» صفحه 4







آیا می توان شتاب حرکت زمین را اندازه گرفت؟

تصورتان این است که در جای خود ثابت نشسته اید؟ قطعا اشتباه می کنید. شما نتنها در یک مدار چرخنده قرار دارید بلکه با سرعتی بالغ بر ۱۱۲ هزار کیلومتر بر ساعت نیز حول یک ستاره در حرکت هستید و آن ستاره ...

فیفا بازهم درست پیش بینی کرد؛ فرانسه قهرمان جام جهانی شد

بعد از بیشتر از یک ماه برگزاری مسابقات فوتبال هیجان انگیز میان کشورهای مختلف حاضر در جام جهانی، سرانجام ساعاتی پیش تیم ملی فرانسه با پیروزی مقابل تیم ملی کرواسی با نتیجه 4 بر 2 قهرمان جام جهانی 2018 ...

نقد و بررسی فیلم سینمایی A Quiet Place ؛ یک سکوت هوشمندانه

چه کسی فکرش را می‌کرد جان کراسینسکی بتواند با اکران فیلم «یک مکان ساکت» (A Quiet Place) تا چه اندازه‌ای در مقیاس جهانی موفق عمل کند؟  بسیاری از منتقدین در همان وهله اول و پس از تماشای نخستین تریلر ...

ال جی موبایل؛ از عرش تا فرش [بخش اول]

۲۸ بهمن ماه سال ۱۳۸۷ روزی سرنوشت ساز برای ال جی بود؛ نم یانگ که در آن زمان سمت نایب رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل این شرکت را در اختیار داشت عازم اسپانیا شده بود تا در حاشیه کنگره جهانی موبایل ۲۰۰۹ ...

روزیاتو: ۶ بازیکن برتر و افسانه ای تاریخ فوتبال که هیچگاه در جام جهانی بازی نکردند

اکنون که بازی های جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ در روسیه به پایان خود نزدیک می شود، تب و هیجان بزرگ ترین تورنمنت بین المللی دنیای فوتبال با حضور بهترین بازیکنان و بهترین تیم های جهان در اوج خود قرار دارد. ...

گزارش میدانی دیجیاتو از سهم 50 درصدی قطعات تقلبی در بازار؛ هزینه نگهداری از خودرو هر روز بیشتر می شود

ماجرای قطعات تقلبی موجود در بازار خودرو، ماجرای تازه ای نیست، با این حال در پی وخیم شدن شرایط تامین ارز و واردات قطعات منفصله از گمرک و افزایش قیمت ها، زمینه برای عرضه قطعات تقلبی یا مستعمل در بازار ...

بازی برای صلح؛ نگاهی به تاریخچه سری متال گیر [تماشا کنید]

چه خوشمان بیاید یا نه، هیدئو کوجیما یکی از بزرگترین بازی سازان تاریخ به حساب می آید و سری بازی متال گیر به عنوان امضای او در این صنعت، نشانه خوبی از توانمندی هایش محسوب می شود. حال که 31 سال از ...

معرفی اپلیکیشن EasyTouch؛ به مانند Assistive Touch و فراتر از آن

اخیرا همه ما سعی می‌کنیم کار با گوشی‌هایمان را آسان‌تر کنیم. به هر حال در طول روز بیشتر از هر چیزی با آن‌ها سر و کار داریم و اصلا کار عجیبی نیست که بخواهیم نحوه استفاده از موبایل هایمان را ساده‌تر ...

اکسسوری لازم غیرضروری [رپورتاژ آگهی]

حتما شما هم با واژه اکسسوری (accessory) برخورد کرده‌اید، اکسسوری لغت انگلیسی است به معنای لوازم جانبی که تقریبا چند سالی است وارد فرهنگ ایرانی هم شده است و زیاد از آن استفاده می‌شود. در واقع به ...

سابقه تمارض در ورزش به کجا باز می گردد

تمارض در ورزش سابقه پیشینه ای طولانی دارد و هزاران سال قبل انسان های اولیه برای نجات جان خود و تکامل گفتار از آن بهره برده اند. روانشناسان دانشگاه «ساسکس» مدعی شده اند که شبیه سازی یا تمارض در ورزش ...

دالیچ: در فینال جام جهانی نباید آن پنالتی را گرفت

زلاتکو دالیچ، سرمربی تیم ملی کرواسی مدعی شد به عملکرد بازیکنانش افتخار می کند.

مودریچ: گل های ساده برای مان گران تمام شد

لوکا مودریچ، کاپیتان کرواسی، تاکید کرد که تیمش علی رغم شکست مقابل فرانسه در دیدار فینال، می تواند به دستاوردش در جام جهانی افتخار کند.

مندی و یاددادن شادی گل به رئیس جمهور(عکس)

بنجامین مندی، مدافع تیم ملی فرانسه، پس از قهرمانی تیمش در جام جهانی، شادی گل معروف فوتبالیست ها را به رئیس جمهور کشورش یاد داد.

بعد از کش و قوس های فراوان؛/ علی کریمی به استقلال پیوست

کاپیتان فصل گذشته سپاهان با عقد قرارداد به استقلال پیوست.

افتخاری و شفر در مورد هافبک مورد نظر آبی ها تصمیم می گیرند/ جواب مبهم کلینیک استقلال به وضعیت علی کریمی

معاون پزشکی باشگاه استقلال با نامه ای پر ابهام درباره آینده کریمی اظهار نظر کرده است.


چگونه هارد ديسك كامپيوتر خود را FDISK كنيم؟

ابتدا شما ميبايست روش بوت كردن سيستم از طريق Floppy و يا CD-Rom را ياد بگيريد.
در هنگام روشن شدن سيستم دكمه DELET (در بعضي كامپيوتر ها دكمه ديگر) را پائين نگه داريد تا وارد Setup شويد. دستگاه را به گونه‌اي تنظيم كنيد
كه اولين وسيله بوت شدن CD-Rom باشد.يعني وارد قسمت Bios featurs setup شده و اولين وسيله بوت شدن را CD قرار دهيد.
سپس روي گزينهSave &Exit setup كليك كرده و از Setup خارج شويد.در اينجا سوالي مبني بر (Save to cmos and exit (Y/N از شما پرسيده مي شود.
كليد Y را فشار دهيد دهيد تا سيستم دوباره Restart شود.
بعد از Restart سيستم سه پيغام زير ظاهر ميشود:
CD-ROM Start up menu
1.Boot from hard disk
2.Boot from CD-RO
سپس گزينه 2 را اتنخاب كرده تا سيستم از روي CDبوت شود.

بعد از آن پيغام هاي زير صادر مي گردد:
Microsoft Widows98 Start up menu
1.Start Windows98 Setup from CD-Rom
2.Start Computer with CD-Rom supprt
3.Start computer without CD-rom Support
4.View the Help file
شما گزينه 2 را انتخاب كنيد .پس از چند لحظه جلوي پرامپت درايو(مثلاF:> )فرمان Fdisk را تايپ و كليد Enter رو بزنيد.
فورا پيغامي مبني بر اينكه ظرفيت Hard شمااز 512 بيشتر است ضاهر ميشود.
كليد Y وسپسEnter رو فشار بدين.سپس صفحه اصلي Fdisk ظاهر ميشود.
Fdisk option
current fixed disk drive:1
choose 1 of the following:
1.creat dos partion or logical dos drive
2.set active partion
3.delet partion or logical dos drive
4.display partion information
Enter choice:…
اين صفحه شامل گزينه هايي جهت انجام اعمال مختلف بر روي ديسك سخت ميباشد.
توجه:
در پارتيشن بندي و كار با Fdisk با سه اصطلاح بر خورد ميكنيد كه عبارتند از Primery ,Extended,logical
برخورد ميكنيد كه سيستم عامل از دوتاي اولي استفاده ميكند.درايو C كامپيوتر همان Primery hsj و بقيه Extended
هستند.در Fdisk ابتدا Primery و بعد Extended ايجاد ميكنيم.وبراي حذف پارتيشن ها برعكس ايجاد اونا عمل ميكنيم.
توجه : ابتدا در صورت وجود پارتيشن آنها را پاك ميكنيم
خب از پن پنجره اصلي گزينه 3 رو انتخاب كنين.سپس پنجره اي ظاهر ميشه كه از او گزينه:
3.Delet logical dos drive in the extended dos partion
بعد از اين كار صفحهاي شامل پيغام هاي زير ظاهر ميشه:
WARNING!Data in deleted logical dos drive will be lost
What drive do you want to delete?
سپسس شما نام آخرين درايو Hard خودتان را وارد كنيد وenter رو بزنين.سپس EnterVolume ظاهر ميشه
كه شما يايد برچسب درايوتان رو وارد كنين يا اگه بر چسبي نداره Enter رو بزنين.(اگه درايو شما برچسب داشته باشه مثلا به جاي حرف Dبرچسب اون مثلا MyDriveظاهر ميشه)سپس پيغام زير ظاهر ميشه:
Are you sure?(Y/N)?[Y]
براي تاييد حرف Yرو بزنين و بعد Enter و به همين ترتيب همه درايوهاي منطقي(Logical) رو پاك كنين.بعد از پاك شدن همه درايوهاي منطقي پيغام زير ظاهر ميشه.
All logical drive deleted in the extended dos partion
سپس چند بار دكمه Esc رو بزنين تا وارد صفحه اصلي بشين. (Fdiskoption)بعد دكمه 3 (Delet partion….) از صفحه بعدي ظاهر شده (Delet extended dos partion)رو انتخاب كنين.بعديه پيغام (Warning………) ظاهر ميشه كه بايد شما كليد Yرو بزنين بعد Enter.سپس پيغام زير ظاهر ميشه:
Exttended dos partion Deleted دكمه Esc رو بزنين تا وارد صفحه اصلي بشين.(Fdisk Option).بعد باز گزينه 3 بعدش از صفحه باز شده گزينه ا رو وارد كنين.تا پارتيشن اوليه خذف شه.(Delet primery dos partion).
سپس پيغام (Warning data in the deleted primery dos partion will be lost.زيرپيغام :
What primery partion do you want to delete?[1]
شما كليد Enter رو بزنين.پيغام زير ظاهر ميشه:
Enter volume labe…?[]
در صورت وجود بر چسب(احتمالا ندارين)آن را تايپ و Enter رو بزنين در غير اين صورت Enter رو بزنين.
پيغام :Are you sure(Y/N) كه گزينه Yسپس كليد Enter رو بزنين.پيغام زير ضاهر ميشه:
Primery dos partion deleted
دكمه Esc را بزنين تا وارد صفحه اصلي بشين.حالا پارتيشن هاي شما حذف شده .
براي ايجاد پارتيشن از صفحه اصلي گزينه 1 يعني(1.Create dos partion or logical…..) رو بزنين .
بعد از طي اين مراحل صفحه اي با مشخصات زير حاصل ميشود:
Creat dos partion or logical dos drive
Current fixed disk drive:1
Choose 1 of the following:
1.creat primery dos partion
2.creat extended dos partion
3.creat logical dos drive in extended dos partion
Enter choice:
سپس كليد 1 راتايپ وenter رو بزنين.مدتي صبر كنيد تا 100% CompleteوVerifying drive integrityتا
100%كامل شه.بعد از اون پيغام زير ظاهر ميشه:
Creat primery dos partion
Current fixed disk drive:1
Do you wish to use the maximum available………………
Press Esc to return to fdisk options
كادر بالا از شما مي پرسه كه آيا مي خواهيد تمام ديسك سخت پارتيشن اوليه(Primery)گردد؟شما حرف N را تايپ كرده و سپس Enter رو بزنين.سپس مدتي صبر كنيد
تا 100%كامل بشه …بعدش صفحه زير ظاهر ميشه:
Creat primery dos partion
Current fixed………..
Total disk space is ……..mbytes(1mb=……….)
Maximum space avalable for partion is…….
Enter partion size in mbytes or ……….
Press esc …………
صفحه بالا ظرفيت هارد شما را كه براي اين عمل در دسترس ميباشد رو اعلام ميكنه شما بايد در اين مرحله براي درايو Strart up تان مقداري را در مقياس مگا بايت وارد كنيد(البته درصد هم ميشه).
توصيه:
1.آنهاي كه هارد 20 دارن 3000 رو بزنن
2.هارد 30 ،4000يا 4500
3.هارد 40 به بالا تا 80،6000يا 5500
4.هاردهاي 20 به پايين به نسبت 2500،2000،1500،1000
5…
بعد از وارد كردن مقدار Enter رو زده تا پيغام زير ظاهر بشه:
Primery dos partion created
سپس Escرو زده تا وارد صفحه اصلي Fdiskبشين.از صفحه اصلي گزينه ا(Creat dos ………or logical…..)
واز صفحه بعدي گزينه 2 (Creat extended dos partion)رو زده مدتي صبر كنيد تا 100%كامل شه.سپس
صفحه زير ظاهر ميشه:
Creat extended dos partion
Current fixed……….
Partion status type volume label mbytes…….
C:1 pri…
Total disk space is……….
Enter partion size in mbytes or per…………………….
No partion defind
Press esc……………
سپس كليد Enter رو بزنين.تا پيغام (Extended……..)ظاهر شه.
حالا كليد Esc رو بزنين تا سيستم به طور اتوماتيك وارد بخش ايجاد درايوهاي منطقي شه.مدتي صبر كنيد تا 100%
تمام بشه سپس از صفحه بعدي ظاهر شده عدد دلخواه خودتان به مگابايت رو براي درايو D:وارد كنيد.مدتي صبر كنيد
تا100%كامل شه.بعد از اين مرحله(يا احيانا Restart system)ماجرا رو براي درايو هاي منطقي ديگه از قبيل E تا Z ادامه بدبن تا جاييكه هارد شما تموتم شه.
توصيه:
سعي كنيد كه حتي الامكان درايو هايتان كم باشهمعمولا 4 درايو كافيه بعد از اينكه تمام هارد پارتيشن بندي شد پيغام :
All available disk space in the extended dos ……………………
ظاهر ميشه.حالا دكمه Esc رو بزنين تا وارد صفحه اصلي بشين.از صفحه اصلي گزينه 2(Set active partion )روانتخاب كنيد.در صفحه بعدي ظاهر شده كليد 1 رو زده و Enter كنيد.
با عمل فوق درايو C شما به عنوان درايو Start up بوده فعال ميشه.سپس پيغام Partion 1 made active ظاهر ميشه.
بدين تر تيب پارتيشن بندي به اتمام ميرسه .
نكته هاي قابل توجه :
1.ممكن است در بعضي از سيستم ها در حين عمليات هاي بالا Restart هاي متعددي انجام شه.
2.پس از عمل Fdisk حتما توسط دستور a:format drive را براي همه درايوها انجام دهيد تا
به FAT 32 تبديل شوند.
3.از Fdisk زياد پرهيز كنيد زيرا باعث خراب شدن هارد شما ميشه.
4زياد عجله نكنيد

موفق باشيد...
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 109 نظرات: 0
جایی در مغز شما قرار دارد که سالهاست در آن بذرهای موفقیت خفته‌اند و حال آنکه اگر این بذرها را در مغز خود فعال کنید با قدرت رشد خود می‌توانند شما را به اوج برسانند.
اشتباه زندگی
همه اشتباه می‌کنیم. تصمیمات غلط؛ انتخابهای نابجا؛ اعمال نسنجیده. در طول زندگی‌مان سعی و خطا می‌کنیم و درسهای جدید یاد می‌گیریم. اشتباه همیشه اثر بد خودش را در زندگی آدم می‌گذاره و ازش راه فراری هم نیست.
اثرات بد خیلی از اشتباهات را می‌شود بمرور زمان و با تلاش زیاد پاک کرد ولی بعضی از اشتباهات هستند که مسیر زندگی آدم را آنچنان تغییر می دهند که اصلاح آنها دیگر به راحتی امکان‌پذیر نیست.
بزرگترین اشتباهی که یک نفر ممکن است در زندگی خودش انجام بدهد چیست؟

تکرار خطا ، خطایی بزرگتر است

این موضوع از آنجایی حائز اهمیت است که عدم توجه به این بحران! و صرف زمان برای مطالعه اشتباهاتی که انسانها برای رسیدن به موفقیت مرتکب شده‌اند، باعث کاهش کیفیت روابط فردی و اجتماعی انسانها در آینده خواهد شد و زندگی معنوی و اجتماعی او را با خطرات جدی رو به رو می‌نماید.
امروزه خردمندان جوامع به این باور رسیده‌اند که تامین سعادت و خوشبختی انسان تنها با کمک پیشرفت‌های علمی میسر نبوده و تحقق کامل این هدف تنها به افزایش معنویات در زندگی بستگی دارد. هر چند که خداوند متعال هیچ وقت انسان را در پیمودن راه زندگی در این دنیا تنها نگذاشته و جوامع انسانی را با فرستادن پیامبران و امامان مورد رحمت و هدایت خود قرار داده است.
اما تعدادی از انسانها با گمراه کردن دیگران هیچ وقت اجازه ندادند که عظمت الهی هدایت‌گر زندگی انسانهایی باشد که در تلاش برای رسیدن به موفقیت بوده یا هستند و در این بین تنها انسان‌های معدودی توانسته‌اند به نسبت استعداد و دریافت خود به درجه‌ای از کمال برسند.
به نظر می‌رسد که قرن بیست و یکم ، قرنی باشد که انسانها در آن گرایش بیشتری در مسیر معنویات و اخلاقیات از خود نشان داده و از معنویت به عنوان آخرین سلاح بشریت برای بازگرداندن انسان به مدار اصلی انسانیت خویش استفاده نمایند. برای روشن‌تر شدن موضوع بیایید نگاهی به تعدادی از اشتباهاتی که انسانها در طول تاریخ برای رسیدن به موفقیت مرتکب شده و می‌شوند داشته باشیم و این گونه تصمیم بگیریم که نه تنها آنها را تکرار نکنیم.

خوشبختی به قیمت بدبختی دیگران

قرن‌هاست که بشر دچار توهم غم انگیزی در زمینه رسیدن به قدرت شده و همین توهم باعث بروز نبردهای خونین و بی‌عدالتی‌های فراوانی در سراسر جهان شده است. توهم این است که تعدادی از انسانها فکر کرده و می‌کنند که می‌توانند از ضرر و بدبختی دیگران به خوشبختی برسند، به همین دلیل در جست و جوی راه‌هایی برای سوءاستفاده و اغوای دیگران بوده اند. این مشکلی است که هنوز دست از گریبان تعدادی از انسانهای تشنه قدرت و موفقیت برنداشته است.
بسیاری از مردم احساس می‌کنند که می‌توانند با خراب کردن دیگران به موفقیت برسند. یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید «دو راه برای داشتن بلندترین ساختمان در شهر وجود دارد. یکی این است که تمام ساختمان‌های بلند شهر را خراب کنی و دوم این است که روی ساختمان خودت کار کنی و آن را بلندتر کنی.» این مطلب دقیقا در مورد مسائل سیاسی ، اقتصادی و زندگی شخصی تک تک انسانها نیز صادق است.
نگرانی از مسائلی که خارج از کنترل شماست
نگرانی از مسائل خاصی که با گذر زمان حل می‌شود، فقط نیروی انسان را هدر می‌دهد. خداوند گاه معجزات خود را در مکان‌های باور نکردنی و به دست افرادی دور از انتظار و در زمان هایی غیرقابل تصور به انجام می‌رساند. زندگی نیز ما را دقیقا به آن طرف راهنمایی می‌کند، اما از راه‌هایی که انتظارش را نداریم.
ظاهرا مردم در دنیای قدیم نیز انرژی فراوانی را صرف نگرانی در مورد اموری می‌کردند که خارج از کنترل آنها بوده است.
اول اینکه بی‌معنی است در مورد چیزی نگران باشی که کنترلی بر آن نداری، زیرا اگر تو بر آن کنترلی نداری معنی ندارد که در مورد آن نگران باشی.
دوم اینکه این هم بی‌معنی است که در مورد چیزهایی که بر آن کنترل داری نگران باشی، زیرا اگر واقعا کنترل داری نگرانی معنا ندارد
بیشتر ما اهل برنامه ریزی هستیم مثلا چنان چه تا به حال برای مسافرت، مراسم عروسی، میهمانی یا یک مراسم ویژه برنامه ریزی کرده باشید، می دانید که چه کارهای زیادی باید انجام دهید ، مراحلی که همه و همه را باید برای رسیدن به نتیجه دلخواه سر و سامان ببخشید. افراد زیادی از اهمیت برنامه ریزی برای رویدادها و اتفاقات مهم زندگی مطلعند اما اندک شمارند کسانی که از اهمیت برنامه ریزی برای تمام زندگی خود آگاه باشند. گفته می شود که مردم اغلب برنامه ریزی نمی کنند که شکست بخورند، بلکه در برنامه ریزی کردن شکست می خورند. روشن است که راه انداختن یک مراسم عروسی یا مسافرت بدون برنامه ریزی تقریباً فاجعه آمیز است، اما در مورد کل زندگیتان چطور؟!
عملاً سه راه پیش روی شماست: یا خودتان سبب روی دادن اتفاقات زندگی شوید...

دلیل اهمیت برنامه ریزی در زندگی چیست

یا کناری بایستید و روی دادن آن اتفاقات را نظاره گر باشید و یا از اتفاق افتادن آنها گیج و مبهوت بمانید، چنانچه بخواهید که هماهنگ و مطابق با امیال خود زندگی کنید باید در شمار آن گروه از افرادی باشید که خود سبب پیش آمدن رویدادها می شوند. بنابراین لزوما و باید برنامه ریزی کنید. ۱۰ دلیل عمده در پی آمده شما را متوجه اهمیت برنامه ریزی در زندگی خواهد کرد.
۱) یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما جهت می دهد، برنامه ریزی این فرصت را در اختیارتان قرار می دهد که بدانید به کجا قرار است بروید و چطور باید به آن جا بروید در غیر این صورت وقت خود را برای کارهایی بیهوده تلف خواهید کرد.
۲) برنامه زندگی برای شما مراحل رسیدن به رویاهایتان را به شما نشان خواهد داد. چنانچه تاکنون رویاهایتان برای شما غیر ممکن و دست نیافتنی می نمود، شاید به این دلیل بوده است که شما هیچ طرح و برنامه ای برای رسیدن به آنها آماده نکرده اید.
۳) اگر زندگیتان را به شانس و اقبال واگذار کنید یا اجازه بدهید که دیگران زندگیتان را کنترل کنند، بی تردید ناامید و دلسرد خواهید شد. یک زندگی برنامه ریزی شده کنترل زندگی را در دستان شما قرار می دهد.
۴) یک زندگی برنامه ریزی شده به شما آرامش می دهد. بدون برنامه دچار گیجی و سردرگمی خواهید شد که کجا بروید و روزهایتان را چطور بگذرانید.
۵) یک زندگی برنامه ریزی شده ما به شما هدف می بخشد. وقتی تصمیم می گیرید که روی برنامه زندگی کنید، یعنی قصد دارید هدفمند زندگی کنید و دیگر زندگی کردنتان، بودن خالی نیست.
۶) شور و اشتیاق حاصل یک زندگی برنامه ریزی شده است. موفقیت تحقق پیشرونده یک هدف واقعا ارزشمند است. وقتی هدفی پیش روی خود داشته باشید، با شور و اشتیاق بیشتر زندگی می کنید.
۷) یک زندگی برنامه ریزی شده به شما قدرت می دهد. برنامه ریزی و هدفمند بودن در زندگی سبب می شود به همان شیوه ای که دوست دارید زندگی کنید با حداقل نیاز به دیگران!
۸) یک زندگی برنامه ریزی شده باعث می شود شکرگزار نعمت های خداوند باشید. شما ناظر فعال و آگاه هر آن چیزی خواهید بود که خدا به شما داده و برنامه ریزی برای زندگیتان نشان می دهد که به نعمات خدا احترام می گذارید.
۹) یک زندگی برنامه ریزی شده سبب می شود ناخودآگاهتان نیز به خدمت شما در آید. با برنامه ریزی، بصیرتی در ناخودآگاهتان می کارید.
۱۰) آزادی و راحتی خیال، حاصل یک برنامه ریزی حساب شده است. چنانچه برای شکل دادن به سرنوشتتان آزادی طلب کنید، واقعا آزاد خواهید بود.

منبع:ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران
سعی کنید این سوالات را در انتهای هر روز از خودتان بپرسید. اینکار به شما کمک می‌کند فردی بهتر و موفق‌تر شوید.

1 - بهترین اتفاقی که امروز برایم افتاد چه بود؟

چه اتفاقی باعث شد احساس غرور، شادی، یا قدرشناسی کنید؟ آیا امروز حتی برای لحظه‌ای احساس لذت و موفقیت کردید؟

برای لحظه‌ای دوباره آن احساس را در خودتان زنده کنید. ما به لحظات این چنینی بیشتری در زندگیمان نیاز داریم، به همین خاطر بهتر است که به چیزهای مثبت فکر کنیم.

خیلی وقت‌ها اتفاقات خوب را نادیده می‌گیریم. اما نباید اینطور باشد، باید از آنها نهایت لذت را برده و قدردانشان باشیم. این سوال کمک می‌کند، مثبت، شاد و قدرشناس باشیم.

2 - چه کاری را می‌توانستم بهتر انجام دهم؟

از تجربیات امروزتان چه درسی می‌توانید بگیرید؟ چه اشتباهی مرتکب شدید که باید در آینده از آن جلوگیری کنید؟ چطور می‌توانستید یک موقعیت گفتگو را بهتر انجام دهید؟ به راه‌هایی فکر کنید که این مسئله را در آینده بهبود بخشید.

3 - مهمترین کاری که فردا باید انجام دهم چیست؟

کدام کار است که به تنهایی اهمیت زیادی دارد و تفاوت زیادی در روز من ایجاد خواهد کرد؟ اگر برنامه روزانه دارید، مطمئناً این کار باید در آن نوشته شده باشد

و احتمالاً در راس آن لیست. به این فکر کنید که چطور اول صبح آن کار را به اتمام برسانید. این سوال کمکتان می‌کند روی کارهای مهم روزانه خود متمرکز شوید.

4 - چه کار جدیدی را فردا می‌توانم امتحان کنم؟

زندگی سفری اکتشافی است. در هر سنی هم که باشیم، باید هر روز یک کار جدید را امتحان کنیم. فردا چه تجربه جدیدی می‌توانید داشته باشید؟

5 - مهمترین فردی که در زندگی من وجود دارد کیست و چه کاری برای او انجام می‌دهم؟

روی کسی که دوست دارید ، همسرتان، فرزندتان، والدین یا هر کس دیگر متمرکز شوید. آیا به آنها گفته‌اید یا نشان داده‌اید که چقدر برایتان اهمیت دارند؟

فردا چه کاری می‌توانید برای کمک کردن، شاد کردن و یا غافلگیر کردن آنها انجام دهید؟ ما خیلی وقت‌ها آنقدر مشغول می‌شویم که عزیزانمان را فراموش می‌کنیم.

این سوال باعث می‌شود دوباره به آنها بپردازید.

همین. 5 سوال ساده اما مهم که می‌تواند کمکتان کند زندگیتان را بهتر کنید. سعی کنید هر شب قبل از خواب این سوالات را از خودتان بپرسید.

منبع:بیتوته
● لبخند خوانی
ایران ناز، امروزه وقتی یک نفر لبخند می زند، یک حال بد تبدیل به حال خوب میشود، یک عذرخواهی پذیرفته میشود، اعتماد به نفسی بالا برده میشود، قراردادی بسته میشود و حتی ممکن است یک رابطه عاشقانه نیز شکل گیرد. اما اگر حال و هوای همین لبخند تغییر کند: یک لبخند یا بهتر است بگوییم «نیشخند» میتواند روی اعصاب برود، سر کل کل و دعوا نتیجه را به کلی به رقیب واگذار کند، وسط یک دعوای زن و شوهری به معنای پایان یک رابطه به حساب آید و حتی نشانه تحقیر محسوب شود.

خالی از لطف نیست قبل از آن که به "لبخند خوانی" بپردازیم، بدانید که محققان می گویند که یک لبخند بسیار کوتاه مدت (حتی به اندازه یک چهارصدم ثانیه) کافی است تا یک نیروی حسی قوی ایجاد کند: به طور مثال باعث می شود مردم به اطراف خود نگاه مثبت تری داشته باشند و چه بسا مسایل خسته کننده مفرح و با نشاط شوند! حتی شاید بتوانید مزه بد یک غذا را با لبخند برای خودتان قابل تحمل کنید.

و اما در آخر: لبخند مسری است. به قول معروف «بخند تا دنیا به رویت لبخند بزند!»

● آقایان نیش تان را ببندید
مردان اصولا دوست دارند که همیشه خانم ها را به لبخند ببینند. و در اصل به سمت بانوانی جذب می شوند که چهره خندانی دارند. اما در بسیاری از موارد این لبخند ممکن است کار دست ما خانم های محترم بدهد. ایران ناز، در واقع برخی از آقایان محترم این لبخند های خالص ما را ممکن است حمل بر این بگذارند که ما از آن ها خوشمان آمده است. و جالب است که بدانید خانم ها کاملا در نقطه مخالف آقایان در این امر قرار دارند: یعنی این که از مردانی که همیشه «نیششان باز است»! خوششان نیامده و آن را حمل بر «لوس بودنشان» می گذارند!

چهره افراد یک تئاتر سیار با نقش ها و حالات مختلف است. در زیر پنج تا از معمول ترین لبخند ها معرفی شده اند:

● لبخند اصیل:
خالص و شادی بی اختیار.

● چگونه به نظر می آید:
لب ها از بیرون و بالا به طرف استخوان های گونه کشیده می شوند، گونه ها به بالا برده شده، و پوست زیر پلک های پایین چشم باد می کند. گوشه های بیرون چشمان چین خورده و دو خط زیر چشم (معروف به خط های لبخند) پدیدار می شود.

● لبخند خشمگین:
یا واقعا طرف عصبانی است ومی خواهد لبخندش را با نیشخند پر کند و یا این که خوشحال است و تظاهر به غضب می کند.

● چگونه به نظر می آید:
دهان بسته و لب ها به هم دوخته شده اند. گوشه های داخلی ابرو ها پایین آمده و به سمت دهان کشیده شده اند.

● لبخند غمگین:
یا طرف تلاش می کند که ناراحتی خود را با یک لبخند پنهان کند، و یا این که سعی می کند تعمدا نشان دهد که درست است که کار ها خوب پیش نمی رود، اما وضع بهتر خواهد شد.

● چگونه به نظر می آید:
گوشه های دهان کمی به سمت بالا رفته، یک لبخند کوچک را نمایش می دهد. با ین که ابرو ها به سمت پایین نشانه رفته اند، گوشه های داخلی اشان به سمت بالا چین خورده، و گاهی چین و چروک هایی در وسط پیشانی دیده می شود.

● لبخند آرامش:
انگار که طرف تازه متوجه شده است که چه خطر بزرگی از سرش رد شده است.

● چگونه به نظر می آید:
به نظر یک لبخند معمولی می آید، اما انتهای ابرو ها به سمت پایین رفته که موجب به وجود آمدن چین و چروک هایی وسط دو چشم می شود. انگار که یاد آور یک تشویش و دلواپسی دیرینه است.

● لبخند شرمندگی:
این گونه لبخند ها معمولا غیر عادی هستند. و برای از بین بردن موقعیت های ناراحت کننده و آرام کردن حوادث ناگوار استفاده می شوند.

● چگونه به نظر می آید:
یک ریشخند اما کم قدرت! گوشه های دهان کمی به سوی بیرون کشیده شده، و لب ها گاهی به هم فشرده می شوند. چشم ها به سمت دیگری خیره شده: یا چپ و راست را نگاه کرده و یا از بالا به پایین دو دو می زند.

● روانشناسی لبخند
▪ امان از آدمهای چاخان
این که دوروغ گو ها معمولا بیشتر از راست گویان لبخند می زنند، چندان حقیقت ندارد! اما این گونه افراد لبخند تصنعی خیلی تحویل آدم می دهند. ایران ناز، این در واقع حربه آن ها است برای این که فکر طرف مقابل را از کلاه بزرگی که قرار است بر سرش بگذارند منحرف کنند.

استثنا: اما این مسیله استثنا هم دارد: وقتی این چاخان گویان محترم گیر می افتند و مجبور میشوند که بدون آمادگی یک دروغی سر هم کنند. در این مواقع آنان بیشتر لبخند های نوع پنجم (لبخند شرمندگی) از خود نشان می دهند. که بسیار واضح و مبرهن است که خالی بندی است!

▪ کدام اول می آید : شور و هیجان یا لبخند ؟
شاید تصور کنید که حالت صورت در مرتبه اول نشان از احساسات درونی یک فرد است. اما این نکته تا اندازه ای درست است. در حقیقت، تحقیقات علمی نشان داده اند که حالات صورت همانند دگمه درجه صدای ضبط صوت عمل می کند. هر چه بیشتر و با شدت زیادتری لبخند بزنید احساسات و تلاطم درونی بیشتر خود را بروز می دهد. درجه لبخند خود را پایین آورده، و کمتر مردهم به شور و هیجان درونی شما پی خواهند برد.
آیا می دانید تفاوت های بسیار زیاد و جالبی در عملکرد روان شناسی زنان و مردان وجود دارد؟ اما در چه تفکراتی؟

۱- نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده میکنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند.

از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.

۲- بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنـها کمک میـکند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.
۳- مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.
۴- هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج میگردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه میکنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر میباشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمیگردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

تفاوتهای روانشناسی
۱- مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک میکنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و بروی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.
۲- مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.
۳- مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.
۴- ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.
۵- مردان و زنان دارای معیارهای متفاتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل میباشند.
۶- مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.
۷- مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت میدهند.
۸- زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.
۹- بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع میکنند.
۱۰- مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر میتـوانند این حس را پنهان سازند

منبع : pezeshk.org
برای اینکه زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بیخودی به دنبال راه های معجزه آسا باشیم. ضمن اینکه باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایده آل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچگونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد. پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی است که ما در این مطلب از آن ها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا 9 مورد از آن ها را در ادامه ی مطلب بیاوریم. البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.
1- تلويزيون
تلويزيون قاتل عشق است. در اين مورد هيچ شكي نداشته باشيد! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوي تلويزيون را قدغن كنيد. هر شب غذا خوردن جلوي تلويزيون به همراه گويندگان نمي‌گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوي تلويزيون به تماشاي فيلم مشغول بوده‌ايد كه وقتي به رختخواب مي‌رويد‌، حتي ديگر وقت نداريد با هم حرف بزنيد و از حال يكديگر باخبر شويد. تنها چاره كار اين است كه اين دشمن را از زندگي عاشقانه بيرون بيندازيد! براي آنكه در اين كار زياد سخت‌گيري نكرده باشيد‌، مي‌توانيد موافقت كنيد كه در هفته‌، بعضی از شب ها تلويزيون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلوزیون در رابطه ی میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.
2- خانه‌نشيني
ممکن است به خاطر تلويزيون و يا بنا به دلايلي، ديگر بيرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آنچنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا اینکه اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله ی رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید ديگر از گردش‌هاي دونفره و شب‌نشيني‌هاي رمانتيك خبري نيست! بايد دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آوريد و به اتفاق يكديگر از خانه بيرون بزنيد! حالا كه به تازگي از شر تلويزيون خلاص شده‌ايد، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلوزیون جدید شما باشد!
3- ساعات اضافي
ديگر دير از سر كار به خانه برنگرديد! نه تنها براي خودتان وقت نداريد بلكه علاوه بر آن خستگي و عصبانيت‌تان را با خود به خانه مي‌آوريد‌ كه حقيقتا هیچ کار خوشايندي براي فرزندان وهمسرتان نيست! تنها كافي‌است كه كار، تمام زندگيتان را به‌خود مشغول كند، به سرعت تنها موضوعي مي‌شود كه از آن در خانه حرف مي‌زنيد. بس كنيد! سعي كنيد به حد كافي زود به خانه برگرديد تا قبل از شام كمي وقت براي خودتان و يا با هم بودن داشته باشيد. به شرطي که طبق همان اصل اول، در اين مدت جلوي تلويزيون ولو نشويد! و خصوصا براي آنكه توجه بيشتري به يكديگر داشته باشيد، هر ازگاهي كار را از ياد ببريد. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هر گاه به خانه بر می گردید، همانطور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آن ها را درون جوراب هایتان بریزید.
4- رسيدگي به وضع ظاهر
فكر نكنيد چون ديگر زن و شوهر هستيد و چندين سال از زندگي مشتركتان مي‌گذرد، بايد نسبت به وضع ظاهرتان بي‌خيال شويد! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا‌مرتب بودن برداريد، موهايتان را ژوليده و درهم رها نكنيد، از ريخت‌و‌پاش‌كردن در خانه خودداري كنيد و به‌خودتان برسيد! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه كه هستيد دوست دارد، با اين‌حال چرا سعي نمي‌كنيد خود را به بهترين شكل نشان دهيد؟ به اين ترتيب به او نشان مي‌دهيد كه حضور او و تاثيري كه بر او مي‌گذاريد برايتان مهم است!
5- بي‌توجهي
يكي ديگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بي‌توجهي است. در اينجا منظور از توجه كردن گل خريدن و يا هديه دادن نيست بلكه تنها نگاه كردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زماني‌كه همسرتان آرايشگاه رفته و يا كت جديدي خريده است به او توجه نشان دهيد؛ به‌خصوص زماني ‌كه او را شيك و زيبا مي‌بينيد و يا وقتي‌ كه او با تعريف‌هاي بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثير قرار مي‌دهد، از او تعريف كنيد. زيرا تعريف و تمجيد‌ها هميشه خوشايند هستند‌، اما تنها زماني‌كه درست و بجا به‌كار برده شوند.
6- حسادت مفرط
دست از پاييدن و سين‌جين كردن همسرتان برداريد زيرا زندگي مشترك براساس اعتمادي دو جانبه بنا مي‌شود. شك و بدگماني‌هاي بيش از حد شما‌، در نهايت او را به ستوه آورده و به سمت فرد ديگري هل مي‌دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.
7- خانواده همسر
نه، مطمئنا تمام خانواده‌هاي همسر آنگونه كه در فيلم‌ها به‌صورت منفي نشان داده مي‌شوند، نيستند. پس سعی کنید که از تلقین منقی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بين همسر و خانواده شما اغلب مي‌تواند گرم و صميمانه باشد. اما نكته مهم آن است كه بدانيد زماني‌كه اين تفاهم به حد كافي وجود دارد‌، چيزي را به همسرتان تحميل نكنيد. چنانچه احساس مي‌كنيد كه همسرتان از رفت‌وآمد‌هاي آخر هفته كم‌كم خسته مي‌شود به او اصرار نكنيد آخر هر هفته براي ناهار با خانواده شما باشد و البته اين قاعده در مورد ميهماني‌هاي همكاران و دوستان قديمي نيز صدق مي‌كند.
8- نبود برنامه
تشكيل خانواده به معناي گذراندن زندگي بدون در نظر‌گرفتن آينده نيست. شما بايد به اتفاق هم آينده‌تان را بسازيد. از برنامه‌هاي كوتاه‌مدت (مكاني كه تعطيلات را در آنجا مي‌گذرانيد، خريد اتومبيل و…) گرفته تا برنامه‌هاي بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر ديگري شدن و…) بي‌درنگ در مورد آينده‌تان و اينكه چگونه با آن روبه‌رو مي‌شويد فكر كنيد. اين عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پيش‌روي در زندگي را در شما شعله ور مي‌كند!
9- سكوت
مطئنا عدم‌گفت‌وگو براي زندگي زناشويي مضر است. اين امر بنا به دلايل مختلف اغلب ناشي از كمبود وقت و يا بي‌توجهي زن و مرد نسبت به يكديگر است كه در بالا از آنها نام برده‌ايم. با اين‌حال، معمولا گفت‌وگو ميان زن و مرد صورت مي‌گيرد، اما هيچ‌يك از طرفين به حرف‌هاي يكديگر گوش نمي‌دهند… در اين حالت، موضوعي را با هم مطرح كنيد و سعي كنيد حقيقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهميد. درصورت نياز، بي‌درنگ از يك روان‌درمانگر كمك بگيريد. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است… پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.


گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی
ازدواج براى تعدادى از زنان و مردان، حكم سر و سامان گرفتن را دارد. براى این افراد ازدواج سمبلى از آغاز بلوغ فكرى و تكامل است به نحوى كه زندگى آنان تنها در سایه ازدواج معنا پیدا مى كند.

براى تعدادى دیگر از زنان و مردان ازدواج تنها یك مقوله است كه باید سرگیرد. به این معنا كه چون دیگران ازدواج مى كنند پس آنان نیز باید به این امر مبادرت ورزند. به عبارت دیگر ازدواج رسمى است كه گریزی از آن نیست.

در هر حال ازدواج براى تمامى زنان و مردان یك تصمیم گیرى بزرگ و اساسى بوده كه نه تنها سرنوشت آنان را رقم خواهد زد بلكه باعث گسترش اعضاى خانواده، بقاى نسل و افزایش افراد جامعه خواهد شد. بنابراین انعكاس كلى هر ازدواجى به صورت مستقیم و غیرمستقیم به جامعه و اجتماع برخواهد گشت. با این وصف تعجبى ندارد وقتى دختران و پسران تصمیم مى گیرند ازدواج كنند، بشدت هیجان زده و نگران مى شوند. این هیجان و نگرانى از این بابت است كه آیا تصمیم گیرى آنها صحیح و اصولى بوده و آیا آنها فرد مورد نظرشان را در زندگى پیدا كرده اند؟

دلایل دختران و پسران را برای مبادرت به ازدواج مى توان به این صورت دسته بندى كرد

1 - بعضى ها مى گویند ازدواج می كنیم چون به طرف مقابل علاقه داریم یا این كه دلیل ازدواجشان را عشق به طرف مقابل عنوان مى كنند. البته عشق نمى تواند و نباید تنها دلیل ازدواج باشد اما در تداوم زندگى مشترك و داشتن رابطه زناشویى سالم و موفق، جزئى مهم و اساسى است.

2 - « ازدواج مى كنیم تا متعهد شویم » این جمله اى است كه بسیارى از والدین و دختران و پسران خاطرنشان مى كنند. طبق نظر آنان ازدواج، فرد را متعهد و پایبند زندگى و مسوولیت پذیر مى سازد.

3 - براى برخى نیز ازدواج به دلیل دیگرى صورت مى گیرد. آنها زندگى مشترك را جزئى از فرهنگ می دانند و معتقدند ازدواج جزء اساسى باورهاى فرهنگى و مذهبى محسوب می شود و سهم اساسى در مجموعه ارزشى ذهن آدم ها در جامعه دارد.

4 - تعدادى نیز فكر مى كنند فرد مورد نظرشان را یافته اند و معتقدند او همان فردى است كه خوشبختى شان را تضمین مى كند. به این ترتیب با ازدواج با او، فكر مى كنند خوشبختى را نصیب خود كرده اند.

5 - اما اگر فكر مى كنید باید ازدواج كنید تا فقط سایه كسى بالاى سرتان باشد یا امنیت تان تأمین شود، در اشتباه هستید. یعنى با این اهداف نباید تن به ازدواج دهید. امنیت یا تأمین مالى یا در آمدن از تنهایى نمى توانند عامل شادى در زندگى باشند.

6 - بعضى ها فكر مى كنند هر طور شده باید ازدواج كنند، زیرا از تنها ماندن وحشت دارند. اگر دلیل شما از ازدواج كردن این است، باید بگوییم بهتر است در یك كشوى كوچك بمانید تا تمام زندگى تان را در یك كمد بزرگ كه به اشتباه انتخاب كرده اید، سپرى كنید.

7 - بچه دار شدن هم دلیل ازدواج براى بعضى ها محسوب مى شود. اگر چه صاحب اولاد شدن و بقاى نسل، یكى از مسائل محورى زندگى مشترك است، اما اگر تنها و فقط به دلیل این كه صاحب فرزند شوید ازدواج مى كنید، راه به جایی نمی برید ، زیرا بچه ها به یك محیط شاد و مناسب براى زندگى احتیاج دارند. آیا با یك ازدواج غلط چنین امكانى از آنها سلب نمى شود؟

8 - رویاى عروس داماد شدن هم براى برخی دلیل ازدواج قلمداد مى شود و البته آنان توجه ندارند این مراسم چند روز بیشتر طول نمى كشد و عروس یا داماد شدن با هدف داشتنِ صرفا یك مراسم عروسى، دوام چندانى نخواهد داشت.

شاید شما و اطرافیانتان ده ها دلیل دیگر نیز براى ازدواج داشته باشید. نوع دلیل، آنقدرها مهم نیست بلكه آنچه اهمیت دارد این است كه شما و همسر آینده تان به روشنى و با صداقت درباره دلایل ازدواج با هم صحبت كرده باشید و در نهایت اطمینان حاصل كنید كه انگیزه ها و اهداف شما در زندگى مشترك با هم تطابق دارد.

در امر ازدواج، میزان توقع و انتظارات مهم نیست بلكه آنچه مهم است این است كه هر دو نفر انتظارات و توقعات مشتركى داشته باشند و هر دو نفر تلاشى مشترك را برای رسیدن به هدفی مشترك آغاز كنند. زمانى كه انتظارات و توقعات دو طرف متفاوت باشد، همواره یكى از دو نفر ناامید و سرخورده خواهد شد. البته باید گفت انتظارات و نگرانى هاى زن و مرد تحت تأثیر عوامل بسیار زیادى قرار مى گیرند. تجربه دوستان قبلى، روابط فامیلى و خانوادگى افراد، محیط رشد و بسیارى عوامل دیگر در این مساله دخیل هستند و البته به یاد داشته باشیم یكى از مؤثرترین عوامل در این زمینه، خانواده هاى طرفین است.

با این توضیحات هر چه پسر و دختر صادقانه و بى پرده درباره خود و احساساتشان صحبت كنند، در آینده از همدیگر حمایت بیشترى خواهند كرد. در این صورت اختلاف نظرهایشان روشن می شود، براى آنها دلیل پیدا كرده و راه حل هاى بهتر و مناسب ترى براى تداوم زندگى مشترك پیدا مى كنند.

حقیقت این است، یك ازدواج خوب و سالم براى سلامت نیز مفید بوده در حالى كه ازدواج اشتباه و مشكل دار یك ورشكستگى جسمى و روحى تمام عیار براى زن و مرد به حساب مى آید. همه افراد انتظار دارند همسر آینده شان فردى سازگار و دارای ارزش هایى مشابه خودشان و باعث شادى و خوشبختى شان شود، بنابراین بهتر است براى انتخاب همسرتان بیشتر از انتخاب خانه و شغل اهمیت قائل شوید و وقت، فكر و انرژى صرف كنید.
تصورات بسیاری که ذهن شما را احاطه کرده می تواند موجب بوجود آمدن انتظاراتی غیر واقعی شود. مطمئنا اگر دائما به دنبال یک زندگی سیندرلایی تا ابد شاد باشید، ناامید خواهید شد.

تلویزیونی نباشید
اگر شب ها تا دیر وقت تلویزیون نگاه می کنید و به فیلم های کلاسیک علاقه مندید، اگر آهنگهای عاشقانه گوش می دهید یا اگر رمان های عاشقانه می خوانید، بنابراین شاید تصویری از ازدواج در ذهن خود بسازید که با واقعیت در تعارض باشد.

به این موضوع فکر کنید که تقریبا تمام خانواده ها در این فیلم ها، خانواده های سنتی هستند. آنها ظاهرا با مشکلات جدی ای روبرو نیستند، چرا که موضوعاتی از قبیل ازدواج زود هنگام، مشکلات فرزندان با نامادری و ناپدری ها، خیانت، مواد مخدر، سرکشی های اجتماعی، بیکاری، مشکلات سخت اقتصادی، تهدیدات و حتی طلاق محور داستان قرار نمی گرفتند. پدر نان آور خانه بود و مادر خانواده را تر و خشک می کرد.

شاید این فیلم ها این فکر را به شما القا کند که زندگی همیشه عالی بوده و تمامی نیازهایتان می بایست توسط همسرتان برآورده شود، با آمدن بچه ها همیشه زندگی بهتر می شود ( بچه ها شیرینی زندگی اند )، ازدواج تمام مشکلاتتان را حل می کند و از این پس با شادی زندگی خواهید کرد.

عوامل یک ازدواج موفق
ازدواج شما برای موفقیت نیاز به عشق، حمایت، شکیبایی، ارتباط متقابل، انتظارات معقول، مراقبت و نگهداری و کمی هم حس شوخ طبعی دارد.

تصورات و واقعیات ازدواج
در این جا چند نمونه از تصورات رایج درباره ازدواج و واقعیت آنها را به شما می گوییم.
تصور : با ازدواج درد تنهایی مرتفع می شود.
واقعیت : بسیاری از متأهل ها هستند که هنوز هم احساس تنهایی می کنند.

تصور : بعد از ازدواج یک انسان کامل می شوید.
واقعیت : یک زوج می توانند مکمل یکدیگر باشند، اما شاید در تکامل فردی هم تاثیری نداشته باشد. شما بخش عمده تکامل فردی تان را باید در دوران تجرد به دست آورید نه این که به امید کسی باشید که از راه برسد و در کنار او تکامل پیدا کنید.

تصور : اگر ازدواج نکنم بیچاره و بدبخت می شوم.
واقعیت : ازدواج ضرورت است و توصیه دین ما. اگر موقعیت مناسب ازدواج داشتید، حتما ازدواج کنید اما اگر حس می کنید از سن ازدواجتان گذشته و فرصت مناسبی ندارید، لازم نیست خودتان را سرزنش کنید یا احساس کنید زندگی تان به پایان رسیده است. افراد مجرد بسیاری وجود دارند که واقعا شاد هستند و مشکلی ندارند. شما هم یکی از آنها باشید.

تصور : عشق همیشه در زندگی پا برجا خواهد ماند.
واقعیت : تقریبا تمامی افراد در روابط خود پستی و بلندی هایی را تجربه می کنند. مشکلات و سختی های روزمره زندگی مشترک اغلب، احساسات عاشقانه را تحت الشعاع قرار می دهد. این را به یاد داشته باشید که در طول زندگی شکل و شمایل عشق تغییر می کند و شاید در ظاهر از تب و تاب آن کاسته شود اما عمق بیشتری می گیرد و به صورتی دیگر نمود پیدا می کند.

تصور : ازدواج موجب شادی فرد می شود.
واقعیت : نمی توانید انتظار داشته باشید که همسرتان برای شما منبع شادی باشد. شادی درون باید از خود شما نشأت بگیرد. شاید ازدواج، قسمتی از شادی فردیتان را پر کند، اما نمی تواند منبع اصلی شادمانی باشد.

تصور : اگر واقعا عاشق هم باشید، هیچ مشکل اساسی ای نخواهید داشت.
واقعیت : یک ازدواج موفق بدون مراقبت، تعهد و تلاش و صرفا با عشق بدست نمی آید.

تصور : همسرم باید تمام نیازهای مرا بدون بازگو کردن من بشناسد.
واقعیت : حال، چون ازدواج کرده اید بدین معنا نیست که بتوانید ذهن ها را بخوانید. باید به همسر خود بگوئید که نیازهای شما چیست.

تصور : هر نوع ناسازگاری و کشمکش نشان دهنده فقدان عشق است.
واقعیت : ناسازگاری در هر ازدواجی وجود دارد. سعی کنید عاقلانه و در جهت بهبود رابطه تان با آن برخورد کنید. مبارزه سالم با این تنش ها این است که در آن تنها به فکر برنده شدن نباشید.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 177 نظرات: 0
ک تئوری زندگی بهتر در سازمان ملل وجود دارد به اسم UNDP شخص شاخص پایین‌تر از سطح فقر و روی خط را سطح متوسط و بالای خط را سطح بالا یا مرفه می‌گویند و ؟؟؟؟ کار می‌کنند رفاه و امنیت دو ویژگی و شاخص زندگی بهتر ، در سطح فثر شاخص توسعه یافتگی ، تغذیه ، حمل و نقل محیط زیست و در محیط زیست آلاینده‌ها را می‌آورند .
در شاخص ، آموزشی : در آمد سرانه که خودش مهم است . امکانات آموزشی حوزه آموزشی ( سرانه فضا ـ معلم ) و براساس استانداردهای اعلام شده شروع به طبقه‌بنید کشورها می‌کنند . مثلاً در حوزه اقتصاد با درآمد سرانه که اندازه گیری می‌شود با خرید تغذیه...

مبنای زندگی بهتر چیست؟

▪ شاخص زندگی بهتر : سلامت روانی ـ رفاه ـ بهداشت :
در کشور ما شاخص زندگی بهتر عدالت اجتماعی رفاه را و هم امنیت را شامل می‌شود توجه می‌کنند .
در بخش توسعه در حوزه آموزشی مطرح می‌شود . آموزش باید بتواند به گونه‌ایی باشد که فرد توانمند به عنوان یک متغیر هم برای خودش و هم برای محیط یک عنصر موثر باشد
از اینها استفاده می‌شود که بهتر است مهدها روانشناختی اداره نشود بلکه جامعه شناختی ( جامعه شناس ) اداره شود . یعنی کودک را برای جامعه پذیر شدن حرکت بدهیم . حتی نوراهای مکالمات فارسی در کنار انگلیسی ایجاد شود . خودبخود کودکان را آموزش دهیم تا در زمینه رفاه کمک کند .
در توسعه ( در حوزه آموزشی ، می‌گوید آیا آموزش موجب متبلور شدن فرد کمکی نکند . پس تبلور ناشیا ز آموزش مهم است .
جامعه‌ایی که پس انداز ندارد هیچوقت نمی‌تواند توسعه پیدا کند و خودش را پشتیبانی نماید . ( مانند هزینه احتیاطی در بحث مالی ) پس انداز توسعه را رقم می‌زند .
▪ اجزاء : الگو یعنی تغییر ، تحول ، تولد صورت می‌گیرد .
یعنی ما می‌توانیم راحت بنشینیم ، بحث کنیم . در آموزش جلو برویم حرکت ملایم داشته باشیم و آماده شویم برای یک سال آینده . چون این کار را برای یک سال دیگر می‌گذرانیم . کارهای رفاهی با توسعه گروه و ... و در بر مطالعاتش نشان داده که در اروپا پروتسانها توسعه را رقم زدند و یکی از علل بزرگ آن طبق مقاله‌نایی که روی بچه‌های زیر ده سال بحث می‌کرد . وقتی با اقتصاد بالاروی بچه‌ها کار شود کلان خواه می‌شوند . پروتستاها مالک توسعه غرب شدند بخاطر ۲ چیز : یکی خیلی شدید آرزوهای بزرگ بچه‌ها را تقویت کردن و از آنها خواستند بزرگ بیندیشند و دومین ویژگی ، ارزش را به کار دادند یعنی کار را مقدس دانستند و این باعث شد بچه‌ها قناعت را هم یاد بگیرند .
کار وقناعت در بچه‌ها مهم است . پس انداز به معنای سپرده بانکی و یا پولی راکد نیست . در توسعه پس انداز به مفهوم اطلاعاتی که تولید می‌کند . امروز نمی‌خواهد مصرف کند و محصولش را آلان نمی‌خواهد پس مضطرب نیستند . با آرامش کامل جلوی پایش را می‌بیند با پژوهش چیزی که خیلی مهم است الگوی کار است . باید روی الگو کار کنیم . در واقع همه چیز برمی‌گردد روی الگوی نگرش الگو صاحب چند چیز ( تئوری ـ ابزارها ، روش‌ها ،‌هدف‌ها ) در توسعه از الگوی دور برد استفاده می‌شود .
ولی مادر الگوی نزدیک بخاطر همین که مسئله را حل کنیم هنوز اضطراب حل نشده و مسئله دیگر سراغمان می‌آید . اولین اتفاق در اثر پس انداز که پنج سال آینده را ببینیم . آرامش خاص اس تکه روی می‌دهد خودمان محیط را معنا دار می‌کنیم نه محیط ما را . بنابراین آرام رهبری سازمان در دستان ما است .
کم کم با خودمان این تعاریف شروع می‌شود MOS مند داوری چیست ؟ به چه مفهوم است ؟ به قضاوت هم پی‌می‌بریم و می‌توانیم ارزیابی محیط را داشته باشیم . اگر مسئله‌ایی ایجاد شود نگران و مضطرب نمی‌شویم . می‌توانیم قضاوت کنیم و از هدف دور نشویم . پس مادارای تجزیه و تحلیل شخصی می‌شویم و این خیلی ارزش دارد .
مسئله مهم دیگر در توسعه همکاری بین بخشی است یعنی کم کم یک زنجیز شوید اگر بخواهید هر کدام مثلاً ۵/۱ میلیون ریال پول تبلیغ بدهید . هر کدام ۲۰۰ تومان همان بازتاب را دارد . هزینه کمتر خواهد شد . چون گروهی تبلیغ می‌کنید و در گروه بودن عضو انجمن بودن یک مزیت است و از این طریق پس انداز و رفاه نیز نصیب‌تان می‌شود .
● آیا استعداد فطری است یا ژنتیکی ؟
یک عده می‌گویند براساس ژن هر آدم در یک بخشی از ماجرا توانایی دارد این یک پروسه است . باید آن را کشف کرد و بیرون کشید و یک جایی می‌گوید این توانایی خیلی فراگیر است و یک جایی می‌گوید می‌تواند بروز خوبی داشته باشد و در یک جا محیط را هم مطرح می‌کند . هوش طبقه بندی می‌شود . مثلاً هوش صنعتی ـ هنری و ...
در کشورهای توسعه خود استعداد یک سرمایه است و میلیون‌ها ارزش دارد . در کشورهای برجسته دنیا ۶۳% ثروت منابع انسانی است و ۲۵%‌منابع فیزیکی و ۱۱% منابع طبیعی . یعنی ۶۳% ثروت کشور توسعه یافته کشف ایده‌های انسانی است که باعث بروز ثروت می‌شود .
در کشورهای توسعه یافته شدیداً روی استعداد سرمایه‌گذاری می‌کنند . هر چه نظام آموزشی ناکارآمدتر باشد هزینه براست در کشورهای توسعه آموزش یک اصل بزرگ است و خیلی کارها را می‌تواند انجام دهد .
پس الگوهای تغییر و تحول و تولد باعث تغییر می‌شوند . در مدل کار رفع ضعف و محدویت خیلی چیزها را تغییر می‌دهد . در شغل خودتان ببینید چه چیزهایی خاطره تلخ تولید می‌کند و باعث دلسردی می‌شود و بعد بروید روی گسترش . آرام کار کنید . اول محدودیت را رفع کنید مطالعه روی گسترش خیلی مهم است مثلاً‌ آیا می‌توانیم بجای ۱۲۰ نفر ۱۵۰ نفر کودک داشته باشیم ؟ این خودش موقعیت است و هم عامل شکست ( اگر مطالعه نداشته باشیم )
● رفع محدودیت ارزان‌ترین راه توسعه است .
در الگوهای توسعه ما سازمان‌های خدماتی مستقیم و یکی از ارکانش نیروی انسانی است . پس در مهدهای سرمایه‌های اصلی آموزش ارتباط است . متریال ما اطلاعات و محصولمان توان زدایی . در بخش بعدی آموزش مربیان مهم است که ارتباط خودشان و خودشناسی خود را رشد دهند فراموش نکنید آموزش طوری است که آرام حرکت می‌کنیم . امنیت را رشد بدهیم در بین مربیان ، بهتر است فرد را متوجه رشد خودش بکنیم و رفاه و امنیت خودش
مسئولیت یعنی پرسش از خویش . یعنی تو که مسئول هستی به پرسش‌های اتفاق افتاده جواب دهی در برنامه‌رویکردکار را مشخص کن . مشخصات برنامه . ( همکاران ، تئوری ، روش‌ها ، هدف‌ها )
● در توسعه باید چهار مدل کار فکری داشته باشید .
۱) تفکر روزمره ( تفکر واکنشی )
۲) تفکر برای عمل کردن برنامه‌ ( برای ۲ تا ۳ ماه )
۳) تفکر برای تحقق رویاها
۴) تفکر برای رویا سازی تازه
عموماً از افراد هر چهار مورد را با هم دارند وسعی می‌کنند از هر کدام بهره ـ انگیزه ـ انرژی ـ امید ـ اعتماد بنفس و حرکت برای آینده و احساس توانمندی را بگیرند .
ابهام یعنی ناپیدا بودن چند نکنته با هم ،‌مثل کوه یخ که قسمتی را می‌بینیم ولی قسمتی که زیرآب است نمی‌بینیم یعنی ارتباط با محیط و اتصا‌ل‌ها را نمی‌دانیم . ابهام با گنگ بودن فرق دارد
از خطا نترسید و به تخصصتان بی‌اعتمادی نکنید . هم فکری کنید نگزارید اعتماد بنفس شما کم شود . خطا کردن شما را به سرزمین جدید می‌رساند به نقد دیگران اعتماد کنید . شاخص اصلی بهبود کیفیت
● چه زمانی وقت تغییر رسیده ؟
زمانیکه مشکلات پایدار باشند ، روابط لذت بخش نیست ، احساس ‌می‌کنید از پیشرفت خبری نیست
زندگی شدیداً تکراری شده ، فشار عصبی افزایش پیدا کرده ، روش‌های قبلی از کارآیی افتاده
تعداد تصمیمات پاسخگو به بحران زیاد شده باید خود را افزایش دهیم . وضعیت جدید بوجود بیاوریم . حق خودم می‌دانم که از زندگی لذت ببرم . لیاقت را دارم که از زندگی لذت ببرم . وقتی که خود ضعیف شده است پاسخگو به مسائل نخواهد بود اول هر چیزی باید با شناخت آغاز شود و بعد تغییر . اگر خودم را نشناسم چه چیزی را می‌خواهم تغییر بدهم . در الگو و مدل کار باید به همه توان‌ها توجه کرد . آموزش مربی ـ ساختار منابع و باید به همه باهم رشد بدهیم و به همه چیز فکر کنید تا پس انداز اتفاق بیفتد .
از در ون شناخت از خود . در بحث تغییر و خودشناسی هر چه زودتر پیام را دریافت کنیم هزینه تغییر پایین خواهد بود .
نیاز به تغییر داریم . ساختار نوینی بنا کنیم و آرام پوس انداختن را داشته باشیم .

منبع:ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 102 نظرات: 0

2018

KHORSHID E SHAB