اگر قرار باشد بین رابطه‌جنسی و شاد بودن یکی را انتخاب کنید...انتخاب شما کدامیک خواهد بود؟

طبق تحقیقات انجام‌شده، روز به روز خانم‌های بیشتری شاد بودن را به زندگی عشقی خود ترجیح می‌دهند.

داروهای ضدافسردگی یکی از متداول‌ترین داروهای مصرفی است و گرچه بسیاری از مصرف‌کنندگان آن از تقویت شیمیایی که در زندگی‌شان ایجاد می‌کند فایده می‌برند اما ممکن است میل‌جنسی‌شان را به خطر بیندازد.

دکتر لئونارد دراگاتیس می‌گوید، «تا اینجا متداول‌ترین علت مشکل جنسی خانم‌ها، داروهایی است که برای درمان افسردگی‌شان به آنها می‌دهیم.» درواقع، تقریباً یک سوم خانم‌هایی که از داروهای ضدافسردگی استفاده می‌کنند متوجه می‌شوند که میل جنسی شان کاهش یافته است.

تقریباً اینطور عمل می‌کند:
دکترهای زیادی داروهای ضدافسردگی تجویز می‌کنند که با بالا بردن سروتونین شیمیایی (که شادی‌آور است) در مغز عمل می‌کند. بااینکه این خیلی خوب است و برای کسانیکه داروهای ضدافسردگی استفاده می‌کنند فایده‌بخش می‌باشد، اما عارضه‌جانبی که با خود همراه دارد این است که وقتی میزان سروتونین بالاست، مغز با کاهش دوپامین جبران می‌کند--و دوپامین برای تحریک و جاذبه جنسی و همچنین ارگاسم لازم است.

برای خانم‌های متاهل، انتخاب بین داروهای ضدافسردگی یا زندگی عشقی‌شان، انتخاب سختی می‌تواند باشد. از یک طرف، داروهای تقویت‌کننده روحیه واقعاً جانشان را نجات می‌دهد؛ از طرف دیگر، خجالت، احساس گناه و تنهایی که با کاهش میل‌جنسی برایشان به همراه دارد، به روابطشان آسیب زده و افسردگی‌شان را حتی بیشتر از قبل می‌کند.

درمورد خانم‌های مجرد چطور؟
استفاده از داروهای ضدافسردگی تاحدی می‌تواند بر میل جنسی آنها اثر بگذارد که از شروع هر رابطه‌ای فرار خواهند کرد
زیرا این موادشیمیایی تمان احساسات آنها نابود می‌کند.

به طور خلاصه، اگر میل جنسی‌تان تحت‌الشعاع قرار بگیرد، کل زندگی عشقی‌تان تحت‌الشعاع قرار خواهد گرفت.

راهکار چیست؟
متاسفانه هیچ راهکار ساده‌ای در دسترس نیست. برای بسیاری از خانم‌هایی که با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنند، زندگی بدون میل‌جنسی بهتر از زندگی بدون داروهایشان است. برخی خانم‌ها راه‌های دیگری برای تقویت میل‌جنسی‌شان پیدا می‌کنند و گاهی تنظیم میزان داروی مصرفی کمکشان می‌کند. و بااینکه امروزه نوع زنانه ویاگرا در دنیای داروها مورد بحث است، تا امروز چیزی در بازار موجود نبوده است.

تا آن روز، یا باید خندیدن را انتخاب کنید، یا رابطه‌جنسی را!

مردمان نت
روزي زني به همراه عروسش پيش جحي آمد و شکايت کرد که او بچه دار نمي شود

و از اين جهت غمگين هستند و احساس خوشبختي نمي کنند؛ آيا راهي براي درد آنان مي داند؟

جحي بسيار متأثر شد و رو به عروس زن کرد و گفت: آيا اين قضيه در خانواده شما موروثي است؟

آيا پدر و مادر تو هم بچه دار نمي شدند؟


نوادر جحي الکبري
بیشتر کامپیوترهای امروزی مخصوصا لپتاپ ها به ورژن های ۶۴ بیتی از ویندوزهای ۷ و۸ شرکت مایکروسافت مجهز می شوند.شما با داشتن یک نسخه ۶۴ بیتی از ویندوز تنها از قابلیت اضافه کردن رم بیشتر برخوردار نیستید بلکه۶۴ بیتی ها نسبت به نسخه های ۳۲ بیتی از امنیت بسیار بالاتری نیز برخوردار هستند.

به گزارش دنیای فناوری اطلاعات ؛ معماری سیستم عامل های ۶۴ بیتی طوری طراحی شده است که تقریبا نفوذ کرم ها و ملوارهای مزاحم به نرم افزارها را غیر ممکن کرده است.جالب است بدانید بحث امنیت بیشتر, در مورد سیستم عامل های ۶۴ بیتی فقط منوط به خانواده ویندوز نمی شود بلکه کاربران لینوکس نیز می توانند با تهیه یک نسخه ۶۴ بیتی از این سیستم عامل از امنیت بالاتری بهره مند شوند.
تصادفی سازی قالب فضای آدرس :

ASLR که خلاصه شده عبارت Address Space layout Randomization به معنای تصادفی سازی قالب فضای آدرس می باشد یک ویژگی امنیتی است که سبب می شود آدرس داده های یک برنامه در حافظه رم به صورت تصادفی و در یک آرایش خاص قرار گیرد.در گذشته آدرس داده های یک برنامه که در حافظه رم مستقر می شد قابل پیش بینی بود همین قضیه سبب می شد یک هکر با آگاهی از مکان ها یا همان آدرس داده های برنامه در حافظه رم کار بسیار آسانتری در نفوذ به برنامه و اعمال سیاست های خرابکارانه خود داشته باشد.اما امروزه با کمک قابلیت ASLR یک هکر یا به عبارتی فرد خرابکار باید آدرس دقیق داده های یک برنامه را در حافظه حدس بزند در نتیجه می شود گفت کاری غیر ممکن است و هکر عملا با شکست روبرو می شود.اجازه دهید تا با ذکر یک مثال قضیه را بیشتر روشن کنیم.فرض می کنیم یک هکر قصد نفوذ به یک برنامه که در داخل حافظه رم مستقر شده است را دارد در صورتی که سیستم عامل شما ۶۴ بیتی باشد مسلما نوع آدرس دهی به مقادیر داده های برنامه به صورت ASLR خواهد بود بنابراین هکر از آدرس داده های برنامه آگاهی ندارد و در صورتی که به صورت تصادفی یک آدرس را مورد حمله قرار دهد برنامه از حافظه رم خارج و کرش شده و هکر دیگر قادر به حمله نخواهد بود.البته ناگفته نماند این ویژگی در نسخه های ۳۲ بیتی ویندوز و دیگر سیستم عامل ها نیز گنجانده شده است اما قدرت این ویژگی در نسخه های ۶۴ بیتی فوق العاده بیشتر است.یک نکته جالب دیگر,همانطور که احتمالا می دانید معمولا روی نسخه های ۶۴ بیتی ,از حافظه رم حداقل ۴ گیگابایتی استفاده می کنند در نتیجه یعنی در عمل تعداد آدرس های یک سیستم عامل ۶۴ بیتی بیشتر از ۳۲ بیتی است همین قضیه باعث می شود که کار هکران برای نفوذ به آدرس های حافظه برای دسترسی به داده های یک برنامه سخت تر شود.و به طور کلی می توان نتیجه گرفت که روش ASLR روی نسخه های ۶۴ بیتی از سیستم عامل ها بسیار موثرتر است.
امضای راه انداز اجباری :

تمامی کدهای یک راه انداز روی یک سیستم باید امضای دیجیتالی داشته باشد.این امضای دیجیتالی شامل راه انداز دستگاه های kernel-mode , راه انداز حالت کاربری مانند راه اندازی های چاپگر می شود.شاید تا العان مفهوم دقیق این امضا را متوجه نشده باشید اجازه دهید با ذکر یک مثال شما را بیشتر با این امضاها آشنا کنیم.

دقت کنید زمانی که شما یک قطعه سخت افزاری جدید را تهیه می کنید این قطعه برای اجرای صحیح نیاز به یک سی دی یا دی وی دی راه انداز دارد.این نوع راه اندازها دارای امضای دیجیتال می باشند چون راه انداز دستگاه ساخته خود شرکت سازنده است .حال فرض کنید یک هکر قصد دارد با ساخت یک راه انداز قصد نفوذ و دستکاری به این قطعه سخت افزاری را داشته باشد و چون این هکر مجبور است برای درایور خود یک امضای دیجیتالی برای شناساندن به نسخه ۶۴ بیتی از ویندوز تهیه کند کار هکر را بسیار با مشکل روبرو خواهد کرد.چون ساخت یک امضای دیجیتالی توسط فردی که سازنده اصلی قطعه نیست کاری تقریبا محال است.
محافظت وصله هسته اصلی :

KPP علائم اختصاری است که از عبارت Kernel Patch Protection به معنای محافظت وصله هسته اصلی گرفته شده است.از این ویژگی با نام PatchGuard نیز یاد می شود.این قابلیت یک ویژگی امنیتی است که فقط و فقط در نسخه های ۶۴ بیتی از سیستم عامل ویندوز یافت می شود.این ویژگی امنیتی باعث می شود که نرم افزارها و یا حتی راه اندازهایی که در حالت هسته اجرا می شوند از نفوذ به هسته ویندوز منع شوند.ناگفته نماند حتی تعدادی از آنتی ویروس های ۳۲ بیتی نیز از این روش برای محافظت استفاده می کنند.مطمئنا تاکنون با صفحات آبی مرگی روبرو شده اید.یکی از مواقعی که این صفحات ظاهر شده و سیستم دوباره راه اندازی می شود همین جاست.به این صورت که اگر یک هکر با تهیه یک نرم افزار مخرب سعی در آسیب رسانی و متصل شدن به هسته ویندوز را داشته باشد ویندوز به یکباره متوقف شده و با نمایش یک صفحه آبی سیستم شما را از نو دوباره راه اندازی و یا خاموش می کند.
جلوگیری از اجرای داده ها در یک ناحیه خاص از حافظه :

DEP که سرواژه عبارت Data Execution Protection به معنای جلوگیری از اجرای داده ها در یک ناحیه خاص از حافظه می باشد به سیستم عامل اجازه می دهد تا نواحی خاصی از حافظه را به کمک یک بیت NX به عنوان یک ناحیه غیرقابل اجرا یا “non-executable” تلقی کند.در این صورت نواحی از حافظه که به عنوان “non-executable” یا غیر قابل اجرا تلقی شود حتی اگر داده ای هم داشته باشد دستورات اجرایی روی آن نقاط از حافظه عمل نخواهد کرد.البته این قابلیت در ویندوزهای ۳۲ بیتی نیز موجود است اما ۶۴ بیتی ها دارای DEP از نوع مبتنی بر سخت افزار هستند.DEP بر روی نسخه های ۶۴ بیتی همیشه فعال است اما در نسخه های ۳۲ بیتی به دلایل مسائلی چون عدم سازگاری و ایجاد اختلال در بعضی از آنها به صورت پیشفرض این قابلیت غیر فعال شده است.
لایه ای با نام WOW64 :

همانطور که احتمالا می دانید نسخه های ۶۴ بیتی از ویندوز توانایی اجرای برنامه های ۳۲ بیتی را دارند.اما به نظر شما چگونه این امر امکان پذیر است؟باید عرض کنم که اجرای تمامی برنامه های ۳۲ بیتی روی ویندوز۶۴ بیتی از طریق لایه ای با نام WOW64 انجام می شود.این لایه برخی محدودیت ها را به برنامه های ۳۲ بیتی اعمال می کند همین قضیه احتمال دارد از اجرای مناسب کرم های کامپیوتری روی نسخه ۶۴ بیتی جلوگیری کند.همچنین یک کرم که با سیستم عامل ۳۲ بیتی سازگاری دارد قادر به اجرا در حالت هسته در ویندوز ۶۴ بیتی را ندارد.و تنها برنامه های ۶۴ بیتی می توانند این حالت از اجرا را داشته باشند.جالب است بدانید ویندوزهای ۶۴ بیتی توانایی اجرای برنامه های ۱۶ بیتی قدیمی را نیز دارند جالب است بدانید ۶۴ بیتی ها به طور خاصی از اجرای هر گونه کرم ۱۶ بیتی بر روی خود جلوگیری می کنند.البته دقت داشته باشید با تمامی این تفاسیر امنیت ۶۴ بیتی ها به طور کامل بی عیب و نقص نیست اما به طور کلی می توان آنها را نسبت به ۳۲ بیتی ها بسیار امنتر دانست.
اگر مستأجر هستید حتما تا به حال از خود پرسیده‌اید که صاحبخانه بر چه مبنا و معیار و ملاکی نرخ اجاره‌بها را تعیین می‌کند و هرساله آن را بالا می‌برد. اگر می‌خواهید به پاسخ این پرسش برسید، اولین راه این که از صاحبخانه‌تان بپرسید.

در این صورت با دو پاسخ مواجه خواهید شد. نوع اول این است که مال خودم است، اختیارش را دارم که خب راست هم می گوید. چه پاسخی برای او دارید؟ اگر راضی هستید که بمانید و اگر نه، می توانید اسباب و اثاثیه را جمع کنید و به فکر سرپناهی دیگر و با قیمتی مناسب تر باشید.

اما نوع دوم پاسخی منطقی تر است که می توانید بنشینید و با هم بحث کنید تا به نتیجه برسید.

برخی از همین روش های منطقی در تعیین اجاره بها که منصفانه تر به نظر می رسد،
در بازار به چند صورت مرسوم است که به آنها اشاره می شود.

تعیین اجاره بها بر مبنای نرخ تورم
همه ساله تلاش می شود که درآمد حقوق بگیران بر مبنای تورمی که در سال گذشته ایجاد شده، افزایش یابد. بر این اساس گفته می شود که درآمد اجاره بگیران نیز باید بر همین اساس افزایش یابد تا قدرت خرید آنهایی که از این محل ارتزاق می کنند نیز کاهش نیابد. بنابراین اگر امسال صاحبخانه تان افزایش 30 درصدی اجاره بها را درخواست کرد، زیاد تعجب نکنید.

این روش البته در شرایط فعلی که تورم بسیار بالاست، یکی از غیرمرسوم ترین روش ها در بازار اجاره بها به شمار می رود و معمولا بر سر آن توافق نمی شود. اما در سال های گذشته که تورم کمتر بود و باید بر مبنای همین روش عمل شود، افزایش اجاره بها بیشتر از نرخ تورم بود.

روش تعزیراتی
در دو سال گذشته طرحی در بازار اجاره بها به اجرا درآمد که گرچه به اذعان بسیاری از کارشناسان و دست اندرکاران بازار، از ابتدا روشی غیرعملی بود و در نهایت هم با شکست مواجه شد، اما به هر حال می توانست محلی برای مطالبه مستأجران از صاحبخانه ها باشد.

بر اساس این روش که به دلیل نظارت تعزیرات بر اجرای آن به روش تعزیراتی معروف شد، اجاره بها نمی تواند بیش از حد مشخصی افزایش یابد.

این نرخ در سال 90 بین 7 تا 9 درصد و در سال گذشته 13 تا 15 درصد تعیین شد. مبنای این روش هم تا حدود زیادی بر انصاف پایه گذاری شده است. یعنی در واقع اگر قرار باشد امسال هم طرح تعزیراتی اجرا شود، یقینا سقف افزایش اجاره بها را بسیار کمتر از 30 درصد تعیین خواهد کرد.

عرف منطقه
این روش که شاید از مرسوم ترین روش ها باشد، در بسیاری از مناطق ملاک عمل قرار می گیرد. یعنی اگر صاحبخانه تان از آن آدم هایی نبود که بگوید: مال خودم است و اختیارش را دارم، می توانید با توجه به عرف اجاره بهایی که در منطقه محل سکونت تان وجود دارد، با او بر سر میز چانه زنی بنشینید.

نکته قابل توجه در این باره آن که در شرایط کنونی که قدرت خرید مردم بویژه اجاره نشین ها کاهش پیدا کرده، صاحبخانه ها چاره ای ندارند جز این که با این بازار به اصطلاح خودشان، خراب، کنار بیایند.

یعنی اگر کسی بخواهد ملکش را با نرخی بالاتر از عرف منطقه اجاره بدهد باید پیه خالی ماندن خانه اش را برای یک مدت قابل توجه به تنش بمالد. یک نکته مهم دیگر هم در این باره وجود دارد. عرف منطقه، آن چیزی است که به عینیت تبدیل شده است.

یعنی فقط قراردادهای منعقد شده در بنگاه ها می تواند به عنوان عرف منطقه در نظر گرفته شود؛ نه آگهی های روزنامه ای و ارقام پیشنهادی همسایه ها. مطمئن باشید که همیشه تفاوت قابل توجهی بین این دو رقم یعنی ارقام پیشنهادی و قطعی وجود دارد.

اجاره متری
اخیرا روشی در بازار اجاره بها در حال مرسوم شدن است که نرخ اجاره را بر مبنای متراژ واحد مسکونی تعیین می کند. در این شیوه مالکان ارقامی بین 700 هزار تومان تا یک میلیون تومان را به ازای هر متر خانه پیشنهاد کرده اند که با یک محاسبه سرانگشتی، معلوم می شود که این روش نیز با اقبال چندانی در بازار مواجه نخواهد شد و بساط آن اگر جمع نشود، گسترده هم نخواهد شد.

به عنوان مثال اجاره یک خانه 70 متری با این روش، چیزی بین 50 تا 70 میلیون تومان می شود که به نظر نمی رسد رقم منصفانه ای برای اجاره یک خانه با این متراژ باشد. البته برخی فعالان بازار مسکن معتقدند که چون تمام هزینه های ساخت خانه، به صورت متری تعیین می شود، مالکان هم چاره ای ندارند جز این که برای اجاره هم مبنا را بر اساس متراژ محاسبه کنند.

یک میلیون تومان؛ مساوی 30 هزار تومان
چیزی که سال هاست در بازار اجاره بها رایج و ملاک عمل است، برابر گرفتن هر 30 هزار تومان اجاره ماهانه با یک میلیون تومان رهن است. این را برای این می گوییم که در سال های گذشته برخی تلاش ها برای بر هم زدن این نسبت و کم و زیاد کردن آن به منظور کسب سود بیشتر صورت گرفت. اما هیچ گاه نتوانست جای خود را در بازار باز کند. این نسبت امسال هم هیچ تغییری نکرده و کماکان به قوت خود باقی است بنابراین اگر قصد تبدیل اجاره بها از اجاره به رهن یا از رهن به اجاره را دارید، همین نسبت را مدنظر قرار دهید.
شخصي پشت سر ديگـــري غيبت مي کـــرد. پيري او را گفت: تو هرگز به جنگ دشمنان رفته اي؟

گفت: مــن حتي از خــانه و محله خود بيــرون نرفته ام تا چه رسد به جنگ با دشمنان.

پير گفت: واي بر تو که دشمنان از دست تو آســوده اند ودوستانت آزرده.


بــوســـتان سعدي
عصر ایران - تریاتلون یا مسابقات سه‌گانه یک ورزش ترکیبی است
که شرکت‌کنندگان در آن با انجام سه مرحلهٔ استقامتی با یکدیگر رقابت می‌کنند.
مراحل مسابقه شامل شنا، دوچرخه سواری و دو هستند.
مسافت هر یک از این مرحله‌ها بسته به نوع مسابقه تغییر می‌کند.
در طول زمان نیز این مسافت‌ها دستخوش تغییر شده‌اند.

تریاتلون احتمالاً در دههٔ ۲۰ تا ۳۰ قرن بیستم میلادی در فرانسه پایه‌گذاری شده‌است.

نخستین مسابقه سه‌گانه در سال ۱۹۲۱ در کشور فرانسه با نام مسابقه سه ورزش برگزار شد که در آن ورزشکاران مسافت ۷ کیلومتر را رکاب زدند، ۵ کیلومتر را دویدند و در انتها ۳۰۰ متر را شنا کردند. در اولین دوره مسابقات این ورزش تنها ۱۵ نفر شرکت کردند که ۱۲ نفر موفق شدند به خط پایان برسند. امروزه بیش از ۳ هزار نفر، هر سال در سراسر جهان در این مسابقات شرکت می‌کنند.

در ایران در سال ۱۳۸۰، این رشته تحت عنوان کمیته ورزش سه‌گانه بصورت زیرمجموعه‌ای از فدراسیون دو و میدانی شروع به فعالیت کرد. در سال ۱۳۸۲ تحت عنوان انجمن ورزش سه‌گانه کشور به کنفدراسیون سه‌گانه آسیا معرفی شد.

با تعیین سرپرست فدراسیون ورزش سه‌گانه در سال ۱۳۸۵ و تهیه اساسنامه مربوطه، نهایتاً در خرداد ۱۳۸۶ فدراسیون ورزش سه‌گانه به عنوان بیست و یکمین عضو کنفدراسیون ورزش سه‌گانه آسیا انتخاب شد. اولین دوره لیگ ورزش سه‌گانه باشگاه‌های کشور در سال ۱۳۸۷ با شرکت ۲۱ تیم و بیش از ۸۰ ورزشکار برگزار شد.

منبع: ویکی پدیا
برخی از زنان از همان لحظه انعقاد نطفه به حامـله بـودن خود پی می ـبـرند. برای بقیه ممکن است
بعد از پنج تست مثبت حاملگی یـا ظـهور یـک سـری عـلائـم ایـن اطـمینان حاصل گردد.

اگر تصور می کنید که باردار هستید، امیدواریم ایـن لـسیـت کـه شـامـل متـداولترین نشانه های حاملگی می بـاشـد، پاسخ سؤال شما را بدهد.

بخاطر داشته باشید که همه زنان با هم تفاوت داشـتـه و در نتیجه ممکن است هیچ یک (یا برخی) از این علائــم را تجربه نکنند:

1- درد سینه و نوک سینه
هنگام حاملگی تقریبا سه هفته بعد از عمل لقاح متوجه درد در سینه و نوک سینه خود می شـوید (وقتـی قاعدگی حدود یک هفته دیر می گردد). همچنین ممکن است متورم شوند -- همانند نزدیک شدن به زمان قاعدگی.

2- لک دیدن خفیف یا گرفتگی عضلات شکم
اگر باردار باشید، لکه های خفیف صورتی رنگ در زمان تشکیل جنین می تـوانـد نمایان گردد --وقتی که جنین در داخل پوشش رحم قرار میگیرد. این تقریبا هشت تا ده روز بعد از تخمک گذاری روی می دهد، کمی زودتر از رسیدن موعد قاعـدگی. مـعـمولا می توان خونریزی ناشی از تشکیل جنین را از قاعدگی معمولی تشخیص داد: اگر کمی زود تر از زمان مورد انتظار رخ دهد، اگر خفیف و اندک و به صـورت لـک باشد، مایل به رنگ صورتی بـاشد (نه قرمز و غلیظ همانند قاعدگی معمولی) و از الگوی یک قاعدگی نـرمـال پـیـروی نکند(خفیف، به تدریج شدید و سپس دوباره خفیف). گرفتگی عضلات شکم نیز میتواند در مراحل آغازین بارداری شایع باشد. وقتی که رحم حالت متوسط خود را بدست آورده و در سه ماهه دوم توسط استخوان لگن خاصره بهتر نگهداری می شـود، بـدن هـمـانند زمان قاعدگی مستعد گرفتگی و درد عضلات شکم میگردد.

3- تیره شدن دور نوک سینه
در دوران اولیه حاملگی -- نزدیک زمان قاعدگی -- ممکن است دور نوک سیـنـه (بخـش تـیره تری که نوک سینه را احاطه کرده) تیره تر و قطور تر گردد. گفته می شـود کـه رنــگ تـیره تر دور نوک سینه به نوزاد در یافتن نوک سینه بـرای شـیـر خـوردن کـمـک مـی کـنـد. همچنین ممکن است رگهای سینه نمایانتر شده و برامدگی های کـوچکی که در اطراف نوک سینه قرار دارند بزرگتر شده و تعدادشـــان افزایش یابد -- بطور متوسط بین 4 تا 28 عدد به ازای هر سینه.

4- خستگی مفرط
در صـورت حـامـلـگی، یکی از شایع ترین علائم در هشت تا ده هـفـتـه اول خسـتـگی و فرسودگی می بـاشد. وقتـی باردار میشوید، بدن شما دچار یک سری تغییرات متابولیک مهم می گـردد. تمامی بخشهای بدن باید خود را برای فرایند رشد یک کودک آماده کنند. برای اغلب زنان، خستگی بعد از هفته دوازدهم بارداری از بین میرود.

5- حالت تهوع و استفراغ
اگر باردار باشـید، مـمـکن اسـت خـیـلی سـریع -- یـک هفـته بعد از عمل لقاح -- متوجه حالت تهوع و ناخوشی صبحگاهی گردید. حالت تهوع میتواند هر زمانی اتفاق بیفتد -- روز یا شب.

6- ادرار مکرر
زمانیکه قاعدگی به مدت یک تا دو هفته به تاخیر می افتد، ممکن است مـتـوجـه شویـد که بیشتر از حد معمول ادرار میـکنیــد. این به آن دلیل است که کودک در حال رشد درون رحم، به مثانه شما فشار وارد می آورد.

7- یبوست
ممکن است در روزهای اولیه بارداری متوجه تغیر در اجابت مزاج خـود گردید. هورمونهای اضافی تولید شده در حین حاملگی، باعث میگردد روده کارایی خود را از دست بدهد.

8- افزایش دمای طبیعی بدن
اگر دمای طبیعی بدن حتی بعد از سپری شدن زمان مقرر قاعدگی بالا ماند و به مـیزان قبل از تخمک گذاری تقلیل نیافت، احتمال حاملگی بسیار افزایش می باید. هنگامی که شما حامله میشوید، تخمک در لوله های رحم (محل رشد جنین) بارور میـگردد. در ایـن هنگام است که بدن شما نهـــایتا میتواند تشخصی دهد که شما حامله هستید. وقتی هورمون hCG ترشح می شـود، زنـان مـعـمولا بـرای بـار سـوم یـک افـزایش دما احساس میکنند که به اندازه تغییر دمای اولیه نیست، اما در خلال یک هفته تا 12 روز بعد از اولین افزایش دمای مربوط به تخمک گذاری میتوان آن را مشاهده نمود.

9- قطع قاعدگی
این میتواند اولین نشانه حاملگی بشمار آید بـخصوص اگر روال قاعدگی شما بـصـورتـی منظم بوده باشد. این نشانه بـه همـراه نشـانـه های مثـبـت دیـگر مـمکن است بارداری شما را به اثبات برساند.

10- تست حاملگی مثبت
اگر قاعدگی شما حداقل یک روز دیر شد، و آماده اید کـه حـقـیقت را بدانید، ممکن است بـخواهـید یک تست حاملگی خانگی را انجام دهید. تست حامـلگـی ادرار می تـوانـد در فاصله 10 تا 14 روز بعد از عـمـل لقـاح دقــیق عمل نماید.

اگر نمیتوانید تا موعد قاعدگی صبر کنید، تست حاملگی خونی می تـواند در فاصله 8 تا 10 روز بعد از عمل لقاح دقیق عمل نماید. بخاطر داشته باشید که تسـت هـای حـاملـگی (حتـی تسـت خـونـی) 100 درصد بدون خطا و اشتباه نیـستـند. اگـر نتـیـجـه تـست شـما مـنفی بـود و باز احساس حاملگی نمودید، یک هفته بعد تست را تکرار کرده و با پزشک خود درمیان بگذارید.

منبع: مردمان
میگنا - احساس می‌کنید به آخر خط رسیده‌اید؛ دیگر نمی‌خواهید ادامه دهید چون اساسا آینده ای برای این رابطه نمی بینید. اما کمی دست نگه دارید! نمی‌خواهیم شمارا از تصمیمتان منصرف کنیم فقط می‌خواهیم کمی با هم مواردی را که شاید در ذهنتان مرور نکرده‌اید، مرور کنیم.

شکی نیست که جدایی در دوران نامزدی بسیار بهتر از جدایی در دوران عقد، و جدایی در دوران عقد بسیار کم
ضررتر از جدایی بعد از ازدواج است.

با این حال همین تصمیم در دوران نامزدی هم تبعاتی دارد که باید مراقب آنها باشید و آنها را در تصمیم تان لحاظ کنید.

روی کاغذ بیاورید
سعی کنید افکار و ‌نظرهایی که دارید، بنویسید و آنها را با نامزدتان در میان بگذارید. تمام نارضایتی ها، خواسته ها و ناراحتی هایتان را بنویسید. در بسیاری موارد حرف‌هایی وجود دارد که نمی‌توانید آنها را به زبان بیاورید اما اگر فضایی آرام برای خودتان ایجاد کنید و به خودتان زمان بدهید، می‌توانید آن حرف‌ها را روی کاغذ و در مرحله بعد به زبان بیاورید.

این کار حتی می‌تواند باعث شود همسرتان برای اولین بار هم که شده به حرف‌های شما گوش دهد
چرا که نوشتن به نوعی خارج شدن از محدوده شخصی است و شما رازهای این محدوده شخصی را با طرف مقابلتان
در میان می‌گذارید. در خلوت و تنهایی و فکر کردن می‌توانید دلیل واقعی عصبانیت‌ها و برخی رفتارهایتان را بیابید.

هزینه‌هایش را بسنجید
با خودتان فکر کنید هزینه‌های زوج‌درمانی و مشاوره را پرداختن و به حل مشکل فکر کردن بهتر است
یا مهر طلاق را در شناسنامه کوبیدن و پله‌های دادگاه‌ها را بالا و پایین رفتن کدام یک برایتان کم هزینه تر در می آید؟

شاید هنوز این راه را که انتهایش بن‌بست نیست، امتحان نکرده باشید. البته یک نکته را هم باید
در نظر داشته باشید. زمان تان را هدر ندهید.

عمر و جوانی شما چیزی است که نباید با دست دست کردن یا بی گدار به آب زدن حرامش کنید.
با مشورت گرفتن از مشاورهای

تا زمانی که نتوانید صادقانه و بی‌طرفانه به این شرایط نگاه کنید، نمی‌توانید موقعیت نادرست را ترک و به موقعیت درست دست پیدا کنید، نمی‌توانید همراه بهتری برای زندگی‌تان پیدا کنید و حتی نمی‌توانید یک رابطه قوی و ماندگار با اطرافیانتان داشته باشید و حتی در ازدواج های بعدی هم دچار مشکل خواهیدشد

مجرب و دلسوز و قاطعیت تصمیم بگیرید. با صداقت باشید اگر سوال‌های درستی در ذهنتان درباره‌ تصمیمی که گرفته‌اید، نداشته و همه ابعاد آن را نسنجیده باشید و برای سوال‌هایتان و خودتان جواب قانع‌کننده نداشته باشید، به جای اینکه از طلاق راهی برای رهایی بسازید، قلعه‌ای برای اسارت می‌سازید بنابراین لازم است از خودتان بپرسید:

چرا در این موقعیت قرار گرفته‌ام؟
چرا تصمیم به ازدواج با این فرد گرفتم؟ چه کارهایی انجام دادم که باعث وخامت اوضاع و عصبانیت و درگیری شد؟ سهم هر کدام از ما در این اختلاف ها چقدر است؟ چه بخشی از اختلاف ها به تفاوت های شخصیتی ما برمی گردد؟ چه بخشی به دخالت اطرافیان و چه بخشی مربوط به اشتباهات و بی تجربگی هایمان است؟ تا زمانی که نتوانید صادقانه و بی‌طرفانه به این شرایط نگاه کنید، نمی‌توانید موقعیت نادرست را ترک و به موقعیت درست دست پیدا کنید، نمی‌توانید همراه بهتری برای زندگی‌تان پیدا کنید و حتی نمی‌توانید یک رابطه قوی و ماندگار با اطرافیانتان داشته باشید و حتی در ازدواج های بعدی هم دچار مشکل خواهیدشد.

بیشتر ازدواج‌ها سیاه و سفید نیستند و اغلب خاکستری‌اند و این یعنی می‌توانید آن را به سمت سیاه و سفید ببرید در حالی که بیشتر افراد وقتی اتفاقی میانشان می‌افتد، به جای درست کردن اوضاع، به سمت تخریب کامل پیش می‌روند.
.....................................................
قبل از بهم زدن نامزدی‌تان بخوانید:

مشورت کنید
قبل از مشورت با اطرافیان، تصمیمی نگیرید. خیلی از اطرافیان شما هستند که در دوران نامزدی مشکلاتی شبیه شما داشته اند اما بعدها این مشکل را حل کرده اند. از آنها بپرسید چطور با مشکلاتشان کنار آمده اند و چگونه توانسته اند رابطه و نامزدی شان را مدیریت کنند.

مشورت با بزرگترها می تواند راهگشا باشد اما دقت کنید که تصمیم گیرنده نهایی شما هستید. با اقتدار اما نه لجبازی تصمیم بگیرید. اگر به اندازه کافی مطمئن هستید، راه های بالا را رفته اید و هنوز فکر می کنید ازدواج شما با این شخص سرانجامی نخواهد داشت، با احترام به والدین تان بگویید تصمیم تان قطعی است و می خواهید آینده خوبی برای خود بسازید.

عواقبش را بشناسید
بدانید تصمیمی که گرفته اید تبعاتی دارد. خیلی ها از نامزدی شما با خبر هستند و همین می تواند باعث شود تا مدت ها حرف جدایی شما بین دیگران زده شود. با این مساله کنار بیایید و سعی کنید به چیزی جز آینده درخشان تان و ساختن زندگی بهتر و رشد دادن خودتان فکر نکنید.
به جای متمرکز شدن روی گذشته، به آینده نگاه کنید و بدانید این تصمیم را برای داشتن آینده بهتر گرفته اید. پس با درگیر شدن در حرف و حدیث های دیگران وقت و انرژی خود را هدر ندهید.

در مقابل سوال و جواب دیگران خیلی محترمانه و سربسته بگویید که این ازدواج نمی توانست
سرانجامی داشته باشد و ترجیح داده اید جلوی ضرر را از همین جا بگیرید.

به دوستان و آشنایان کنجکاو بگویید نامزدی به معنی ازدواج نیست و دوره ای است
برای شناخت بهتر. بنابراین تصمیمی که گرفته اید بر اساس منطق بوده است.

همشهري آنلاين
آیا برایتان غیرممکن است که هرچقدر هم درخواستی غیرمنطقی باشد، بدون عذاب‌وجدان بگویید «نه»؟ اگر نه گفتن به آدم‌ها - چه رئیستان باشد یا عزیزانتان -- بدون اینکه بعد آن حس بدی پیدا کنید، برایتان غیرممکن است، پس یعنی نمی‌توانید به نیازهای خودتان درمقابل نیازهای دیگران اولویت ببخشید. زمانی باید «بله» بگویید که بدانید انجام آن کار برایتان ممکن است، وقتی انجام آن کار در حیطه مسئولیت‌های شماست یا به طریقی مدیون کسی هستید و باید برایش کاری انجام دهید. اما اگر همیشه بخاطر ترس از «نه» گفتن به دیگران «بله» می‌گویید، دیگر زمانش رسیده که وارد عمل شوید و زندگی خود را بدون احساس گناه در دستان خود بگیرید. اگر دوست دارید بدانید چطور، این مراحل را دنبال کنید.

مراحل

فکر کنید
۱. بفهمید که انجام همه کار از دست شما برنمی‌آید. مشکل شما با «بله» گفتن به همه احتمالاً تا الان باعث شده هیچ وقتی برای خودتان نداشته باشید. ممکن است به دوستتان برای کمک به فروش محصولاتش «بله» گفته باشید، برای کمک به رئیستان در پروژه جدید «بله» گفته باشید و به خواهرتان برای رنگ کردن خانه‌اش «بله» گفته باشید. می‌توانید با شروع به «نه» گفتن این وضعیت را در آینده تغییر دهید.

• چه بخاطر اینکه به آدمهای زیادی «بله» گفته‌اید یا بخاطر تعهدات زندگی شلوغتان، همه کار نمی‌توانید انجام دهید، به خودتان بگویید وقتی حس خوبی ندارید «باشه» گفتنتان غیرممکن است.

۲. به خودتان بگویید که این خودخواهی نیست. یکی از بزرگترین دلایلی که نمی‌توانید بدون احساس عذاب وجدان «نه» بگویید این است که با این کارتان کسانی که به کمک نیاز دارند را ناراحت می‌کنید. اما اگر خودخواه بودید، همیشه فقط به دنبال کارهای خودتان بودید و اصلاً برای «نه» گفتن به دیگران احساس گناه و عذاب‌وجدان نمی‌کردید.
• به خودتان بگویید که خودخواه نیستید و اگر آن فرد فکر می‌کند که بخاطر انجام ندادن کاری غیرمنطقی خودخواه هستید، دلیل برای رفت‌وآمد با آن فرد وجود ندارد.
• به همه زمان‌هایی که به آدم‌ها «بله» گفتید فکر کنید -- کجای آن خودخواهانه است؟

۳. بدانید که نمی‌توانید همه را راضی نگه دارید. بفهمید که راضی نگه داشتن تک‌تک افرادیکه در زندگیتان هستند غیرممکن است و جایی باید خط‌کشی‌هایتان را شروع کنید. ممکن است احساس کنید که با نه گفتن کسی را ناامید کنید و احترام او را به خودتان از دست بدهید، اما خواهید فهمید که برعکس آن درست است. اگر کسی فکر می‌کند که شما باید به همه چیز «بله» بگویید، احتمال اینکه از شما سوءاستفاده کند بیشتر می‌شود.
• می‌توانید هر از گاهی به کسانی که دوست دارید کمک کنید اما راضی کردن همه آدمها همشه غیرممکن است.

۴. وقتی «نه» می‌گویید، به همه چیزهایی که به آن «بله» گفته‌اید فکر کنید. نباید به «نه» گفتن مثل چیزی منفی نگاه کنید. اگر به انجام دادن کار بیشتر «نه» می‌گویید، به چیزهای مختلفی که برای زندگی‌تان فایده‌بخش خواهد بود «بله» گفته‌اید. اگر به آن چیزها فکر کنید احساس گناهتان کمتر خواهد شد. در زیر به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌کنیم:

• به صرف وقت بیشتر با دوستان، عزیزان و خانواده‌تان به جای انجام کاری که دوست ندارید، «بله» می‌گویید.
• به حفظ اعصابتان و وقت داشتن برای خودتان و سرگرمی‌هایی که دوست دارید «بله» می‌گویید.
• به داشتن زندگی راحت‌تر که حول چیزهایی که برای خودتان معنی دارد نه دیگران می‌چرخد، «بله» می‌گویید.
• به داشتن حجم کاری معقول به جای دفن کردن خودتان زیر بار کار اضافی «بله» می‌گویید.

۵. درک کنید که چرا «نه» گفتن سختتان است. آیا به این دلیل است که نمی‌خواهید آن فرد رابطه‌اش را با شما قطع کند؟ آیا به این خاطر است که می‌خواهید آن فرد تصور نکند که به فکرش نیستید؟ اینکه بفهمد چه چیز باعث می‌شود نه گفتن برایتان سخت باشد باعث می‌شود بتوانید درمورد موقعیت منطقی‌تر رفتار کنید.

• اگر به این دلیل که می‌ترسید فردمقابل دیگر به شما اهمیت ندهد نمی‌توانید به او نه بگویید،
پس احتمالاَ در رابطه‌ مشکل‌داری هستید و باید سریعاً از آن رابطه بیرون بیایید.

۶. روش‌های مختلف افراد برای «بله» گرفتن از خودتان را بفهمید. اگر بتوانید روش‌های مختلفی را که دیگران برای تاثیر گذاشتن روی شما و مجبور کردنتان به گفتن «بله» را بدانید، «نه» گفتن برایتان راحت‌تر می‌شود زیرا دیگر می‌دانید که آن فرد فقط قصد کنترل کردن شما را دارد. در زیر به بعضی از این روش‌ها اشاره می‌کنیم:

• قلدری کردن: افراد قلدر شما را مجبور می‌کنند که کارهایی که می‌خواهند را برایشان انجام دهید و گاهی این کار را به روش‌هایی واقعاً خشن و بی‌رحمانه انجام می‌دهند. می‌توانید با حفظ خونسردی خودتان و واکنش ندادن، آنها را سر جایشان بنشانید.

• آه و ناله کردن: این افراد شروع به غر زدن درمورد سختی یک کار می‌کنند تا شما را راضی کنند که بدون اینکه از شما مستقیم خواسته باشند، کمکشان کنید. در چنین شرایطی یا بحث را عوض کنید یا از برخورد کردن با آن فرد خودداری کنید و یا بدون اینکه برای کمک به آنها موافقت کنید، بگویید که چقدر برای شرایط سختشان ناراحتید.
• ایجاد عذاب‌وجدان: بعضی‌ها با گفتن اینکه شما هیچوقت کمکشان نمی‌کنید و یا هیچوقت دستشان را نگرفته‌اید، سعی می‌کنند به شما عذاب‌وجدان بدهند. در این مواقع با آرامش زمان‌هایی را به آن فرد یادآور شوید که کمکشان کرده‌اید و بگویید که این بار متفاوت است و درخواستشان را رد کنید.
• تحسین کردن: این افراد با تحسین عملکرد شما در چیزی حرفشان را شروع می‌کنند
و بعد برای کاری از شما درخواست کمک می‌کنند. اسیر این تحسین و تمجیدها نشوید.

معقول باشید
۱. با صدایی آرام و قاطع حرف بزنید. با همان صدایی حرف بزنید که از شما خواسته می‌شود پشت تلفن با کسی حرف بزنید. قاطع، آرام و مشخص صحبت کنید. اگر احساسی، سردرگم یا ناراحت به نظر برسید، فردمقابل ضعف شما را دریافته و سعی می‌کند قانعتان کند. اگر آرام و قاطع به نظر برسد، فرد می‌فهمد که منطقی رفتار می‌کنید و «نه» شما را می‌پذیرد.
• اگر صدایتان را بالا نبرید یا ناراحت به نظر نرسید، فرد توضیح و توجیه شما را راحت‌تر می‌پذیرد.

۲. زبان بدنی قاطع داشته باشید. صاف بایستید و دست‌هایتان را در کنار بدنتان نگه دارید و از حالاتی استفاده کنید که بر حرف‌هایتان تاکید کند. موقع «نه» گفتن با فرد مقابل ارتباط چشمی ایجاد کنید تا بفهمد که قاطع هستید. با دست‌ها یا زیورآلاتتان بازی نکنید زیرا نشاندهنده این است که در تصمیمتان مطمئن نیستید. دست به سینه یا خمیده نایستید زیرا نشان می‌دهد که از تصمیمتان خوشحال نیستید و این باعث می‌شود فرد تلاش کند تا بالاخره راضی‌تان کند.

۳. بیش از اندازه عذرخواهی نکنید. اگر از اینکه نمی‌توانید آن را انجام دهید، خیلی ساده یک «ببخشید» بگویید اما هرچقدر سعی کنید این عذرخواهی‌تان را تکرار کنید، قاطعیت لحنتان کمتر خواهد شد. فرد مقابل تصور خواهد کرد که هنوز می‌تواند متقاعدتان کند که آن کار را انجام دهید و باعث خواهید شد که ضعیف به نظر برسید و حس بدتری نسبت به خودتان پیدا کنید. اگر زیاد عذرخواهی کنید یعنی کار اشتباهی انجام داده‌اید و این درست نیست.
• نگویید، «خیلی خیلی معذرت می‌خوام که نمی‌تونم هفته دیگه سگتو نگه دارم. خیلی خیلی از این بابت ناراحتم.»
• درعوض بگویید، «ببخشید برای اینکه هفته دیگه سگتو نگه دارم وقت ندارم.»

۴. توضیح دهید که چرا نمی‌توانید آن کار را انجام دهید. ارائه یک توضیح کوتاه و مختصر باعث می‌شود طرف مقابل درک کند که چرا درخواست او را نپذیرفته‌اید. لازم نیست بیش از اندازه توضیح دهید، در حد یک تا دو جمله کافی است. نیازی به دروغ گفتن یا بهانه آوردن هم نیست. صادق باشید. در زیر به چند نمونه توضیحی که می‌توانید در این شرایط ارائه کنید اشاره می‌کنیم:

• «نمی‌تونم امشب این پروژه رو تموم کنم چون تا آخر شب باید این گزارش را بنویسم.»
• نمی‌تونم فردا به دندون‌پزشکی ببرمت چون ساگرد ازدواجمونه و می‌خواهیم با شوهرم جشن بگیریم.»
• «نمی‌تونم به مهمونیت بیام چون فردا صبحش یک امتحان مهم دارم.»

۵. چند جایگزین به فرد موردنظر معرفی کنید. اگر هنوز بخاطر نه گفتن به آن فرد احساس گناه می‌کنید و واقعاً دوست داشتید که می‌توانستید کمکش کنید، می‌توانید راهکارهای دیگری به او معرفی کنید. اگر واقعاً می‌توانید به طریقی دیگر به او کمک کنید، از بیان آن تردید نکنید و ببینید راهکارتان به دردش می‌خورد یا نه. در زیر به چند جایگزین اشاره می‌کنیم:

• «می‌تونم سعی کنم پروژه رو فردا تموم کنم، فقط اگه بتونی کمک کنی و فردا صبح به چند نفر از مشتری‌هام زنگ بزنی.»
• «می‌خوای ماشنمو بدم خودت بری دندون‌پزشکی؟ به هر حال من فردا ماشینو لازم ندارم،»
• «فردا نمی‌تونم بیام مهمونیت اما بعد از اینکه امتحانمو دادم حتماً برای آخر هفته با هم قرار می‌گذاریم و یه قهوه می‌خوریم، باشه؟»

نکات
• اگر به خودتان احترام نگذارید، راه بی‌احترامی کردن دوستان، همکاران، هم‌کلاسی‌ها، و اعضای خانواده‌تان هم به شما باز می‌شود.
• اگر «نه» گفته‌اید، به هیچ‌کس اجازه ندهید بخواهد شما را تحت‌تاثیر قرار دهد تا کاری که می‌خواهد را برایش انجام دهید.
• بفهمید که رفتن با حفظ احترام خود بسیار بهتر از ماندن در آن موقعیت است، هرچقدر هم که طرف‌مقابل سعی کند حس عذاب‌وجدان به شما بدهد.
• هر تعداد راهی هم که برای متقاعد کردن شما استفاده کنند، اگر «نه» گفته‌ و دلایلتان را هم بیان کرده‌اید،
دیگر نیازی به ایستادن و توضیح بیشتر نیست.

• یادتان باشد، اگر کسی به مذهب، اخلاقیات یا ارزش‌های شما احترام نمی‌گذارد،
به آنها اجازه ندهید برایتان دلیل مخالفتشان را توضیح دهند.
• وقتی قاطعیت شما در خطر است، بحث کردن سخت‌تر می‌شود ولی در هر حال این کار را بکنید.
• گاهی وقت‌ها اگر کار درست را انجام دهید احساس تنهایی خواهید کرد اما بدانید که تنها نیستید.
• آدمها سعی می‌کنند نظر شما را عوض کنند اما روی حرفتان بایستید زیرا در آخر احترام آنها به شما بیشتر خواهد شد.
عشق چیزی بسیار خاص است زیرا وقتی شکست می‌خورد قدرت آسیب زدن به ما را دارد. نباید این شکست را به خودتان بگیرید. هر روز روابط بسیاری با شکست مواجه می‌شوند و این به آن معنی نیست که دیگر عشقی وجود نخواهد داشت. دلیل آن هر چه که باشد، اینکه یاد بگیرید چطور کسی که خیلی دوست داشته‌اید را فراموش کنید کار بسیار سختی است و نیازمند گذشت زمان است. خوشبختانه، خیلی‌ها این کار را انجام داده‌ و با موفقیت روبه‌رو شده‌اند. ما روش آن را به شما آموزش می‌دهیم.

مراحل
بخش اول: تغییر دیدگاهتان
۱. بفهمید که هنوز ممکن است این فرد را دوست داشته باشید. اگر تصور می‌کنید نمی‌توانید فراموشش کنید، احتمالاً دلیلی دارد. شما اوقات فوق‌العاده‌ای را با هم گذرانده‌اید و بخش مهمی از قلبتان را به او داده‌اید. حالا که تصمیم گرفته‌اید فراموشش کنید، دیگر به آن فرد طوری که دوست دارید باشد نگاه نکنید و سعی کنید خودِ واقعی‌اش را ببینید.

• اگر به شما دروغ می‌گوید یا فریبتان می‌دهد و یا احساسش نسبت به شما عوض شده است باید بفهمید که این رابطه اصلاً رابطه سالمی برای شما به حساب نمی‌آید. ممکن است برایتان سوءتفاهم شود یا عصبانی شوید. فراموش کردن این فرد ممکن است خیلی سخت باشد اما به این معنی نیست که نمی توانید فراموشش کرده و زندگی‌تان را پیش ببرید.

• همچنین درک کنید که فراموش کردن به این معنی نیست که دیگر نمی‌توانید آن فرد را دوست داشته باشید. فقط به این معنی است که عشق شما به او تغییر کرده است. هنوز می‌توانید او را ببینید، بهترین آرزوها را برایش داشته باشید و دعا کنید که خوشبخت شود. فراموش کردن به این معنی نیست که باید به طور کل نادیده‌اش بگیرید؛ یعنی باید بیشتر به فکر خودتان باشید.

• به خودتان باور داشته باشید. شما چیزهای زیادی دارید. عشق یعنی فهمیدن بیشتر درمورد خودتان از طریق دیگران. با تجربه عشق‌های بیشتر، اطلاعات بیشتری درمورد خودتان به دست می‌آورید. اگر خودتان، خودتان را باور نداشته باشید، عشق بعدی‌تان چطور می‌تواند باورتان کند؟

۲. درک کنید که آدم‌های دیگری هم هستند--فقط شما نمی‌بینید. احتمالاً خیلی زیاد این فرد را دوست داشته‌اید که شما را به نقطه‌ای رسانده است که هیچ کس دیگری را در دنیا به جز او نمی‌بینید. فراموش کردن سخت‌ترین قسمت کار است و ممکن است زمان زیادی طول بکشد اما زندگی کوتاه‌تر از آن است که بخواهید آن را هدر دهید.

• همه ما دوست داریم در دنیای افسانه ای زندگی کنیم که در آن همه چیز دقیقاً طبق برنامه‌مان پیش می‌رود و هیچ سختی و مشکلی وجود ندارد، اما زندگی واقعی اینطور نیست. افراد زیادی هستد که قبل از این که با یک فرد خاص بمانند، در طول زندگی‌شان با آدم‌های زیادی رابطه عاشقانه برقرار می‌کنند.

• سعی کنید خوش‌بین باشید. نیمه پر لیوان را ببینید. به جای اینکه فکر کنید، «من عشقم را از دست دادم»، فکر کنید «من الان مجردم!». به جای اینکه فکر کنید «کسی که خیلی وقت بود می‌شناختم را از دست دادم»، فکر کنید «حالا باید با آدمهای زیادی آشنا بشوم». خوش‌بین بودم کمکتان می‌کند زودتر فراموش کنید.
............................................
۳. بدانید که ممکن است شما بیشتر از مقداری که طرف‌مقابلتان دوستتان داشته، دوستش داشته‌اید. این مورد شاید سخت باشد زیرا به احتمال زیاد طرف مقابل نمی‌دانسته است که شما چقدر عاشقش بوده‌اید. اما اشکالی ندارد. این به آن معنی نیست که شما فردی دوست‌داشتنی، جذاب یا فریبنده نیستید. فقط به این معنی است که فرصت دیگری برایتان هست که کسی را پیدا کنید که درست همان اندازه که شما دوستش دارید، دوستتان بدارد.

• اگر تصورتان این است که شما بیشتر از طرف مقابلتان او را دوست داشته‌اید، از این بعنوان یک انگیزه استفاده کنید. فکر کنید: ترجیح می‌دهید با کسی باشید که کمتر از آن مقداری که دوستش دارید، دوستتان دارد یا به همان اندازه؟

• درگیر این ایده نشوید که «شاید کس بهتری را پیدا نکنم». نباید هیچوقت خودتان را اسیر کسی کنید که به دردتان نمی‌خورد. بیرون بروید، به استانداردهای خودتان باور داشته باشید و سعی کنید کسی که می‌خواهید را پیدا کنید.بهتر است مستقل و شاد باشید تا در رابطه با کسی که به فکرتان نیست.
..................................
۴. اگر احساستان را به کسی که عاشقش هستید گفته‌اید و هیچ جوابی دریافت نکرده‌اید، درک کنید
که هیچ دلیلی برای ادامه آن وجود ندارد. فراموش کردن به نفعتان است.

• با یک فرد بی‌طرف که چنین موقعیتی داشته است حرف بزنید. یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان. اگر مجبور شدید پیش مشاور هم بروید. درمیان گذاشتن فکر و احساستان با یک فرد بی‌طرف سبک‌ترتان می‌کند و کمک می‌کند زودتر فراموش کنید.

• با درد به طرقی سازنده برخورد کنید. وانمود نکنید که غصه‌ای ندارید. راه‌های فرار خلاقانه‌ای پیدا کنید مثل هنر یا گفتگو تا دردتان را از طریق آن بیرون بریزید. سعی کنید بیشتر وقت‌ها به آن فکر نکنید زیرا فکر کردن مداوم به آن بدترش می‌کند.
..................................
۵. تصمیم بگیرید می‌خواهید همچنان دوست بمانید یا نه. به خودتان بستگی دارد. خیلی سخت است که دوستی یک عشق قدیمی را با استقلال تازه‌تان در کنار هم داشته باشید. بیشتر افراد تصور می‌کنند آسان‌تر است که یک دوستی دور با فردمقابل نگه دارید اما تصمیم با خودتان است.
...............................................................

بخش دوم: برگرداندن استقلال شخصی
۱. به مسافرت بروید. لازم نیست یک سفر رویایی باشد. مهم این است که فقط مناظر تازه ببینید
و چیزی شما را مشغول نگه دارد. افراد زیادی باور دارند که تغییر محل موقتی باعث می‌شود
ذهنتان را پاک کنید و به وضعیت عادی برگردید.

• با محلی‌ها معاشرت کنید. اگر قرار است همیشه خودتان تنها باشید چه فایده‌ای دارد
که به محلی جدید بروید؟ با محلی‌ها معاشرت کنید، به داستان‌هایشان گوش دهید و خوش بگذرانید.

• زمان‌هایی را به تنهایی بگذرانید. سعی کنید از استقلال کنونی‌تان شاد شوید.
اگر نتوانید به تنهایی شاد باشید، چطور فردی که قرار است بعدها به زندگی‌تان بیاید می‌تواند با شما شاد شود؟

۲. به دوستان و خانواده تکیه کنید. دوستان و خانواده‌تان در هر شرایطی در دسترس شما هستند - از آنها استفاده کنید! وقتی احساس ناراحتی می‌کنید، با اعضای خانواده وقت بیشتری را بگذرانید یا با دوستانتان قرار گذاشته و بیرون بروید. دوستان و خانواده‌تان درست به همان اندازه یک شریک عاشقانه دوستتان دارند اما به طریقی متفاوت.

• برای اتفاقاتی که می‌افتد به نزدیک‌ترین دوستتان پناه ببرید. اگر آمادگی شنیدن نصیحت دارید، از دوستتان بخواهید این کار را بکند. بهترین دوست شما از دیدی شما را می‌بیند که خودتان نمی‌توانید و دیدگاهی واقعاً تازه به شما خواهد داد. دوست نزدیک شما هر کاری هم که نتواند بکند، فرصتی برای بیرون ریختن حرف‌های دلتان در اختیار شما قرار می‌دهد و باعث می‌شود فکر کنید ارزشمندید.

۳. همه یادگاری‌های رابطه قبلی را از دیدرس خود دور کنید. شاید خیلی جالب به نظر نرسد اما لازم و ضروری است. فراموش کردن یک عشق قبلی مستلزم این است که در آینده زندگی کنید نه گذشته. همه عکس‌ها، یادداشت‌ها، فیلم‌ها، هدیه‌ها و هر چیز دیگری که به او مربوط می‌شود را جمع کرده و در جایی دور از دسترس و دیدتان بگذارید. کار ناراحت‌کننده‌ای است اما روحیه‌تان را بهتر خواهد کرد.

• به خاطر داشته باشید که برداشتن و دور کردن به معنی از بین بردن نیست. ممکن است دوست داشته باشید که همه یادگاری‌هایتان را نگه دارید، درست همانطور که ممکن است نخواهید آن فرد را به طور کل فراموش کنید. شاید دلتان بخواهد وقتی به کل رابطه را پشت سر گذاشتید، نگاهی به آن یادگاری‌ها بیندازید.

۴. همانطور که غصه می‌خورید، حتماً خودتان را خالی کنید. خیلی‌ها تصمیم می‌گیرند همه احساساتشان را جایی بنویسند. وقتی حوصله‌اش را داشتید، یک تکه کاغذ بردارید و افکارتان را روی آن یادداشت کنید. با این روش وقتی توانستید به خوبی رابطه را پشت سر بگذارید، با خواندن آن نوشته‌ها خواهید فهمید که چقدر قوی بوده‌اید که توانستید آن را فراموش کنید.

• چه حسی دارید؟ پنج سال پیش اگر در چنین موقعیتی می‌بودید چه حسی داشتید؟
پنج سال دیگر در چنین شرایطی چه حسی خواهید داشت؟ به این فکر کنید
که آن رابطه چه معنا و مفهومی برایتان داشته است.

• فقط از طریق نوشتن نیست که می‌توانید خودتان را تخلیه کنید. نقاشی، طراحی، رقص،
ساخت و ساز و دویدن راه‌های عالی دیگری برای آن هستند. هر چه که باشد، باید از ته قلبتان باشد
و چیزی که از آن به دست آید، فوق‌العاده خواهد بود.

۵. از جسمتان خوب مراقبت کنید. به طور مرتب ورزش کنید. اگر آنقدر از بر هم خوردن عشقتان غصه می‌خورید
که تصور می‌کنید به جسمتان آسیب می‌زند، حتماً با یک مشاور صحبت کنید.

۶. وقتی آماده بودید، دوباره در جستجوی عشق باشید. این فرایند ممکن است ماه‌ها طول بکشد یک حتی یک سال. اگر هنوز آماده نیستید، خودتان را مجبور نکنید؛ نه برای خودتان و نه آن فرد جدید منصفانه نیست. بدانید که آدم‌های زیاد دیگری هم هستند که اگر به آنها فرصت دهید، برایتان احترام و ارزش قائلند.

• خیلی‌ها تصور می‌کنند که اگر وارد رابطه‌های سرسری شوند کمک می‌کند که زودتر فراموش کنند. اگر تصمیم به این کار گرفتید، حتماً این کار را به دلایل درست انجام دهید: اینکه مثلاً به دنبال محبت هستید، دیدن آدم‌های جدید برایتان جالب است و … دقت کنید که برای جلب حسادت فرد قبلی هیچوقت وارد چنین رابطه‌هایی نشوید چون ارزشش را ندارد.

• از اشتباهاتتان درس بگیرید. وقتی دنبال فرد جدیدی هستید که عشقتان را با او سهیم شوید، با انجام اشتباهات قبلی یک دل‌شکستگی دیگر را رقم نزنید. اشتباهات و تقصیراتتان در رابطه قبلی را پیدا کرده و سهی کنید دیگر آنها را تکرار نکنید.

• خودتان باشید. مهم نیست که با چه کسی آشنا شوید، فقط باید خودتان باشید. برای اینکه کسی دوستتان داشته باشد، باید خود واقعی‌تان را به او نشان دهید. آنها باید بپذیرند که اشتباهاتشان را بپذیرند، آنها را برای پارتنر جدیدشان عنوان کنند و بدانند که پارتنرشان هم آنها را قبول می‌کند.

نکات
• کسی که شما برایش فقط یک گزینه هستید را به اولویت زندگی‌تان تبدیل نکنید.

• وقتتان را برای کسی که با شما وقت نمی‌گذراند تلف نکنید.

• اگر احساس عصبانیت و افسردگی دارید، سعی نکنید انتقام بگیرید،
فقط درمورد آن با یکی از دوستانتان حرف بزنید. هیچکس ارزش اینهمه ناراحتی و غصه شما را ندارد.

• یادتان باشد که بالاخره فراموشش خواهید کرد اما باید از کارهایی که شما را یاد او می‌اندازد دست بکشید.
زندگی بسیار کوتاه است و نباید خودتان را نگران این کنید. تا می‌توانید از آن استفاده کنید.

• اشکالی ندارد که بعد از آن احساس ناراحتی و تنهایی کنید، فقط مطمئن شوید که نگذارید خیلی اذیتتان کند.
گاهی‌اوقات احساس ناراحتی و گریه باعث می‌شود حالتان بهتر شود.

• زمان بهترین دارو است.

• به جای اینکه بخواهید فردی خاص دوباره وارد زندگی‌تان شود، عشق و خوشبختی بخواهید.

• تلفنتان را عوض کنید تا مدام پیام‌های قبلی‌تان را چک نکنید.

• فراموش کردن خیلی سخت است اما اصلاً دلیلی ندارد که بگذارید آسیب ببینید
و یا با شما بدرفتاری شود. شما لایق بهترین‌ها هستید!

مردمان نت








2018

KHORSHID E SHAB

File engine/modules/dlefa_stats/index.php not found.