بااینکه برخی خصوصیات افراد خودشیفته شبیه به اعتمادبه‌نفس به نظر می‌رسد اما به هیچ وجه یکسان نیستند.
خودشیفتگی از مرزهای اعتمادبه‌نفس سالم عبور می‌کند و به خودگرایی صرف تبدیل می‌شود که مدیریت شما را به خطر می‌اندازد.

در چنین شرایطی به جای اینکه فردی بااعتمادبه‌‌نفس سالم به نظر برسید که برای زیردستانتان جذاب است، فردی متکبر و پرمدعا به نظر خواهید رسید. حق همه چیز را از آنِ خود می‌دانید، به دیگران با دید تحقیرآمیز نگاه می‌کنید و آنها را پایینتر از خودتان می‌دانید.
و زمانیکه رفتاری در خور آنچه خودتان می‌خواهید دریافت نکنید، بسیار عصبانی و پریشان خواهید شد.

چطور می‌توانید بین اعتمادبه‌نفس سالم و خودشیفتگی تمایز قائل شوید؟ در زیر به ۱۰ علامت هشدار اشاره می‌کنیم.
بااینکه همه ما شاید خصوصیتی از خودمان در این لیست مشاهده کنیم اما اگر بیشتر از ۵ مورد از این علائم را در خودتان می‌دیدید،
می‌تواند نشانه خودشیفتگی شما باشد و باید سعی در تغییر رویه خود کنید.

۱۰ نشانه خودشیفتگی

• باور اینکه شما بهتر از دیگران هستید.
• خیالپردازی درمورد قدرت، موفقیت و جذابیت خود.
• بزرگ جلوه دادن دستاوردها و استعدادهای خود.
• انتظار تحسین و تمجید مداوم دیگران را داشتن.
• باور اینکه فردی خاص هستید و رفتار کردن بر طبق این باور.
• درک نکردن احساسات و عواطف دیگران.
• تحقیر کردن کسانیکه از خودتان پایینتر می‌دانید.
• حسادت کردن به دیگران. باور اینکه دیگران به شما حسادت می‌کنند.
• داشتن اهداف غیرواقعبینانه.
• داشتن اعتمادبه‌نفسی شکننده. به شدت آسیب‌‌پذیر بودن.

برگرداندن تعادل
اگر موارد زیادی از این علائم درمورد شما صدق می‌کرد، توصیه‌هایی برای برگرداندن تعادل شخصیتی‌تان برایتان داریم.

فروتنی را تمرین کنید. قبل از گرفتن هر تصمیم مهم، سه سوال از خودتان بپرسید.
«آیا نیرو و انرژی لازم برای این تصمیم را وقف آن کرده‌اید؟»، «آیا کسی را دارم که در مواقعی که اشتباه کردم به من گوشزد کند؟»،
«آیا من بهترین کسی هستم که می‌تواند این کار را انجام دهد؟»

کنجکاو باشید. به خودتان اجازه دهید چیزهایی که فکر می‌کنید، احساس می‌کنید و باور دارید که درست است را امتحان کنید.
یادتان باشد که از شما انتظار نمی‌رود که همه چیز را در مورد همه چیز بدانید. همچنین به دنبال واقعیت باشید.
این خلاء بین درک شما و واقعیت را پر می‌کند.

همدردی با خود را تمرین کنید. در عین اینکه به درستی با واقعیت روبه‌رو می‌شوید، با خودتان مهربان باشید. همچنین، مراقب باشید.
تمرین کنید که در زمان حال زندگی کنید. این باعث می‌شود وارد همه تجربیات زندگی نشوید.
ملاحظه‌کار بودن صدای خودشیفتگی درون مغزتان را خاموش می‌کند و می‌توانید دنیا را خوب ببینید. وجه اشتراکات خود با دیگران را تشخیص دهید.

اجازه ندهید خودشیفتگی کارایی شما را بعنوان یک مدیر محدود کند. برای گرفتن بهترین نتیجه، حواستان به همه چیز باشد.

مردمان نت
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 169 نظرات: 0
شخصیت افراد با خصوصیات، رفتارها، افکار و احساسات آنها تعریف می‌شود. این جنبه‌ها از کودکی شروع به شکل گرفتن می‌کند
و با بزرگ شدن فرد و بالغ شدن او تقویت می‌شوند و قالب می‌گیرد.

مسئله مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که شخصیت شما، صرفنظر از چیزی که الان هست، قابلیت تغییر و رشد دارد.
اهمیت درک این مسئله این است که از همین امروز هم می‌توانید برای تغییر شخصیتتان اقدام کنید و این یعنی اگر تصور می‌کنید
جنبه‌ای از شخصیتتان نیاز به رشد یا تقویت شدن دارد، می‌توانید برای آن تلاش کنید.

اما چرا رشد و تقویت شخصیت اهمیت دارد؟ نکات زیر شما را در درک این مسئله یاری می‌کند:

شخصیتتان به شما کمک می‌کند روابط خصوصی محکمی بسازید

تا بحال به این فکر کرده‌اید که چرا بعضی افراد دوستان زیادی دارند و بعضی دیگر هیچ دوستی ندارند؟
یا اینکه چطور بعضی‌ها می‌توانند خیلی راحت در جمع‌های اجتماعی شرکت کرده و خود را با آن وفق دهند اما بعضی دیگر این توانایی را ندارند؟
علت آن نوع شخصیت این دو گروه افراد است. بعضی شخصیت‌هایی بسیار دوست‌داشتنی دارند و بعضی شخصیتی سخت‌تر دارند که باعث می‌شود دیگران از آنها دوری کنند. اگر در یک مهمانی به آدم‌ها بیشتر دقت کنید، خواهید دید که کسانیکه همیشه لبخند می‌زنند و برای وارد صحبت شدن با دیگران قدم برمی‌دارند، مایه سرزندگی مهمانی‌ها هستند و آنهایی که ترجیح می‌دهند گوشه‌ای بنشینند، همیشه تنها هستند.

در زندگی خانوادگی، اینکه چطور با همسرتان، والدینتان یا فرزندانتان برخورد می‌کنید هم به نوع شخصیت شما بستگی دارد.
بااینکه عشق به خانواده هیچ شرط و شروطی ندارد اما زمان‌هایی هست که مشکلاتی ایجاد می‌شود
و نحوه برخورد شما با هرکدام از آنها بر روابط شما با خانواده تاثیر می‌گذارد.

اگر وقتی در جمعی هستید برای حرف زدن خجالت بکشید، این یعنی اعتمادبه‌نفس ندارید.
اگر روابطتان با خانواده خیلی خوب پیش نرود، یعنی قادر به گفتگوی درست و اعتماد کردن نیستید.
همه اینها اگر برای تقویت و بهبود شخصیتتان تلاش کنید، تغییر خواهند کرد.

شخصیت شما تعیین‌کننده موفقیت کاری شماست
بروز مشکلات در محل‌کار مسئله‌ای طبیعی است، از چیزهای ساده‌ای مثل ماندن در ترافیک گرفته تا مشکلاتی استرس‌زا مثل سر رسیدن ضرب‌العجل‌های پروژه‌های مختلف و همچنین حفظ روابط خوب با مدیران و همکاران. بااینکه اکثریت ما ظرفیت ذهنی برای کنار آمدن با مسئولیت‌هایی که به ما محول می‌شود را داریم اما در هوش احساسی لازم که به همان میزان اهمیت دارد، با کمبود مواجه هستیم.

همانطور که احتمالاً می‌دانید، هوش احساسی با شخصیت کاملاً مرتبط است. به همین دلیل است که رشد شخصیت نقش بسیار مهمی در توانایی فرد برای موفقیت در زمینه کاری خود دارد. اگر زود خسته شوید و توانایی برخورد با استرس‌هایی که در پیشامدهایی کاری برایتان اتفاق می‌افتد را نداشته باشید، خیلی راحت در شرایط سخت دلسرد خواهید شد.

ازآنجا که شخصیت شما نحوه برخوردتان با دیگران را تعیین می‌کند، اینکه بدانید چطور باید گفتگو و ارتباطی موثر داشته باشید،
یا حتی چطور خوب و مناسب لباس بپوشید، به بالا رفتن شما از نردبان موفقیت کمک شایانی خواهد کرد.

رشد شخصیت به پیشرفت شما در زندگی کمک می‌کند
در روند رشد، از کودکی تا بزرگسالی، غفلت از توانایی‌هایتان، پیشرفتتان را به تاخیر می‌اندازد و درنتیجه دیگر قادر به استفاده تمام و کمال از ویژگی‌های خاص خودمان نخواهیم بود.

خوشبختانه با رشد دادن شخصیت، می‌توان کاری برای رفع این مشکل کرد. هرچقدر هم که فکر کنید آدم عادی هستید، می‌توانید خصوصیات و رفتارهای خود را اصلاح کرده و بدرخشید. همیشه می‌توانیم شخصیتمان را به چیزی تبدیل کنیم که در همه عرصه‌های زندگی موفق شویم.

اینها تنها چند دلیل برای اهمیت رشد و بهبود شخصیت بود. به طور خلاصه، رشد دادن شخصیت به رفع مشکلاتی که در خانه و محل‌کار داریم تا حد زیادی کمک می‌کند و موجب می‌شود در تلاش برای رسیدن به موفقیت، بهتر عمل کنیم.

هیچوقت برای تغییر کردن دیر نیست. سنتان هر چقدر که باشد، در هر سطحی از کارتان هم که باشید،
هنوز هم می‌توانید عملکردی بهتر و شخصیتی مطلوب‌تر داشته باشید.

مردمان نت
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 136 نظرات: 0
آیا می‌دانید چطور می‌توانید کاری کنید که او همیشه خواهانتان باشد؟ ممکن است شما ۲۴ ساعت به فکر شوهرتان باشید اما آیا او هم همینطور است؟

با این نکات ساده یاد بگیرید شوهرتان را افسون کرده و کاری کنید که عاشقتان شود و همیشه و در همه حال به شما فکر کند.

شروع یک رابطه جدید همیشه بهترین قسمت آن است. آن شور و هیجان اولیه هیچوقت تکرار نخواهد شد.

اما آیا می‌توانید کاری کنید که آن شور و شوق را برای همیشه نگه دارید؟ آیا می‌توانید کاری کنید که هر روزی که می‌گذرد بیشتر دوستتان داشته باشد؟

چطور می‌توانید کاری کنید که همیشه به شما فکر کند؟

شاید چشمش را گرفته باشید، اما آیا می‌توانید مطمئن باشید بطور دائمی مال شما شود؟ چطور می‌توانید کاری کنید که همیشه شما را بخواهد و برای آنچه که هستید دوستتان داشته باشد؟

مردها تک‌بعدی‌تر از زن‌ها هستند. یا شاید هم چیزها را آنطور که ما می‌بینیم نمی‌بینند.

در زندگی مردها هر موقعیت نمی‌تواند میلیون‌ها جایگزین یکسان داشته باشد.

برای آنها، زنگ نزدن شما خیلی ساده به این معنی است که سرتان شلوغ است و هیچوقت تصور نخواهد کرد که علاقه‌ای به او ندارید.

بنابراین کار شما این است که او را مجذوب خود نگه دارید و کاری کنید که همیشه شما را بخواهد.

با چه سلاحی؟ با اعتمادبه‌نفس و کنترلتان. ما به شما می‌گوییم چطور او را بدون هیچ تلاشی مجذوب خودتان نگه دارید.

# ۱: سر خود را شلوغ کنید. هیچوقت نباید طوری نشان دهید که انگار نشسته‌اید کنار تلفن و منتظر زنگ او هستید، حتی اگر واقعاً اینطور باشد! برای اینکه حواستان را پرت کنید، بیرون بروید، با دوستانتان معاشرت کنید، سرگرمی برای خود داشته باشید.
و دقت کنید که حتماً او از فعالیت‌های شما باخبر باشد و بداند که سرتان شلوغ است. این کار نه تنها او را مجذوب شما نگه می‌دارد، باعث می‌شود وقتی برای او وقت می‌گذارید کلی متشکرتان باشد!

# ۲: هیچوقت نشان ندهید که اذیت می‌شوید. بزرگترین اشتباهی که اکثر خانم‌ها مرتکب می‌شوند این است که مدام شکایت می‌کنند که «چرا دیشبدیروزفلان موقع به من زنگ نزدی؟» اینجور سوال‌ها به جای اینکه باعث شود بیشتر دوستتان داشته باشد، فقط او را دورتر می‌کند. اینکه بگویید، «قبلاًها اینکار را می‌کردی» حتی اوضاع را بدتر هم می‌کند. یادتان باشد، مردها از سوال و جواب کردن در رابطه متنفر هستند.
در ابتدای هر رابطه، شور و هیجان در بالاترین حد است و این باعث می‌شود همیشه دنبالتان باشد. اما رابطه هم مثل هر چیز دیگری پیش می‌رود و به مرحله‌ای می‌رسد که هر دوی شما با هم راحت‌تر می‌شوید و این یعنی لازم نیست دیگر هر چند ساعت یکبار به هم زنگ بزنید تا احساس کنید هم را دوست دارید.

# ۳: احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید. اگر می‌خواهید بدانید که چطور او را همیشه مجذوب خودتان نگه دارید، لباسی بپوشید که خودتان از آن خیلی خوشتان می‌آید و احساس می‌کنید جذاب می‌شوید. وقتی خودتان احساس جذاب بودن کنید، مطمئن باشید در ظاهرتان تاثیر می‌گذارد.

# ۴: به ظاهرتان توجه کنید. شاید سطحی به نظر برسد اما برای گذاشتن اولین تاثیر یا تاثیرات بر روی طرف‌مقابل الزامی است. خیلی باید از رابطه‌تان بگذرد تا بگذارید شما را در لباسی معمولی یا بدون آرایش ببیند.

# ۵: پیش‌قدم شوید. سرسخت بودن را فراموش کنید و خیلی وقت‌ها خودتان پیش‌قدم شوید. اما نباید این کار را همیشه تکرار کنید. برای اینکه او را همیشه مجذوب خودتان نگه دارید، باید علایق او را در نهایت نگه دارید. پس برایش یادداشت بگذارید و از او بخواهید که در فلان روز همدیگر را ملاقات کنید.

# ۶: به غریزه‌اش رسیدگی کنید. این کاملاً بدیهی است. با تحسین کردن او، چه از ظاهرش و چه از شخصیتش، ایجاد ارتباط چشمی و نگاه‌های نافذ، احساساتش را شکوفا کنید.

ممکن است مردی به شما بگوید که به کمی فضا نیاز دارد و اینکه دوست دارد بدون اینکه به نامزدش فکر کند، زمانی را به خود و دوستان هم‌جنس خود اختصاص دهد اما این همیشه درست نیست. می‌توانید این را پذیرفته و بگذرید. و یا کاری کنید که بدون اینکه حتی از او بخواهید، شما را بخواهد و همیشه دنبالتان باشد.
فقط کافی است که دختری بااعتمادبه‌نفس به نظر برسید و طوری وانمود کنید که خیلی به حضور او نیاز ندارید.

اگر این نکات را رعایت کنید، خیلی زود می‌بینید که چطور او را شیفته خود می‌کنید و همیشه به دنبال خود می‌کشانید.

مردمان
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 130 نظرات: 0
در زندگی روزمره ممکن است اتفاقاتی رخ دهد و یا شرایطی پیش آید که مجبور به گفتن دروغ مصلحتی شویم.
زنان معمولا سعی میکنند با توسل به دروغهای ظریف و بی ضرر برخی موقیعتها را به سود خود تغییر دهند.

دروغ شماره ۱۰ : من تو رو همین جوری که هستی دوستت دارم
آیا واقعا” تصور می کنیـد که او دوست ندارد هیچ تغـیـیـری در شمـا بـوجـود بـیاید؟ هیچ تغییری؟ ممکن است همسرتان خواستار تغییرات زیادی در شـما باشـد
مگـر ایـنکه در ماه عسل بسر ببرید چون در این زمان شما یک مرد کامل برای همسرتان هستید. دیر یا زود او متوجه اشتباه خود خواهد شد.

دروغ شماره ۹: من عاشق رفت و آمد و معاشرت با دوستان تو هستم
گذشته از اینکه دوستان شما تا چه اندازه جالب می باشند، هـمـسرتـان علاقه ای به حضور مداوم آنها در کنار شما ندارد. اگرچه ممکن است در روزهای اول بروز ندهد ولی بالاخره صبرش تمام شده و شما را از این کار منع خواهد کرد.

دروغ شماره ۸: جم و جور کردن خونه را دوست دارم
این هم از آن دروغ هایی است که همسر شما ممکن است در اوایل ارتـباط شـما بیان کند. اینکه “دوست دارم ظرفهای نشسته را بشویم”،
“لبـاسـهای کثیف تو را شسته و اتو کنم”، دیری نخواهد انجامید که این دروغ او نیر برملا خـواهـد شد
و از شـما خــواهد خواست که نوبتی ظرفها را بشویید و زحمت جوربهایتان را خودتان بکشید.

دروغ شماره ۷: من عاشق خانواده تو هستم
اگر مرد خوش اقبـالی باشیـد همـسرتان ممـکن اسـت دروغ نـگـوید که دوست دارد با خانواده شما رفت و آمد کند. اگرچه شاید او از آنها شما متنفر باشد
ولی برای اینکه احساسات شما جریحه دار نشود راستش را نخواهد گفت. برای اینـکه عـلاقه واقـعی همسرتان را نسبت به خانواده خود بفهمید کافی است
به او بگویید که مادرتان بـرای فردا شما را به نهار دعوت کرده و به عکس العمل هـمـسرتان توجـه کنیـد: اگر تمامـی عضلات صورتـش سـفت شـد
و با یـک لبـخـند زوری زیـر لب و آرام گفت “خیلی خوبه” آن وقت نتیجه بگیرید که او کشته مرده خانواده تان نیست.

دروغ شماره ۶: من عاشق ورزش هستم
این هم از آن دروغـهای روزهـای اول زندگی است. او برای ایـنکـه نـشان دهـد با زنهای دیگر متفاوت است و اینکه دارای علایق مشترک با شما میباشد
پا به پای شما جلوی تلویزیون می نشیند و تا دیر وقت فوتبال تماشـا می کنـد ولی بعد از گذشـت چـند ماه شکایتها شروع شده
و متاسفانه دیگر نـخـواهید تـوانسـت با خـیال راحـت بـه تماشای فوتبال بنشینید.

دروغ شماره ۵: از اینکه می گویی چاق هستم اصلا دلخور نمی شوم
فرقی نمی کند که شما چه می گویـید، در هر صورت او عـصبـانی مـی شود. اگر بگویید که خیلی زیبا است متهم میشوید به دروغگویی چرا که او فکر می کند
گفته شما صرفا برای آرام کردن او و نرنجیدن بـخاطر چربــیهای اضـافه اش اســت. از طـرف دیگر اگر اضافه وزنش را گوشزد کنید
قطعا” یک دعوای حسابی در اتاق نشیمن شما رخ خواهد داد.

دروغ شماره ۴: حق با تو است
خیلی وقت ها بحث و جدال شما با همسرتان با این جمله او تمام می شود: “باشه حق با تو ست، تو خیلی بهتر از من می فهمی”.
همسر شما فقط برای بریدن صدای شما این جمله را می گوید در حالیکه هنوز اعتقاد دارد که حق با اوست و کسی که اشتباه می کند
شما هستید و پیش خودش میگوید: ” بالاخره می فهمه که اشتباه می کنه” و سپس به دنبال دلیلی برای توجیه حرفش خواهد گشت.

دروغ شماره ۳: برایم مهم نیست که به زن های دیگر نگاه کنی
اگرچه ممکن است همسرتان برای ایـنـکه وانـمود کند که زن خونسـرد و روشـن فکری است این دروغ را بشـمـا بـگوید اما او دوست ندارد
که شما حتی به یک ماکت زن مو قرمز پشت ویترین مغازه نگاه کنیـد. او مـی خـواهـد که نگاه شـما فقط به او باشد و نه دیگری.
بنابر این اگر او به شما گفت که مهم نیست و اذیت نمی شود هیچ گاه چشمان خود را بیش از اندازه به اطراف منحرف نکنید چون در غیـر این صورت باید
منتـظر ضـربات محکم به سر و صورتتان باشید!

دروغ شماره ۲: پول برای من هیچ اهمیتی ندارد
پول اهمیت ندارد، ولی مقدارش چرا! هر چند ممـکـن اسـت درسـت نبـاشـد که بگوییم همه زن ها موجودی حساب بانکی همسرشان برایشان مهم است
ولی اکثر آن ها دوست دارند که از لحاظ اقتصادی در یک حد متـعادل و رفاه نسبی قرار داشته و دارای استقلال مالی باشند.

دروغ شماره ۱: نگران نباش عزیزم، این برای همه پیش میاد
اکثر مردان در مرحله ای از زندگیشان موقتا دچار ناتوانی جـنـسی می شـوند و اکثر زنان نیز از این موضوع مطـلع هـسـتند.
با این حال این مـساله بـدان مـعنا نیست که همسر شما شاکی و دلـخور نمی شود. این دروغ یـکـی از چـنـدیـن دروغ جنـسـی میباشد
که زنان بـرای جریـحه دار نشدن احساسات همـسرشان بـه آنـها مـی گویند، دروغهایی که خوشبختانه مضر نیستند.
در نـهایت حتـی اگر شـما برای همسرتان یک شریک جنسـی ایـده آل نـباشـید، هـمسرتـان از بین همه مردان شما را انتخاب کرده
بدون اینکه خـوب یا بد بودن آمیزش برایش فرقی داشته باشد.

حال که با دروغهای احتمالی همسرتان آشنا شدید می توانید خودتان را آماده کنید. خبر خوب اینکه آنچه که تا بحال دروغ نامیده شد
فقط پیچاندن های ظریفی می باشند که نه تنها مضر نیستند، بلکه برای تجدید روحیه و تحکیم زندگی شما مفید خواهند بود.
دروغهای مشابهی نیز می گویـنـد کـه دانـسـتـن آنـها خالی از لطف نیست.

منبع سالنامه سلامت
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 108 نظرات: 0
شکل‌گیری یک رابطه عاشقانه جدید برای کسی که قبلاً آسیب دیده، بسیار دشوار است.

اینکه کاری کنید دختری دوستتان داشته باشد به نوبه خود کار سختی است، چه برسد به اینکه قبلاً شکست عشقی هم خورده باشد.
چه قبلاً به او خیانت شده باشد، چه مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشد یا به هر طریقی با او بدرفتاری شده باشد،
وقتی در روابط گذشته برای دخترها مشکلاتی پیش آمده باشد، از وارد شدن به یک رابطه جدید بیزار خواهند شد. وقتی بخواهید
در چنین شرایط سختی با دختری ایجاد رابطه کنید، به دست آوردن اعتماد او حرف اصلی را می‌زند.

دستورالعمل
۱. ابتدا باید سعی کنید دوست او شوید. دوستی شما به او کمک خواهد کرد با این شرایط سخت کنار بیاید و به او این امکان را می‌دهد
که شناخت بیشتری نسبت به شما پیدا کند. با خشونت پیشنهادتان را به او تحمیل نکنید، مخصوصاً الان که روحیه آسیب‌پذیر و بسیار شکننده‌ای دارد
و اعتماد کردن برای او مشکل است. درعوض به حرف‌هایش گوش دهید و کم‌کم برای عنوان کردن پیشنهادتان برای یک رابطه جدید پیش روید.

۲. فرصت‌هایی برای بازنگری روابط برای او پیش آورید. لازم نیست همیشه شانه‌ای برای گریه کردن باشید. درمقابل، برنامه‌ای ترتیب دهید
که با کمک دوستانتان ذهن او را از شکست‌ عشقی که داشته است دور کنید. گاهی‌اوقات دادن فرصتی به او برای فراموش کردن موقت آنچه در گذشته بر او گذشته است،
فرصتی ایدآل برای اوست تا دیدگاهی تازه به روابط پیدا کند.

۳. خصوصیات و ویژگی‌های خوب خود را نشان دهید. نمی‌توانید کسی را مجبور به دوست داشتن خودتان کنید، اما می‌توانید خود را به او بشناسانید.
لازم نیست تظاهر کنید؛ با خودتان صادق باشید و همانی باشید که واقعاً هستید.

۴. نشان دهید با فردی که قبلاً به او صدمه زده است خیلی فرق دارید. اگر قبلاً آسیب دیده است، این احتمال قوی وجود دارد
که دیگر همه مردها را با کسی که قبلاً اذیتش کرده بود مقایسه کند. به او نشان دهید که خصوصیات آزاردهنده آن فرد در شما وجود ندارد.

۵. به او کمک کنید به شما اعتماد کند. این فقط از طریق رفتارها و اعمال شما امکانپذیر است نه حرف‌هایتان. کسی باشید
که بتواند به او تکیه کند. هیچوقت به او دروغ نگویید چون اگر متوجه دروغتان شود، فرصت خود برای اینکه دوستتان داشته باشد را برای همیشه از بین برده‌اید.

مردمان نت
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 187 نظرات: 0
یک مشاور فعال در حوزه خانواده گفت: تامین فاکتورهای بهداشت سلامت روان موجب ممانعت از بروز مشکلات جدی عصبی در زندگی زناشویی زوجین می‌شود.

مشرق، محمدرضا صنم‎یار در خصوص صمیمیت و روابط عاطفی همسران، تصریح کرد: اهمیت روابط زوجین به حدی است

که در نحوه رشد و تکامل فرزندان و در نهایت داشتن یک زندگی مشترک موفق و پایدار کمک می‎‏کند

که البته تقویت روابط عاطفی همسران در شرایطی به دور از بهداشت روان خانواده ممکن نیست.

وی به تعریف سلامت و بهداشت روان پرداخت و خاطرنشان کرد: داشتن احساس آرامش و امنیت درون و همچنین دور بودن از اضطراب، افسردگی و تعارض‎های مزمن روانی است

بعلاوه افزایش شادی در زندگی زناشویی، افزایش امید به زندگی و آینده و همچنین آرامش سه فاکتور اساسی در زمینه تحقق بهداشت روان در خانواده و میان همسران است.

این مشاور حوزه خانواده و ازدواج با اشاره به اضلاع مثلث عشق یا زندگی به عنوان نشان دهنده عوامل افزایش صمیمیت و کیفیت زندگی بیان کرد:

صمیمیت، تعهد و روابط جنسی به عنوان سه ضلع این مثلث به یکدیگر وابسته بوده و اثرات مستقیمی بر هم دارند بنابراین توجه و رسیدگی به هر سه ضلع این مثلث باید جدی گرفته شود.

صنم‏یار با بیان این مطلب که صمیمیت در زندگی زناشویی به تقویت روابط همسران بسیار کمک می‎‏کند، عنوان کرد:

میزان صمیمیت به توانایی همسران برای انتقال روشن، صحیح و مؤثر افکار، احساسات، نیازها و خواسته‏‌هایشان بستگی دارد،

به همین سبب یادگیری و آموزش گام مهمی در فرآیند ایجاد یا افزایش صمیمیت میان همسران محسوب می‌شود.

وی ادامه داد: زوجین معمولاًً با شکایت‎های فراگیر و تعارض‎های حل نشده برای درمان و رفع مشکلات خود به مراکز مشاوره مراجعه می‏کنند

که بسیاری از این تعارض‎‏ها در صورت ایجاد شناخت کافی و مناسب زن و مرد از یکدیگر قابل پیشگیری و رفع است.

این مشاور فعال در حوزه خانواده با تاکید بر اهمیت نقش مشاوره و مطالعه در شناخت تفاوت‏ها و راهکارهای مواجه با آن‏ها، تصریح کرد:

با توجه به این نکته که در حدود 47 درصد از طلاق‎ها بر اثر مشکلات ناشی از تفاوت‏های موجود میان زن و مرد است،

تلاش در راستای رسیدن به تفاهم و تحمل پذیرش تفاوت‌‏های زن و مرد امری ضروری به نظر می‌‏رسد.

وی برقراری ارتباط صحیح همسران با یکدیگر را یکی از راهکارهای تقویت پایه‌‏های زندگی مشترک عنوان و اظهار کرد:

گوش دادن فعال به عنوان یکی از راه‎های مهم و اثربخش در برقراری ارتباط صحیح است که از سه رکن توجه و شنیدن حرف‏‎های طرف مقابل، نگاه به چهره فرد گوینده

و همچنین واکنش نشان دادن به مطالب بیان شده از جانب وی تشکیل می‌شود.


مشرق نیوز
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 131 نظرات: 0
شما بیشتر وقت زمان بیداری‌تان را در کنار کسانی می‌گذرانید که با آنها کار می‌کنید، به همین دلیل درگیر شدن در زندگی همدیگر غیرقابل اجتناب است. طبیعی است که دوستی‌هایی بین شما ایجاد شود و در برخی موارد حتی عشق و عاشقی رخ دهد. سوال این است که چه زمان ایجاد ارتباطی عمیق‌تر با یکی از همکارانتان قابل قبول است؟ وقتی به زندگی همکارانتان نزدیک‌تر می‌شوید، احتیاطات بیشتری را باید پیش بگیرید. باید همیشه به خاطر داشته باشید که تا زمانیکه در آن محیط کار می‌کنید باید این آدمها را ببینید و به همین علت باید با احتیاط پیش بروید.

درمورد دوستی‌های درون محیط‌کار، مراقب کسی که به او اعتماد می‌کنید باشید. وارد کردن دوستان کاری به زندگی خصوصی‌تان کاری پرخطر است که مرز بسیار ظریفی دارد. یادتان باشد که برای کار کردن در آن محیط هستید و دخالت در زندگی خصوصی همدیگر وضعیت کار را برایتان دشوار می‌کند. قبل از اینکه داستان زندگیتان را برای همکارانتان تعریف کنید، مطمئن شوید که نیت آنها برای شما خیر است. آرام آرام در ارتباطاتتان پیش روید و مراقب باشید اطلاعاتی که برای استخدامتان در آن شرکت اهمیت دارد را با افراد نامناسب درمیان نگذارید.

وقتی دوستی‌ها عمیق‌تر می‌شوند چه اتفاقی می‌افتد؟

شما هر روز همدیگر را می‌بینید و هیجان اولیه خیلی زود از بین می‌رود. قبل از اینکه از روی احساس رفتار کنید، موقعیت را ارزیابی کرده و تصمیم بگیرید که این عشق ارزش عواقب آن را دارد. اول اینکه، ضروری است از مقررات و قوانین مربوط به روابط میان‌فردی در شرکت مطلع شوید. بسیاری از شرکت‌ها قوانین سفت و سختی درمورد روابط عاشقانه بین پرسنل خود دارند زیرا تصور می‌کنند این روابط بر بازده شرکت اثر منفی دارد. اگر احساس می‌کنید قوانین شرکت را زیر پا گذاشته‌اید، پیشنهاد ما این است که در موقع مناسب نزد رئیستان بروید و او را از این مسئله باخبر کنید. صداقت همیشه بهترین سیاست است.

از ابراز احساسات در ملاء‌عام خودداری کنید. این نوع رفتار مشکل‌ساز خواهد بود. نشان ندادن چنین رفتارهایی باعث می‌شود شکست رابطه، عواقب منفی بر کار شما نداشته باشد.

اهداف طولانی‌مدت خود با شرکت را ارزیابی کنید. تازمانیکه در آن شرکت جا نیفتاده‌اید و شخصیتتان را ثابت نکرده‌اید، با کسی رابطه نزدیک ایجاد نکنید. سعی کنید همیشه مرزی مشخص بین کار و زندگی‌ شخصی‌تان داشته باشید.

چرا عاقلانه است که با رئیستان وارد رابطه عاشقانه نشوید

یکی از بدترین کارهایی که می‌توانید در محل‌کارتان انجام دهید این است که با رئیستان ارتباط نزدیک و عاشقانه پیدا کنید. بااینکه زمان‌هایی هست که این روابط خوب نتیجه می‌دهند اما در اکثر مواقع فاجعه‌آمیز به پایان می‌رسند. بنابراین چرا عاقلانه است که با رئیستان رابطه عاشقانه پیدا نکنید؟ این دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد که در زیر به آنها اشاره می‌کنیم.

ممکن است رئیستان را در موقعیت بدی قرار دهید.

رئیستان حتماً باید به شخصی دیگر پاسخگو باشد و اگر آن یک نفر شایعاتی درمورد ارتباط شما شنیده باشد، ممکن است رئیستان بخاطر قوانین شرکت در معرض برکناری قرار گیرد. حتی اگر اخراج نشده یا برکنار نشود، باز هم برایشان بد خواهد بود و ارزش حرفه‌ای آنها را پایین خواهد آورد.

ممکن است خودتان را در موقعیت بدی قرار دهید.

در بیشتر مواقع خودتان را در وضعیت بدی در شرکت قرار خواهید داد که مطمئناً دوست نخواهید داشت. احتمالاً مورد حسادت دیگران قرار می‌گیرید

و همچنین باید تحمل شنیدن شایعات و غیبت‌هایی که هیچ پایه و اساسی ندارند را داشته باشید. اگر باوجود همه این مسائل تصمیم می‌گیرید که پیش بروید،

باید برای دفاع از رابطه‌تان همیشه آماده باشید.

رئیستان به طرفداری از شما متهم خواهد شد.

اگر قرار باشد یک پروژه خاص به شما داده شود یا ترفیع بگیرید یا حقوقتان افزایش یابد، ممکن اتس رئیستان به جانبداری کردن از شما متهم شود،

حتی اگر واقعیت نداشته باشد. حتی ممکن است منجر به شکایت رسمی شود که شما و رئیس را فقط بخاطر ارتباط عاشقانه‌تان در وضعیت بدی قرار خواهد داد.

اگر قرار باشد دعوا داشته باشید

این آتش غیبت‌های درون شرکت را تندتر خواهد کرد. اگر با هم کنار نیایید، کار کردن با همدیگر خیلی سخت خواهد شد. خودتان را آماده کنید

که همه اجازه نظر دادن درمورد زندگی عشقی شما را به خود بدهند.

اگر قرار باشد رابطه را تمام کنید

اگر این اتفاق بیفتد، از هر اتفاقی بدتر خواهد بود. کنار هم ماندن برای کار برایتان غیرقابل‌تحمل خواهد شد.

با در نظر داشتن همه اینها، می‌توانید ببینید که برقرار نکردن رابطه عاشقانه با رئیستان بهترین کار خواهد بود، اگر هر دوی شما مجذوب هم شده‌اید

و دوست دارید واقعاً یک رابطه را با هم شروع کنید، بهتر است یکی از شما اول یک کار دیگر برای خود پیدا کند. اگر امکان این وجود نداشت،

تنها کار دیگری که می‌توانید انجام دهید این است که ارتباطتان را از همه مخفی کنید و امیدوار باشید که هیچ کس از این رابطه بویی نبرد.

مردمان نت
حکایت:

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه...!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!
استاد گفت :
پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .
خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد،
نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را.....!
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 165 نظرات: 0
این نتیجه تحقیقات پژوهشگران انگلیسی روی چندین داوطلب شجاع بوده که در جریان آزمایشی باید تحت سرما و فشار جسمی شدید فیلم‌خنده‌دار می‌دیدند. به گزارش دویچه وله، کسی که می‌خندد شدت درد را کمتر حس می‌کند. این نکته کشف جدیدی نیست، اما دانشمندان انگلیسی این بار به سبک حیرت‌انگیزی دوباره واقعیت این نکته را به اثبات رسانده‌اند.

خندیدن به‌ویژه به طور گروهی منجر به آزاد شدن ماده “اندورفین” در بدن می‌گردد و و باعث می‌شود که فرد درد را راحت‌تر تحمل کند. این نتیجه‌ای است که رابین دانبار از دانشگاه آکسفورد در جریان پژوهشی جدید به آن دست یافته است. در این پژوهش داوطلبان یک بار به تنهائی و بار دیگر به طور گروهی ابتدا فیلمی خنده‌دار و سپس فیلمی مستند را تماشا ‌کردند.

پژوهشگران مدت زمانی که هر یک از داوطلبان می‌خندیدند را اندازه گرفتند. در این میان حس درد به این صورت مورد آزمایش قرار گرفت که محققان در هنگام تماشای فیلم‌ها به دور بازوی داوطلبان دستگاه فشارسنج وصل کرده و کیسه‌ هوای درون بازوبند را بیشتر از حد عادی باد کرده‌ یا شیئی که دمای آن ۱۶ درجه سانتی‌گراد زیر صفر است را روی بازوی آنها قرار داده‌اند. در این شرایط داوطلبان بایستی گزارش می‌دانند که تا چه حدی می‌توانند درد را تحمل کنند.

آنها در جریان این آزمایش‌ها کشف کردند که داوطلبان هنگام خنده درد بیشتری را می‌توانند تحمل کنند. این پژوهشگران حدس می‌زنند که واکنش بدن هنگام خندیدن منجر به آزاد شدن ماده اندورفین در بدن می‌شود. این ماده خاصیتی شبیه به مخدرها مانند مرفین و دیگر مشتقات تریاک دارد.

اندورفین که همچنین به “هورمون‌ خوشبختی” شهرت یافته، در جریان دریافت حس درد نقش مهمی دارد و سیستم دفاعی بدن را نیز تقویت می‌کند. مطالعات علمی دیگر در این زمینه نشان می‌دهند که افراد خنده‌رو ایمونوگلوبین بیشتری در بدن خود دارند، ماده‌ای که بدن را در برار عفونت‌های تنفسی حفاظت می‌کند.

محققان همچنین احتمال می‌دهند که هنگام خندیدن، حبس کردن نفس به طور ناخودآگاه باعث آزاد شدن اندورفین می‌شود. آنها در جریان این پژوهش متوجه شدند که این تأثیر خنده هنگامی که داوطلبان به طور گروهی فیلم‌های خنده‌دار نگاه می‌کردند، بیشتر بوده و تحمل درد آنها نیز در این شرایط افزایش یافته است.

منبع : Jamejamonline.ir
تمرین برگرداندن عادتها روشی است که به افراد کمک می کند تا عادت هایشان را مدیریت کنند این روش به طور موفقیت امیزی برای کندن موهای سر، جویدن ناخن ها، مکیدن شست و تیکهای عصبی استفاده می شود.

بعد از آنکه پزشک یا روان شناس تان در اتاقش این روش را به شما نشان داد از روشهای زیر برای تمرینات روزانه فرزندتان تان در منزل استفاده کنید.

فرزندتان را هر چه بیشتر از عادتش مطلع کنید
فرزندتان را مجبور کنید که هنگام انجام این عمل در برابر آینه بایستد و خودش را نگاه کند. این کار را هر روز انجام دهید و کمک کنید تا بفهمد هنگامی که این عادت را انجام می دهد بدنش چه طور حرکت می کند و کدام ماهیچه هایش درگیر کار می شوند. به این مرحله آگاهی آموزی گفته می شود چرا که سعی می شود فرد به طور دقیق از عملکرد و رفتار تکراری اش مطلع شده و آگاه گردد.

او را مجبور کنید که زمانهایی را که مرتکب عادتش می شود را شناسایی کند مثلا دستش را هنگامی که مرتکب عادتش می شود بالا ببرد و یا بگوید"خودش است". اگر دیدید که او عادتش را انجام می دهد بدون آنکه توجه خاصی کند با یک ژست خاص یا بیانی که از قبل هر دوتان درباره ان به توافق رسیده اید به او علامت دهید. به این مرحله نیز اموزش پاسخ مغایر گفته می شود. برای مثال پاسخ مغایر غیر مزاحم است (که دیگران نمی توانند آن را به آسانی شناسایی کنند) و فرد به مدت یک تا سه دقیقه در آن وارد می شود. اشخاص مهم مثل اولیا کودکان می توانند در خارج از جلسه درمان ، در استفاده از این مهارتها از طریق یادآوری و تقویت کمک کنند که به این اقدام، حمایت اجتماعی گفته می شود.

فرزندتان را مجبور کنید هر زمان را که صرف انجام عادتش می کند روی یک کارت یادداشت کند. پیگیری کردن اینکه معمولا چه مواقعی این عادات اتفاق می افتد تنها راهی است که هم شما و هم فرزندتان می توانید از روی آن بگویید که روند وقوع این عادت و گسترش یا کنترل آن چگونه است.

به طور روزانه قصد متناقض را تمرین کنید
قصد متناقض عملی است که فرزندتان به جای عادتش آن را انجام می دهد. ماهیچه هایی که به انجام کار جدید عادت می کنند تکرار عادت قبلی را غیر ممکن می سازد. برای مثال به جای انجام تیک بستن پلکها(تیک پلک زدن) بچه تشویق می شود که خیلی آرام پلکهایش را ببندد و به مدت ده ثانیه آنها را باز نکند.

کودکتان را وادار کنید که روزانه قصد متناقض را تمرین کند. این کار به او کمک می کند که با این پاسخ یا عکس العمل احساس راحتی بکند و او را مطمئن سازد که قصد متناقض او از نظر اجتماعی قابلیت جلب توجه دیگران را ندارد. او را تشویق کنید که درست زمانی که حس می کند به شدت تحت فشار است که عادتش را انجام دهد از قصد متناقض استفاده کند. او را تشویق کنید که بعد از هر بار که عادتش را انجام می دهد به مدت یک تا سه دقیقه قصد متناقض را انجام دهد.

بازخورد دادن فراموش نشود
به کودکتان کمک کنید تا از عاداتش آگاهی بیشتری کسب کند و این کار را با کمک کردن به او برای تشخیص عادتش هنگامی که مرتکب آن می شود انجام دهید.
پیگیری کردن اینکه معمولا چه مواقعی این عادات اتفاق می افتد تنها راهی است که هم شما و هم فرزندتان می توانید از روی آن بگویید که روند وقوع این عادت و گسترش یا کنترل آن چگونه است

حمایت و تشویق
کودکتان را تشویق کنید که از قصد متناقض استفاده کند و هنگامی که از آن استفاده کرد از او قدردانی و تعریف و تمجید کنید. وقتی متوجه شدید شروع به ترک و دوری از عادتش کرده او را تشویق کنید.

تلاش
به یاد داشته باشید هر چند بسیاری از کودکان و نوجوانان ظرف مدت دو روز متوجه کاهش تکرار عادت شان خواهند شد اما بزرگترین تغییر ناشی از استفاده از این روشهای برگرداندن عادتها در طی ماه دوم یا سوم اتفاق می افتد. بنابراین پس از دو روز یا یک هفته اگر تغییری ایجاد نشد، تسلیم نشوید.

در مرحله آگاهی آموزی سعی می شود فرد به طور دقیق از عملکرد و رفتار تکراری اش مطلع شده و آگاه گردد.
زمانی که از معکوس کردن عادت(قصد متناقض) برای کودکان استفاده می شود، والدین ممکن است از هدایت فیزیکی برای درگیر کردن کودک در پاسخ مغایر استفاده کنند. برای مثال دختر خردسالی که در هنگام فراغت موهایش را می کشد و ناخنهایش را می جود، پاسخ مغایر، گره زدن دستها و گذاشتن انها در دامن است.

مادر باید بیاموزد که بگوید" دستها روی دامن" و هروقت دید که دخترش موهایش را می کشد یا ناخنش را می جود دستهای او را گرفته و روی دامن بگذارد. پس از مدتی کوتاه زمانی که مادر به فرزندش بگوید" دستها روی دامن"، دختر دستهایش را روی دامن می گذارد.
ضمنا توصیه می شود که هر وقت دختر دستش را روی دامنش می گذارد مور تشویق مادر قرار گیرد تا پاسخ مغایر در این کودک تشویق شود.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 104 نظرات: 0








2018

KHORSHID E SHAB