» صفحه 10

یکی از سؤالات دائمی همه رانندگان این است که برای موتور خودروی من چه روغن موتوری خوب است؟
حتی در بین مکانیک‌ها هم اتفاق نظر در این مورد وجود ندارد و هرکس حرف خودش را می‌زند و حتی شایعات و حکایات عجیب و غریب هم از زبان این و آن شنیده می‌شود.
ما در این چند سطر تلاش می‌کنیم شما را با مبانی کلی و اصولی انتخاب روغن موتور آشنا کنیم.

پایگاه اطلاع رسانی خودروسازی- تقریباً می‌توان گفت هیچ پاسخی برای این سؤال که چه روغن موتوری بهترین است وجود ندارد؟
همان‌طور که هیچ پاسخی برای این سؤال که چه وزنی برای یک خودروی خاص مناسب است وجود ندارد. زیرا پاسخ این‌ها به منطقه ای که در آن زندگی می‌کنید بستگی دارد.

کشور ایران کشوری با چهار فصل متفاوت در یک زمان یکسان است. توضیح بیشتر اینکه مثلاً یک نفر در دمای ۴۵ درجه سلسیوس در منطقه ای از کشور در حال شنا است
درحالی‌که در سمتی دیگر عده ای در حال اسکی بر روی کوه‌های سبلان هستند. جالب اینکه همه این‌ها در دو استان همجوار قابل رویت است.
بنابراین نمی‌توان یک وزن خاص برای روغن موتور را برای هردو این شرایط پیشنهاد داد. وزن روغن موتور به ماکزیمم و مینیمم دمای منطقه بستگی دارد
و تنها خود شما هستید که بیشینه و کمینه دمای محیطتان را بهتر از هرکسی می‌دانید.

فرض کنید بیشینه و کمینه دما در تهران، صفر درجه سانتی‌گراد در زمستان (مینیمم) و ۳۰ درجه سانتی‌گراد در تابستان (ماکزیمم) است.
بر طبق این گزینه‌ها، گزینه نرمال منطبق با این شرایط است، روی نمودار نگاه می‌کنیم تا روغن موتور مناسب را انتخاب کنیم.
به نظر می‌رسد ۱۵W40 در دسته روغن موتورهای نرمال می‌تواند بهترین انتخاب باشد. مشکل اینجاست که اطلاعات دمایی که برای تهران ذکر کردیم
مربوط به میانگین چند سال گذشته است، حال اگر کمینه دمای امسال پایین‌تر از این مقدار میانگین باشد چه؟

منظور من این است که چسبندگی (Viscosity) که شما انتخاب می‌کنید باید یک مقدار جای انتخاب بیشتر و محدوده وسیع‌تری را پوشش دهد
تا هر دمای محتملی را شامل شود. حتی اگر کمینه دما منهای هشت درجه سانتی‌گراد باشد، به نظر می‌رسد ۱۵W40 این دما را هم پوشش می‌دهد،
یعنی اینکه میزان چسبندگی ۱۵W40 در تهران مقدار قابل اطمینانی است. بار دیگر به نمودارها نگاه کنید:

• کمینه دمایی که ۱۵W40 پوشش می‌دهد برابر با منهای پانزده درجه سلسیوس است.

• بیشینه دمایی که ۱۵W40 پوشش می‌دهد برابر با ۴۰ درجه سلسیوس است.

استفاده از روغن با چسبندگی ۱۵W40 به چه معناست؟

اگر بیشینه دما در منطقه شما در تابستان ۳۰ درجه و کمینه دما در زمستان منهای هشت درجه باشد، بدان معناست که حاشیه دمایی برابر با ۱۰ درجه سانتی‌گراد برای تابستان و ۷ درجه سانتی‌گراد برای زمستان دارد، بنابراین می‌توانید از ۱۵W40 در محل زندگی‌تان استفاده کنید.
در مورد ۱۰W40 هم آیا این موضوع صادق است؟

شاید بعضی از مواقع پیدا کردن ۱۵W40 کار سختی باشد، بنابراین به جای آن می‌توانید ۱۰W40بخرید، این بدان معناست که حفاظتی تا منهای بیست درجه سانتی‌گراد در زمستان برای شما تضمین شده است.آیا استفاده از ۰W40 بهترین انتخاب است؟

بر اساس چه منبعی این موضوع را مطرح می‌کنید!؟ آیا فکر می‌کنید استفاده از ۰W40 برای ناحیه شما ضروری است یا فقط این پیشنهاد یکی از دوستانتان است؟ ۰W40 یک راه حل همه جانبه (مانند دستگاه‌های چندکاره) است، اما گزینه ای معمولی نیست. ۰W40 به معنی حفاظت تا دمای منهای سی و پنج درجه در زمستان و تا ۴۰ درجه در تابستان است. من که در ذهن چنین شهری را سراغ ندارم.

آیا در اروپای مرکزی زندگی می‌کنید؟

اگر از ساکنین اروپا هستید، در بیشتر مناطق ۱۰W30 (با پوشش دمایی از منهای بیست تا ۳۰ درجه سانتی‌گراد) مناسب است زیرا در اکثر کشورها بیشینه دما در تابستان بیشتر از ۲۰ تا ۲۲ درجه سانتی‌گراد نیست.

ترکیب ۱۰W30 و ۱۵W40

اگر از بیشینه دما در تابستان مطمئن نیستید یا فکر می‌کنید، حاشیه دمایی روغن مورد نظرتان برای تابستان پایین است می‌توانید از دو قدرت چسبندگی متفاوت برای زمستان و تابستان استفاده کنید، مثلاً اگر:

• کمینه دما برای ناحیه شما در زمستان منهای ده تا منهای پانزده درجه سلسیوس است.

• بیشینه دما برای ناحیه شما ۲۶ تا ۲۸ درجه سلسیوس است.

روغن ۱۰W30 برای استفاده در زمستان مناسب است زیرا حافظتی تا دمای منهای بیست درجه سلسیوس برای شما به ارمغان می‌آورد اما ممکن است حفاظت تا دمای ۳۰ درجه سانتی‌گراد برای شما کافی نباشد، یا حاشیه امنیت بیشتری برای تابستان بخواهید. بنابراین باید از روغنی با وزن ۴۰ استفاده کنید، نه ۳۰. تفاوت ۱۰W30 و ۱۰W40این است که هردو حفاظتی یکسان در زمستان را برای شما فراهم می‌کنند (تا منهای بیست درجه سلسیوس) اما حفاظتی که دومی‌برای شما در تابستان به ارمغان می‌آورد بیشتر است (تا ۴۰ درجه سلسیوس). اما به خاطر داشته باشید که اگر در تابستان از این روغن‌ها استفاده می‌کنید فعلاً به روغنی که تا منهای بیست درجه سانتی‌گراد را پوشش دهد نیاز ندارید بنابراین انتخاب بهتر ۱۵W40 خواهد بود.

جمع بندی

در حقیقت هیچ جمع بندی و نتیجه گیری‌ای نداریم، زیرا انتخاب روغن موتور صحیح به شرایط آب و هوایی منطقه شما بستگی دارد، تنها نتیجه ای که می‌توان گرفت این است
که «تنها خودتان هستید که می‌توانید برای انتخاب بهترین روغن موتور تصمیم بگیرید». بعد از انتخاب بهترین مدل، می‌توانید نزدیک‌ترین گزینه به این شرایط را امتحان کنید.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 115 نظرات: 0
هر از گاهی در اخبار فناوری میخوانید که حفره‌های امنیتی تازه‌ی جاوا دردسرساز شده و صدای کارشناسان امنیتی را درآورده است!
آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که جاوا چیست، آیا جاوا ایمن است و آیا دلیلی بر استفاده از آن وجود دارد؟ در صورت غیرفعال کردن آن، وب‌گردی خراب نمی‌شود؟
آیا جاوا همان جاوا اسکریپت است؟ اگر شما هم سئوال‌های مشابهی در سر دارید، این مقاله را با زومیت همراهی کنید.
اگر کلمه کلیدی «جاوا» را در گوگل جستجو کنید، دومین نتیجه‌ی شما را به ویکی‌پدیا، دانشنامه‌ی معروف، راهنمایی می‌کند
که در آنجا چنین خواهید خواند: «جاوا (به انگلیسی: Java)‏ یک زبان برنامه‌نویسی شئ‌گراست که برای اولین بار توسط جیمز گوسلینگ در شرکت سان مایکروسیستمز ایجاد شد
و در سال ۱۹۹۵ به عنوان بخشی از سکوی جاوا منتشر شد. زبان جاوا شبیه به ++C است اما مدل شیءگرایی آسان‌تری دارد و از قابلیت‌های سطح پایین کمتری پشتیبانی می‌کند.
یکی از قابلیت‌های اصلی جاوا این است که مدیریت حافظه را بطور خودکار انجام می‌دهد. ضریب اطمینان عملکرد برنامه‌های نوشته‌شده به این زبان بالا است
و وابسته به سیستم‌عامل خاصی نیست، به عبارت دیگر می‌توان آن را روی هر رایانه با هر نوع سیستم‌عاملی اجرا کرد.
برنامه‌های جاوا به صورت کدهای بیتی همگردانی (کامپایل) می‌شوند. که مانند کد ماشین هستند و به ویژه وابسته به سیستم‌عامل خاصی نیستند.»

اما جاوا به زبان آدمیزاد به چه معنی است؟ حقیقت آن است که جاوا با وجود مشکلاتی که دارد، تنها برای عده‌ای از کاربران حرفه‌ای مناسب است.
در ذیل شرح ساده، مختصر و مفیدی درباره‌ی ماهیت جاوا، کاربردها، مشکلات و چگونگی رهایی از آن آمده است.

جاوا چیست؟
جاوا یکی از زبان‌های برنامه‌نویسی برای توسعه و کدنویسی نرم‌افزارهای رایانه‌ای است. اگر شما کاربر عادی رایانه هستید، احتمالاً زمانی که یکی از برنامه‌هایتان نیازمند «محیط میزبان زبان اجرا» (یا Runtime) جاوا شده، با آن برای اولین بار آشنا شده‌اید، و به همین خاطر مجبور شدید بسته جاوا را دریافت کرده و بر روی سیستم‌عامل خود نصب و راه‌اندازی نمایید. از این محیط میزبان زبان اجرا که بگذریم، جاوا دارای افزونه‌ی مخصوصی برای مرورگرهای اینترنتی است، که برای اجرای برنامه‌هایی که با این زبان و مخصوص مرورگر نوشته شده، لازم است.

باید توجه داشته باشید که جاوا و جاوا اسکریپت دو موضوع و مقوله‌ی متفاوت هستند. در واقع، به جز نام، این دو هیچ شباهتی به یکدیگر ندارند! جاوا اسکریپت عموماً در اسناد HTML استفاده می‌شود (صفحات وب) و نمی‌تواند به صورت یک برنامه مستقل در سیستم‌عامل اجرا شود. هر چند که نام‌گذاری و کاربردهایشان در صفحات وب می‌تواند تا حدودی کاربران را گیج کند، اما این دو از یکدیگر مجزا هستند. از این گذشته، در حالی که بخش بزرگی از صفحات موجود در وب از جاوا اسکریپت بهره می‌برند، تنها تعداد بسیار کمی از وب سایت‌ها از جاوا کمک گرفته‌اند. جاوا اسکریپ برای ایجاد صفحه‌های پویا و بسیاری از قابلیت‌های وب سایت‌های مدرن مورد استفاده قرار می‌گیرد. جاوا اسکریپت بر روی کامپیوتر کاربر اجرا می‌شود و در واقع یک زبان کلاینت بیس است.

با توجه به جدا بودن این دو، از این پس تنها به ارائه توضیحات بیشتر پیرامون جاوا بسنده خواهیم کرد.
همان جاوای که این روزها ناامن شده و بسیاری از کاربران و کارشناسان امنیت وب را به حساس کرده است.

آیا جاوا ناامن است؟
جاوا دارای دو بخش اصلی است: اول «محیط میزبان زبان اجرا» (Runtime) که بر روی رایانه‌ی شما اجرا می‌شود و به سیستم‌عامل اجازه می‌دهد برنامه‌های نوشته شده به زبان برنامه نویسی جاوا را به درستی اجرا کند؛ و دوم، افزونه‌ی مرورگر که برای اجرای صحیح برنامه‌های تحت وب طراحی شده است. زمانی که در رسانه‌ها از ناامنی جاوا می‌شنوید، منظور وجود حفره‌های امنیتی در افزونه‌ی مخصوص جاوای مرورگر است. این در حالی است که برنامه‌های جاوا اصولاً ناامن نیستند و این افزونه‌ی مرورگر است که مشکل آفرین می‌شود.

جالب است بدانید کارشناسان لابراتوآرهای امنیتی کسپراسکای، افزونه‌ی مرورگر جاوا را مسئول 50 درصد از حملات اینترنتی سال گذشته معرفی کرده‌اند؛
و روزی نیست که متخصصان امنیتی، غیرفعال کردن این قابلیت را در مرورگر کابران توصیه کرده‌اند. این کارشناسان معتقدند که افزونه‌ی جاوا دارای حفره‌های امنیتی متعددی است
که به مجرمان اینترنتی اجازه‌‌ی سرقت کلمات عبور، شماره کارت‌های اعتباری، و دیگر اطلاعات شخصی کاربران را می‌دهد.
و متاسفانه هر از گاهی، حفره‌های امنیتی جدیدتری نیز در این بستر یافت می‌شود.

آیا باید جاوا را غیر فعال کنم؟
حقیقت آن است که در اغلب موارد اصلاً نیازی به نصب افزونه‌ی جاوا بر روی مرورگر رایانه‌ی خود ندارید.

هر چند افزونه‌ی مرورگر جاوا مشکلات امنیتی خاص خود را دارد، «محیط میزبان زبان اجرا» (یا Runtime) نیز در رایانه خالی از اشکال نیست.
برای نمونه این برنامه مرتباً از شما می‌خواهد تا آن را بروزرسانی نمایید، یا اینکه فضایی از محیط system tray (کنار ساعت ویندوز) را اشغال کرده
یا در زمان نصب نوار ابزار (Toolbar) ویژه‌ای را بر روی رایانه شما نصب می‌کند!

به همین دلایل عموماً توصیه می‌کنیم عطای جاوا را به لقایش ببخشید، و آن را از سیستم خود پاک کرده و از این همه دردسر خواسته و ناخواسته رهایی یابید.
تازه، هر وقت که احساس کردید واقعاً به محیط جاوا نیاز دارید، می‌توانید آن را مجدداً نصب کنید؛ تا آن زمان هم راحت‌تر هستید
و هم ایمن‌تر! برای پاک کردن جاوا از سیستم خود به کنترل پنل رفته و همانجا سر جاوا را ببرید! البته اگر نرم افزاری بر روی کامپیوتر دارید که با زبان جاو نوشته شده است
باید بسته جاوا بر روی کامپیوتران نصب باشد.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 105 نظرات: 0
مردم بابل از دوران‌های بسیار قدیم، روز اول سال را، عموماً در اعتدال بهاری (۲۱ مارس) جشن می‌گرفتند. این زمان اول بهار و آغاز فصل نو است، زمانی که طبیعت از خواب زمستانی بیدار می‌شود، در حقیقت آغاز سال نو بود. از لوحه‌ها چنین بر می‌آید که این جشن تقریباً از ۲۳۴۰ سال، پیش از میلاد، شناخته شده بود …

قدمت نوروز در ایران
آرتور کریستن سن، ایرانشناس نام‌دار دانمارکی نوشته‌است، سال ایرانیان باستان، به صورتی که آن را در سنگ‌نوشته‌های داریوش بزرگ در بیستون می‌یابیم، در پاییز آغاز می‌شد و جشن بسیار معروف مهرگان (بگیاد)، در اصل جشن اول سال ایرانیان بوده‌است. از جشن نوروز در اوستا و ادبیات اوستایی هیچ نام برده نشده‌، چنانکه از مهرگان نیز اشارتی نیست. در اواخر فرمانروایی داریوش بزرگ، ایرانیان که تحت تأثیر تمدن آسیای صغیر و سرزمین‌های مدیترانه ای قرار گرفته بودند، تقویم مصری را پذیرفتند که بر طبق آن سال به دوازده ماه سی روزه، به اضافهٔ پنج روز اضافی (پنجه دزدیده یا خمسهٔ مسترقه) تقسیم شده بود و در اعتدال بهاری آغاز می‌شد. این سال، یعنی سال اوستایی جدید، سال دینی زرتشتی گشت و تا امروز در نزد پارسیان حفظ گردیده‌است. روز اول سال در اعتدال بهاری، اول فروردین، عید نوروز است.
استاد مهرداد بهار با نظریهٔ وامگیری عید نوروز ایرانیان، از بین النهرین موافق نیست و عقیده دارد، از سه هزار سال پیش از میلاد، در آسیای غربی دو عید، رواج داشته‌است، عید آفرینش در اوایل پاییز و عید رستاخیزی که در آغاز بهار، برگزار می‌شده‌است. بعدها دو عید پاییزی و بهاری به یک عید تبدیل گردیده و سر بهار جشن گرفته می‌شده‌است. به اعتقاد مهرداد بهار، احتمالاً نوروز در ایران قبل از هخامنشیان وجود داشته، در اوستا مطرح نمی‌شود، چون یک عید ملی محسوب می‌شده و اوستا یک کتاب دینی است و جشن‌های خاص خودش را دارد. بعد از گذشت زمان، سرانجام دین زرتشتی، هم جشن مهرگان را که در آغاز یک عید بومی بوده و هم نوروز را می‌پذیرد.


جشن زرتشتی فروردگان
جشن فروردگان یا جشن همسپثمیدیه در دوران باستان به عنوان عید اصلی جشن گرفته می‌شد. این جشن فروهر‌ها بود و ظاهراً در آن هنگام ده روز و ده شب برگزار می شد. فروهرها همان ارواح مردگانند. نام فروردین که آغاز بهار است، برگرفته از نام فروهر هاست. در فروردین یشت آمده است که در مدت جشن فروردگان فروهرهای مؤمنان از اقامتگاه‌های خود می‌آیند و مدت ده شب در کنار مردم می‌مانند، این جشن مربوط به بازگشت مردگان بود. زمان این جشن به حساب گاه شمارهای امروزی، پنج روز آخر اسفند و پنج روز اول فروردین، بحساب می‌آمد. از زمانی که آغاز سال در اعتدال بهاری تعیین گردید، نوروز ششمین روز این جشن گشت که به فروردگان افزوده شد. بدین ترتیب اندیشهٔ شکوه و پر اهمیت بودن ششمین روز جشن سال نو، در ذهن ایرانیان، از قبل وجود داشته و در زمان ساسانی هم حفظ گردید.

نوروز کوچک
روز نخست فروردین ماه نوروز عامه یا نوروز کوچک یا نوروز صغیر خوانده می‌شد. پنج روز اول فروردین جشن نوروز گونه‌ای همگانی داشته و عموم مردمان به اجرای مراسم و سرور و شادمانی می گذرانیده‌اند، از اینرو آنرا نوروز عامه نامیده‌اند.

.نوروز بزرگ در ششمین روز فروردین
در گاه‌شماری زرتشتی ایران باستان، روز ششم هر ماه شمسی و ماه سوم هر سال خورشیدی، بنام خرداد می باشد. نوروز بزرگ یا خردادروز نام ششمین روز فروردین ماه در ایران باستان بوده‌است. خردادامشاسپند موکل بر آب است و این روز بدو منسوب می‌باشد. این روز در میان جشن‌ها و اعیاد فراوان ایران باستان به ویژه دوران ساسانیان از اهمیت و ارزش و تقدس خاصی بهره داشته‌است. بسیاری از حوادث مهم به موجب آن در چنین روزی واقع شده از جمله زرتشتیان بدان باور دارند که تولد زرتشت نیز در چنین روزی است بعدها وقتی ایرانیان اسلام و تقویم عرب را پذیرفتند، جشن زرتشتی فروردگان و نوروز بزرگ، در ششمین روز ماه فروردین، از بین رفت.

.مراسم ایرانیان باستان در نوروز
آداب و رسوم نوروزی همه سرچشمه‌ای کهن دارند و از نظر گاه دانش مردم‌شناسی بسیار جالب توجه برای مطالعه هستند. ایرانیان عقیده داشتند که سرنوشت انسان و جهان در سالی که در پیش است، در نوروز تعیین می‌شود. گفته می‌شد که در این روز زرتشت با خدا گفتگویی پنهانی داشت و در این روز نیکبختی‌ها برای مردمان زمین، تقسیم می‌گردد و از این روست که ایرانیان آن را روز امید نامند.

.خوان نوروزی
ایرانیان عقیده داشتند که در ایام نوروز ارواح درگذشتگان از جایگاه آسمانی خود به زمین و به خانه‌های خویش باز می گردند. بازماندگان برای پذیرایی از آنها سفره‌ای رنگین می‌گستراندند و انواع خوراک‌ها و نوشاک‌ها را در آن می‌نهادند تا ارواح درگذشتگان از پذیرایی و صفا و پاکیزگی بازماندگان، دل خوش شده و آنان را برکت عطا کنند. این رسم توجیه سفرهٔ نوروزی یا هفت سین شد. استاد پورداود هفت سین را همان خوانی که جهت درگذشتگان می‌گستردند، می‌داند.

کاشت حبوبات جهت تفال زدن
یکی از آیین‌های که پیش از نوروز تدارک آن مرسوم بوده، پروردن سبزه می‌باشد. به موجب روایتی کهن، بیست و پنج روز پیش از عید، ستون‌هایی از خشت خام اطراف حیاط دربار برپا می‌کردند و بر فراز هر ستونی نوعی دانه از حبوبات می‌کاشتند و خوبی و بدی رویش غلات را در سالی که در پیش بود، از چگونگی روییدن آن پیش بینی می‌کردند. معمول بود به رشد این دانه‌ها نگریسته و هر یک از دانه‌هایی که بهتر بار آمده بود، تفال می‌زدند که آن محصول در سال بیشتر خواهد بود. در خانه‌ها نیز در ظروف ویژه سبزه به عمل می‌آوردند. هر کدام از مردمان در ظرفی یا چیزی مانند آن اقلامی از دانه‌ها از قبیل گندم، جو، برنج، لوبیا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، ذرت، و ماش می‌کاشتند.

.جشن و مراسم آب پاشی
از جمله مراسم بسیار مشهور و سنتی معتبری که در نوروز انجام می‌شد، رسوم آبریزگان یا شست و شو و غسل و آب پاشیدن به یکدیگر بوده است. در جشن آبریزگان و به کار بردن آب، برای تطهیر و برای اطمینان یافتن از باران کافی بوده است. ابوریحان بیرونی می‌گوید مردمان هنگام سپیده‌دم این روز، خود را می‌شستند و در آب کاریزها و آبگیرها، غوطه‌ور می‌شدند. در این روز مردمان به یکدیگر آب می‌پاشیدند، به همان دلیلی که خود را می‌شستند و سبب آن همان اغتسال است. برخی گفته‌اند که علت این است که در کشور ایران دیرگاهی باران نبارید، ناگهان به ایران سخت ببارید و مردم به این باران تبرک جستند و از این آب به یکدیگر پاشیدند و این کار همین طور در ایران مرسوم بماند.
به نظر می‌رسد جشن آبریزگان اصلی همان تیرگان باشد و در نوروز عبارت بوده‌است از غسل و شست و شو و آماده شدن از لحاظ سنن دینی جهت حلول سال نو.

هدایای نوروزی
در نوروز و مهرگان رسم بود که نمایندگان و بزرگان و فرمانروایان ایالات و اشراف و عامهٔ مردم هر یک به توانایی و استطاعت، هدایایی را به دربار اهدا می‌کردند.
در نوروز مردم بیکدیگر شیرینی هدیه می‌دادند و این رسم در دوران ساسانی همگانی بوده‌است. در نوروز بزرگ، پیش از لب به سخن گشودن، شکر می‌خورند و بر خود روغن می‌مالند تا از انواع بلایا در طول سال، در امان باشند.

.جشن سوری پایان سال
یکی از جشن‌های آتش مرسوم جشن سوری پایان سال بود. این جشن در یکی از چند شب آخر سال که مسلماً چهارشنبه نبوده است برگزار می‌شده‌است. در جشن فروردگان مردم پیش از عید نوروز بر روی پشت بام‌ها، آتش برمی‌افروختند، اگر چنین می‌کردند تصور بر این بود که فروهر‌ها (ارواح مردگان) به طور گروهی بازگشته و مانند یک سپاه به بازماندگان کمک خواهند کرد. در نتیجه جنگ‌های خیلی مهم، را سعی می‌کردند که در بهار آغاز کنند چون فروهر‌ها، در بهار به یاری بازماندگان می‌آیند.

کوسه برنشین
مراسم کوسه برنشین یا بهار جشن. ابوریحان بیرونی شرح این رسم را آورده است که در اولین روز بهار مرد کوسه را بر خر می‌نشاندند که به دستی کلاغ داشت و به دستی بادزن که خود را مرتب باد می‌زد اشعاری می‌خواند که حاکی از وداع با زمستان و سرما بود و از مردم چیزی به سکه و دینار می‌گرفت. آنچه از مردم می‌ستاند، از بامداد تا نیمروز به جهت خزانه و شاه بود و آنچه از نیمروز تا عصر اخذ می‌کرد، تعلق به خودش داشت. آنگاه اگر از عصر وی را می دیدند، مورد آزار و شتم قرار می‌دادند. این رسم در روزگار ساسانی و دورهٔ اسلامی، توسط غلامان سیاه اجرا می‌شده که ملبس به لباس‌های رنگارنگ شده و با آرایش ویژه و لهجهٔ شکسته و خاصی که داشتند، دف و دایره می‌زدند و ترانه‌های نوروزی می‌خواندند. حاجی فیروز‌های امروزی که مقارن نوروز و سال نو در کوی و برزن مردم را به طرب در می‌آورند، از بقایای آن رسم کهن است. با این تفاوت که امروزه چون غلام و سیاهانی نیستند که چنین کنند، دیگران خود را سیاه کرده و به زی آنان آراسته و تقلیدشان می‌کنند.

میر نوروزی
در ایران رسم بود در ایام عید نوروز محض تفریح عمومی و مضحکه فردی عامی و از میان مردم را به عنوان پادشاه یا امیر یا حاکمی موقتی به نام میر نوروزی انتخاب می‌کردند و برای یک یا چند روز زمام امور شهری را به عهده‌اش می‌سپردند پس از انقضای ایام جشن سلطنت او نیز به پایان می‌رسیده است. واضح است که جز تفریح و خنده و بازی هیچ منظور دیگری در بین نبوده است و احکامی که میرنوروزی صادر می‌کرده پس از نوروز به حال اول بازگردانده می‌شده است. نظیر این جشن در بابل نیز مرسوم بود.

.بار عام نوروزی
در زمان هخامنشیان، شاه، نوروز را در تخت جمشید برپا می‌داشت. از رسم‌هایی که شاهان در نوروز برگزار می‌کردند، یکی این بود که شاه جشن نوروز را افتتاح می‌کرد و به مردمان اعلام می‌داشت که وی آنان را بار خواهد داد و به آنان نیکی خواهد کرد. دومین روز، بلند پایه‌ترین کسان را بار می‌داد، یعنی دهقانان و اعضای خاندان‌های بزرگ (اشراف بلند پایهٔ موروثی، ویسپوهران). سومین روز، اسوران و بلند پایه‌ترین موبدان را بار میداد. چهارمین روز، خانوادهٔ خود و نزدیکان خویشان و درباریان را بار می‌داد و پنجمین روز، فرزندان و کارگزاران خود را بار می‌داد. بدین ترتیب به هر کدام رتبه و اکرامی را که شایستهٔ آن بود ارزانی می داشت چون روز ششم فرا می‌رسید، شاه که وظایف خود را نسبت به آنان انجام داده‌بود، نوروز را برای خود و در خلوت جشن می‌گرفت.
در دو جشن بزرگ نوروز و مهرگان تظلم و دادخواهی و بار عام شاه و رسوم اهدای پیش کش‌ها بسیار اهمیت داشت و با تشریفات فراوان اجرا می‌شد. در نوروز رسمی در دربار جاری بود که اربابان نقش بندگان را برعهده می‌گرفتند و برعکس. خواجه نظام‌الملک طوسی وزیر مشهور سلاطین سلجوقی نکتهٔ دیگری دربارهٔ جشن نوروز در زمان ساسانیان ضبط کرده‌است.

رسم ملکان عجم چنان بوده است که روز نوروز و مهرگان پادشاه اجازهٔ دیدار عامهٔ مردم را می‌داده‌است و هیچ کس را مانعی از دیدار با شاه نبوده‌است. هر کس قصهٔ خویش نوشته و شکایت خود را آماده می‌کرد و شاه نامه‌ها و شکایات مردم را یک به یک، بررسی می‌کرد. اگر از شاه شکایتی می‌شد، موبد موبدان را قاضی قرار داده و شاه از تخت به زیر آمدی و پیش موبد به دو زانو می‌نشست و می گفت «بدون محابا بین من و این مرد داوری کن. هیچ گناهی نیست، نزدیک ایزد تعالی، بزرگتر از گناه پادشاهان چون شاه بیدادگر باشد، لشکر همه بیدادگر شوند و خدای عز و عجل را فراموش کنند و کفران نعمت آرند.» پس موبد به داد مردم، رسیدگی کرده و داد به تمامی بستاند و اگر کسی بر ملک، دعوی باطل کرده بود، عقوبتی بزرگ به او می‌داد و می گفت «این سزای آن کس است که بر شاه و مملکت وی عیب جوید.» در نوروز هر که ضعیف تر بود، نزدیکتر به شاه بود و کسانی که قویتر بودند، باید دورتر از شاه جای می‌گرفتند. از زمان اردشیر تا زمان یزدگرد بزه گر (یکم)، این رسم بر جا بود. یزدگرد روشهای پدران را بگردانید.
خواجه نظام‌الملک طوسی، یزدگرد یکم را به عنوان پادشاهی که این رسم را برانداخته، معرفی کرده‌است ولی در واقع این رسم توسط یزدگرد دوم، لغو شده‌است.

روایتی از پیامبر اسلام در مورد نوروز
در کیهان‌شناسی نوشتهٔ زکریا قزوینی، روایتی از پیامبر اسلام، آمده‌است که با استناد به قول عبدالصمد بن علی که از قول پدربزرگش، عبدالله بن عباس آن را نقل کرده‌است، جامی سیمین محتوی شیرینی به پیامبر هدیه شد. پیامبر پرسید «این چیست؟» پاسخ دادند «اینها شیرینی نوروز است». وی گفت «نوروز چیست؟» پاسخ دادند «این عیدی بزرگ برای ایرانیان است.» گفت «این روزی است که در آن خدا سپاه را دوباره زنده کرد.» پرسیدند «کدام سپاه، ای پیامبر خدا؟» پاسخ داد «سپاه کسانی که از اقامتگاه‌های خود از ترس مرگ بیرون آمدند و هزاران بودند و خدا به آنان گفت، بمیرید و بعد آنان را آن روز زنده کرد و روان‌هایشان را به آنان بازگردانید و به آسمان فرمان داد که بارانی بر آنان ببارد، از این روست که مردمان این رسم را دارند که در این روز آب می‌پاشند.» سپس مقداری از آن شیرینی را خورد و محتوای جام را میان اصحاب خود تقسیم کرد. این روایت را ابوریحان بیرونی نیز در آثار الباقیه آورده‌است.

.فلسفه نوروز از دیدگاه دکتر علی شریعتی

از : زنده یاد دکتر علی شریعتی
سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز یک جشن ملی است،‌جشن ملی را همه می‌شناسند که چیست، نوروز هر ساله برپا می‌شود و هر ساله از آن سخن می‌رود. بسیار گفته‌اند و بسیار شنیده‌اید؛ پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا، هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی‌کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و ادب تکرار ملال‌آور است و بیهوده؛ “عقل” تکرار را نمی‌پسندد؛ اما “احساس” تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است، طبیعت را از تکرار ساخته‌اند؛ جامعه با تکرار نیرومند می‌شود، احساس با تکرار جان می‌گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن، طبیعت، احساس و جامعه هر سه دست‌اندرکارند.
نوروز که قرن‌های دراز است بر همة جشن‌های جهان فخر می‌فروشد، از آن رو “هست” که یک قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست، جشن جهان است و روز شادمانی زمین، آسمان و آفتاب، و جوشِ شکفتن‌ها و شور زادن‌ها و سرشار از هیجانِ هر “آغاز”.
جشن‌های دیگران، غالباً انسان‌ها را از کارگاه‌ها، مزرعه‌ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغ‌ها و کشتزارها، در میان اطاق‌ها و زیر سقف‌ها و پشت درهای بسته جمع می‌کند: کافه‌ها، کاباره‌ها، زیرزمینی‌ها، سالن‌ها، خانه‌ها … در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل‌های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و … اما نوروز دست مردم را می‌گیرد و از زیر سقف‌ها، درهای بسته، فضاهای خفه، لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه‌ها،‌ به دامن آزاد و بیکرانة طبیعت می‌کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب، لرزان از هیجانِ آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از:
“بوی باران، بوی پونه، بوی خاک،
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک” …
نوروز تجدید خاطرة بزرگی است: خاطرة خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال، این فرزند فراموشکار که،‌ سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته‌های پیچیدة خود، مادر خویش را از یاد می‌برد، با یادآوری‌های وسوسه‌آمیز نوروز، به دامن وی باز می‌گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می‌گیر: فرزند، در دامن مادر، خود را بازمی‌یابد و مادر،‌ در کنار فرزند، چهره‌اش از شادی می‌شکفد، اشک شوق می‌بارد، فریادهای شادی می‌کشد؛ جوان می‌شود، حیات دوباره می‌گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می‌شود.
تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده‌تر و سنگین‌تر می‌گردد، نیاز به بازگشت و بازشناخت طبیعت را در انسان حیاتی‌تر می‌کند و بدینگونه است که نوروز، برخلاف سنت‌ها که پیر می‌شوند و فرسوده و گاه بیهوده، رو به توانایی می‌رود و در هر حال، آینده‌ای جوان‌تر و درخشان‌تر دارد، چه، نوروز راه سومی است که جنگ دیرینه‌ای را که از روزگار لائوتزو و کنفسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می‌کشاند.
نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست، نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر و تحول، گسیختن و زایل شدن، درهم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن، آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار،‌ تنها تغییر است و ناپایداری؛ چه چیز می‌تواند ملتی را، جامعه‌ای را، در برابر عرابة بی‌رحم زمان – که بر همه چیز می‌گذرد و له می‌کند و می‌رود، هر پایه‌ای را می‌شکند و شیرازه‌ای را میگسلد- از زوال مصون دارد؟
هیچ ملتی با یک نسل و دو نسل شکل نمی‌گیرد؛ ملت، مجموعة پیوستة نسل‌های متوالی بسیار است، اما زمان، این تیغ بی‌رحم، پیوند نسل‌ها را قطع می‌کند؛ میان ما و گذشتگانمان- آنها که روح جامعة‌ ما و ملت ما را ساخته‌اند- درة هولناک تاریخ حفر شده است؛ قرن‌های تهی ما را از آنان جدا ساخته‌اند؛ تنها سنت‌ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این درة هولناک گذر می‌دهند و با گذشتگانمان و با گذشته‌هایمان آشنا می‌سازند. در چهرة مقدس این سنت‌ها است که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنار خویش و در “خودِ خویش”، احساس می‌کنیم؛ حضور خود را در میان آنان می‌بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت‌ها است.
در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می‌داریم، گویی خود را در همة‌ نوروزهایی که هر ساله در این سرزمین برپا می‌کرده‌اند، حاضر می‌یابیم و در این حال، صحنه‌های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می‌خورد، رژه می‌رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می‌داشته است، این اندیشه‌های پرهیجان را در مغزمان بیدار می‌کند که: آری، هر ساله! حتی همان سالی که اسکندر چهرة این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله‌های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می‌کشید، همانجا، همان وقت، مردم مصیبت‌زدة ما نوروز را جدی‌تر و با ایمان بیشتری برپا می‌کردند؛ آری، هر ساله! حتی همان سال که سربازان قتیبه بر کنارة جیحون سرخ رنگ،‌ خیمه برافراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می‌کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده‌های سرد و خاموش، نوروز را گرم و پرشور جشن می‌گرفتند.
تاریخ از مردی در سیستان خبر می‌دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفة جاهلی آرام کرده بود، از قتل عام شهرها و ویرانی خانه‌ها و آوارگی سپاهیان می‌گفت و مردم را می‌گریاند و سپس، چنگ خویش را برمی‌گرفت و می‌گفت: “اباتیمار، اندکی شادی باید”! نوروز در این سال‌ها و در همة سال‌های همانندش، شادی‌یی اینچنین بوده است، عیاشی و “بی‌خودی” نبوده است،‌ اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانة پیوند با گذشته‌ای که زمان و حوادث ویران‌کنندة زمان همواره در گسستن آن می‌کوشیده‌ است.
نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان، در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان، همه نوروز را عزیز شمرده‌اند و با زبان خویش، از آن سخن گفته‌اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته‌اند: “نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز، خلقت جهان پایان گرفت و از این رو است که نخستین روز فروردین را هورمزد نام داده‌اند و ششمین روز را مقدس شمرده‌اند”.
چه افسانة زیبایی؛ زیباتر از واقعیت! راستی مگر هر کس احساس نمی‌کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است، مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلما بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلما اولین روز بهار، سبزه‌ها روییدن آغاز کرده‌اند و رودها رفتن و شکوفه‌ها سرزدن و جوانه‌ها شکفتن، یعنی نوروز.
بی‌شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز نوروز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است.
اسلام که همة رنگ‌های قومیت را زدود و سنت‌ها را دگرگون کرد، نوروز را جلای بیشتری داد، شیرازه بست و آن را، با پشتوانه‌ای استوار، از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان، مصون داشت. انتخاب علی به خلافت و نیز انتخاب علی به وصایت، در غدیر خم، هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی! آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند پشتوانة نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت؛ سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه‌ای که در دلهای مردم این سرزمین برپا شده بود پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و، در دوران صفویه، رسما یک شعار شیعی گردید،‌ مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژة خویش. آنچنان که یکسال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی، آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز!
نوروز- این پیری که غبار قرن‌های بسیار بر چهره‌اش نشسته است- در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری در کنار مغان، اوراد مهرپرستان را خطاب به خویش می‌شنیده است؛ پس از آن، در کنار آتشکده‌های زردشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمة اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می‌خوانده‌اند؛ از آن پس، با آیات قرآن و زبان الله از او تجلیل می‌کرده‌اند و اکنون، علاوه بر آن، با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی، او را جان می‌بخشند و در همة این چهره‌های گوناگونش، این پیر روزگارآلود، که در همة قرن‌ها و با همة نسل‌ها و همة اجداد ما- از اکنون تا روزگار افسانه‌ای جمشید باستانی- زیسته است و با همه‌مان بوده است، رسالت بزرگ خویش را، همه وقت، با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و درآمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و، عظیم‌تر از همه، پیوند دادن نسل‌های متوالی این قوم- که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله منار‌ها بند بندش را از هم می‌گسسته است و نیز پیمان‌یگانگی بستن میان همة دل‌های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانة دوران‌ها در میانه‌شان حائل می‌گشته و درة عمیق فراموشی میانشان جدایی می‌افکنده است.
و ما، در این لحظه، در این نخستین لحظات آغاز آفرینش، نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز برمی‌افروزیم و در عمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ‌زدة قرون تهی می‌گذریم و در همة نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما برپا می‌شده است، با همة زنان و مردانی که خون آنان در رگ‌هایمان می‌دود و روح آنان در دلهایمان می‌زند شرکت می‌کنیم و بدینگونه، “بودن خویش” را، به عنوان یک ملت، در تندباد ریشه برانداز زمان‌ها و آشوبِ گسیختن‌ها و دگرگون شدن‌ها خلود می‌بخشیم و، در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و، “خالی از خویش”، بردة رام و طعمة زدوده از “شخصیت” این غرب غارتگر کرده است، در این میعادگاهی که همة نسل‌های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند، با آنان پیمان وفا می‌بندیم و “امانت عشق” را از آنان به ودیعه می‌گیریم که “هرگز نمیریم” و “دوام راستین” خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری، ریشه در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایة “اصالت” خویش، در رهگذر تاریخ ایستاده است، “بر صحیفة عالم ثبت” کنیم.
بااینکه برخی خصوصیات افراد خودشیفته شبیه به اعتمادبه‌نفس به نظر می‌رسد اما به هیچ وجه یکسان نیستند.
خودشیفتگی از مرزهای اعتمادبه‌نفس سالم عبور می‌کند و به خودگرایی صرف تبدیل می‌شود که مدیریت شما را به خطر می‌اندازد.

در چنین شرایطی به جای اینکه فردی بااعتمادبه‌‌نفس سالم به نظر برسید که برای زیردستانتان جذاب است، فردی متکبر و پرمدعا به نظر خواهید رسید. حق همه چیز را از آنِ خود می‌دانید، به دیگران با دید تحقیرآمیز نگاه می‌کنید و آنها را پایینتر از خودتان می‌دانید.
و زمانیکه رفتاری در خور آنچه خودتان می‌خواهید دریافت نکنید، بسیار عصبانی و پریشان خواهید شد.

چطور می‌توانید بین اعتمادبه‌نفس سالم و خودشیفتگی تمایز قائل شوید؟ در زیر به ۱۰ علامت هشدار اشاره می‌کنیم.
بااینکه همه ما شاید خصوصیتی از خودمان در این لیست مشاهده کنیم اما اگر بیشتر از ۵ مورد از این علائم را در خودتان می‌دیدید،
می‌تواند نشانه خودشیفتگی شما باشد و باید سعی در تغییر رویه خود کنید.

۱۰ نشانه خودشیفتگی

• باور اینکه شما بهتر از دیگران هستید.
• خیالپردازی درمورد قدرت، موفقیت و جذابیت خود.
• بزرگ جلوه دادن دستاوردها و استعدادهای خود.
• انتظار تحسین و تمجید مداوم دیگران را داشتن.
• باور اینکه فردی خاص هستید و رفتار کردن بر طبق این باور.
• درک نکردن احساسات و عواطف دیگران.
• تحقیر کردن کسانیکه از خودتان پایینتر می‌دانید.
• حسادت کردن به دیگران. باور اینکه دیگران به شما حسادت می‌کنند.
• داشتن اهداف غیرواقعبینانه.
• داشتن اعتمادبه‌نفسی شکننده. به شدت آسیب‌‌پذیر بودن.

برگرداندن تعادل
اگر موارد زیادی از این علائم درمورد شما صدق می‌کرد، توصیه‌هایی برای برگرداندن تعادل شخصیتی‌تان برایتان داریم.

فروتنی را تمرین کنید. قبل از گرفتن هر تصمیم مهم، سه سوال از خودتان بپرسید.
«آیا نیرو و انرژی لازم برای این تصمیم را وقف آن کرده‌اید؟»، «آیا کسی را دارم که در مواقعی که اشتباه کردم به من گوشزد کند؟»،
«آیا من بهترین کسی هستم که می‌تواند این کار را انجام دهد؟»

کنجکاو باشید. به خودتان اجازه دهید چیزهایی که فکر می‌کنید، احساس می‌کنید و باور دارید که درست است را امتحان کنید.
یادتان باشد که از شما انتظار نمی‌رود که همه چیز را در مورد همه چیز بدانید. همچنین به دنبال واقعیت باشید.
این خلاء بین درک شما و واقعیت را پر می‌کند.

همدردی با خود را تمرین کنید. در عین اینکه به درستی با واقعیت روبه‌رو می‌شوید، با خودتان مهربان باشید. همچنین، مراقب باشید.
تمرین کنید که در زمان حال زندگی کنید. این باعث می‌شود وارد همه تجربیات زندگی نشوید.
ملاحظه‌کار بودن صدای خودشیفتگی درون مغزتان را خاموش می‌کند و می‌توانید دنیا را خوب ببینید. وجه اشتراکات خود با دیگران را تشخیص دهید.

اجازه ندهید خودشیفتگی کارایی شما را بعنوان یک مدیر محدود کند. برای گرفتن بهترین نتیجه، حواستان به همه چیز باشد.

مردمان نت
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 142 نظرات: 0
آفتاب: یک زن ژاپنی در حال حاضر عنوان پیرترین زن جهان را در سن ۱۱۴ سالگی در اختیار دارد اما در دنیای حیوانات، موجوداتی هستند

که می‌توانند رکورد او را بشکنند.

به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، اگرچه معمولا تصورها بر این است که سن حیوانات بسیار محدودتر از انسان بوده

اما این گزارش به معرفی موجوداتی پرداخته که رکورد سن انسانی با طول عمر بالا را شکسته‌اند.

عروس دریایی نامیرا
عنوان پیرترین حیوان شناخته شده که یکی از عجیب‌ترین موجودات کل قلمرو حیوانات نیز به شمار می رود
به Turritopsis nutricula یا عروس دریایی نامیرا تعلق دارد.

این ستاره دریایی با استفاده از فرآیند منحصربه فرد تمایز انتقالی به لحاظ نظری می‌تواند تا ابد زنده بماند. این موجود قادر است
در هر نقطه از زندگی خود به شکل یک پلیپ که ابتدایی‌ترین شکل حیات آن است، باز گردد.
ستاره دریایی نامیرا به شکل طبیعی نمرده، بلکه سلولهای خود را به یک حالت جوانتر بازسازی کرده و دوباره به شکل طبیعی عمر می‌کند.

نهنگ سرکمانی
نهنگ سرکمانی که یک نهنگ بالن‌دار بومی اقیانوس آرام است، ابتدا تصور می‌شد که عضوی از گونه نهنگهای شکار باشد.
اما این نهنگ بسیار نادر بوده و تنها کمتر از ۲۵ هزار گونه از آن در جهان وجود دارد. نهنگ سرکمانی یک نهنگ بسیار بزرگ بوده
و حدود ۲۱ متر طول آن است. این نهنگ همچنین از یک سر بزرگ و استخوانی برای کوبیدن یخهای قطبی برای تنفس و بزرگترین
دندان بالنی در میان تمام گونه‌های نهنگ برخوردار است.
این نهنگ سرکمانی همچنین از طولانی‌ترین میزان عمر در میان پستانداران برخوردار است. بیشتر نهنگ‌های مشابه از طول عمر طولانی
در حدود ۶۰ تا ۷۰ سال برخوردارند اما کشف یک نهنگ بالن‌دار با زخمهای سلاحهای عاج قرن ۱۹ در دهه ۱۹۹۰ دانشمندان را شوکه کرد.
شیوه‌های پیشرفته تعیین قدمت از جمله تعیین قدمت با اسید آمینه نشان داد
که برخی از نهنگهای بالن‌دار به سن بالای ۲۰۰ سال رسیده و پیرترین گونه شناخته‌شده در زمان مرگ ۲۱۱ سال داشت.

صدف خوراکی Geoduck
این گونه صدف دو کفه بومی آبهای ساحلی اقیانوس آرام شمال غربی به ویژه پاگت ساوند در واشنتگن است.
نام این صدف از یک اصطلاح آمریکایی سرخپوستی به معنی جفت عمیق حفرکن گرفته شده چرا که این صدفها در اعماق گل و لای ساحل زندگی می‌کنند. Geoduck یکی از بزرگترین گونه‌های صدف خوراکی در جهان بوده و اندازه آن تا ۱.۲ متر می‌رسد.
همچنین این موجود یکی از پرعمرترین موجودات با عمر بالای ۱۰۰ سال محسوب می‌شود.
پیرترین Geoduck که قدمت آن به لحاظ علمی بررسی شده، ۱۶۸ سال داشته است.

لاک‌پشت غول‌پیکر آلدابرا
لاک‌پشتهای غول‌پیکر مانند لاک‌پشتهای گالاپاگوس، یونانی و تابشی اغلب از عمر زیاد و بالای ۱۵۰ سال برخوردارند.
اما پیرترین لاک‌پشت شناسایی شده یک گونه نر آلدابرا موسوم به آدوایتا بوده که ۲۵۵ سال عمر کرده است.
آداویتا که در سانسکریت به معنی «تک و تنها» است ابتدا در نزدیکی سواحل ماداگاسکار شناسایی شد.
این لاک‌پشت در سال ۲۰۰۶ در باغ‌وحشی در هند مرد.

تواتارا
تواتارا یک خزنده بومی نیوزلند است. اگرچه در ابتدا شبیه به گونه مارمولک‌ها است اما در حقیقت به هیچ‌گونه مار یا مارمولکی مرتبط نیست.
در حقیقت، این حیوان یک خزنده بسیار ابتدایی است که ویژگیهای مشابه بسیاری با پرندگان دارد.
تواتارا به دلایل بسیار زیادی غیرعادی است. این خزنده از یک ریه تک‌حفره‌ای و ابتدایی‌ترین قلب در میان تمام خزندگان برخوردار بوده،
دندانهای آن در حقیقت بیشتر شبیه به استخوان آرواره‌ای است که بیرون زده، ستون فقرات این حیوان از بیشترین شباهت با ماهیها نسبت
به خزندگان دیگر برخوردار بود و همچنین سه چشم دارد.
از دیگر ویژگی‌های عجیب این موجود باید به سن جفت‌گیری آن در ۲۰ تا ۳۰ سالگی و همچنین عمر طولانی آن اشاره کرد.
پیرترین تواتارای شناسایی شده موسوم به هنری در سال ۲۰۰۹ در سن ۱۱۱ سالگی پدر شد و برخی کارشناسان بر این باورند
که این موجود می‌تواند در اسارت تا ۲۰۰ سال زندگی کند.

خرچنگ آمریکایی
خرچنگ آمریکایی بومی شمال غربی اقیانوس اطلس یکی از بزرگترین سخت‌پوستان جهان است که وزن آن تا ۲۰ کیلوگرم و اندازه آن تا ۶۰ سانتیمتر می‌رسد. در سال ۲۰۰۸ یک خرچنگ که در نیوفاوندلند شناسایی شده و به یک رستوران دریایی در منهتن فروخته شده بود، ۱۴۰ سال سن داشت.
صاحب رستوران این خرچنگ را جورج نامید و آنرا در یک مخزن برای جذب مشتری نگهداری می‌کرد
تا اینکه توسط یک سازمان حمایت از حقوق حیوانات در آبهای ایالت مین آزاد شد.
شخصیت افراد با خصوصیات، رفتارها، افکار و احساسات آنها تعریف می‌شود. این جنبه‌ها از کودکی شروع به شکل گرفتن می‌کند
و با بزرگ شدن فرد و بالغ شدن او تقویت می‌شوند و قالب می‌گیرد.

مسئله مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که شخصیت شما، صرفنظر از چیزی که الان هست، قابلیت تغییر و رشد دارد.
اهمیت درک این مسئله این است که از همین امروز هم می‌توانید برای تغییر شخصیتتان اقدام کنید و این یعنی اگر تصور می‌کنید
جنبه‌ای از شخصیتتان نیاز به رشد یا تقویت شدن دارد، می‌توانید برای آن تلاش کنید.

اما چرا رشد و تقویت شخصیت اهمیت دارد؟ نکات زیر شما را در درک این مسئله یاری می‌کند:

شخصیتتان به شما کمک می‌کند روابط خصوصی محکمی بسازید

تا بحال به این فکر کرده‌اید که چرا بعضی افراد دوستان زیادی دارند و بعضی دیگر هیچ دوستی ندارند؟
یا اینکه چطور بعضی‌ها می‌توانند خیلی راحت در جمع‌های اجتماعی شرکت کرده و خود را با آن وفق دهند اما بعضی دیگر این توانایی را ندارند؟
علت آن نوع شخصیت این دو گروه افراد است. بعضی شخصیت‌هایی بسیار دوست‌داشتنی دارند و بعضی شخصیتی سخت‌تر دارند که باعث می‌شود دیگران از آنها دوری کنند. اگر در یک مهمانی به آدم‌ها بیشتر دقت کنید، خواهید دید که کسانیکه همیشه لبخند می‌زنند و برای وارد صحبت شدن با دیگران قدم برمی‌دارند، مایه سرزندگی مهمانی‌ها هستند و آنهایی که ترجیح می‌دهند گوشه‌ای بنشینند، همیشه تنها هستند.

در زندگی خانوادگی، اینکه چطور با همسرتان، والدینتان یا فرزندانتان برخورد می‌کنید هم به نوع شخصیت شما بستگی دارد.
بااینکه عشق به خانواده هیچ شرط و شروطی ندارد اما زمان‌هایی هست که مشکلاتی ایجاد می‌شود
و نحوه برخورد شما با هرکدام از آنها بر روابط شما با خانواده تاثیر می‌گذارد.

اگر وقتی در جمعی هستید برای حرف زدن خجالت بکشید، این یعنی اعتمادبه‌نفس ندارید.
اگر روابطتان با خانواده خیلی خوب پیش نرود، یعنی قادر به گفتگوی درست و اعتماد کردن نیستید.
همه اینها اگر برای تقویت و بهبود شخصیتتان تلاش کنید، تغییر خواهند کرد.

شخصیت شما تعیین‌کننده موفقیت کاری شماست
بروز مشکلات در محل‌کار مسئله‌ای طبیعی است، از چیزهای ساده‌ای مثل ماندن در ترافیک گرفته تا مشکلاتی استرس‌زا مثل سر رسیدن ضرب‌العجل‌های پروژه‌های مختلف و همچنین حفظ روابط خوب با مدیران و همکاران. بااینکه اکثریت ما ظرفیت ذهنی برای کنار آمدن با مسئولیت‌هایی که به ما محول می‌شود را داریم اما در هوش احساسی لازم که به همان میزان اهمیت دارد، با کمبود مواجه هستیم.

همانطور که احتمالاً می‌دانید، هوش احساسی با شخصیت کاملاً مرتبط است. به همین دلیل است که رشد شخصیت نقش بسیار مهمی در توانایی فرد برای موفقیت در زمینه کاری خود دارد. اگر زود خسته شوید و توانایی برخورد با استرس‌هایی که در پیشامدهایی کاری برایتان اتفاق می‌افتد را نداشته باشید، خیلی راحت در شرایط سخت دلسرد خواهید شد.

ازآنجا که شخصیت شما نحوه برخوردتان با دیگران را تعیین می‌کند، اینکه بدانید چطور باید گفتگو و ارتباطی موثر داشته باشید،
یا حتی چطور خوب و مناسب لباس بپوشید، به بالا رفتن شما از نردبان موفقیت کمک شایانی خواهد کرد.

رشد شخصیت به پیشرفت شما در زندگی کمک می‌کند
در روند رشد، از کودکی تا بزرگسالی، غفلت از توانایی‌هایتان، پیشرفتتان را به تاخیر می‌اندازد و درنتیجه دیگر قادر به استفاده تمام و کمال از ویژگی‌های خاص خودمان نخواهیم بود.

خوشبختانه با رشد دادن شخصیت، می‌توان کاری برای رفع این مشکل کرد. هرچقدر هم که فکر کنید آدم عادی هستید، می‌توانید خصوصیات و رفتارهای خود را اصلاح کرده و بدرخشید. همیشه می‌توانیم شخصیتمان را به چیزی تبدیل کنیم که در همه عرصه‌های زندگی موفق شویم.

اینها تنها چند دلیل برای اهمیت رشد و بهبود شخصیت بود. به طور خلاصه، رشد دادن شخصیت به رفع مشکلاتی که در خانه و محل‌کار داریم تا حد زیادی کمک می‌کند و موجب می‌شود در تلاش برای رسیدن به موفقیت، بهتر عمل کنیم.

هیچوقت برای تغییر کردن دیر نیست. سنتان هر چقدر که باشد، در هر سطحی از کارتان هم که باشید،
هنوز هم می‌توانید عملکردی بهتر و شخصیتی مطلوب‌تر داشته باشید.

مردمان نت
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 122 نظرات: 0
امروزه هر دو واژه‌ی Wi-Fi و Wireless خیلی رایج شده اند و اغلب هنگام خرید مبایل و مودم ADSL با آن‌ها مواجه می‌شویم.
ولی خیلی‌ها نمی‌دانند که اینترنت بیسیم( Wireless Internet) چیست و چه تفاوتی با Wi-Fi دارد.

Wi-Fi چیست؟
Wi-Fi یک فناوری شبکه‌ی بیسیم برای اتصال رایانه‌ها و دستگاه‌های دیجیتالی به یکدیگر است.
در قدیم تنها راه اتصال رایانه‌ها به یکدیگر استفاده از کابل شبکه بود که خیلی پرخرج و پرزحمت است
و محدودیت‌های فیزیکی زیادی برای کاربران ایجاد می‌کند.

برسام، بوسیله‌ی فناوری Wi-Fi می‌توان رایانه‌ها و دیگر دستگاه‌های دیجیتالی، مثل تلفن همراه، تبلت، دوربین دیجیتال، تلویزیون، چاپگر، و … را بدون سیم به یکدیگر متصل کرد. البته روش‌های دیگری هم برای ایجاد شبکه بیسیم وجود دارد که هر کدام مصارف خاص خودشان را دارند مثل Bluetooth

امروزه از Wi-Fi برای اتصال رایانه‌ها و وسایل دیجیتالی در یک ساختمان مثل خانه یا اداره استفاده می‌شود.
برای ایجاد یک شبکه‌ی Wi-Fi عموماً از دستگاهی به نام Router استفاده می‌شود. اگر این دستگاه به اینترنت متصل شود
می‌تواند اتصال اینترنت را در شبکه‌ای که خود ایجاد کرده به اشتراک بگذارد و دیگر دستگاه‌ها را نیز به اینترنت متصل کند.

اتصال به اینترنت توسط Modem ایجاد می‌شود. امروزه اکثر Modemها به Router نیز مجهز هستند
تا کاربران را به راحتی به اینترنت متصل نمایند. البته کاربر الزامی ندارد که از Router درون Modem استفاده کند،
و می‌تواند Router جداگانه خریداری نماید و یا اصلاً از Router به تنهایی و بدون Modem استفاده نماید.

مدیریت شبکه‌ای که توسط Router ایجاد می‌شود در دست صاحب دستگاه است
و او می‌تواند برای اتصال به شبکه رمز تعیین کند و یا تنها به دستگاه‌های خاصی اجازه‌ی دسترسی به شبکه‌ را بدهد.

اینترنت Wireless چیست؟
امروزه اتصال به اینترنت به دو صورت با سیم و بیسیم انجام می‌شود. انواع رایج اتصال باسیم، ADSL، کابل، و فیبر نوری می‌باشد. اینگونه اتصال به اینترنت هم ارزان است و هم پرسرعت و عموما در مکان‌هایی که امکان اتصال تجهیزات بوسیله‌ی سیم به سرویس‌دهنده‌ی اینترنت وجود دارد(مثل خانه‌ها یا ساختمان‌های عمومی شهری)، از این نوع اتصال استفاده می‌شود.

internetmarketing
در جاهای دور افتاده که امکان اتصال باسیم وجود ندارد می‌توان از اینترنت ماهواره‌ای استفاده کرد. این نوع اینترنت سرعت کمتر و محدودیت‌هایی نسبت به اتصال باسیم دارد ولی در جایی که امکان اتصال باسیم نیست ممکن است بهترین راه همین باشد.

اینترنت بیسیم (Cellular Internet) که از سیگنال‌های تلفن همراه برای اتصال به اینترنت استفاده می‌کند، بیشتر در دستگاه‌های قابل حمل استفاده می‌شود. فناوری‌های مختلفی در این نوع اتصال استفاده می‌شود مثل GPRS، EDGE، Wimax، … که بعضا با نام‌های ۳G و ۴G یا اینترنت نسل سوم و چهارم هم شناخته می‌شوند. این نوع اتصال به اینترنت از نوع باسیم، کندتر و گران‌تر است.
ترکیب Wi-Fi و اینترنت Wireless

امروزه اکثر تلفن‌های همراه هوشمند قابلیتی دارند که علاوه بر اینکه به اینترنت بیسیم از طریق شبکه‌ی مبایل متصل می‌شوند، تبدیل به Router شوند و این اینترنت را توسط شبکه‌ی Wi-Fi با دستگاه‌های دیگر به اشتراک بگذارند. این قابلیت را می‌توانید با نام‌های Wi-Fi Tethering یا Wi-Fi HotSpot در تنظیمات تلفن همراهتان پیدا کنید.

wifi tethering
برای درک بهتر نحوه‌ی عملکرد این فناوری، فرض کنید که به سفر رفته اید و احتیاج دارید که به اینترنت متصل شوید. صفحه‌ی تلفن‌همراهتان بسیار کوچک است و باز کردن صفحات وب در آن، خیلی رضایت‌بخش نیست. می‌توانید اینترنت تلفن همراهتان را بوسیله‌ی این قابلیت با لپتاپتان به اشتراک بگذارید و از روی لپتاپ به اینترنت وصل شوید. علاوه بر این به خاطر اینکه تلفن همراه و لپتاپ در یک شبکه قرار می‌گیرند، می‌توانید از لپتاپ به اطلاعات روی تلفن همراه دسترسی پیدا کنید و تصاویری را که توسط آن ضبط کرده اید از طریق لپتاپ، مشاهده و دسته بندی کنید.
شماره تلفن دائمی ملی در واقع معرفی یک شماره تلفن ثابت و منحصر به فرد است که حاوی بانک اطلاعاتی هر مشترک بوده

و مشترک این شماره می‌تواند به دلخواه اطلاعات شخصی خود از جمله شماره تلفن همراه و یا شماره تلفن ثابت خود را در این بانک اطلاعاتی وارد کند.

ایسنا، مشترک شماره تلفن دائمی ملی می‌تواند برنامه دلخواه خود را براساس روز و ساعت مشخص به هر شماره‌هایی که در دسترس است

هدایت، یا تماس‌ها را ذخیره کند. یکی از مزیت‌های این شماره، بر اساس اطلاعات نشریه ارتباطات، عدم تغییر آن با تغییر مکان یا تعویض شماره تلفن

همراه یا سایر شماره‌های مشترک است.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 106 نظرات: 0
SSD یا درایو حالت جامد (Solid-state drive) نوع نسبتا جدیدی ازحافظه‌های رایانه‌ای هستند
که به جای HDD ها (یا همان هارد دیسک، دیسک سخت …) بکار می‌روند. این نوع از حافظه‌ها در دنیای رایانه‌ها بسیار پرکاربرد شده اند.
بیشترین استفاده‌ی آن‌ها در لپتاپ‌ها و دیگر دستگاه‌های قابل حمل مشابه است.

طرز کار هارد دیسک‌ها به این صورت است که اطلاعات به صورت مغناطیسی روی یک صفحه‌ی گردان (دیسک) ذخیره می‌شوند.
این دیسک با سرعت بسیار بالا می‌چرخد و یک بازو‌ی مکانیکی‌، روی آن حرکت می‌کند و اطلاعات را از روی آن می‌خواند.

برسام، SSD ها از فناوری حافظه‌های فلش استفاده می‌کنند. یعنی می‌توان یک SSD را مثل مجموعه‌ای از حافه‌های فلش تصور کرد
که بهم متصل شده اند. استفاده نکردن از عضو مکانیکی در این حافظه‌ها باعث می‌شود
که به میزان قابل توجهی، مصرف برق در آن‌ها کمتر از هارد دیسک‌ها باشد به همین دلیل استفاده از آن‌ها در دستگاه‌هایی
که از انرژی باطری استفاده می‌کنند بهتر از هارد دیسک است.
به رغم ظاهر بیرونی یکسان، SSD و HDD ها هیچ شباهتی از نظر کارکرد و درون به هم ندارند.

به رغم ظاهر بیرونی یکسان، SSD و HDD ها هیچ شباهتی از نظرمحتویات و کارکرد به هم ندارند.

SSD از دو بخش کلی تشکیل شده است؛ بخش حافظه‌ی فلش (NAND flash memory) و بخش کنترل (کنترلر).

کنترلر
کنترلر یک پردازنده است که طبق دستورات سیستم عامل مخصوص آن (Firmware)، دستورات رایانه‌ای که SSD به آن متصل شده است را انجام می‌دهد. می‌توان گفت رایانه به کنترلر دستور می‌دهد که این اطلاعات را ذخیره کن و یا بخوان و کنترلر باید ساز و کار و فرایند‌های مخصوص را برای انجام این دستورات انجام دهد. ویژگی‌های خاص یک SSD (مثل ویژگی‌هایی که باعث می‌شوند
عمر یک مدل دستگاه نسبت به مدل‌های مشابه بیشتر باشد) همان ویژگی‌های کنترلر آن می‌باشند.

عموم وظایف کنترلر عبارت اند از: خواندن، نوشتن و حذف کردن اطلاعات، پیدا کردن نقص‌ها، رمز گذاری(Encryption)،
جمع آوری اطلاعاتی که قرار است حذف شوند، متعادل سازی میزان ذخیره‌ی اطلاعات در سلول‌های حافظه و …

حافظه‌های فلش
امروزه تمام SSD ها از فناوری حافظه‌های فلش NAND استفاده می‌کنند. این نوع حافطه‌ها به صورت مدارهایی بر روی یک برد الکترونیکی بسته شده اند. مدل‌های Enterprise (مدل‌هایی که مخصوص کارهای خاص مثل صنعت، تجارت و … ساخته می‌شوند) از سلول های NAND تک لایه‌ای استفاده می‌کنند. این نوع حافظه‌ها سریع‌تر و بادوام‌تر هستند در صورتی که مدل‌های معمولی که از سلول‌های چندلایه‌ای استفاده می‌:کنند، ارزان‌تر هستند.

در هارددیسک‌ها اطلاعات به صورت مغناطیسی ذخیره می‌شوند در صورتی که در SSD ها سلول‌های حافطه، اطلاعات را به صورت ولتاژ ذخیره می‌کند. در هر سلول ولتاژ دوحالت دارد. یا هست (۱) یا نیست (۰) یعنی اطلاعات به صورت ۰ و ۱ ذخیره می‌شوند. خواندن اطلاعات از این سلول‌ها برای کنترلر کار ساده‌ایست ولی ذخیره‌‌ی اطلاعات کاری پیچیده و دشوار می‌باشد.
ساختمان داخل یک SSD

ساختمان داخل یک SSD
سلول‌های حافطه درون SSD ها ویژگی‌های خاصی دارند. اولین ویژگی آن‌ها محدودیت توانایی آن‌ها در تعداد دفعات ذخیره ی اطلاعات است. یعنی روی هر سلول حافظه می‌توان به تعداد دفعات مشخصی اطلاعات ذخیره کرد(که به آن P/E گفته می‌شود). یا به عبارتی عمر مفید سلول‌های حافظه به تعداد دفعات ذخیره‌ی اطلاعات بر روی آن بستگی دارد. برای جلوگیری از خراب شدن زودهنگام دستگاه و استفاده از تمام ظرفیت آن، کنترلر، تکنیکی دارد که به آن wear-leveling گفته می‌شود. بوسیله‌ی این تکنیک، کنترلر تشخیص می‌دهد که روی کدام سلول‌ها اطلاعات فراوان‌تر ذخیره شده است و روی کدام سلول‌ها کمتر. بعد با این آمار مدیریت می‌:کندکه دفعه‌ی بعدی که اطلاعات می‌خواهد ذخیره شود، بهتر است روی کدام سلول‌ها ذخیره شود، یا چه اطلاعاتی می‌بایست از روی یک سری از سلول‌ها به جای دیگر انتقال یابند، تا سلول‌های دستگاه عمر یکسانی داشته باشند و در طول عمر SSD بتوان از تمام ظرفیت دستگاه استفاده کرد.

ویژگی خاص دیگری که در حافظه‌های فلش NAND وجود دارد، این است که بر خلاف هارد دیسک‌ها، اطلاعات در آن‌ها نمی‌توانند روی اطلاعات قبلی ذخیره شوند (Overwrite). یعنی برای اینکه اطالاعات جدید ذخیره شوند لازم است اطلاعات قبلی از روی سلول‌های حافطه پاک شوند و بعد اطلاعات جدید روی آن‌ها ذخیره شوند.

ویژگی خاص سوم این حافظه‌ها این است که حذف اطلاعات به سادگی ذخیره‌ی اطلاعات روی سلول‌های حافظه نیست! سلول‌های حافطه به صورت گروه، گروه دسته بندی شده اند. عموما به هر ۴ کیلوبایت از آن‌ها یک صفحه و به هر ۵۱۲ کیلوبایت یا ۱۲۸ صفحه یک بلوک می‌گویند. قضیه اینجاست که اطلاعات را می‌توان به صورت صفحه، صفحه ذخیره کرد، ولی باید به صورت بلوک، بلوک حذف نمود.

البته هنگامی که یک کاربر اطلاعات را از روی حافطه‌ی SSD حذف می‌کند، در حقیقت حذف صورت نمی‌گیرد بلکه اطلاعات به این عنوان علامت‌گذاری می‌شوند. وقتی که کاربر می‌خواهد اطلاعات جدید روی حافظه بریزد، کنترلر اطلاعات قبلی باقی‌مانده روی سلول‌ها که کاربر اعلام کرده آن‌ها را نمی‌]خواهد، را حذف می‌کند. به این کار garbage collection می‌گویند. لذا می‌توان گفت؛ اگر یک حافظه‌ی SSD نو نباشد، فرایند ذخیره به همراه فرایند حذف انجام می‌شود.

Wear-leveling و Garbage collection دو فرایندی هستند که باعث می‌شوند ذخیره‌ی اطلاعات زیاد‌تر از میزان مورد نیاز انجام شود.
به این پدیده Write amplification می‌گویند.

این کار برای بهینه کار کردن دستگاه، ضروری است ولی خود باعث کم شدن عمر و توان دستگاه می‌شود. مهم ترین دلیل وقوع این پدیده Garbage collection است. به این صورت که هنگام حذف کردن اطلاعات یک بلوک برای ذخیره‌ی اطلاعات جدید می‌بایست صفحاتی که اطلاعاتشان نباید حذف شوند، به بلوک دیگر انتقال یابند تا اطلاعات این بلوک را بتوان با خیال راحت حذف کرد. به این خاطر برای ذخیره‌ی اطلاعات جدید، می‌بایست مرتباً اطلاعات روی سلول‌ها جابجا شوند.

Over-provisioning (یا OP)
OP یعنی یک مقدار بین ۷ تا ۲۸ درصد از فضای کل حافظه‌ی SSD، کنار گذاشته شود تا کنترلر بتواند به خیال راحت از این فضا برای انتقال‌ اطلاعات در حین Garbage collection و Wear-leveling استفاده کند. به این دلیل ممکن است دیده باشید SSD هایی که قابلیت OP دارند با ظرفیت‌هایی مانند ۱۲۰، ۲۴۰، یا ۴۸۰ گیگابایت به جای ۱۲۸، ۲۵۶ و ۵۱۲ گیگابایت عرضه می‌شوند. برخی از SSD ها مثل Samsung 840 Pro به کاربر این امکان را می‌دهند تا خود میزان OP را به صورت دستی تعیین کند.

IOPS چیست؟
IOPS یا Input/Output Operations Per Second واحد سنجش میزان دسترسی تصادفی به اطلاعات است. دسترسی تصادفی یعنی اطلاعات در هر کجای حافظه که باشند بتوان به آن‌ها دسترسی پیدا کرد و مکان فیزیکی تاثیری در سرعت خواندن اطلاعات نداشته باشد. این میزان هرچه بالاتر باشد، یعنی سرعت خواندن اطلاعات بیشتر است. یعنی سیستم عامل زودتر بوت می‌شود و نرم‌افزارها سریع‌تر اجرا می‌شوند. به خاطر بالا بودن IOPS در RAM به آن RAM یعنی حافظه با دسترسی تصادفی (Random Access Memory) می‌گویند. بالا بودن IOPS برگ برنده‌ی SSD‌ ها در برابر هارد دیسک‌ها می‌باشد. این مقدار برای هارد دیسک‌ها بین ۷۵ تا ۲۵۰ است در صورتی که برای SSD ها از ۵۰۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ یا حتی بیشتر می‌باشد.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 145 نظرات: 0
یک روز، زنی با یک مجله در دست پیش شوهرش می‌آید و می‌گوید، «عزیزم، این مقاله فوق‌العاده است. یک فعالیتی را توضیح می‌دهد
که هر دوی ما می‌توانیم برای بهتر کردنواجمان آن را انجام دهیم. موافقی امتحانش کنیم؟»

همسرش می‌گوید، «حتماً!»
زن توضیح می‌دهد، «این مقاله می‌گوید که یک روز هر کدام از ما یک لیست جداگانه از چیزهایی درمورد همدیگر که دوست داریم تغییر دهیم تهیه کنیم. چیزهایی که اذیتمان می‌کنند، اشکالات کوچک و از این قبیل. و بعد فردای آن روز این لیست را به همدیگر بدهیم، موافقی؟»

شوهر لبخند زده می‌گوید، «موافقم!»
آن روز مرد کاغذی برداشته و در اتاق نشیمن نشست. زن به اتاق خواب رفت و همان کار را کرد.
روز بعد، سر میز صبحانه، زن گفت، «شروع کنیم؟ اشکالی ندارد اگر من اول شروع کنم؟»

مرد گفت، «شروع کن.»
زن سه ورق درآورد. لیست بلندبالایی بود. شروع به خواندن لیستش کرد. «عزیزم اصلاً دوست ندارم وقتی…» و همینطور لیست را که از کارهای کوچکی درمورد همسرش که او را اذیت می‌کرد
تشکیل شده بود، ادامه داد.

مرد احساس کرد خنجری به قلبش وارد شده است. زن متوجه این قضیه شد و پرسید، «دوست داری ادامه بدم؟»
مرد گفت، «اشکالی ندارد، ادامه بده، می‌تونم تحمل کنم.»

زن به خواندن ادامه داد.
آخر کار زن گفت، «خوب تمام شد. حالا تو شروع کن.»

مرد ورقی را از جیبش درآورد و گفت، «دیروز از خودم پرسیدم دوست دارم چه تغییراتی در تو ایجاد کنم. هر چقدر فکر کردم، حتی یک چیز به ذهنم نرسید.» بعد کاغذ که سفیدِ سفید بود را به همسرش نشان داد. بعد ادامه داد، «چون به نظر من تو در نقص‌هایت کاملاً بی‌نقصی. من تو را آنطور که هستی قبول کرده‌ام--با همه نقاط مثبت و منفی که داری. من کل این مجموعه را دوست دارم. تو آدم فوق‌العاده‌ای هستی و من واقعاً عاشقتم.»

زن ناراحت شد. سه ورق کاغذ را در دستانش مچاله کرد و محکم خود را به آغوش همسرش انداخت.

ما به این دلیل دوست داریم آدمها را تغییر دهیم، که دوستشان داریم. اما گاهی‌اوقات، انگیزه‌های ما خالص نیستند. گاهی وقت‌ها از روی خجالت دوست داریم که عزیزانمان را تغییر دهیم. از اینکه دیگران درمورد فرزندان، همسر، خواهر و برادرها و والدینمان چه می‌گویند، خجالت می‌کشیم. یک دلیل دیگر برای میل ما به تغییر آدمها این است که دچار بیماری مقایسه کردن هستیم. ازدواج کردن مثل رفتن به رستوران است؛ وقتی غذایتان را سفارش می‌دهید، می‌فهمید که میز بغلی هم چه غذایی سفارش داده است و یکدفعه از چیزی که سفارش داده بودید، پشیمان می‌شوید. این میل به مقایسه کردن، مایه بدبختی‌ بسیاری از زندگی‌های زناشویی است. اگر همیشه هیکل همسرتان را با جنیفرلوپز مقایسه کنید، مطمئناً او قادر به رقابت با آن نخواهد بود. یا اگر درآمد شوهرتان را با بیل‌گیتس مقایسه کنید، او هم توان رقابت نخواهد داشت. خیلی وقت‌ها، حتی همسرانمان را با کسی مقایسه می‌کنیم که اصلاً وجود ندارد. مثلاً درمورد یک ستاره هالیوودی خیالپردازی می‌کنیم که اصلاً واقعی نیست. چون همه نقص‌ها و عیب و ایرادهای آنها با فتوشاپ از بین می‌رود.

قبل از اینکه ازدواج کنید، برای ارزیابی همسر آینده‌تان باید خیلی دقیق باشید. همه چیز را بررسی کنید. ارزش‌ها، پیشینه، اولویت‌ها، واکنش‌ها، اعتقادات، همه چیز. اما وقتی ازدواج کردید، دیگر دست از ارزیابی کردن بردارید، از انتقاد کردن دست بکشید. دیگر وقت درست کردن طرف مقابل تمام شده است. باید بتوانید او را همانطور که هست تحسین کنید. از پشت میز قضاوت بیرون بیایید و حس نقاشی را پیدا کنید که می‌خواهد تصویری زیبا را نقاشی کند. یک هنرمند همه چیز را همانطور که هست قبول می‌کند. وقتی فرد مقابل را بپذیرید و تحسینش کنید، یک معجزه اتفاق می‌افتد: فرد مقابل یاد می‌گیرد خود را بپذیرد و درنتیجه زخم روی دلش التیام یافته و تغییرها شروع می‌شود.

چه چیزهایی را دوست دارید و چه چیزهایی را دوست ندارید؟ ممکن است یک چیز را هم دوست داشته باشید و هم نداشته باشید. مثلاً تلفن‌همراهتان. چرا دوستش دارید؟ چون هر زمان که خواستید می‌توانید به کسانیکه در دفترچه آن ذخیره هستند زنگ بزنید، مثل وقت‌هایی که مثلاً در خیابان پنچر شده‌اید، یا به دعا نیاز دارید یا هر چیز دیگر. چرا ممکن است دوستش نداشته باشید؟ اینکه آن تعداد آدم هم بتوانند هر زمان که دوست دارند به شما زنگ بزنند، حتی وقت‌هایی که دوست دارید استراحت کنید و برای خودتان وقت بگذرانید. خنده‌دار است اما درمورد روابط هم همینطور است.

چرا عاشق شدید؟ شوکه نشوید، اما همان چیزی که باعث شد عاشق یک نفر شوید، سال‌های بعد روی اعصابتان خواهد بود. شوخی نمی‌کنیم. اگر به این دلیل عاشق همسرتان شدید که وقتی در مهمانی او را دیدید بسیار خوش‌مشرب و بشاش به نظر می‌رسید، سال‌های بعد ملتمسانه دوست دارید زیپ دهان او را بکشید که دست از حرف زدن بردارد. اگر به این دلیل عاشق شوهرتان شدید که ساکت، قوی و جدی بود، امروز دوست دارید بخاطر سرد بودنش خفه‌اش کنید. اگر بخاطر زیبایی بی‌نظیرش عاشق همسرتان شدید، امروز وقتی مجبور می‌شوید سه ساعت در ماشین بنشینید تا برای بیرون رفتن آماده شود دوست دارید تک تک موهایتان را بکنید. یادتان باشد، هر نقطه قوتی یک ضعف دارد.

باز هم نکته‌مان را تکرار می‌کنیم: اگر می‌خواهید ازدواجی شاد و آرام داشته باشید، باید دست از اصلاح کردن همسرتان بردارید و شروع به تحسین کردنش کنید.

اینکه باید از اصلاح کردن همسرتان دست بردارید دو دلیل دارد:

اول اینکه نمی توانید.

دوم اینکه آدمها مثل خانه‌های قدیمی می‌مانند. اگر یک جای آنها درست شود، یک چیز دیگر در آنها خراب می‌شود.

یادتان باشد، هیچوقت نمی‌توانید کسی را درست کنید چون اصلاح کردن دیگران یک کار درونی است. هیچوقت از بیرون نمی‌توان به آن اجبار کرد. باید دیگران را تحسین و راهنمایی کنید. باید به آنها آموزش دهید. اما نباید اجبار کنید. تنها کاری که باید بکنید این است که همسرتان را دوست داشته باشید و به او برای اصلاح خودش فضا بدهید.

مردمان نت








2018

KHORSHID E SHAB