» صفحه 5








همه می‌دانیم که دروغ اعتماد را از بین می‌برد. دروغ گفتن به عزیزانمان برای آینده رابطه می‌تواند خطرساز باشد. وقتی دروغی به همسرتان گفته باشید، دیگر باور کردن حرف‌هایتان برای او سخت خواهد شد.
بازسازی اعتماد در رابطه کار بسیار دشواری است. همه روابط قابل اصلاح نیستند اما خیلی از آنها درست می‌شوند. ساختن دوباره اعتماد نیازمند زمان، صداقت و ثبات‌قدم است.

قدم اول:
دست از دروغ گفتن بردارید. دلیل اینکه الان گرفتار این وضعیت شده‌اید دروغی است که در گذشته گفته‌اید. وقتی از همسرتان خواسته‌اید که شما را ببخشد، بدترین کاری که می‌توانید بکنید این است که به دروغ گفتنتان ادامه دهید. دروغ گفتن، پنهان کردن حقیقت یا پیچاندن آن کمکی به اصلاح رابطه نمی‌کند، حتی ممکن است اوضاع را از اینی که هست بدتر کند. تنها راهی که می‌توانید به همسرتان نشان دهید واقعاً پشیمان هستید و می‌خواهید رابطه‌تان درست شود این است که از این به بعد صداقت کامل داشته باشید.

قدم دوم:
تصمیم بگیرید چه تغییراتی باید در رابطه ایجاد شود. باید بفهمید اشکال کار کجا بوده است و برای مطمئن شدن از اینکه این اتفاق‌ها دیگر در آینده تکرار نمی‌شود چه کارهایی می‌توان انجام داد. بعنوان مثال، آیا دروغ بخاطر نبود ارتباط خوب در رابطه و نداشتن آزادی بین حرف‌هایتان گفته شده است؟ قبل از ایجاد دوباره اعتماد در رابطه این چیزها باید مشخص شود.

قدم سوم:
به تمام سوالات همسرتان پاسخ دهید. وقتی درمورد دروغتان چند سوال از شما می‌پرسد، برای این است که خود را با سرعت آن موقعیت هماهنگ کند. اگر واقعاً می‌خواهید همه چیز درست شود باید خودتان را در اختیار او بگذارید. باید آسیبی که به او زده‌اید را درک کرده و با این اطلاعات اضافی که در اختیار او می‌گذارید، کمی از دغدغه‌های او را کم کنید.

قدم چهارم:
حالت تدافعی نداشته باشید. هیچوقت سعی نکنید تقصیر را از گردنتان باز کرده و گناهتان را گردن نگیرید. بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که مسئولیت اشتباهتان را به طور کامل بپذیرید. در این زمان باید پشیمان، مهربان و فروتن باشید.

نکات و هشدارها
زمان بدهید. التیام یافتن قلب شکسته زمان می‌برد، درست مثل زخم‌های جسمی...

مردمان.نت
وقتی كودكان دروغ می گویند والدین از خشم بر افروخته می شوند، به خصوص وقتی كه دروغ آشكار است؛ مثلا شنیدن پافشاری كودك در اینكه به رنگ دست نزده است یا شكلات نخورده است، وقتی كه صورت و پیراهنش خلاف گفته اش را می رساند برای والدین بسیار خشم آور است.

دروغ‌ها بیان كننده حقایق مربوط به امیدها و دلهره ها هستند، دروغها آشكار كننده آن چیزی هستند كه فرد می خواهد انجام دهد یا باشد. واكنش كامل و پخته نسبت به یك دروغ بیشتر بایستی درك مفهوم آن دروغ را منعكس كند نه انكار مفهوم آن یا محكومیت فرد دروغ گو را.

ما از طریق اطلاعاتی كه از دروغها كسب می كنیم می توانیم به كودك كمك كنیم تا واقعیتها را از افكار پوچ و خیالی تشخیص بدهد. وقتی پسر بچه ای به ما خبر می دهد كه برای عید، فیل زنده ای را به عنوان هدیه سال نو دریافت كرده، اگر پاسخ دهیم «تو دلت می خواست این طور بود یا تو دلت می خواهد یك فیل داشتی» مفیدتر خواهد بود تا اینكه دروغگویی او را ثابت كنیم و دست به انكار گفته او بزنیم.

دروغ ها دو دسته اند: دسته اول دروغهایی هستند كه حقایق را بیان می كنند، گاهی اوقات كودكان به این دلیل دروغ می گویند كه اجازه ندارند حقیقت را بر زبان بیاورند؛ وقتی كودك به مادرش می گوید كه از برادرش متنفر است، مادر شاید او را به خاطر این حقیقت گویی تنبیه كند. اگر همین كودك در آن لحظه برگردد و آشكارا به دروغ اعتراف كند و بگوید كه حالا دیگر برادرش را دوست دارد، مادرش شاید به او پاداش بدهد و او را محكم در آغوش بگیرد و ببوسد. با این تجربه كودك نتیجه می گیرد كه انسان را به خاطر حقیقت گویی كتك می زنند!

دسته دوم دروغ هایی هستند كه محرك داشته باشند، والدین نباید سوالاتی از كودكان بكنند كه كودك به منظور دفاع از خود پاسخ دروغ به آنها بدهد. كودكان از اینكه پدر و مادر از آنها سوال و پرس جو كنند، متنفرند به خصوص هنگامی كه گمان می كنند والدینشان از قبل پاسخ‌ها را می دانند. كودكان از سوالاتی كه نقش دام را دارند بیزارند. سولاتی كه وادارشان می كند دروغ بگویند و یا حقیقت را بر زبان بیاورند و خجالت بكشند. در این صورت كودك می آموزد «پدر درك می كند. من می توانم مشكلاتم را به او بگویم».

خط مشی ما در برابر دروغ گویی مشخص است؛ از یك طرف ما نباید بازپرس بازی در بیاوریم و كودك را سوال پیچ كنیم و موضوع را بزرگ جلوه دهیم، از طرف دیگر باید حتما و بدون تردید، رك و پوست كنده با كودك حرف بزنیم.

ما نباید كودكانمان را تحریك كنیم تا برای دفاع از خود دروغ بگویند و نیز آگاهانه برای كودك فرصت ایجاد نكنیم كه دروغ بگوید. وقتی كودك قطعا دروغ می گوید، واكنش ما نباید غیر اخلاقی و دارای هیجان شدید بوده بلكه باید واقعی و دور از احساس باشد چرا كه ما می خواهیم كودكمان بداند كه نیازی ندارد به ما دروغ بگوید.
Windows-C
اگر تجربه ی ویندوز ۸ را داشته باشید،حتما می دانید در سمت راست محیط ویندوز منویی وجود دارد که تا نشانگر را آنجا نبرید ظاهر نمیشود.وشاید کمی عذاب آور باشد.چون بعضی وقت ها چند بار نشانگر موس را میبرید ولی اتفاقی نمی افتد.اما با ترکیب کلیدهای Windows و C به راحتی این منوی دسترسی به جستجو،اشتراک گذاری و تنظیمات ظاهر می شود.
.....................................................................
Windows-D
سوئیچ بسیار سریع به دسکتاپ!همان طور که میدانید دیگر خبری از استارت قدیمی در ویندوز ۸ نیست و رابط مترو جای آنرا پر کرده است.شاید برایتان پیش آمده که قسمتی هستید و میخواهید سریع به دسکتاپ برگردید.اما کلید استارت را که بزنید به جای دسکتاپ،رابط مترو ظاهر می شود.اما متوانید به فشردن کلیدهای Windows و D به سرعت در هرجایی که در محیط ویندوز هستید،به دسکتاپ برگردید.
......................................................................
Windows-I
با فشردن کلیدهای Windows و I منوی دیگری در سمت راست صفحه ی مانیتور ظاهر میشود که دسترسی به Control Panel،Power و دیگر تنظیمات مهم و کاربردی را برایتان فراهم می سازد.
.....................................................................
Windows-PrtSc
در ویندوز ۷ هنگامی که می خواستید از محیطی که در آن هستید عکس یا اسکرین شات بگیرید،کلید PrtSc میزدید و در نرم افزاری دیگر آن را Paste می کردید.اما در ویندوز ۸ بسیار این کار راحتر شده است.با ترکیب کلید های Windows و I اسکرین شات از محیطی که هستید گرفته می شود و در قسمت پوشه ی تصاویر به صورت اتوماتیک با فرمت PNG ذخیره می شود.
.....................................................................
Windows-X
با فشردن کلیدهای Windows و X در سمت چپ محیط ویندوز(جایی که قبلا Start وجود داشت) یک صفحه ی میانبر بسیار کاربردی ظاهر می شود که از طریق آن به راحتی می توانید به TaskManager،Run،Device Manager و خیلی از دیگر قسمت های بسیار مهم ویندوز ۸ دسترسی داشته باشید.
.......................................................................
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 50
اخیراً خیلی به موضوع خودخواهی فکر کردیم. شاید چون این موضوعی است که خیلی از ما با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. مطمئن هستیم که این سوال، سوال خیلی از ماست، «آیا خودخواه بودن تمایل ذاتی انسان است؟»
ممکن است بگویید که سیستم اقتصادی ما به طمع و خودهواهی پاداش می‌دهد و اینکه باوجوداینکه اولویت دادن به دیگران احساس خوبی به آدم می بخشد، اکثر ما علایق و تمایلات شخصی‌مان را ارجح قرار می‌دهیم.

و در سطحی ابتدایی‌تر، اینکه زندگی روزمره‌مان را می‌سازیم، میزان خودخواهی ما را تعیین می‌کند. آیا فقط به خودمان فکر می‌کنیم یا برای دیگران هم دغدغه‌هایی داریم؟ آیا شرایطی هست که نگران خودمان، سود و زیان شخصی خود و لذت‌ها و تمایلاتمان باشیم درست باشد؟ بهترین تعادل در این زمینه چیست؟

همانطور که می‌بینید، می‌دانیم چه سوالاتی می‌توانیم بپرسیم اما پاسخ‌ها را نمی‌دانیم. در زیر ملاحظاتی در‌این‌باره مطرح می‌کنیم.

امروز تعداد افراد خودخواه نسبت به گذشته بیشتر شده است. احتمالاً افراد بیشتری را می‌بینید که موقع عوض شدن صف به شما اجازه جلو آمدن نمی‌دهند، برای میهمانی که دعوتشان کرده‌اید با تماس یا ایمیل تشکر نمی‌کنند یا اینکه می‌خواهند همیشه مرکز توجه باشند. به نظر می‌رسد که آدمها در پیله‌ای که به دور خود تنیده‌اند زندگی می‌کنند و نمی‌دانند در دنیای اطرافشان چه می‌گذرد.

خوشبختانه برای آندسته از ما که می‌خواهیم با بهترین بودن، در زندگی خود به موفقیت دست پیدا کنیم، با اولویت دادن به علایق دیگران، می‌توانیم خودمان را از مردم دیگر متمایز کنیم.

اگر بخواهیم لیستی از صفات افراد غیرخودخواه تهیه کنیم، این صفات می‌توانند به خوبی این افراد را توصیف کنند: دوست‌داشتنی، صمیمی، قابل‌اعتماد، مهربان، باملاحظه، محترم، بخشنده و پیشقدم.

به نظر می‌رسد که همه صفات عالی به این افراد برمی‌گردد. همه آدم‌ها به صورت ذاتی می‌دانند که خودخواه نبودن و دیگرخواه بودن خیلی مهم است اما برای اینکه مطمئن شوید می‌توانید لیستی از آدم‌های دیگرخواهی که می‌شناسید تهیه کنید و ببینید آیا این صفات به آنها می‌خورد یا خیر.
با فرض اینکه دیگرخواه بودن تمایل ذاتی ماست، باید بیشتر به فکر اولویت دادن به دیگران باشیم. این هفته امتحان کرده و سعی کنید که علایق دیگران را قبل از خودتان قرار دهید. مطمئناً در روز صدها فرصت برای اینکار پیدا خواهید کرد.

برای کمک چند نمونه برایتان ذکر می‌کنیم.
وقتی آدامس یا شکلات نعنایتان را درمی‌آورید تا بخورید، اول به اطرافیانتان تعارف کنید.
وقتی می‌خواهید از دربی عبور کنید، لبخند بزنید، درب را باز نگه دارید و بگذارید ابتدا آنها وارد شوند.
وقتی راه می‌روید و کسی می‌خواهد از کنارتان راه رود، بایستید و بگذارید او ابتدا رد شود.
اگر در خانه‌ای با چند نفر دیگر زندگی می‌کنید، وسایل خود را تمیز و مرتب نگه دارید تا آنها مجبور نشوند وسایل شما را تمیز یا مرتب کنند.
اگر در اداره‌ای کار می‌کنید، محل‌کارتان را تمیز و مرتب نگه دارید و دقت کنید که محیط کارتان به طور کل طوری باشد که برای همه همکاران و مراجعانتان خوشایند باشد.
موقع رانندگی، با راننده‌های دیگر با ادب و احترام برخورد کنید.
وقتی می‌خواهید با دیگران حرف بزنید، سعی کنید بیشتر از اینکه حرف بزنید، گوش کنید و صبر کنید تا نوبت حرف زدنتان شود.
اگر یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان دچار مشکلی می‌شود، تلفن را برداشته، با آنها دردودل کنید و بگویید که برای کمک حاضرید.
اگر کمی فکر کنید، خواهید دید که فرصت‌های زیادی برای دیگرخواه بودن در طول روز پیش رویتان است. این هفته سعی کنید این فرصت‌ها را پیدا کرده و از آنها برای اولویت دادن به دیگران استفاده کنید.

و بعد می‌توانید دیگرخواهی خود را به سطح بالاتری ببرید. میلیون‌ها نفر در سراسر جهان به غذا، سرپناه، دسترسی به مراقبت‌های پزشکی و امنیت دربرابر آزار و سوءاستفاده نیاز دارند. نعمت‌هایی که خداوند به شما عطا کرده را شمرده و شکرگزار باشید.

مطمئن باشید این تلاش‌های شما دیده شده و از آنها قدردانی خواهد شد. با این روش دوستی‌های عمیق‌تری خواهید داشت، دیگران احترام بیشتری برایتان قائل شده، زندگی عشقی بهتری را تجربه خواهید کرد و احساس بهتری نسبت به خودتان خواهید داشت.

وقتی نیازها، امیال و علایق دیگران را بر خود مقدم بدانید، مطمئناً پاداش این دیگرخواهی خود را دریافت خواهید کرد.
«اگر به دیگران کمک کنید به چیزهایی که می‌خواهند برسند، به هر چه که در زندگیتان می‌خواهید، دست پیدا خواهید کرد.» --زیگ زیگلار

مردمان.نت
همه دانشمندان معتقدند که آدمهای مثبت معمولا" خوشحالترند .

همه ما آدمهایی را می شناسیم که همیشه خوشحال هستند و از زندگی خود لذت می برنداما چه چیز باعث می شود که آنها اینقدر شاد باشند ؟در واقع این قبیل افراد تاثیرات مخرب استرس را به حداقل می رسانند. مسلما" این آدمهای مثبت و شاد هم گاهی دچار استرس و نگرانی می شوند اما خیلی زودتر از بقیه خودشان را از استرس خلاص می کنند و به وضعیت روحی و جسمی مثبت خود باز می گردند . در اینجا چهار عادت مهم و خوب این نوع افراد را ذکر می کنیم.

در هنگام بروز مشکلات از تلفن هایشان استفاده می کنند

افرادی که حداقل یکبار در هفته با دوستانشان معاشرت می کنند طول عمر بیشتری دارند زیرا این روابط اجتماعی باعث می شود مغز آنها هوشیارتر شود و آنها خیلی کمتر از سایرین دچار حمله قلبی شوند . تلفن کردن به دوستان و صحبت کردن با آنها درباره مشکلات به سرعت باعث کاهش فشار خون وسطح کورتیزول می شود. داشتن روابط دوستانه خوب و طولانی مدت می تواند به اندازه ترک سیگار برای ما مفید باشد.

آنها همیشه شکرگزار هستند

افرادی که برای همه چیز خدا را شکر می کنند معمولا" آدمهای خوش بینی هستند و در کل بیشتر از بقیه از زندگیشان راضی هستند. این قبیل افراد از لحاظ فیزیکی هم قدرتمندترند. وقتی یک نفر قدردان و سپاسگزار نعمتهای خدا باشد به سختی می تواند تلخ و دیوانه باشد.

آنها مهربان هستند

آیا هر روز حداقل ۵ عمل محبت آمیز انجام می دهید؟ اگر در طول روز به

دیگران محبت کنید و اعمال خیر زیادی انجام بدهید در پایان روز شاد و تندرست خواهید بود. حتما" لازم نیست کارهای خیلی بزرگی انجام بدهید و برای انجام کارهای خیر از قبل برنامه ریزی کنید حتی اگر اتوبوس جای خودتان را به یک نفر دیگر بدهید و یا همکارتان را به یک نوشیدنی دعوت کنید هم کافی است و در پایان روز احساس رضایت و شادی خواهید کرد.

مترجم: فرشته مشاور ... آفتاب
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 28
زندگی کامل نیست. همیشه طوفان‌ها می‌آیند و می‌روند.
احساس ناامیدی می‌کنید؟ به بالا نگاه کنید! خدا بزرگ است. خداوند از روزهای سختی که برایمان بوجود می آید برای بیرون کشیدن ما از افسردگی و ناامیدی و قوی کردن ما استفاده می‌کند.

نباید دلسرد شوید. همیشه امید وجود دارد. سختی‌ها معمولاً باعث می‌شوند احساس تنهایی کنیم.

آدمها هر روز با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شوند. در این زمانی که مشکلات اقتصادی زیادی وجود دارد، به ایمانتان تکیه کنید و بدانید که خداوند بزرگتر از آن سختی‌هایی است که برایتان پیش آمده است. امید اعتمادی است که همه ما دوست داریم داشته باشیم.

اولین کاری که بعد از احساس ناامیدی انجام می‌دهید چیست؟
به زانو می‌افتید و دعا می‌کنید و حکمت خدا را طلب می‌کنید.
یا به رختخواب می‌افتید و آرزوی مرگ می‌کنید؟

وقتی ناامیدیم، داشتن امید کار سختی است
باید به نقطه‌ای در زندگیتان برسید که دیگر نتوانید ادامه دهید. گناهتان، گذشته‌تان، سختی‌ها و مشکلاتی که هر روز با آنها دست و پنجه نرم می‌کنید، ظاهرتان یا وضعیت زندگیتان. وقتی هیچوقت به آن نقطه نرسید که تغییرات مثبت در زندگیتان به یک انتخاب تبدیل شود، زندگیتان پوچ و بیهوده خواهد بود.

به یک بطری کوکاکولا نگاه کنید. نیمی از آن را بنوشید و بعد بگذارید زمین. نگاه کنید مایع درون آن چه می‌کند. تلاشی بیهوده دارد و به ناکجا می‌رود، مگراینکه محتوی بطری را بیرون بریزید. اما سر و صدا کرده و داخل محدوده ظرف می‌جوشد. هیچ هدفی جز مصرف شدن ندارد.

اگر به قدم زدن در جاده پهناور ناامیدی ادامه دهید، درست مثل محتوی آن بطری خواهید شد. مثل امید یک دیوانه برای فرار از تیمارستان و نداشتن قدرت لازم برای آن. باید اولین قدم به سمت آزادی را برداریم. باید از محیط ناامیدکننده اطرافتان پا را بیرون گذاشته و بقیه را به خدا بسپارید.

آدمها همیشه دور انتخاب‌ها، افسوس‌های گذشته و سختی‌هایی که برایشان پیش آمده می‌چرخند. روز به روز، محیط به دیوی برای آنها تبدیل می‌شود که ذهنشان را به اسارت می‌کشد. توانایی فرار ندارند. ناامیدند. احساس گم‌گشتگی کرده و تصور می‌کنند هیچکس دوستشان ندارد.

بعد در اوج سختی‌ها و مشکلات به سمت خدا فریاد می‌کشند که آنها را از این ناامیدی نجات دهد. امید اعتمادی در اعماق وجود ماست که قدرت لازم برای وارد عمل شدن و رسیدن به هدفمان را به ما می‌دهد.

ایمان یعنی اعتقاد به چیزی که قادر به دیدن آن نیستید. امید یعنی دوست داشته باشیم چیزی که ایمانمان می‌خواهد به ما نشان دهد را ببینیم. این دو در کنار هم هستند و نمی‌توان آنها را از هم جدا کرد.

من در شرایط سختی در زندگی خود قرار داشتم و دیگر قادر نبودم قدمی به جلو بردارم. قادر به تامین خود و خانواده‌ام نبودم. نه ماشینی داشتم، نه شغلی و نه پولی. از خجالت نمی‌توانستم سرم را بلند کنم. تابحال چنین شرایطی داشته‌اید؟ این یعنی فقر. این یعنی حتی برای کوچکترین نیازهای روزانه‌تان هم سختی بکشید.

و مسئله ناراحت‌کننده این است که خیلی‌ها حتی شرایطی بدتر از من داشتند. در زندگی به نقطه‌ای می‌رسیم که می‌توانیم تصمیم بگیریم جاده‌ای که پیش روی داریم را ادامه دهیم یا ایستاده و صبر کنیم. و مطمئناً وقتی ناامیدانه نیاز به کمک داریم، صبر کردن برای خدا بسیار سخت است.

خداوند راهی دارد که به ما نشان می‌دهد تا چه اندازه مهم هستیم. همه ما برای دلیلی به دنیا آمده‌ایم و سختی‌ها و ناامیدی‌هایی که برایمان پیش می‌آید اهمیتی ندارند.

شما بیهوده و بی‌دلیل برای گذراندن این زندگی کوتاه به دنیا نیامده‌اید.
منتظر ماندن برای خدا به معنی منفعل بودن نیست. به این معنی نیست که بیکار بایستید، به آسمان خیره شوید و منتظر یک میلیون دلاری باشید که خداوند از آن بالا برایتان می‌فرستد.

امید یک عمل است. اکر فقط یک جرقه از آن در روحتان وجود داشته باشد، خیلی زود ایمان صدایتان می‌کند که پایتان را بیرون گذاشته و کاری برای ناامیدی‌تان بکنید. خداوند در هر کدام از ما قوه درک و بصیرت قرار داده است. قدرتی درون ما قرار داده که باعث می‌شود بتوانیم دربرابر سختی‌ها بایستیم.

امیدتان را از دست ندهید. احساس ناامیدی کردن درد بزرگتری است تا قدم بیرون گذاشتن و با کمک ایمان به خدا کاری برای تغییر شرایط انجام دادن. خدا بزرگ است و شما را برای هدفی مهم خلق کرده است. اینطور به آن نگاه کنید، احساس ناامیدی کردن فقط شما را عقب می‌اندازد و در هم می‌شکند. پس بایستید، به بالا نگاه کنید و در دریای ناامیدی غرق نشوید. خدا بزرگ است و بیشتر اوقات او تنها کسی است که می‌توانید در زمان سختی‌ها برای کمک به سراغش بروید.

مردمان.نت
چگونه اعتماد دیگران را جلب کنیم؟

.........................................
۱. همیشه خوشرو و خوش لباس و مرتب باشیم.
۲. هنگام برقراری ارتباط کلامی، در چشمان شخصی که مخاطب ماست نگاه کنیم.
۳. به دیگران هم فرصت صحبت کردن بدهیم.
۴. صداقت و راستگویی را سرلوحه رفتار خود قرار دهیم.
۵. به گونه ای به دیگران خدمت کنیم که هم خود راضی باشیم و هم طرف مقابل و مهم تر از همه خداوند هم راضی باشد.
۶. نسبت به ارزش های فرهنگی و اخلاقیات جامعه خود پایبند باشیم.
۷. در سلام کردن پیشقدم باشیم.
۸. در حد معتدل و مناسب از ویژگی های مثبت طرف مقابل تعریف کنیم.
۹. لبخند را فراموش نکنیم، زیرا لبخند زیباترین هدیه ای است که همواره برای بخشیدن در اختیار داریم.
۱۰. بکوشیم در رفتار، گفتار و اعمالمان تناقضی نباشد.
۱۱. متانت، وقار و آرامش را در رفتارمان فراموش نکنیم.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 37
برای داشتن خانه ای تمیز و مرتب لازم نیست در فکر خریداری وسایل جدید باشید ؛ با کمی دقت در نظافت و تمیزکاری می توانید از همان وسایل قدیمی استفاده کنید.
۱. برای برق انداختن و تمیز کردن وسایل، ۲ قاشق غذاخوری روغن نباتی و ۴ قاشق غذاخوری سرکه سفید را در ۴ لیوان آب مخلوط کنید و تمامی وسایل چوبی را با آن تمیز کنید تا براق شود؛ سپس آنها را با پارچه خشک و تمیز کنید.
۲. برای برق انداختن استیل، پارچه آغشته به سرکه سفید به کار ببرید؛ تنها کافی است تا مقداری سرکه را با آب مخلوط کنید و آن را روی شیرآلات خود بکشید تا مثل روز اول براق شوند.
۳. جرم بین کاشی های حمام را با استفاده از مسواک آغشته شده به سرکه سفید از بین ببرید؛ البته برای اینکه به بالاترین سطح تمیزی برسید نیاز است تا زحمت بیشتری بکشید و با یکبار انجام دادن این کار کاشی ها کامل تمیز نخواهند شد.
۴. برای ضد عفونی کردن و از بین بردن جرم لکه های قهوه ای روی دستشویی و حمام سرکه سفید بریزید و بگذارید چند ساعت بماند.
۵. شیر آب از جنس کروم، گیره حوله، آینه حمام و دستگیره ها را با پارچه نم شده با سرکه سفید تمیز کنید.
۶. برای تمیز کردن و از بین بردن جرم، باکتری، خمیر دندان خشک شده از جا مسواکی، از گوش پاک کن آغشته به سرکه سفید استفاده کنید.
۷. افزودن یک لیوان سرکه سفید در آخرین مرحله شست و شوی لباس هر نوع باکتری را از بین خواهد برد؛ البته توجه داشته باشید که این میزان زیاد نشود تا به لباس های شما نیز آسیب وارد نشود.
۸. سرکه سفید باعث نرمی و خوش بویی لباس ها می شود؛ لباس های سفید را براق خواهد کرد؛ مانع ایجاد الکتریسیته در آنها می شود؛ رنگ لباس هایی که به تازگی رنگ شده است را ثابت می کند.
۹. برای از بین بردن لایه های رسوب از روی دوش، کمی سرکه به آن بمالید و با برس تمیز کنید؛ البته استفاده از آب گرم نیز می تواند به شما در داشتن یک دوش تمیز کمک کند؛ این باعث می شود تا استحمامی تمیزتر داشته باشید.
۱۰. یکی از بهترین موارد استفاده از سرکه در شستشوی ظروف چرب است؛ ۲ قاشق غذاخوری سرکه را به کمی مایع ظرف شویی اضافه کنید تا قدرت تمیزکنندگی آن افزایش یابد.
۱۱. پنجره های کثیف خانه همیشه مشکل خانم های خانه دار بوده است؛ چرا که به درستی پاک و تمیز نمی شوند؛ مخلوطی از ۵۰ درصد سرکه و ۵۰ درصد آب برای تمیز کردن پنجره ها مناسب است.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 36
شاید به این فکر کرده‌اید که پیامک برای نخستین بار توسط چه کسی فرستاده شد و یا همچون دیگر اتفاقات زمان بشر، پدر پیامک چه کسی است؟
پدر پیامک یا همان SMS "ماتی ماکونن"، یک مهندس فنلاندی بود که در سال ۱۹۸۴ در یک پیتزافروشی در کپنهاگ، وقتی برای شرکت در کنفرانسی در مورد آینده ارتباطات موبایلی به دانمارک آمده بود، ایده سرویس پیام‌رسانی برای گوشی‌های دیجیتال GSM به ذهنش خطور کرد اما متأسفانه او هرگز برای این کار پیشگامانه دستمزدی دریافت نکرد، زیرا حق امتیاز این ایده را به ثبت نرسانده بود.

در سال ۱۹۹۲ شرکت نوکیا ۱۰۱۱، یکی از اولین گوشی‌های موبایل با شکل ساده (Candy Bar)، تنها امکان ۶۰ دقیقه مکالمه به کاربر می‌داد و حافظه این گوشی فقط برای ذخیره ۹۹ شماره مخاطب کافی بود و یک صفحه‌نمایش کوچک سیاه و سفید داشت. درست یک سال بعد از طرح ایده ماتی ماکونن، فرمت ۱۶۰ کاراکتری توسط محققی در زمینه ارتباطات به نام فریدهام هیلبرند تعیین شد. او در حالی که سعی می‌کرد این فناوری را استاندارد کند و به تلفن‌های همراه امکان انتقال و نمایش پیام‌ها را بدهد، متوجه شد که میانگین جملات یا سوالات تنها به ۱۶۰ کاراکتر نیاز دارد.

اولین پیامک 20 سال پیش ارسال شد

می‌توان گفت که اولین پیامک در سال ۱۹۹۲ توسط بریت نیل پاپ‌وُورس به مدیر اپراتور وُدافون، ریچارد جرویس در مهمانی کارمندان در شب کریسمس ارسال شد که متن آن این بود: "کریسمس مبارک". پاپ‌وورس سرویس ارسال پیام کوتاه یا همان پیامک را از کامپیوتر محل کار خود به یک گوشی موبایل اوربیتل ۹۰۱ ارسال کرده بود!

در طول این سال‌ها شاهد ایجاد زبان جدید با نام زبان پیامکی بودیم که برای نوشتار مختصر در 160 کاراکتر این اتفاق رخ داده است و بسیاری از زبان‌شناسان کشورمان از این بابت برای ادبیات و زبان محاوره‌ی مردم به ویژه نوجوانان نگرانند و معتقدند در آینده منجر به تضعیف ادبیات و غلط دیکته‌ای و هجی کردن نادرست کلمات در میان کودکان شود.

در این میان شاید بتوان گفت بیشترین استقبال مشترکان تلفن همراه به دلیل رساندن مفهوم در کمترین زمان، همچنین مقرون به صرفه‌تر بودن از تماس تلفنی و امکان ارسال پیام در هر شرایط و بهتر از همه استفاده از این امکان توسط همه مدل گوشی تلفن همراه است.

سابقه پیامک در ایران

استفاده از خدمات پیام کوتاه در ایران برای نخستین بار در سال ۱۳۸۱ مورد بهره‌برداری قرار گرفت. از این سال به بعد استفاده از پیام کوتاه به‌ تدریج در بین کاربران ایرانی تلفن همراه فراگیر شد.

لازم به ذکر است فرهنگستان زبان و ادب فارسی در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۶، واژهٔ "پیامک" را به‌ عنوان جایگزین "SMS" , "اس ام اس" برگزید.

ایسنا
مردها تلاش زن را برای سازمان دهی، برنامه ریزی و حل مشکلات می بینند و سپس آن را به اشتباه به عنوان تلاشی از جانب زن برای کنترل مرد و بهره کشی از آن تعبیر می کنند.

به گفته روان شناسان، اغلب مردها باورهای نادرستی در مورد زنان دارند که اغلب گله گذاری های آنان را شامل می شود.

شناخت صحیح و درک زن ها
به گفته روان شناسان، اغلب مردها باورهای نادرستی در مورد زنان دارند که اغلب گله گذاری های آنان را شامل می شود. این باورهای غلط ناشی از عدم شناخت صحیح و عدم درک روحیه لطیف زن هاست و آن ها را برای شناخت بیش تر آقایان از همسرانشان بیان می کنیم:

هفت باور نادرست مردها درباره ی زن ها
1 - زن ها سیری نا پذیرند
2 - حفظ و نگهداری آن ها مشکل است
3 - زن ها می خواهند مردها را کنترل کنند
4 - زن ها حسود هستند
5 - زن ها زیاده از حد احساساتی هستند
6 - زن هایی که قوی و توانا هستند، نیازی به مراقبت ندارند
7 - زن ها آزادی مرد را مختل می کنند

زنها سیری ناپذیرند
مردها، تمایل و گرایش همیشگی زن مبنی بر بهبود و اصلاح کارها را با پر توقع بودن و سیری ناپذیری مزمن او اشتباه گرفته اند. این طبیعت زن است که به فکر بهبود، اصلاح و ارتقاء همه چیز است.

زنها - دست کم بیش تر آنها - بسیار کم توقع اند و می توان به راحتی با کوچک ترین چیزها خوشحالشان کرد. با یک لبخند، اظهار محبت و دلتنگی در آغوش گرفتن و ... خواهید دید چطور از شادی لبریز خواهند گشت.

حفظ و نگهداری زن ها مشکل است
واقعیت این است که حفظ و نگهداری روابط صمیمی مشکل است. زن ها می خواهند رابطه شان سالم و صمیمی باشد و بدین جهت از مردها توقع دارند برای این منظور وقت بگذارند و بر روی صمیمیت رابطه تلاش کنند.

زنها استانداردهای بالایی برای روابط صمیمی خود دارند، نه از آن رو که ایرادگیر و پرتوقع هستند، بلکه از آن جهت که عمیقاً متعهد و پایبند بوده و می خواهند که موفق باشند.

زن ها می خواهند مردها را کنترل کنند
مردها تلاش زن را برای سازمان دهی، برنامه ریزی و حل مشکلات می بینند و سپس آن را به اشتباه به عنوان تلاشی از جانب زن برای کنترل مرد و بهره کشی از آن تعبیر می کنند.
واقعیت این است که زنها می خواهند کمک کنند، ایفای نقش کنند، بهبود بخشند، ارتقاء دهند و به حساب آورده شوند.

یکی از رایج ترین شکایت های زن ها از مرد زندگی شان آن است که بیش تر مردها، در فرآیند تصمیم گیری خود، زن ها را دخالت نمی دهند. از آن جا که زن ها از این احساس بیزارند، پس تلاش می کنند تا خود را به نحوی در جریانات زندگی همسرشان وارد کنند. بدین معنا که سوال می پرسند و راه حل ارایه می دهند. مرد، علاقه و کمک همسرش را به معنای تلاش برای مداخله و سلطه جویی معنا می کند.

زن ها حسود هستند
واقعیت این است که زن ها محافظ و نگهبان روابط صمیمی و نزدیک خود هستند و می خواهند از رابطه خود با مردی که دوستش دارند محافظت کنند. نه از آن جهت که به همسر خود اعتماد ندارند، بلکه از آن رو که او را دوست دارند. به طور غریزی و فطری، زنان از هر چه برایشان ارزشمند باشد، مراقبت می کنند.

زن ها زیادی احساساتی هستند
یکی از زیباترین ویژگی های زنها این است که قابلیت این را دارند که حس کنند و احساس داشته باشند و این احساسات را نشان دهند و ابراز کنند و این موهبتی بس گران بهاست. اما باور غلط این است که نشان دادن احساسات ،کیفیتی ضعیف تر و ناخواستنی تر از پنهان کردن احساسات می باشد. این همان پیامی است که اغلب مردها در کودکی و هنگامی که پسربچه ای بودند دریافت کرده اند. این که گریه نکردن، بهتر از گریه کردن است. خشن و قوی بودن، بهتر از ترسو بودن است. مستقل بودن بهتر از نیازمند بودن است.

بنابراین مردها، اغلب احساسات طبیعی زن ها را به غلط ،ضعف نفس تلقی می کنند و توانایی آنها را در حس کردن و احساس داشتن را به زیاده روی احساسی تعبیر می کنند.
مردها معمولاً زن را متهم می کنند که زیاده از حد احساساتی هستند. به این دلیل که مسیولیت گفتار یا رفتار نامهربانانه و احیاناً خشونت آمیز خود را نپذیرند.

بیشتر زن ها زیادی احساساتی نیستند، بلکه فقط احساساتی هستند! مردها هم همینطور. اما نمی توانند به راحتی احساسات خود را نشان دهند یا ابراز کنند. حقیقت آن است که مردها به همین دلیل زن ها را بسیار دوست دارند، همین حساس بودن، احساساتی بودن و توانایی حس کردن زن، دلیل آن است، زیرا همین احساساتی بودن زنهاست که به آنها امکان می دهد به مردها محبت بورزند و چنین احساسات خوبی را در آنها تولید کنند.

زن های قوی نیازی به توجه و مراقبت ندارند
اشتباهی که مردان مرتکب می شوند این است که قدرت و توانایی را با خودکفایی اشتباه می گیرند. صرف این که زنی قوی و با اعتماد به نفس است به این معنا نیست که هیچ گونه نیازی ندارد و اصلاً به این معنا نیست که به شخص توانمند و نیرومند دیگری نیاز ندارد و این گونه نیست که هرگز خسته، ترسیده، وحشت زده و بی رمق نمی شوند.

واقعیت این است که اگر زنی به تنهایی هم قادر به انجام تمام کارها باشد، باز دوست دارد قدرت، توان، حمایت و مراقبت مردش را حس کند. هر قدر هم زنی قوی و مستقل باشد، همچنان نیاز دارد که احساس کند به طرق مختلف از او مراقبت می شود.

زن ها آزادی مرد را مختل می کنند
مردها اغلب به اشتباه، درخواست های طبیعی و منطقی زن ها را مبنی بر شرکت در رابطه، با تلاش زن برای سلب آزادی مرد اشتباه می گیرند. زن ها دوست دارند روابطی متعهدانه و صمیمانه ایجاد کنند.

هر کسی به مجرد این که به رابطه ای وارد می شود، مقادیری از آزادی های شخصی خود را از دست می دهد. چرا که از حالا به بعد شخصی که با او رابطه برقرار کرده اید، به آنچه می گویید یا رفتار می کنید، واکنش نشان خواهد داد.

آزادی واقعی به این معنا نیست که چه کارهایی می توانید بکنید و چه کارهایی نمی توانید بکنید. بلکه به معنای آزادی در محبت ورزیدن آن هم بدون ترس و دریافت کردن بدون مقاومت و دادن و بخشیدن بی دریغ می باشد.

زن ها هرگز سعی ندارند چیزی را از مرد سلب کنند. برعکس آنها می خواهند محبت، فداکاری، از خودگذشتگی، تعهد، پایبندی و وفاداری خودشان را به مرد هدیه کنند. تمام تلاش های یک زن برای ایجاد رابطه با همسرش و صمیمی بودن و حل مشکلات است نه برای سلب آزادی از مرد.

2018

KHORSHID E SHAB