» » » زندگی عجیب آبدارچی مایکروسافت!







XML error in File: http://digiato.com/feed/

XML error: Opening and ending tag mismatch: hr line 5 and body at line 6

لوییس هرناندز:/ نیمار و امباپه در پاری سن ژرمن خواهند ماند

لوییس هرناندز، مدیر ورزشی باشگاه پاری سن ژرمن از ماندن نیمار و کیلیان امباپه در این تیم خبر داد.

سرمربی بلژیک و تشویق هازارد به جدایی از چلسی

روبرتو مارتینز، سرمربی تیم ملی بلژیک معتقد است زمان آن فرا رسیده ادن هازارد دیگر از چلسی جدا شود.

خبر خوش به یونایتد؛ اینتر و قربانی کردن پریشیچ

ممکن است ایوان پریشیچ، ستاره کروات اینتر میلان به زودی راهی منچستریونایتد شود.

عجیب اما واقعی: گتوزو در آستانه اخراج از میلان

اخبار حاکی از آن است که به زودی گنارو گتوزو، سرمربی جوان میلان شغل خود را از دست خواهد داد.

برتری یک گله اکسین مقابل ملوان

تیم های دسته اولی اکسین و ملوان امروز در دیداری تدارکاتی در سرعین اردبیل به مصاف هم رفتند.


زندگی عجیب آبدارچی مایکروسافت!

آفتاب: مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره با او مصاحبه کرد
و تمیز کردن زمینش رو - به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرم‌های مربوطه رو واسه‌تون بفرستم
تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین...

مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!»
رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین. و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه.»
مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد. نمیدونست با تنها ۱۰ دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق ۱۰ کیلویی گوجه فرنگی بخره. یعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگی‌ها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، توانست سرمایه‌اش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با ۶۰ دلار به خونه برگشت. مرد فهمید میتونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت...

پنج سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکا شد. شروع کرد تا برای آینده خانواده‌اش برنامه‌ریزی کنه و تصمیم گرفت
بیمه عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبتشون به نتیجه رسید،
نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»

نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراطوری در شغل خودتون به وجود بیارین.. میتونین فکر کنین به کجاها میرسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت:

آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت...

منبع: افکار
نسخه ی قابل چاپ
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 59 نظرات: 0
2018

KHORSHID E SHAB