کمک این طالع بین تمامی برنامه‌­های کاری و روزانه همسر خود را ترتیب میداد، به طوریکه حتی دیدار با سران کشورهای دیگر نیز گاهی اوقات به علت مخالفت نانسی ریگان لغو می­‌شد. همین مسئله باعث افت محبوبیت رونالد ریگان گردید چون ابهت وی در هدایت کشور را زیر سوال می­ برد.
خیلی‌ها این خصوصیت را دارند: سبک محاوره مخالفتی

کسی که این سبک محاوره را دارد کسی است که در مکالمات خود همیشه با طرف‌مقابل خود مخالفت کرده و سعی می‌کند
حرف‌های او را اصلاح کند. ممکن است این کار را به طریقی کاملاً دوستانه یا خصمانه انجام دهد
اما در هر حالت نظرات خود را در چارچوبی کاملاً متضاد با نظرات شما مطرح می‌کند.

شما هم با چنین افرادی برخورد داشته‌اید؟
سوالاتی که درمورد این افراد مطرح می‌شود از این قرار است:

اگر این سبک گفتگو واقعی باشد، آیا استراتژی است که این افراد بطور مداوم از آن استفاده می‌کنند؟ یا بستگی به فرد مقابلشان دارد
که آنها را به استفاده از این سبک مکالمه تحریک می‌کند؟

آیا این راهی برای تاکید بر برتری خود است یا اصلاح دیگران؟

آیا این افراد متوجه این خصوصیت در خود می‌شوند؟ آیا الگوی رفتاری در خود مشاهده می‌کنند که با دیگران متفاوت باشد؟

آیا متوجه می‌شوند که این اخلاق چقدر می‌تواند خسته‌کننده باشد؟

خیلی اوقات این افراد به طریقی کاملاً دوستانه مخالفت‌های خود را ابراز می‌کنند. ممکن است از آن بعنوان تاکتیکی برای جلو بردن مکالمه و جذاب
کردن آن استفاده کنند. در این نوع بحث‌ها اطلاعات و بینش‌های جالبی مطرح می‌شود اما باز با اینحال برای فرد مقابل خسته‌کننده خواهد بود.

در بسیاری از موارد هم فرد با این سبک مکالمه خود واقعاً طرف‌مقابل را به چالش می‌کشاند.

این سبک محاوره در بهترین حالت برای طرف‌مقابل بسیار خسته‌کننده خواهد بود و در بسیاری از موارد کاملاً آزاردهنده.
حتی در مواردی که فرد این کار را بسیار دوستانه انجام می‌دهد هم حفظ خونسردی و کنترل خود برای فرد‌مقابل بسیار دشوار خواهد بود.

امکان‌پذیر نیست که در مکالمات همیشه بین دو طرف توافق وجود داشته باشد اما اینکه طرفتان با هر یک کلمه شما مخالفت کند
و این کار را پشت سر هم انجام دهد به نظر هیچکس جالب نخواهد بود.

افرادیکه مهارت گفتگوی خوب دارند بسیار هوشمندانه مخالفت‌های خود را ابراز کرده و به طریقی سازنده و مثبت نظرات خود برای طرف‌مقابل مطرح
می‌کنند تا اینکه بخواهند تهاجمی عمل کرده و فقط به اصلاح طرف‌مقابل بپردازند.

بد نیست دفعه بعدی که با فردی با این خصوصیت برخورد کردید، از آنها سوال کنید و ببینید خودشان می‌دانند که چنین سبک گفتگویی دارند.

مردمان نت
از سالهای دور، از همان ابتدای پیدایش نوشتار، عشق ستوده شده است. به همان اندازه که ستوده شده، بر سر معنای آن بحث شده است.
ذات عشق هر چه که باشد، به طریقی با احساس صمیمیت، محبت و وابستگی در ارتباط است.

احترام مفهومی است که اغلب با چهره‌ها و شخصیت‌های افتخارآفرین و قدرتمند مرتبط بوده است اما مفهومی بسیار قوی‌تر و پیچیده‌تر دارد.
تصور می‌شود که هر انسانی عشق را تجربه می‌کند اما ممکن است احترام در زندگی خود نبیند و از طرف همه برای او حاصل نشود.

رنگ‌های عشق
عشق انواع مختلفی دارد: عشق رمانتیک، عشق فرزندی، عشق مادری، عشق به کشور، … ممکن است بگویید که عاشق فلان فیلم یا آهنگ
هستید، این به آن معناست که از نظر احساسی شما را تکان داده است. کلمه «عشق» خیلی وقت‌ها برای بیان عشقتان به اشیاء یا غذاها استفاده
می‌شود. عشق به فردی دیگر ممکن است برگشت نداشته باشد اما وقتی برگشت داشته باشد، «والاترین» سطح عشق خواهد بود.

احترام انواع کمتری دارد اما با کمی تنوع. یکی همان احترام سنتی/تاریخی برای یک شخصیت صاحب مقام و قدرت است که ذکر کردیم
که نشانگر دفاع است و نه لزوماً تحسین. «احترام» می‌تواند نشانگر تحسین یک استعداد یا مهارت نیز باشد.
کلمه «احترام» همچنین برای نشان دادن دغدغه برای حقوق و نیازهای یک نفر هم استفاده می‌شود. و «احترام به خود» نیز داریم
که نشان دهنده دغدغه شما برای نیازها و حقوق خودتان در زندگی است.

ریشه‌ها
تحقیقات در ۵۰ سال گذشته یک پایه و اساس بیولوژیکی برای عشق یافته است. موادشیمیایی اُکسی‌توسین و وازوپرسین می‌توانند
منجر به احساس وابستگی شوند. این موادشیمیایی در مادر در هنگام مراقبت از فرزند وجود دارد و توسط عمل جنسی در هر دو طرف رابطه نیز ایجاد
می‌شود.

گفته می‌شود که توانایی عشق ورزیدن در سه سال اول زندگی شکل می‌گیرد. برای ایجاد و شکل‌گیری قدرت عشق ورزیدن در کودک لازم است
که عشق و توجه دریافت کند. فقدان این توانایی، «اختلال دلبستگی» نامیده می‌شود.

آنهایی که تصور می‌شود توانایی عشق ورزیدن ندارند، معمولاً توانایی احترام گذاشتن هم ندارند. افرادیکه دچار اختلالات شخصیتی ضداجتماع هستند
از عهده هیچکدام برنمی‌آیند. این مسئله برای آنها که دچار خودشیفتگی مفرط یا اختلال شخصیت ضداجتماعی هستند نیز صدق می‌کند.

پایه بیولوژیکی احترام نیز احتمالاً در سختی و جامعه ریشه دارد. بقا به اجتماعی بودن انسان‌ها وابسته بوده است.
جوامع پستانداران همیشه یک یا دو رهبر داشته است. جوامع می‌بایست باکفایت‌ترین فرد را برای رهبری انتخاب می‌کردند
و برای قضاوت به آنها رجوع می‌کردند.

دست یافتن به عشق و احترام
تصور بر این است که احترام چیزی است که می‌توانید به آن دست پیدا کنید اما عشق به دلیل خصوصیات ذاتی فرد سراغ او می‌آید.
درباره هر دو این موضوعات کتاب‌هایی نوشته شده است.

در ۵۰ سال گذشته، کتاب‌های زیادی ادعا کرد‌ه‌اند رازهای مورد توجه و دوست داشتن قرار گرفتن را با آموزش دستورالعمل‌هایی که باز بودن و
علاقه‌مندی را تحریک می‌کند یا خواننده‌ها را به دوست داشتن خود ترغیب می‌کنند، عنوان کرده‌اند.

مطالب زیادی درمورد به دست آوردن احترام نوشته شده است، این کتاب‌ها بر موضوع اصلی متمرکزند: اربابی و رفتار. هرگونه استادی در یک مهارت،
به طور خودکار احترام می‌آورد. آدمها به پول، تحصیلات و قدرت دیگران احترام می‌گذارند. به قهرمانان ورزشی بخاطر موفقیت‌ها و برتری‌شان احترام
می‌گذارند. یکی دیگر از موضوعات احترام رفتار است. محترم، بااعتمادبه‌نفس و از نظر احساسی خوددار بودن همه رفتارهایی است
که احترام می‌آورد.

ملاحظات
شارل دوگل، ژنرال معروف فرانسوی در ۱۸۰۰ میلادی، گفته است، «من فقط به کسانی احترام می‌گذارم که در برابر من مقاومت می‌کنند
اما من قادر به تحمل آنها نیستم». این اعتباربخش این ایده است که در برخی موارد، احترام بدون عشق می‌تواند سالم باشد
اما خلاف آن درست نیست. عشق بدون احترام وضعیت خوشایندی نیست. و اگر این احساسات گرم نبوده و وابسته‌تر باشد،
مثل عشق یک فرزند به والدین آزاررسان خود، می‌تواند موجب اختلال شود.

دیدگاه انیشتین
آلبرت انیشتین، چهره علمی و فرهنگی، درمورد عشق چنین می‌گوید: «جاذبه مسئول افتادن انسان‌ها به دام عاشقی نیست.» همچنین گفته است،
«احترام فکرنشده برای یک مقام قدرتمند، بدترین دشمن حقیقت است.» و او عاشق حقیقت بود.

مردمان نت
چطور میتوان به شک و تردید به خود و ترس از اشتباه کردن غلبه کرد؟

تردید به خود، درکنار انتقاد از خود، راه ما به سمت جاده پذیرش خود را مسدود خواهد کرد.

با غلبه بر شک و تردید و انتقاد نسبت به خود، خودآگاهی را در خود تقویت میکنیم.

نیروی تفکر منفی به روشنی در تردید ما نسبت به خود و ترس از اشتباه کردن دیده میشود. این تفکرات چنان حس ناراحتی در ما ایجاد میکند
که باعث میشود تصور کنیم ایجاد تغییر موجب خجالت و پریشانی بیشتر میشود.

مسیر زندگی خوب و معقول ابزارهای زیادی برای تغییر در اختیار ما قرار میدهد.

این مقاله به چند سوال گیج کننده درمورد غلبه بر تردید به خود و ترس از اشتباه کردن میپردازد.

۵ راه ساده برای غلبه بر تردید به خود

همه ما هر روز با بمبارانی از فرصتهای مختلف برای انتخاب کردن روبه رو هستیم. بعضی از این تصمیمها را میتوانیم بدون سوال کردن اتخاذ کنیم.

اما گاهی اوقات گرفتن تصمیمات پیچیده تر سخت است. عوامل بسیاری ممکن است در این فرایند تصمیمگیری دخیل شوند.
گاهی اوقات یکی از این عوامل شک و تردید، مخصوصاً شک و تردید به خود، ترس است.

شک یک واکنش طبیعی بدن به هر موقعیت ناآشنا است. اما شک به خود مربوط به خودمان است. شک به خود ترس از اشتباه کردن است.

شک و تردید به خود ریشه در یادگیریهای قبلی ما دارد. هیچکدام از ما با این فکر یا آگاهی به دنیا نیامده ایم که،

«من میتونم این کارو انجام بدم»
یا
«من نمیتونم این کارو انجام بدم»

وقتی بزرگتر شدیم، موقع تصمیمگیری، اطلاعاتی از محیط و اطرافیانمان دریافت کردیم. بعضی از این اطلاعات کمک و تشویقمان میکرد
و بعضی از آنها اینطور نبود.

اینجاست که حس شک به خود و ترس از اشتباه کردن از انتظارات آدمها از ما و گاهی حتی انتقادات آنها درمورد ما بخاطر اشتباهاتمان نمودار میشود.

واکنشهای اطرافیانمان کمکمان میکرد، هنور هم می کند و خودآگاهی ما را شکل داده و ارتقاء میبخشد

و بخشی از آن شامل تواناییهای تصمیمگیری ما میشود.

همه تصمیماتی که میگیریم تصمیمات خوبی از آب درنمیآیند. همه ما گاهی در قضاوتهایمان دچار اشتباه میشویم. از نظر انسانی غیرممکن است
که همیشه تصمیمات درست را بگیریم.

اطلاعاتی که در یادگیریمان مفید و تشویق کننده نبوده اند ریشه تردید و شک ما به خودمان هستند.
خیلی از ما، تاحدودی بخاطر واکنشهای خارجی که در طول زندگیمان دریافت کرده ایم، از اشتباه کردن در تصمیماتمان واهمه داریم.

وقتی اجازه میدهیم ترس در تصمیم گیریمان دخالت کند، به خود شک کرده و تصمیمگیری برایمان سختتر میشود.
چنین طرز تفکری ما را در راه شکست قرار میدهد. اما راههایی برای به حداقل رساندن یا حتی از بین بردن این شک و تردید به خود وجود دارد.

۱. اولین تصمیمی که میگیرید باید این باشد که تردید به نفس و ترس خود را بشناسید و تشخیص دهید. باید آن را همان که هست بنامید نه چیزی دیگر.
بعنوان مثال وقتی درمورد یک تصمیم ترسی دارید یا برچسب «نمیتوانم» به آن میزنید و احساس اضطراب و عصبی بودن دارید، آن ترس است.

۲. دوم، وقتی ترس و تردید به خود را شناختید، باید آن را اندازه گیری کنید. برای این کار از خود میپرسید:

«برای این تصمیم چقدر احساس ترس و شک به خود دارم؟»

تعیین سطح این تردید نفس به شما برای درک سنگینی موقعیت کمک میکند.

۳. همین تشخیص شک و تردید به خود، به شما برای کنار آمدن با آن کمک میکند، زیرا وقتی بفهمید چیست،
میتوانید راههای عملی برای برخورد با آن پیدا کنید.

۴. چهارم، به بدترین سناریو ممکنی که امکان دارد درنتیجه تصمیمتان اتفاق بیفتد، فکر کنید.

اغلب بدترین سناریو خجالت کشیدن و تحقیر شدن درصورت شکست تصمیممان است.

تصور کردن بدترین نتیجه ممکن به شما کمک میکند همه چیز را از دید بهتری ببینید و ترس و تردید خود را کاهش دهید.
میفهمید که قدرت کنار آمدن و مقابله با این تصمیم درصورت اشتباه بودن را دارید.

۵. سپس، حمایت اطرافیانتان را جمع کنید و اطلاعاتی جمع آوری کنید که در برخورد با بدترین سناریو بتواند کمکتان کند.
با پشتیبانی و اطلاعات برای مقابله با درکتان از تصمیم مجهزتر خواهید بود.

با برخورد با موقعیت متوجه میشوید، ترس و تردید به نفستان از هم میپاشد و میفهمید اگر بدترین حالت ممکن اتفاق افتاد، چطور باید برخورد کنید.

بیشتر تردیدها و ترسها نسبت به تصمیمگیری هایمان در ادراکات خیالی ما هستند.

وقتی با پشتیبانی و اطلاعات با این ادراکات روبه رو میشویم، احتمال شکست خوردن تصمیماتمان کمتر خواهد شد. تنها کاری که باید بکنید این است
که با این ترس و تردید روبه رو شوید و برای مقابله با آن وارد عمل گردید.

مردمان نت
اگر به سال‌های اول دهه‌ی 90 برگردیم و اوضاع پردازنده‌ها و کارت گرافیک‌های آن‌ زمان را بررسی کنیم، در اولین نگاه متوجه پیشرفت بسیار زیادی که
در این 20 سال صورت گرفته می‌شویم. در آن سال‌ها، سازندگان بازی با معرفی عناوین 3 بعدی با گرافیک بسیار پایین، سر و صدای زیادی راه
می‌انداختند و بازی‌خورها با تمام وجود از دیدن این بازی‌ها، لذت می‌بردند. چیزی به نام کارت ویدیوی 3 بعدی کاملاً تازگی داشت و افراد کمی شانس
استفاده از آن را داشتند. در آن زمان محصولات رده اول بازار هم بسیار ساده و ابتدایی بودند و فاصله‌‌ی زیادی با آنچه امروز به عنوان کارت گرافیک
می‌شناسیم، داشتند. در این مقاله نگاهی اجمالی به 10 کارت گرافیک مهم و تأثیرگذار در دنیای PC خواهیم داشت. با ما باشید تا ببینیم چطور شد
که کارت گرافیک‌ها تا این اندازه قدرتمند شده‌اند.
در اواسط دهه‌ی 90 دنیای بازی‌های 3 بعدی دچار تغییر شد و سازندگان سخت‌افزار برای رونمایی از محصولی برتر وارد رقابت شدند.
اما کمی به عقب برگردیم و همه چیز را از ابتدا بررسی کنیم. قبل از دوره‌ای که بازی‌های3 بعدی و در واقع عموم کاربران به سمت استفاده از چیزی
به نام کارت گرافیک حرکت کنند. بنابراین از سال 1981 شروع می‌کنیم.

Monochrome Display Adapter محصولی از IBM در سال 1981
این آداپتور به معنای واقعی کلمه، یک کارت گرافیک نیست چرا که قادر به ایجاد گرافیک واقعی نمی‌باشد. وظیفه‌ی این قطعه‌ی سخت‌افزاری این بوده
که ویدیو را نمایش دهد و در واقع 80 ستون 25 خطی از حروف و نشانه‌ها را نمایش می‌داد. بنابراین MDA اولین محصولی است که ساده‌ترین نیاز ما به
کارت‌های ویدیویی را رفع می‌کرد. در سال‌های بعد همین محصول ساده و ابتدایی، به عنوان استانداردی در پی‌سی‌ها معروف شد
و جای خود را محکم کرد.

iSBX 275، بردی شامل چند ماژول برای کنترل گرافیک ویدیویی

در سال 1983 کمپانی معروف اینتل در تولد 7 سالگی خود از محصولی به نام iSBX 275 پرده برداشت. در این سال‌ها گرافیک رایانه‌ای و اولین بازی‌ها
که بسیار ساده‌تر از بازی‌های Coleco و Mattel بودند، تدریجاً رونمایی می‌شدند. البته نه برای همه‌ی افراد بلکه برای موسسات بزرگ تجاری، سازمان‌های نظامی و سایر صنایع که توانایی تأمین هزینه‌ی سنگین تجهیزات لازم را داشتند.
برد چند ماژولی اینتل یک محصول نسبتاً انقلابی بود چرا که می‌توانست 8 رنگ جداگانه را با رزولوشن 256 در 256 نمایش دهد.

VGA Wonder محصولی از ATI در سال 1988
پیشرفت‌ها در نیمه‌ی دوم دهه‌ی 80 ادامه پیدا کرد و کارت گرافیک‌ها کامل‌تر شدند. کمپانی‌های بزرگی در این عرصه فعالیت می‌کردند
اما ATI به خاطر تلاش بی‌وقفه و محصولات جدیدی که مداوماً رونمایی می‌کرد، پیشتاز این پیشرفت‌ها بود. ATI در سال 1985 در ایالت آنتریوی کانادا
شروع به کار کرد. این کمپانی در ابتدای کار با انواع محصولاتی که در توانش بود، وارد رقابت شد، از جمله این محصولات می‌توان به دو کارت گرافیک
واندر و ماخ که انواع مختلفی داشتند اشاره نمود. بعد از چند سال بالاخره ATI در صنعت تجهیزات رایانه‌ای به عنوان نامی شناخته شده
و معروف مطرح شد.

کارت گرافیک 16 بیتی Wonder یک کارت گرافیک کاملاً 2 بعدی و دارای پورت موس است. این محصول گاهاً به همراه یک موس عرضه می‌شد
و مؤید این مطلب است که ATI در اولین سال‌های شکل‌گیری پی‌سی و مخصوصاً کارت گرافیک، نقش مهمی ایفا کرده است.

3vgaVoodoo1 محصولی از 3dfx در سال 1996
با وجود اینکه امروز انواع و اقسام کنسول‌ها در کنار پی‌سی‌ها، گوشی‌ها و تبلت‌ها سعی در جذب بازی‌خورها دارند، باز هم یک یادگاری عظیم‌الجثه از
سال‌های دهه‌ی 90 برایمان باقی مانده است! منظورمان همان دستگاه‌های بازی است که با انداختن سکه فعال می‌شوند!
در سال 1996 کمپانی 3dfx در شهر سَن‌هوزِی در ایالت کالیفرنیا شروع به کار کرد و از محصولی به نام وودوو1 پرده برداشت.
این کارت گرافیک به کلی با گرافیک 2 بعدی بیگانه بود و کاربر مجبور می‌شد که یک کارت گرافیک 2 بعدی را در کنار آن مورد استفاده قرار دهد.

اولین بازی‌های شوتر اول شخص (یا First Person Shooter که به اختصار FPS گفته می‌شود) در همین زمان وارد بازار شدند که از آن جمله می‌توان به
عناوین معروفی مثل Doom، Quake و Duke Nukem 3D اشاره کرد.
در کنار این عناوین جنجالی، کارت گرافیک وودوو1 هم هواداران بسیار زیادی پیدا کرد.

اما به مشخصات سخت‌افزاری جالب این محصول توجه کنید: 4 مگابایت حافظه‌ی رم، هسته‌ای با سرعت 50 مگاهرتز و یک واسط برنامه‌نویسی (API)
خاص برای سازندگان بازی که بازی‌های جالب و جدید خود را توسط آن طراحی کنند.

Riva 128 محصولی از انویدیا در سال 1997
غول دنیای گرافیک، انویدیا اولین حضورش را در سال 1996 در تاریخچه‌ی صنعت گرافیک ثبت کرد. این کمپانی با همکاری Sega از کارت گرافیکی به نام
NV1 پرده برداشت که به جای استفاده از سطوح مثلثی از سطوح 4 ضلعی استفاده می‌کرد. NV1 دارای بخش صوتی هم بود
و تدارکاتی هم برای کنترلر سگا در آن پیش‌بینی شده بود ولیکن چندان مورد توجه سازندگان بازی قرار نگرفت.

دومین کار بزرگی که انویدیا انجام داد، رونمایی از محصولی به نام Riva 128 بود. این بار انویدیا سطوح چهار ضلعی، صدا و ارتباط با سگا را حذف کرد
اما باز هم موفقیت محصول در روزهای ابتدایی چشمگیر نبود. مدتی بعد با به روز کردن درایور، کارایی واقعی ریوا 128 مشخص شد
و در جداول بالا رفت. با وجود اینکه عملکرد آن در حد استانداردهای وودوو نبود، به عنوان یک محصول 2 و 3 بعدی خوب، مورد توجه بسیاری از افراد
قرار گرفت. از آن پس انویدیا تدریجاً وارد مسیر موفقیت شد و پیشرفت کرد.

دومین Voodoo که در سال 1998 توسط 3dfx عرضه شد
تا سال 1998 هر کمپانی‌ای که چیپ‌ست 3 بعدی تولید می‌کرد، به فکر کسب مقام نخست در بازار می‌افتاد. اما یک مشکل بزرگ پیش روی سازندگان
بود و آن اینکه عرصه‌ی رقابت چندان خلوت نبود و بزرگانی مثل 3dfx در آن حضور داشتند. 3dfx در سال 1998 کارت گرافیک قدرتمندی به نام Voodoo2
را روانه‌ی بازار کرد، محصولی که رزولوشن 1024 در 768 پیکسل را پشتیبانی می‌کرد و به این منظور بیش از 3 تراشه روی برد آن دیده می‌شد.

وودووی دوم یکی از اولین محصولاتی بود که مفهومی به نام چند کارت گرافیک موازی را به واقعیت تبدیل کرد، به این صورت که دو کارت گرافیک به
موازات هم و در یک کامپیوتر کار می‌کردند. علی‌رغم اینکه وودوو 2 به عنوان یکی از بهترین کارت گرافیک‌ها مدتی مورد توجه کاربران بود،
کمپانی سازنده‌ی آن به خاطر طراحی ضعیف و فعالیت‌های بحث‌برانگیز شرکا، با مشکلات جدی روبرو شد و نهایتاً در سال 2002 به کلی از میان رفت.

کارت گرافیک GeForce 256 نسخه‌ی DDR محصولی از انویدیا در سال 1999
با معرفی GeForce 256 فصل تازه‌ای در عرصه‌ی کارت گرافیک‌ها شروع شد. این محصول اولین شتاب‌دهنده‌ی 3 بعدی بود که از واسط نرم‌افزارنویسی
DirectX 7 پشتیبانی می‌کرد. در همین سال‌ها بود، واسط برنامه‌نویسی دایرکت‌ایکس کمپانی مایکروسافت به تدریج قوت ‌می‌گرفت.

جی‌فورس 256 اولین محصولی است که نام GPU یا پردازنده‌ی گرافیکی به آن داده شد، در واقع انویدیا بود که این عبارت را اختراع کرد
و تعریف خاصی از GPU ارایه نمود. طبق این تعریف، پردازنده‌ی تک‌تراشه‌ای که دارای تبدیل داخلی، نور پردازی، چینش مثلث‌ها و برش آن‌ها باشد
و بتواند در یک ثانیه با استفاده از موتور رندرینگ خود، حداقل 10 میلیون چند‌ضلعی را رندر کند، یک GPU است.

با استفاده از قدرت پردازنده‌ی گرافیکی، بار زیادی از دوش پردازنده‌ی اصلی یا به اختصار CPU برداشته می‌شود. تبدیل و نورپردازی شاید مهم‌ترین
نوآوری‌های این کارت گرافیک باشند اما سرعت کلاک بالا و حافظه‌ی 32 مگابایتی DDR در این محصول باعث شد که از پس انجام کارهای زیادی برآید.

GeForce 8800 GTX یک کارت گرافیک قدرتمند دیگر از انویدیا در سال 2006
اگر جی‌فورس 256 نشان داد که انویدیا قصد ماندن در دنیای کارت گرافیک‌ها را دارد، کارت گرافیک 8800 GTX به همه‌ی علاقه‌مندان اثبات کرد
که انویدیا در دنیای گرافیک هیولایی کم‌نظیر است.

جی‌فورس 8800 GTX کارت گرافیکی با 129 پردازنده‌ی جریان، 768 مگابایت حافظه‌ی رم DDR3، هسته‌ای با سرعت 575 مگاهرتز است
و سرعت رندرینگی برابر با 36.8 بیلیون پیکسل در ثانیه است. پشتیبانی از دایرکت‌ایکس 10 نیز در این محصول دیده می‌شد.
این کارت گرافیک با قدرت بسیار بالایی که داشت تا چند سال پس از عرضه، به راحتی از پس اجرای بازی‌های سنگین برمی‌آمد
و کاربران از خرید آن بسیار راضی بودند.

کارت گرافیک Radeon HD 5970 محصولی از ATI در سال 2009
تا قبل از الحاق کمپانی نام‌آشنای ATI به صاحب جدید آن یعنی AMD، یکی از بهترین کارت گرافیک‌های معرفی شده در دنیای بازی‌ها،
Radeon HD 5970 است. طراحی این کارت گرافیک به حدی استادانه بوده که حتی حالا که 4 سال از رونمایی آن گذشته، یکی از گزینه‌های خوب بازار
است، البته اگر وجود داشته باشد! حتی حالا هم برخی از منتقدین در بررسی‌های خود سراغی از این محصول می‌گیرند و از همه مهم‌تر این است
که HD 5970 برای انویدیا که تنها رقیب ای‌تی‌آی است، حکم خنجری دیجیتالی را داشت.

شاید این طرز بیان اغراق‌آمیز باشد چرا که این کارت گرافیک 2 هسته‌ای بسیار بزرگ و پرمصرف است ، ممکن است تنها هدف از عرضه‌ی چنین
هیولایی برانگیختن دوباره‌ی آتش رقابت با انویدیا بوده باشد. توجه کنید که وزن این کارت گرافیک 3.5 پوند یا حدود 900 گرم بوده
و ابعاد آن 30 در 10 در 4 سانتی‌متر می‌باشد.

انویدیا جی‌فورس تایتان، قوی‌ترین کارت گرافیک تک‌هسته‌ای جهان تا به امروز
7.1 بیلیون ترانزیستور و 6 گیگابایت حافظه‌ی GDDR5 تنها در یک کارت گرافیک، معماری‌ای که در حد سوپر کامپیوترهاست، خنک‌کاری آبی، ابعادی نسبتاً
کوچک با سر و صدایی نسبتاً کم، مصرف انرژی نسبتاً پایین طبق اظهارات بسیاری از منتقدین ، تمام این خصوصیات باعث می‌شود
که تایتان را به عنوان دهمین کارت گرافیک مهم در تاریخ پردازنده‌های گرافیکی انتخاب کنیم.

انویدیا با رونمایی از GTX 780 ملقب به Titan این طور اظهار کرده که با استفاده از قدرت بالای تایتان می‌توان سنگین‌ترین بازی‌های 3 بعدی را با فعال
کردن تکنولوژی تصویر 3 بعدی انویدیا (یا 3D Surround) و در رزولوشن بسیار بالا، اجرا کرد.
همه‌چیز خوب است تا جایی که به قیمت آن می‌رسیم، یک کارت گرافیک 1000 دلاری که هر بازی‌خوری از عهده‌ی خرید آن برنمی‌آید.
بنابراین مشخص است که چرا این غول دنیای گرافیک، مشتری زیادی ندارد.

ذکر این نکته نیز لازم است که در حال حاضر قوی‌ترین کارت گرافیک جهان ARES II محصولی از ایسوس است، اما این هیولای 1500 دلاری یک کارت
گرافیک 2 هسته‌ای است که در آن دو پردازنده‌ی گرافیکی HD 7970 اورکلاک شده‌اند تا تمام رکوردها را بشکنند. با این وجود مصرف انرژی بالا و
مشکلاتی که گاهاً به خاطر عملکرد موازی دو پردازنده و درایور نامناسب بروز می‌کند، موجب شده که تایتان را به عنوان مهم‌ترین کارت گرافیک فعلی
انتخاب کنیم.
باشگاه خبرنگاران: برای آنکه بهترین قهوه را سفارش دهیم، باید انواع و اقسام آن را بشناسیم. با هم انواع قهوه را مرور می کنیم.

اسپرسو (Espresso)
این تصور نادرست وجود دارد که اسپرسو یک دانه است. در واقع کلمه اسپرسو به روش خاصی از دم کردن قهوه گفته می شود.
اسپرسو نوعی قهوه است که در دستگاه اسپرسو دم می شود. دانه ها قبلاً خوب آسیاب می شوند و سپس دوز سریعی از فشار زیاد و آب گرم
دریافت می کنند. این ترکیب فشار و آب، مقدار کمی قهوه متراکم با طعم غنی استخراج می کند. یک جرعه اسپرسو حدود 7 تا 9 گرم قهوه آسیاب
شده می برد که حدود 2 اونس (56 گرم) قهوه اسپرسو تولید می کند. دو جرعه دوبرابر قهوه آسیاب شده می برد
و دو برابر قهوه اسپرسو تولید می کند.

کاپوچینو (Cappucino)
این نوشیدنی مرسوم در ایتالیا یک بخش اسپرسو، یک بخش شیر جوشیده و یک بخش کف شیر دارد. اگر به درستی دم شود،
هر جرعه ای که می نوشید باید به مقدار مساوی قهوه، شیر و کف داشته باشد. ولی در بیشتر کافی شاپ های آمریکا، آن را در فنجان های
اونسی (226 گرمی) سرو می کنند. در حالیکه کاپوچینوی اصلی در فنجان 5 اونسی (140 گرمی) سرو می شود. کاپوچینو به معنای "کلاه کوچک" است و به لایه باریک کف در بالای قهوه اطلاق می شود. در ایتالیا هرگز پس از وعده غذایی یا بعد از 11 صبح، کاپوچینو نوشیده نمی شود.

لاته (Latte)

لاته محبوب و مشهور یک نوشیدنی اسپرسوی ایتالیایی است که دو بخش شیر جوشیده و یک بخش قهوه دارد. معمولاً از کاپوچینو بزرگتر است
و شیر بیشتری دارد و در فنجان 7 اونسی (198 گرمی) سرو می شود. از آنجائیکه شیر فقط جوشانده می شود و کف زیادی ندارد،
سطح مناسبی برای ایجاد طرح های هنری فراهم می کند. شیر بیشتر به معنای طعم رقیق تر است و برای افرادی که تازه با طعم قهوه آشنا شده
اند مناسب تر است.

آمریکانو (Americano)
آمریکانو یک جرعه اسپرسو و آب اضافی برای بیشتر کردن آن است. این طعم رقیقی ایجاد می کند که بیشتر شبیه قهوه صاف شده آمریکایی است
تا یک جرعه اسپرسو. می توان 6 تا 8 اونس آب (170 تا 220 گرم آب) اضافه کرد و البته مقدار آن به دلخواه متغیر است.
این قهوه بدون شیر و به صورت قهوه سیاه سرو می شود.

کورتادو/جیبرالتار (Cortado/Gibraltar)
علیرغم اسامی مختلف، تنها چیزی که کورتادو را از جیبرالتار (جبل الطارق) متمایز می کند کافی شاپی است که این قهوه را در آن سفارش می دهید.
کورتادو یک اسپرسوی اسپانیایی است که با شیر جوشیده بریده می شود (کورتادو به اسپانیایی می شود "بریدن"). این نوشیدنی کوچکی است
که فقط کمی بزرگتر از ماکیاتو است و در لیوان 4 اونسی (110 گرمی) سرو می شود.
نام جیبرالتار یا جبل الطارق در سال 2005 توسط کافی شاپی واقع در سانفرانسیسکو اختراع شد و به نوعی لیوان شیشه ای اطلاق می شود.

ماکیاتو (Macchiato)
در حالیکه این استارباکس بود که ماکیاتو را مشهور کرد، ولی ماکیاتوی استارباکس شباهت کمی به ماکیاتوی واقعی دارد.
ماکیاتوی سنتی یک جرعه اسپرسو و بخش کوچکی از شیر کف دار در بالای آن است. این نوشیدنی کوچک خیلی قوی است
زیرا غلیظ ترین طعم اسپرسو را دارد و شیر اضافه شده به آن، از شدت این طعم می کاهد. ماکیاتو به معنای "طرحدار" است
و به طرح هایی که روی کف شیر داده می شود اطلاق می گردد.

کافه او له (Café au Lait)
این یک نوشیدنی فرانسوی است که از قهوه صاف شده قوی و شیر حرارت داده شده (نه شیر جوشیده یا کف دار) درست می شود.
نسبت قهوه و شیر یک به یک است. اگر در استارباکس دنبال این نوع قهوه می گردید باید میستو بخواهید.
میستو کلمه ایتالیایی برای این نوع قهوه است.

فلت وایت (Flat White)
فلت وایت یک اسپرسوی استرالیایی است که در انگلستان و آمریکا محبوبیت یافته است. فلت وایت چیزی بین کاپوچینو و لاته است
که در لیوان 6 اونسی (170 گرمی) سرو می شود. سایز آن تقریباً اندازه کاپوچینو است، ولی شیر آن مانند لاته، کاملاً جوشانده می شود.

کولد برو (Cold Brew)
کولد برو به روش دم کردن آیسد کافی گفته می شود که شامل خیساندن قهوه آسیاب شده در آب به مدت 8 ساعت می شود
تا طعم کامل آن دربیاید. با این روش عصاره ای بدست می آید که می توان به میزان دلخواه به آن آب اضافه کرد. این روش آزاد در سال های اخیر در
کافی شاپ ها مرسوم شده است و درست کردن این نوع قهوه در منزل نیز راحت است.
بسیاری از کافی شاپ ها عصاره ها را داخل بطری می فروشند و بدین ترتیب می توان در منزل به میزان دلخواه آن را رقیق کرد.

آیسد کافی ژاپنی (Japanese Iced Coffee)
این یک روش برای درست کردن فوری آیسد کافی است که شما قهوه را روی یخ دم می کنید. قهوه با قوت دوبرابر روی یخ دم می شود
تا یخ آب شود و قهوه را رقیق و دم کند. چرا باید آیسد کافی ژاپنی را به کولد برو ترجیح دهید؟ بعضی افراد می گویند
که این روش منجر به تأکید بیشتر بر روی طعم قهوه می شود. و همچنین خیلی سریعتر از روش درست کردن کولد برو است.

آیسد کافی (Iced Coffee)
آیسد کافی معمولی را می توان به دو روش تهیه کرد: قهوه معمولی را بگذارید بماند تا سرد شود، یا قهوه داغ قوی را مستقیماً روی یخ بریزید.
در هر دو صورت طعم رقیقی درست می شود که باعث شده روش های جدید دم کردن آیسد کافی اخیراً محبوب و مرسوم شوند.

پور اُور (Pour Over)
این روش دم کردن قهوه عبارتست از ریختن آب داغ روی قهوه کاملاً آسیاب نشده و دانه درشت و صاف کردن آن قهوه.
با آنکه روش های زیادی برای دم کردن قهوه وجود دارد، ولی همه آنها از روند یکسان خیساندن دانه های آسیاب شده در آب داغ پیروی می کنند.
با آنکه این یک روش سنتی برای دم کردن قهوه است، ولی طعمی غیرعادی دارد.

موکا (Mocha)
موکا یک قهوه محبوب و دسری با شکلات است. عموماً آن را با ترکیب یک جرعه اسپرسو و پودر کاکائوی مخلوط با شیر درست می کنند.
شیر را می جوشانند و نوشیدنی را با هنر لاته تزئین می کنند. یکی از انواع آن بیچرین است که نوشیدنی مخصوص شهر تورین در ایتالیا است
و ترکیبی از قهوه، خامه شکلاتی با طعم فندق و خامه غلیظ است.

فراپوچینو (Frappucino)
این نوشیدنی در آمریکا بسیار معروف شده است. با آنکه بسیاری از مردم تصور می کنند که این قهوه شبیه بستنی برای اولین بار در استارباکس
درست شده، ولی در واقع ریشه آن جای دیگری است. فراپوچینو زاده ذهنی جرج هاول از کافی شاپ Coffee Connection در بوستون است
ه در دهه نود استارباکس این کافی شاپ را خرید. هاول در مورد فراپوچینو می گوید که او هم عاشق آن است و هم از آن متنفر است.

او می گوید: «وقتی استارباکس با پیشنهاد خوبی برای خریدن کافی کانکشن پیش ما آمد، خیالمان راحت شد.
من قهوه اصلی و ساده را دوست داشتم، ولی بیشتر وقتم صرف چیزهایی مثل فراپوچینو می شد.» بنابراین فراپوچینو یک نوشیدنی آمریکایی است
و آدم را یاد گرانیتای ایتالیایی می اندازد که یک قهوه یخی با بافت نرم و روان است که چیزی بین یخ در بهشت ایتالیایی و شربت است.

نام "فراپوچینو" ترکیبی از کلمه نیو انگلندی "فراپ" برای بستنی و کلمه "کاپوچینو" است. فراپوچینو از چه چیزهایی تشکیل شده است؟
استارباکس طرز تهیه این قهوه را مثل یک راز نگه داشته و دستور تهیه آن را در وبسایش نگذاشته است. ولی یک چیز قطعی است،
این نوشیدنی راز محبوبیت انفجاری استارباکس است. قطعاٌ نباید این نوشیدنی را در جایی غیر از استارباکس سفارش دهید.
و محض اطلاعتان: اگر فکر می کنید این نوشیدنی کافئینی که می خواهید را تأمین می کند، بدانید که این نوشیدنی اصلاً قهوه ندارد!

2018

KHORSHID E SHAB