اگر کاربر سیستم‌عامل ویندوز هستید باید از نرم افزار آنتی ویروس استفاده کنید. اما نوع این نرم افزار بسیار اهمیت دارد
و گاهی فقط یک نرم افزار پاسخ‌گوی نیاز کاربر نیست. یکی از کارشناسان امنیتی به نام براندون گِرِگ اعتقاد دارد
برای داشتن امنیت بهتر باید ترکیبی از ابزار امنیتی مایکروسافت و یک نرم افزار منبع باز یا رایگان امنیتی را روی سیستم خود نصب کنید.
دلیل آن را نیز در ادامه برایتان ذکر کرده ایم.

با اینکه بیشتر کاربران از دو آنتی ویروس به طور همزمان استفاده نمی کنند اما باید بدانید داشتن دو آنتی ویروس روی کامپیوتر بسیار مفید است.
( هشدار: باید به این نکته مهم توجه کنید که اکثر آنتی ویروس ها امکان کارکرد همزمان را روی سیستم عامل ندارند
و در صورتی که ندانسته چنین کاری را انجام دهید می تواند سبب از کار افتادن سیستم عامل یا کندی کامپیوتر شود
در این مطلب منظور ما این نیست که هر دو آنتی ویروس را با هم استفاده کنید. لطفا مطلب را با دقت مطالعه کنید.)

بیشتر نرم افزارهای ضد ویروس همچون مک‌آفی، نورتون یا... سعی می کنند تا ویروس های احتمالی را در وب یا مکان های دیگر شناسایی کنند،
سپس آپ دیتی با شناسایی ویروس برای شما می فرستند و به این ترتیب کامپیوتر شما می تواند خطرات احتمالی را شناسایی کند.
این بسیار خوب به نظر می رسد
اما برندون دو مشکل اصلی (از میان مشکلات زیاد) این روشِ دسترسی به نرم افزار آنتی ویروس را شناسایی کرده است:

مشکل اول: هکرهای بسیار حرفه ای یا سازمان های جاسوسی (مانند سازمان جاسوسی آمریکا) بدافزارهایی تولید می کنند که قبلا هرگز در اینترنت
دیده نشده است و آن را برای یک گروه از مخاطبین خاص می فرستد. شما فکر می کنید
که انتی ویروس شما قادر به شناسایی چنین بدافزاری است؟ پاسخ منفی است.

مشکل دوم: من می توانم تایید کنم که شرکت مک‌آفی (یا هر کمپانی ضد ویروس دیگری) یک لیست سفید دارند. این لیست سفید به برخی ابزارهای
جاسوسی برای نیروهای پلیس یا دیگر آژانس های جاسوسی (شامل شرکت های خصوصی) اجازه کارکرد می دهد
و در مورد وجود آنها روی کامپیوتر شما هشدار نخواهد داد! بنابراین، شما می توانید کی‌لاگر، ابزار دسترسی از راه دور یا بدافزارهای دیگر روی دستگاه
خود داشته باشید که آنتی ویروس تان به آنها اجازه ورود داده است.

برندون توصیه می کند از Microsoft Security Essentials به عنوان ابزار امنیتی اصلی کامپیوتر استفاده کنید و در کنار آن نیز از آنتی ویروس های رایگان
یا منبع باز به صورت یک بار در هفته برای اسکن کلی کامیپوتر استفاده نمایید. ابزارهایی مانند malwarebytes .
باید بدانید ابزار امنیتی مایکروسافت بسیار عالی است اما باید در کنار آن آنتی ویروس دومی نیز داشته باشید تا مطمئن شوید
که مایکروسافت کار خود را به درستی انجام می دهد.

دوباره باید یادآوری کنیم، مساله مهم این است هرگز هر دو برنامه را به طور همزمان اجرا نکنید. آنتی ویروس ها اصولا خیلی خوب با هم کنار نمی آیند
و استفاده همزمان از دو نرم افزار شاید به این منجر شود که یکی به عنوان ویروس شناخته شود. یا در برخی موارد، حتی باعث اختلال در عملکرد
فایل شود. بعلاوه، اجرای همزمان دو برنامه باعث تحلیل رفتن منابع سیستم نیز می شود. در عوض، همیشه از یک ابزار امنیتی به صورت همیشه
روشن استفاده کنید و نرم افزار آنتی ویروس دوم خود را در مواقع لازم به صورت دستی فعال کنید.
که باید در این هنگام ابزار امنیتی اولی را غیر فعال کنید.

می توانید این کار را یک بار در هفته انجام دهید. با این روند می توانید امنیت سیستم را افزایش بدهید

بدون اینکه برای کامپیوتر خود مشکلی ایجاد کرده باشید.
نحوه فعال‌سازی سرویس نمابر ویژه مشترکان همراه اول اعلام شد که با فعال‌سازی این سرویس امکان ارسال و دریافت نمابر از طریق تلفن همراه

برای مشترکان فراهم می‌شود.

به نقل از ایسنا، برای فعال‌سازی این سرویس می‌توان هم به صورت حضوری و هم غیرحضوری اقدام کرد.

برای فعال‌سازی سرویس به صورت حضوری باید مالک یا وکیل قانونی به یکی از دفاتر خدمات ارتباطی مراجعه و فرم مربوطه را تکمیل و مدارک لازم

شامل اصل و تصویر کارت ملی و آخرین قبض پرداختی، اصل وکالت‌نامه در صورت مراجعه وکیل قانونی را ارائه کنند.

برای فعال‌سازی به صورت غیرحضوری نیز مشترکان در صورتی که خدمات غیرحضوری تلفن همراه خود را فعال کرده‌اند می‌توانند

با مراجعه به سایت همراه اول نسبت به فعال‌سازی سرویس نمابر اقدام کنند سپس سیستم یک شماره به نمابر به آنها اختصاص می‌دهد.

پس از فعال‌سازی سرویس نمابر، در صورتی که گوشی مشترک، این سرویس را پشتیبانی کند، می‌تواند به یکی از دو روش زیر از سرویس نمابر

استفاده کند؛ مشترکانی که گوشی تلفن همراه آنان دارای منوی نمابر است، می‌توانند مستقیما نمابر را ارسال یا دریافت کنند

و در صورت لزوم از طریق اتصال گوشی به چاپگر، متن را روی صفحه چاپ کنند.

هم‌چنین با قرار‌دادن سیم‌کارت در رایانه شخصی با نصب برنامه GSM Modem امکان ارسال و دریافت نمابر فراهم می‌شود.

برای ارسال نمابر به مشترکانی که سرویس نمابر آنها فعال شده، از شماره نمابر اختصاص یافته به مشترک استفاده شود

و برای بررسی فعال بودن سرویس، در صورت تماس با شماره نمابر اختصاص یافته، روی صفحه نمایشگر پیام «fax call» نمایش داده می‌شود.
گوشی هوشمند Desire V، گوشی چندان شاخصی نیست و جزو رده‌ی متوسط اسمارت‌فون ها قرار می گیرد.

اما مزیت اصلی آن و دلیل انتخاب ما، دوسیم کارته بودن آن است.

برترین ها ، Desire V نخستین گوشی دوسیم کارته شرکت تایوانی HTC است و همان طور که از نام آن پیداست به خانواده Desire این شرکت تعلق
دارد. دیزایر وی همچنین جزو معدود گوشی‌های دو سیم کارته و هوشمند موجود در بازار است و تابستان سال گذشته به بازار عرضه شد.

پیش از ورود به مطلب باید بگوییم Desire V پردازنده تک هسته ای یک گیگاهرتزی با ۵۱۲ مگابایت رم، نمایشگر ۴ اینچ، دوربین ۵ مگاپیکسل و نسخه ۴
سیستم‌عامل اندروید دارد. یک گوشی ساده اما تقریبا کارآمد. برای آشنایی بیشتر با این دوسیم کارته هوشمند با ما همراه باشید.

طراحی
Desire V اچ‌تی‌سی تفاوت چندانی با دیگر اعضای خانواده دیزایز ندارد. بدنه به صورت یکپارچه است. ضخامت گوشی فقط ۹٫۳ میلی‌متر است
و همین اندازه آن را در رده گوشی‌های تقریبا باریک قرار می‌دهد. وزن آن نیز ۱۱۴ گرم است که چندان سنگین به نظر نمی رسد. Desire V طراحی
ساده و زیبایی دارد. لبه های گوشی منحنی هستند و جنس بدنه از پلاستیک بادوام ساخته شده است. به دلیل وزن و اندازه متناسبی که دارد
به راحتی در دست می نشیند و استفاده آسانی دارد.

قسمت جلوی گوشی را یک صفحه‌نمایش ۴ اینچ پر کرده است. کلیدهای این دستگاه لمسی هستند و سه کلید همیشگی اچ‌تی‌سی در پایین
صفحه‌نمایش و حسگرهای نزدیکی و سنجش نور نیز در بالای آن کار گذاشته شده اند. در پشت گوشی نیز لوگوی اچ‌تی‌سی به صورت بزرگ و
عمودی زیر دوربین قرار دارد. فضایی که دوربین و فلاش در آن قرار گرفته اند بزرگ است و نمای متفاوتی به پشت گوشی بخشیده است.

کلید کم و زیاد کردن صدا در کناره سمت راست گوشی و پورت میکرو یو‌اس‌بی در لبه سمت چپ قرار دارند. کلید پاور و سوکت هدفون نیز در بالای آن
کار گذاشته شده اند. به طور کلی، طراحی زیبا و ساده ای دارد که می تواند هر سلیقه ای را جذب خود کند.

صفحه‌نمایش
گوشی هوشمند و دوسیم کارته دیزایر وی، صفحه‌نمایش ۴ اینچ WVGA با وضوح تصویر ۴۸۰×۸۰۰ پیکسل دارد. این نمایشگر تراکم تصویر ۲۳۳ پیکسل
در هر اینچ دارد و چند لمسی است. یعنی کاربر می تواند از چند انگشت به طور همزمان استفاده کند. زاویه دید نمایشگر عالیست است.
رنگ‌ها بسیار زنده و طبیعی هستند و به سختی می‌توان پیکسل‌های تصویر را از یکدیگر تشخیص داد.

دوربین
دوربین ۵ مگاپیکسل این گوشی قادر است عکس‌هایی با وضوح ۲۵۹۲×۱۹۴۴ پیکسل را ثبت کند. از جمله قابلیت‌های این دوربین باید به فوکوس خودکار
و ژئوتگینگ اشاره کرد. رابط کاربری این دوربین نیز همانند سری One است و کلیدهای عکاسی و فیلم برداری در کنار هم قرار دارند.
اما همچون سری وان گزینه های متنوع عکاسی ندارد. البته امکان اضافه کردن افکت‌های مختلف و همچنین تغییر تنظیمات هنگام عکاسی و فیلم
برداری برای کاربر وجود دارد. متاسفانه کیفیت فیلم برداری این دوربین نیز HD نیست.

پردازنده
گوشی موبایلDesire V یک پردازنده تک هسته ای یک گیگاهرتز از نوع اسنپ‌دراگون دارد. میزان حافظه رم آن نیز ۵۱۲ مگابایت است.
به همین دلیل باید گفت این گوشی از نظر امکانات سخت افزاری در سطح متوسطی قرار دارد. پردازنده گرافیکی این دستگاه نیز از نوع Adreno 200
است که در رده متوسط ها تقسیم بندی می شود. البته منظور با این قدرت و سرعت، می توان انتظار داشت
که گوشی کارکرد روان و سریعی داشته باشد.

در ضمن، دیزایر وی ۴ گیگابایت حافظه داخلی نیز دارد که می توان به کمک کارت حافظه microSDآن را تا ۳۲ گیگابایت ارتقا داد.
جالب تر اینکه کاربر با خرید این گوشی، ۲۵ گیگابایت حافظه مجازی رایگان در Dropbox در اختیار خواهد داشت. با این میزان حافظه اینترنتی می توان
فایل ها، عکس ها و فیلم های متعددی را ذخیره کرد و به دلخواه با دیگران به اشتراک گذاشت.

سیم‌کارت
htc-desire-v-processor (1) همان طور که ابتدای این بررسی نوشتیم، گوشی هوشمند Desire V اچ‌تی‌سی، دو سیم‌کارته است
و هر دو سیم‌کارت نیز به طور همزمان فعال هستند. البته باید در نظر داشته باشید که فقط سیم کارت اول قابلیت پشتیبانی از شبکه نسل سوم
(۳G) را دارد. اما هر دو سیم کارت ها از شبکه های ۲G پشتیبانی می کنند.

کیفیت صدا و اتصالات
گوشی Desire V از نظر صدا کیفیت بسیار عالی دارد به طوری که به راحتی می توان آن را جایگزینی برای پخش کننده های موسیقی برتر همچون
آی‌پاد تاچ یا نسل ششم آی‌پاد نانو دانست. این گوشی موبایل با فناوری صدای Beats Audio خود را در ردیف بهترین ها از نظر کیفیت صدا قرار داده
است. گوش کردن به موسیقی با هدفون های Major FX مارشال با این گوشی یکی از بهترین کیفیت های صوتی را برای کاربر به ارمغان می آورد.

از اتصالات و ارتباطات این گوشی هوشمند دو سیم کارته نیز باید به وای‌فای، GPRS، شبکه نسل سوم، نسخه ۴ بلوتوث با A2DP،
پورت نسخه دو میکرو یو‌اس‌بی، GPS، Edge و سوکت ۳٫۵ میلی‌متری صدا اشاره کرد.

سیستم‌عامل
گفتیم که Desire V جزو گوشی های متوسط رو به بالا دسته بندی می شود. اما باید این نکته را یادآور شویم که ویژگی های خوبی نیز همچون نسخه
۴ سیستم‌عامل اندروید را نیز در خود دارد. این دو سیم کارته، رابط کاربری Sense که ویژه گوشی های اچ‌تی‌سی است
را در کنار رابط کاربری سیستم‌عامل اندروید با هم دارد.

کاربر با این سیستم‌عامل و رابط کاربری، امکان شخصی سازی صفحات، اضافه کردن ویجت ها، تغییر تصاویر پس زمینه را به آسان ترین روش ممکن
دارد. همچنین نرم افزارهای متنوعی نیز به صورت پیش فرض روی این گوشی نصب هستند از جمله باید به نقشه گوگل، Dropbox،
ایمیل، نمایشگر فایل‌های آفیس و … اشاره کرد.

مشخصات کلی
صفحه نمایش: ۴ اینچ با وضوح ۴۸۰ x 800 پیکسل و قابلیت نمایش ۱۶ میلیون رنگ، چندلمسی

پردازنده: تک‌هسته ای یک گیگاهرتز کوالکام اسنپ دراگون MSM7227A

اتصالات: پورتMicro USB ، ورودی ۳٫۵ میلی‌متری هدفون،GPS ، بلوتوث، وای‌فای و ۳G

باتری: لیتیوم-پلیمری ۱۶۵۰ میلی آمپر

حافظه داخلی: ۴ گیگابایت با قابلیت ارتقا تا ۳۲ گیگابایت

اندازه: ۱۱۸٫۵ x 62.3 x 9.32 mm

وزن : ۱۱۴ گرم

امکانات دیگر: حسگر شتاب سنج برای چرخش تصویر، حسگر Proximity برای خاموش شدن خودکار صفحه نمایش هنگام مکالمه، قابلیت پشتیبانی
از دو سیم کارت به صورت همزمان، مجهز به حسگر نوری برای تنظیم نور صفحه نمایش مطابق با نور محیط، رادیو FM استریو با RDSو قابلیت ثبت
موقعیت مکانی عکس‌ها و فیلم‌های گرفته شده بر روی آنها
روزي از روزها گروهي از قورباغه هاي کوچک تصميم گرفتند که با هم مسابقه دو بدهند. هدف مسابقه رسيدن به نوک يک برج خيلي بلند بود.
جمعيت زيادي براي ديدن مسابقه و تشويق قورباغه ها جمع شده بودند و مسابقه شروع شد. کسي توي جمعيت باور نداشت
که قورباغه هاي به اين کوچکي بتوانند به نوک برج برسند.

از بين جمعيت جمله هايي اين چنيني شنيده مي شد: «اوه، عجب کار مشکلي!!»، «اون ها هيچ وقت به نوک برج نمي رسند.»
يا «هيچ شانسي براي موفقيت شان نيست. برج خيلي بلنده!» قورباغه هاي کوچک يکي يکي شروع به افتادن کردند
به جز بعضي که هنوز با حرارت داشتند بالا و بالاتر مي رفتند. جمعيت هنوز ادامه مي داد: «خيلي مشکله! هيچ کس موفق نمي‌شه!»
و تعداد بيشتري از قورباغه‌ها خسته مي شدند و از ادامه دادن منصرف.

ولي فقط يکي به رفتن ادامه داد؛ بالا، بالا و باز هم بالاتر. اين يکي نمي خواست منصرف بشه! بالاخره بقيه از بالا رفتن منصرف شدند
به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زياد تنها قورباغه اي بود که به نوک برج رسيد!

بقيه قورباغه‌ها مشتاقانه مي خواستند بدانند او چگونه اين کار رو انجام داده؟
اونا ازش پرسيدند که چطور قدرت رسيدن به نوک برج و موفق شدن رو پيدا کرده؟ مشخص شد که برنده مسابقه ناشنوا بوده!
چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی وخوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند.

روز امتحان به فکر چاره افتادند وحقه ای سوارکردند به این صورت که سر و رو شون رو کثیف کردند ومقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون
تغییراتی بوجود آوردند.

سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودندویک راست به پیش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:

که دیشب به یک مراسم عروسی خارج ازشهر رفته بودندو در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچرمیشه و اونا با هزار زحمت
و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش واین بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه
سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این ۴ نفرازطرف استاد برگزار بشه،

آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام
آمادگی خودشون رو ابراز کنند

استاد عنوان می کنه بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس بنشینند
و امتحان بدن که آنها به خاطر داشتن وقت کافی وآمادگی لازم باکمال میل قبول می کنند.

امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:

۱ ) نام و نام خانوادگی؟ ۲ نمره

۲ ) کدام لاستیک پنچر شده بود؟ ۱۸ نمره

الف) لاستیک سمت راست جلو
ب) لاستیک سمت چپ جلو
ج) لاستیک سمت راست عقب
د) لاستیک سمت چپ عقب
روزی پیرمردی فقیر و گرسنه، نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و درخواست کمک کرد. پیامبر فرمود: اکنون چیزی ندارم
ولی «راهنمای خیر چون انجام دهنده آن است»، پس او را به منزل حضرت فاطمه (س) راهنمایی کرد.

پیرمرد به سمت خانه حضرت زهرا (س) رفت و از ایشان کمک خواست. حضرت زهرا (س) فرمود: ما نیز اکنون در خانه چیزی نداریم.
اما گردن ‏بندی را که دختر حمزة بن عبدالمطّلب به او هدیه کرده بود از گردن باز کرد و به پیرمرد فقیر داد. مرد فقیر، گردن ‏بند را گرفت و به مسجد آمد.

پیامبر (ص) هنوز در میان اصحاب نشسته بود که پیرمرد عرض کرد: ای پیامبرخدا (ص)، فاطمه (س) این گردن بند را به من احسان نمود
تا آن را بفروشم و به مصرف نیازمندی خودم برسانم. پیامبر (ص) گریست. عمّار یاسر با اجازه پیامبر (ص) گردن بند را از پیرمرد خرید.

عمار پس از خرید گردن بند، گردن بند را به غلام خود داد و گفت: این را به رسول خدا (ص) تقدیم کن، خودت را هم به او بخشیدم.
پیامبر (ص) نیز غلام و گردن بند را به حضرت فاطمه بخشید. غلام نزد فاطمه (س) آمد و آن حضرت گردن بند را گرفت و به غلام فرمود:
من تو را در راه خدا آزاد کردم. غلام خندید.

حضرت فاطمه (س) راز این خنده‌ را پرسید. غلام پاسخ داد: ای دختر پیامبر (ص) برکت این گردن بند مرا به شادی آورد، چون گرسنه‌ای را سیر کرد،
برهنه‌ای را پوشاند، فقیری را غنی نمود، پیاده‌ای را سوار نمود، بنده‌ای را آزاد کرد و عاقبت هم به سوی صاحب خود بازگشت.


منبع: جام نیوز
قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید.

کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود «لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین». ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.

قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت.

سگ هم کیسه را گرفت و رفت.

قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و به دنبال سگ راه افتاد.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید. با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.

قصاب به دنبالش راه افتاد.
سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد.
قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند.

اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس آمد و شماره آنرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت. صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره آنرا چک کرد.
اتوبوس درست بود سوار شد.

قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.

اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود و سگ منظره بیرون را تماشا می کرد. پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد.
اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد. قصاب هم به دنبالش.

سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید. گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید. این کار را باز هم تکرار کرد
اما کسی در را باز نکرد. سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به
پایین پرید و به پشت در برگشت.

مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد.

قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد: چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است. این باهوش ترین سگی هست که من تا به حال دیدم.

مرد نگاهی به قصاب کرد و گفت: تو به این میگی باهوش؟ این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه.


پائولو کوئلیو
برای بیشتر ما ریسک کردن کار ترسناکی است زیرا همیشه احتمال شکست وجود دارد. به ما یاد داده شده که احتیاط کرده و از ریسک‌های غیرلازم
خودداری کنیم. و محافظه‌کارانه و قدم‌قدم تا رسیدن به هدفمان پیش رویم.

بااینکه این رویکرد ایمن‌تر به نظر می‌رسد اما معایبی هم دارد. هیچوقت نمی‌توانید با عقب نگه داشتن خودتان نیروی محرکه و جنبشی ایجاد کنید.
درواقع، هرچه زمان بیشتر عقب بمانیم، جلو رفتن برایمان سخت‌تر می‌شود. بدون نیروی جنبشی به سمت جلو، اینرسی ایجاد می‌شود
و پیشرفت برایتان فقط در حد یک آرزو می‌ماند.

عامل خطرزا
آیا تابحال متوجه شده‌اید که موفق‌ترین آدمها یک وجه اشتراک دارند؟ نه نفر از هر ده نفر، درجه‌هایی از ریسک کردن در موفقیتشان دخیل بوده است.
این افراد موفق به طریقی احساس می‌کردند که برای موفق شدن باید خطر کنند.

باور کنید یا نه، ریسک، اگر از رویکردی درست به آن نگاه شود، آنقدرها هم چیز وحشتناکی نیست. بیشتر افراد از دریچه شکست
آن و چیزهایی که از دست خواهند داد، به آن نگاه می‌کنند. اما لازم است از خودمان سوال کنیم، «اگر موفق شد چه چیزهایی به دست می‌آوریم؟»

آیا ارزش ریسک کردن دارد؟
اینجا فرایند ساده‌ای را عنوان می‌کنیم که بفهمید چه ریسک‌هایی ارزشش را دارند. از شش معیار زیر برای تحلیل و ارزیابی موقعیت قبل از ریسک کردن
و گرفتن تصمیم نهایی استفاده کنید.

۱) قرار است چه به دست بیاورید؟ در هر ریسکی باید اول به چیزهایی که قرار است به دست آورید و درواقع فواید احتمالی آن فکر کنید.
لیستی از این فواید تهیه کنید و تا می‌توانید جزئیات هرکدام را یادداشت کنید. هر فایده ممکن که قرار است به دست بیاورید را در نظر بگیرید.
این می‌تواند شامل فواید مالی، احساسی و فیزیکی باشد. بهترین اتفاق ممکن چه خواهد بود؟

۲) چه عواقب منفی احتمالی خواهد داشت؟ درکنار فواید مثبت این ریسک، ممکن است نتایج منفی هم به دنبال داشته باشد. به همین دلیل است
که به آن ریسک می‌گویند. لیست دیگری از این نتایج منفی تهیه کنید و باز به همه اتفاقات منفی که ممکن است با آن ریسک بیفتد فکر کنید.
آیا می‌توانید با آنها کنار بیایید؟ بدترین اتفاق ممکن چه خواهد بود؟

۳) تعادل، تعادل، تعادل. حالا، این دو لیست را با هم مقایسه کنید و ببینید کدام احتمال بیشتری برای اتفاق افتادن دارد. آیا فواید آن به قدری هست
که ارزش داشته باشد وارد ریسک شوید؟ آیا می‌توانید با عواقب منفی آن اگر اتفاق بیفتند کنار بیایید؟ آیا احتمال موقعیت بینابینی که بدون کُند
کردن انرژی محرکه شما، احتمال خطر را کمتر کند؟ آیا باید آن را به مراحل مختلف تقسیم کنید تا استراتژی خارج شدن داشته باشید
یا باید با هر آنچه که دارید پیش بروید؟

۴) ترس‌هایتان تا چه اندازه واقعی هستند؟ نگاه دیگری به لیست عواقب منفی ریسکتان بیندازید و از خودتان سوال کنید چقدر احتمال دارد
به وقوع بپیوندند. اکثر اوقات متوجه می‌شوید که ترس‌هایتان آنقدرها واقعی نیستند--فقط ترس هستند. هر احتمال را به دقت بررسی کنید
و ببینید واقعاً تهدیدی جدی است یا فقط ترسی بی‌مورد.

۵) جرات به خرج دهید. بعد از اینکه به دقت مزایا و معایب ریسکتان را بررسی کردید، باید به این نتیجه برسید که این ریسک را انجام بدهید یا نه کمی بیشتر صبر کنید. اگر به این نتیجه برسید که نمی‌توانید با عواقب منفی آن کنار بیایید واقعاً جای خجالت دارد اگر عقب بکشید. یادتان باشد، همیشه می‌توانید همان ریسک را دوباره ارزیابی کنید تا بعدها ببینید موقعیت برای انجام آن بهتر است یا نه.

۶) حالا از خودتان بپرسید، چرا؟ انگیزه‌تان برای انجام این ریسک چیست؟ آیا با آنچه درست می‌دانید تطابق دارد یا حرص و خودخواهی شما را به انجام
آن ترغیب می‌کند؟ درک انگیزه‌هایتان به شما کمک می‌کند بهتر بفهمید که چه باید بکنید. همیشه باید به سمت «بهتر» حرکت کنید.

۷) خودتان را برای عمل آماده کنید. با عادت کردن به ارزیابی ریسک‌ها به این ترتیب، به خودتان اعتمادبه‌نفس لازم برای جلو رفتن و مقابله با تردیدها را
خواهید داد و قاطعانه‌تر به سمت جلو حرکت خواهید کرد. در طولانی‌مدت، اعتمادبه‌نفس و قاطعیت عامل بسیار مهمی خواهد شد.
اگر می‌خواهید ریسک کنید، اول باید ذهنتان را برای آن آماده کنید تا احتمال موفقیتتان بیشتر شود.

۸) عقب نکشید! اگر تصمیم گرفتید آن ریسک را انجام دهید، اقدام کنید و پشیمان نشوید. هفت مورد اول مرحله ابتدایی بودند. وقتی وارد عمل شدید،
از وسوسه دوباره فکر کردن به ریسکتان و احیاناً پشیمانی دوری کنید. این کار فقط پیشرفتتان را زیر سوال می‌برد.
شما وارد بازی شده‌اید و دیگر وقت تمرکز کردن و جلو رفتن است.

مردمان نت
مردي در کوچه اي يک نعل اسب پيدا کرد. نزد زنش رفت و گفت: مژده بده که صاحب يک اسب شديم. زنش گفت: پس اسب کجاست؟

مرد نعل را نشان داد و گفت: اين يک نعل، مي ماند سه نعل ديگر و يک اسب که آن هم خدا کريم است.


ذيل النواد
برای همه اتفاق افتاده است.
زندگی خوب است تا اینکه یکدفعه، کسی که می‌شناسید کارش حسابی می‌گیرد. یک نفر دیگر با فردی بسیار عالی و موقعیتی فوق‌العاده ازدواج
می‌کند. یک نفر دیگر کاری عالی که همیشه دوست داشت را پیدا می‌کند.

و شما هنوز در کاری هستید که از آن متنفرید، بدهی‌هایتان روز به روز بیشتر می‌شود و هنوز هم نتوانسته‌اید شریک‌زندگی مناسب خود را پیدا کنید.
حسادت، دشمنی و خشم نسبت به آنها و همچنین خودتان، در شما ریشه دوانده و کم‌کم همه وجودتان را می‌گیرد
اما وقتی با آن افراد روبه‌رو می‌شوید و می‌خواهید به آنها تبریک بگویید، این احساسات منفی را را با نقاب لبخند می‌پوشانید.

با خودتان فکر می‌کنید، «چرا من نه؟»

زندگی عادلانه نیست!

اما این همه حسادت برای چه؟ آیا نمی‌شود نه تنها از ته دل برای موفقیت دیگران خوشحال شویم بلکه از خودمان هم راضی و خوشنود باشیم؟

آیا امکان‌پذیر است؟

آیا خواستن هر دوی اینها بیش از اندازه است؟

اینجا به دو راه برای فکر کردن به آن اشاره می‌کنیم و بعد از آن یک روش خیلی بزرگ‌تر مطرح می‌کنیم
که دید شما نسبت به همه چیز را تغییر می‌دهد. اول، هر کاری را قبل از اینکه خیلی «بزرگ» شوند، تحسین کنید.

هیچ موفقیتی یک شبه به دست نیامده است.

مردم یک بوکسور را می‌بینند که ۲ دقیقه وارد رینگ می‌شود، و آخر روز ۵۰۰،۰۰۰ دلار دستمزد می‌گیرد.

۵۰۰،۰۰۰ دلار برای دو دقیقه کار!

هیچ کس نیست که این را نخواهد.

اما این واقعاً ۵۰۰،۰۰۰ دلار برای دو دقیقه کار نبوده است.

۵۰۰،۰۰۰ دلار برای سال‌ها و سال‌ها تمرین کردن، عرق ریختن، خون ریختن، کتک خوردن، کبود شدن، درد کشیدن، سردرگم بودن درمورد اینکه آیا
این کار واقعاً به دردتان می‌خورد ، آیا ارزشش را دارد، سال‌ها اشک ریختن، افسردگی، شک، ترس، زود بیدار شدن، دویدن،
نخوردن چیزهایی که دوست دارید، تحمل فشارهای زیاد، شنیدن کُری‌های حریفان، جراحی زخم‌ها و آسیب‌ها، هزینه کردن برای مربی،
احساس تهوع در اتاق رختکن، انتظار شروع مسابقه، انتظارات طرفداران و فشاری که روی شما وارد می‌کند،
ترس از حریف که قصد صدمه زدن به شما را دارد و خیلی خیلی چیزهای دیگر.

بله، در ظاهر به نظر می‌رسد که موفقیت هر فردی فوری به دست آمده است، اما به‌ندرت اینطور است.

کمی به آن فکر کنید.

مسیری که آنها را به آنجا رسانده است را تحسین کنید.

خود همین به تنهایی کمی از نیش حسادتتان را کمتر می‌کند.

این اولین راهکار بود، تحسین روند و مسیر کار فرد موفق.

دومین چیزی که طبیعتاً به دنبال آن می‌آید؟

بگذارید این روند کار به شما انگیزه دهد.

تا جاییکه می‌توانید سعی کنید از آن درس بگیرید. بگذارید آن مسیر موفقیت به شما انگیزه دهد نظم بیشتری به کارهایتان بدهید.

حالا آن روش بزرگ!

شاید خیلی از شما صفحه را پایین آورده‌اید که فقط آن روش بزرگ را بخوانید، اما اگر اینکار را کرده‌اید و الان مشغول خواندن این جملات هستید،
دوباره به بالای صفحه برگردید و مطلب را به ترتیب خوانده و دنبال کنید. ما هیچ جمله‌ای درمورد آن روش بزرگ را مشخص ننوشته‌ایم،
یعنی نه زیرش خط کشیده‌ایم نه رنگ آن را تغییر داده‌ایم که چشم شما را نگیرد. فقط اگر خط به خط مطلب را دنبال کنید به آن می‌رسید.

خوب.

حالا برسیم به آن راهکار بزرگ.

یک چیزی که واقعاً باید بفهمید این است که موفقیت آنها چیزی از سهم شما از آن کیک کم نمی‌کند. درواقع کیکی وجود ندارد.
ما از کیک بعنوان استعاره استفاده کردیم تا بفهمید که طرزفکر اشتباهتان کجا بوده است.

ما همیشه فکر می‌کنیم مردم به فلان چیز و بهمان چیز می‌رسند اما ما هیچوقت نمی‌رسیم. وقتی کسی به چیزی می‌رسد،
از چیزهایی که ما می‌توانیم به آن برسیم کم نمی‌کند. کمی به آن فکر کنید. ما به این دلیل زود حسادت می‌کنیم که احساس می‌کنیم
وقتی کسی به چیزی می‌رسد دیگر ما نمی‌توانیم به آن برسیم. انگار آن چیز را از ما می‌گیرند و دور می‌کنند. این طرزفکر آگاهانه نیست.

یک مثال کلاسیک می‌زنیم.
آرش علاقه زیادی به سارا دارد. آنها کمی با هم معاشرت کردند اما هیچ چیز جدی بینشان اتفاق نیفتاد. آرش نمی‌خواست وارد اقدام جدی شود.
در این میان، سارا یک نفر را پیدا می‌کند و با او ازدواج می‌کند.

واکنش کلاسیک آرش؟
حسادت، دشمنی، خشم به شوهر سارا، و به دنبال آن افسوس خوردن برای اینکه باید زودتر وارد عمل می‌شد و تکانی به خود می‌داد
و اینکه دیگر هیچوقت با کسی مثل سارا برخورد نخواهد کرد.

اجازه بدهید سوال بپرسیم.
تصور کنید به اندازه یک وان حمام پاپکُرن در سینما به شما می‌دهند. بله، می‌دانم کمی غیرواقعی است اما کمی تحمل کنید.
واقعاً دوست دارید آن پاپکرن را مزه کنید به همین دلیل یکی از آنها را از وان با دستتان برمی‌دارید، به سمت دهانتان می‌آورید
و بعد تصادفاً از دستتان می‌افتد روی زمین.

آیا خودتان را به زمین می‌اندازید و شروع می‌کنید به گریه کردن؟

یا دستتان را دراز می‌کنید تا یک پاپکرن دیگر از وان بردارید؟

مشخص است که منظورمان این نیست که سارا یک تکه پاپکرن است. مطمئنیم که متوجه منظورمان شده‌اید.

محدود بود فکرمان باعث می‌شود وقتی چیزی را از دست می‌دهیم، آسیب‌پذیرتر شویم.

باید ذهنمان را تا جایی گسترده کنیم که بفهمیم دستاوردها و موفقیت‌های دیگران مساوی با شکست ما نیست.
«پاپکرن»های زیاد دیگری بیرون برای ما وجود دارد و وقتی این را بدانیم ناراحت نخواهیم شد. دیگر آنقدر به آن موفقیت‌ها فکر نمی‌کنیم،
دوباره و دوباره آن را در ذهنمان باز نمی‌کنیم و اینطور فکر نمی‌کنیم که انگار چیزی را از دست داده‌ایم. از آن می‌گذریم چون می‌دانیم
فرصت‌های زیادی برای ما وجود دارد.

فقط باید مسیری که آنها را به آنجا رسانده تحسین کنیم، اجازه بدهیم آن مسیر به ما انگیزه دهد و بدانیم
که فرصت‌هایی بیشتر از حد کافی برای ما وجود دارد.

وقتی اینها را بدانیم، وقتی خبر موفقیت کسی را بشنوید، واقعاً خوشحال خواهید شد.

این حس شادی از ته دل برای دیگران بسیار لذت‌بخش است.

در کنار آن برای خودتان هم خوشحال می‌شوید زیرا آنها فرصت‌های «ممکنی» که در اختیار شما هم هست را نشانتان داده‌اند.


مردمان نت








2018

KHORSHID E SHAB

File engine/modules/dlefa_stats/index.php not found.