XML error in File: http://digiato.com/feed/

XML error: Opening and ending tag mismatch: hr line 5 and body at line 6

دالیچ: در فینال جام جهانی نباید آن پنالتی را گرفت

زلاتکو دالیچ، سرمربی تیم ملی کرواسی مدعی شد به عملکرد بازیکنانش افتخار می کند.

مودریچ: گل های ساده برای مان گران تمام شد

لوکا مودریچ، کاپیتان کرواسی، تاکید کرد که تیمش علی رغم شکست مقابل فرانسه در دیدار فینال، می تواند به دستاوردش در جام جهانی افتخار کند.

مندی و یاددادن شادی گل به رئیس جمهور(عکس)

بنجامین مندی، مدافع تیم ملی فرانسه، پس از قهرمانی تیمش در جام جهانی، شادی گل معروف فوتبالیست ها را به رئیس جمهور کشورش یاد داد.

بعد از کش و قوس های فراوان؛/ علی کریمی به استقلال پیوست

کاپیتان فصل گذشته سپاهان با عقد قرارداد به استقلال پیوست.

افتخاری و شفر در مورد هافبک مورد نظر آبی ها تصمیم می گیرند/ جواب مبهم کلینیک استقلال به وضعیت علی کریمی

معاون پزشکی باشگاه استقلال با نامه ای پر ابهام درباره آینده کریمی اظهار نظر کرده است.


ثروتمند بی پول!

هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى از سرما مچاله شده بودند.
هردو لباس‌هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى‌لرزيدند.

پسرک پرسيد: «ببخشين خانم! کاغذ باطله دارين» کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم
به آن ها کمکي کنم. مى‌خواستم يک جورى از سر خودم بازشان کنم
که چشمم به پاهاى کوچک آن ها افتاد که توى دمپايى‌هاى کهنه کوچکشان قرمز شده بود.

گفتم: «بيايين تو يه فنجون شيرکاکائوى گرم براتون درست کنم.» آن ها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخارى نشاندم تا پاهاي شان را گرم کنند. بعد يک فنجان شيرکاکائو و کمى نان برشته و مربا به آن ها دادم و مشغول کار خودم شدم. زير چشمى ديدم که دختر کوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه کرد. بعد پرسيد: «ببخشين خانم! شما پولدارين؟ »نگاهى به روکش نخ نماى مبل هايمان انداختم و گفتم: «من اوه نه!» دختر کوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبکى گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبکى‌اش به هم مى خوره.»

آن ها درحالى که بسته‌هاى کاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند.

فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آن‌ها دقت کردم.
بعد سيب زمينى ها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. سيب زمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم،
يک شغل خوب و دائمى، همه اين ها به هم مى آمدند.

صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن کوچک خانه مان را مرتب کردم.
لکه هاى کوچک دمپايى را از کنار بخارى، پاک نکردم. مى خواهم هميشه آن ها را همان جا نگه دارم
که هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.

دلم مي خواهد براي فردايي بهتر تلاش کنم.
نسخه ی قابل چاپ
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 86 نظرات: 0
2018

KHORSHID E SHAB