مودم‌های آنالوگ این مودم‌ها مرسوم‌ترین مودم‌ها در ایران هستند که عموماً برای اتصال به اینترنت استفاده می‌شوند.

کار این مودم‌ها به این صورت است که به خطوط آنالوگ تلفن شهری متصل می‌شوند و کار تبدیل اطلاعات دیجیتال به آنالوگ (و برعکس) را انجام می‌دهند.می‌توانند راهی به یک شبکه رایانه‌ای باشند. مودم‌ها انواع مختلفی دارند که در کل می‌توان آنها را به این گروه‌ها تقسیم بندی کرد.

مودم‌های دیجیتال این مودم‌ها برای اتصال به خطوط دیجیتال تلفن شهری استفاده می‌شوند، و کار تبدیل اطلاعات دیجیتال خطوط تلفن را به اطلاعات قابل فهم برای رایانه (و برعکس) را انجام می‌دهند. هزینه این اتصال نسبت به هزینه خطوط آنالوگ بالاتر است و بالاترین نرخ انتقال اطلاعات در این مودم‌ها برابر ۶۴ کیلوبیت در ثانیه‌است.

مودم‌های Bonding [ویرایش]این مودم که به عنوان مودم تسهیمی هم شناخته شده‌است دو یا چند خط تلفن دارد و آنها را برای حصول شماره گیری با سرعت بالای ۲۰۰ یا بیشتر تاکید می‌کند برای مثال یک مودم Bonding k۵۶ دوگانه k۱۱۲ سرعت با استفاده از دو خط تلفن دارد. سرعت دون دو کردن محدود به حداکثر سرعت هرکانال می‌شود بنابراین یک مودم k۵۶ هر فایل را فقط با سرعت k۵۶ دریافت می‌کند. امتیاز این مودم این است که قادر به انتشار دریافت فایل‌های چند گانه مانند و بسایت از طریق کانال‌های مودم Bonding است که دریافت و بسایت را سریعتر می‌سازد و تکله‌های متفاوت فایل را از طریق کانال‌های مختلف سریعتر دریافت می‌کند. این مودم‌های استفاده شده در حالت چند کانال با ISP یکی از آنها، ISP باید اتصالات همزمان چند گانه را از یک کاربر پشتیبانی کند این نوع مودم‌ها برای اولین بار در اواسط دهه ۱۹۹۰ ایجاد شدند به سبب فقدان پشتیبانی از جانب ISPها و معرفی اتصالات اینترنتی یا باند وسیع این نوع مودم‌ها هرگز در میان کاربران خانگی خیلی مشهود نشده‌اند. مودم‌های صوتی جدید امروزی ttu- tv۰۹۲ استاندارد به مدار نزدیکی ره یافت دهندهٔ shanon کانال‌های تلفنی pstn مورد استفاده هستند. آنها مودم‌های صوتی / اطلاعاتی / فاکس Plug and Play هستند.

مودم‌های رادیویی [ویرایش]ماهواره های ارتباط مستقیم ، WiFi، و گوشی های همراه تماماً از مودم برای ارتباط استفاده می کنند. مودم های مخابراتی و مودم های شبکه های داده ای در زمانی که بین تقاط با فاصله های زیاد اتصال برقرار می کنند به وفور از مودم های رادیویی بهره می برند. این سیستم ها قسمت مهمی از شبکه تلفنی مشترکین عمومی (PSTN) و همچنین اتصال شبکه های رایانه ای پر سرعت را تشکیل می دهد. لازم به یادآوری است که استفاده از مودم های رادیویی زمانی که فیبر نوری به صرفه نباشد کارآیی خواهند داشت.

حتی در زمانی که کابل مورد استفاده قرار دارد، می توان با استفاده از فرکانس های رادیویی و تکنیک های ماژوله کردن مناسب، بهره وری مناسب تری از کابل ها داشت. کابل های هم محور پهنای باند زیادی دارند ولی در عین حال تضعیف زیادشان برای فرکانس پایه در فرکانس های بالا نیز جز مشخصات بد آنها است. با استفاده از مودم، مقدار بسیار بیشتری از اطلاعات را می توان با یک سیم انتقال داد. تلویزیون های کابلی دیجیتال و سرویس های اینترنتی کابلی از مودم های فرکانس رادیویی برای افزایش پهنای باند مورد نیازکاربر خانگی استفاده می کنند. با مودم استفاده از تکنیک FDMA (تقسیم فرکانس، دسترسی چندگانه) ممکن می شود و با یک سیم می توان به چند مشترک خدمات مخابراتی دیجیتال دوطرفه کامل ارائه داد.

مودم های بی‌سیم نیز در انواع مختلف، با پهنای باند و سرعت متفاوت تولید و عرضه شده اند. این مودم ها معمولاً با عنوان مودم های نامرئی ، یا هوشمند نام برده می شوند. این دستگاه ها اطلاعاتی را که به فرکانس انتقال ماژوله شده اند را به طور همزمان از طریق چند مسیر بی‌سیم می فرستند و برای این کار از چند فرکانس متفاوت استفاده می کنند.

مودم های نامرئی دقیقاً مشابه مودم های خط تلفن معمولی کار می کنند. این وسائل غالباً نیمه‌دوطرفه عمل می کنند؛ یعنی همزمان کار ارسال و دریافت را انجام نمی دهند. معمولا این مودم ها به صورت نوبتی اطلاعات را از نقاط پراکنده دور و نزدیک (که ارتباط بی‌سیم کامل و مناسبی با مودم مورد نظر ندارند) دریافت می کنند.

مودم های هوشمند دارای یک ابزار داخلی کنترل دسترسی هستند. این ابزار در در صورتی که داده ها به طور مناسب منتقل نشوند، دوباره عمل ارسال را انجام می دهد. مودم های هوشمند معمولاً به پهنای باند بیشتری نسبت به مودم های نامرئی نیاز دارند و معمولاً سرعت انتقال داده بیشتری را نیز دارند. استاندارد IEEE 802.11 طرح های ماژوله کردن برای مسافت های کوتاه را که در جهان بیشتر مورد استفاده هستند تعریف کرده است.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 141 نظرات: 0
هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابى از سرما مچاله شده بودند.
هردو لباس‌هاى کهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى‌لرزيدند.

پسرک پرسيد: «ببخشين خانم! کاغذ باطله دارين» کاغذ باطله نداشتم و وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى توانستم
به آن ها کمکي کنم. مى‌خواستم يک جورى از سر خودم بازشان کنم
که چشمم به پاهاى کوچک آن ها افتاد که توى دمپايى‌هاى کهنه کوچکشان قرمز شده بود.

گفتم: «بيايين تو يه فنجون شيرکاکائوى گرم براتون درست کنم.» آن ها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخارى نشاندم تا پاهاي شان را گرم کنند. بعد يک فنجان شيرکاکائو و کمى نان برشته و مربا به آن ها دادم و مشغول کار خودم شدم. زير چشمى ديدم که دختر کوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه کرد. بعد پرسيد: «ببخشين خانم! شما پولدارين؟ »نگاهى به روکش نخ نماى مبل هايمان انداختم و گفتم: «من اوه نه!» دختر کوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبکى گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبکى‌اش به هم مى خوره.»

آن ها درحالى که بسته‌هاى کاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند، رفتند.

فنجان هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين بار در عمرم به رنگ آن‌ها دقت کردم.
بعد سيب زمينى ها را داخل آبگوشت ريختم و هم زدم. سيب زمينى، آبگوشت، سقفى بالاى سرم، همسرم،
يک شغل خوب و دائمى، همه اين ها به هم مى آمدند.

صندلى ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن کوچک خانه مان را مرتب کردم.
لکه هاى کوچک دمپايى را از کنار بخارى، پاک نکردم. مى خواهم هميشه آن ها را همان جا نگه دارم
که هيچ وقت يادم نرود چه آدم ثروتمندى هستم.

دلم مي خواهد براي فردايي بهتر تلاش کنم.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 136 نظرات: 0
تبلت‌ها در حال تسخیر دنیا هستند؛ آن‌ها وزن کمتری دارند، باتری‌شان شارژدهی طولانی‌تری داشته، سریع‌تر کار می‌کنند
و هزینه‌ی تهیه‌ی آن‌ها در حد و اندازه‌ی لپ‌تاپ‌های معمولی است. آیا تمامی این مزایا بدان معنی است
که دنیای لپ‌تاپ‌ها در حال پایان است و در آستانه‌ی ظهور دنیای جدیدی هستیم؟
در این مقاله کوشیده‌ایم تا اوضاع و احوال این دو دنیا را از نزدیک بررسی کنیم.

لپ‌تاپ‌ها ارزان بوده، قابل حمل هستند و می‌توان از آن‌ها برای انجام اغلب امور روزمره استفاده کرد.
امروزه بیشتر کاربران به لپ‌تاپ‌ها مهاجرت کرده‌اند مگر آنکه به بازی‌های سنگین گرافیکی، یا کار با برنامه‌های عکاسی،
ویدئویی، طراحی و مشابه آن اشتغال داشته باشند.

در این چند ماه گذشته بیش از گذشته درباره‌ی تبلت‌ها خوانده و شنیده‌ایم، به گونه‌ای که بیش از پیش احساس می‌کنیم این لوحه‌های الکترونیکی در حال تسخیر بازار و قلب کاربران هستند. از سوی دیگر نه تنها اپل در این شش ماهه‌ی گذشته از سه مدل جدید تبلت آی‌پد خود پرده‌برداری کرده است؛ بلکه آمازون و بارنزاندنوبل نیز نمونه‌های تازه‌تری از کتاب‌خوان‌های کیندل (KINDLE) و نوک (NOOK) ارائه کرده‌اند.

گوگل و مایکروسافت نیز از این قافله عقب نیافنتاده‌اند و عرضه نکسوس 10 (NEXUS 10) از سویی حضور موفق گوگل در این بازار را تضمین کرده
و از سوی دیگر مایکروسافت نیز مدتی است با رونمایی از تبلت‌های سرفیس و سرفیس پرو گام‌های آغازین برای معرفی خود به عنوان تولیدکننده‌ی
هم‌زمان سخت‌افزار و نرم‌افزار تبلت‌ها را شروع کرده است.

در همین حال، شرکت‌های ثالث با ارائه محصولات جانبی متنوع نظیر انواع صفحه کلید و موشواره برای تبلت‌ها می‌کوشند
تا جای پای این نو گلان سرسبد بازار را بیش از پیش سفت کنند. برای نمونه می‌توان به صفحه کلید جدید CalmCase اشاره کرد
که برای تبلت‌های خانواده‌ی آی‌پد اپل تهیه و طراحی شده است و آن را شبیه لپ‌تاپ مک‌بوک پرو می‌کند.

تمامی این رویدادهای شتابان در یک سال گذشته باعث شده تا کاربران هوشمند و متخصصان بازار از خود یک پرسش اساسی داشته باشند،
و آن اینکه آیا همچنان خرید لپ‌تاپ منطقی است یا خیر؟

اگر به کافی‌شاپ‌های سطح شهر یا سالن انتظار فرودگاه‌ها سری بزنید خواهید دید که همچنان خیل زیادی از مردم در حال کار با لپ‌تاپ‌های خود هستند. اما این وضع تا به کی ادامه خواهد داشت؟ و با در نظر گرفتن مزیت‌های روزافزون تبلت‌ها، وزن بسیار کمشان و شارژدهی به مراتب بیشتر باتری، سرعت بالا در خاموش / روشن دستگاه و اجرای برنامه‌ها در کنار محدوده‌ی قیمتی مناسب – از 269 تا 899 دلار- آیا رقیب جدی آینده
این تبلت‌ها نیستند؟

گفتنی است می‌توان با حداقل هزینه‌ی 269 دلاری یک تبلت کیندل‌فایر اچ‌دی KINDLE FIRE HD 8.9 اینچی آمازون را خرید
یا اگر دستتان به جیب می‌رود با 899 دلار یک تبلت 10.6 اینچی سرفیس پروی مایکروسافت را تهیه فرمایید که از تازه‌ترین نسخه‌ی ویندوز 8 نیز بهره می‌برد و تجربه‌ای کاملاً نو در این زمینه به شمار می‌رود.

البته در این بین نمی‌توان از برخی مزایای لپ‌تاپ‌ها نیز چشم‌پوشی کرد؛ از آن جمله می‌توان به دارا بودن صفحه نمایش بزرگ‌تر، گنجایش داخلی (دیسک سخت) به مراتب بالاتر و صفحه کلید و موشواره (تاچ پد) داخلی یا سیستم‌عامل یکسان با رایانه‌های رومیزی اشاره کرد.

حقیقت آن است که نوع کاربری فرد از رایانه بستگی مستقیم با نوع انتخاب وی دارد. به شخصه به عنوان یک نویسنده با یک صفحه کلید ساده و رایانه‌ای نه چندان جدید هم نیازهای خود را برآورده می‌کنم، پس می‌توانم با قدری شل کردن سر کیسه و تهیه یک تبلت آی‌پد و صفحه کلید مجزایی برای آن به راحتی نیازهای خود را رفع و رجوع نمایم.

از سوی دیگر وبلاگ نویسان نیز می‌توانند از ابزارهای مبتنی بر مرورگر به خوبی بهره ببرند و افزونه‌های موجود در سافاری یا فایرفاکس را به جای برنامه‌های نصب شدنی بر روی لپ‌تاپ به کار گیرند و با یک تبلت معمولی کار خود را ادامه دهند. البته عدم وجود موشواره موجب می‌شود تا کار قدری سخت شود، به خصوص برای کار با فایل‌های گرافیکی. به همین خاطر منطقی‌ترین راه استفاده از تبلت سرفیس همراه با کاور مجهز به صفحه کلید آن است که به خوبی حس کار با لپ‌تاپ را تداعی می‌کند؛ گرچه تهیه‌ی آن در حال حاضر بیش از 1000 دلار خرج بر می‌دارد!

از سوی دیگر هر کسی که بنا به ماهیت شغلی‌اش نیازمند امور ساده‌تری چون کار با فیل‌های واژه پرداز یا صفحه گسترده است نیز می‌تواند به سادگی از یک تبلت نکسوس 10 گوگل استفاده کرده و از صفحه کلید ثالثی که با بلوتوث به آن وصل می‌شود بهره ببرند. بدین ترتیب تنها با 420 دلار نه تنها می‌توان امور کاری را سر سامان داد، بلکه به کتاب، بازی، موسیقی، فیلم و دیگر محصولات فرهنگ و سرگرمی در بستری نوین دسترسی داشت.

به هر حال انتخاب با شماست که با توجه به نیازهای شخصی و کاریتان کدامیک از این دستگاه‌ها را انتخاب می‌نمایید. دوست داریم انتخاب شما، اولویت‌ها و موارد مهمی که در سر دارید را با ما و سایر زومیتی‌ها نیز درمیان بگذارید تا با اشتراک موارد شخصی‌مان به سایرین در انتخاب کمک کنیم. به هر حال چیزی که نمی‌توان آن را انکار کرد اینکه در آینده نه چندان دور استفاده از تبلت‌ها اجتناب ناپذیر خواهد شد.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 161 نظرات: 0
آفتاب: مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره با او مصاحبه کرد
و تمیز کردن زمینش رو - به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرم‌های مربوطه رو واسه‌تون بفرستم
تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین...

مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!»
رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین. و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه.»
مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد. نمیدونست با تنها ۱۰ دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق ۱۰ کیلویی گوجه فرنگی بخره. یعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگی‌ها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، توانست سرمایه‌اش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با ۶۰ دلار به خونه برگشت. مرد فهمید میتونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت...

پنج سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکا شد. شروع کرد تا برای آینده خانواده‌اش برنامه‌ریزی کنه و تصمیم گرفت
بیمه عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبتشون به نتیجه رسید،
نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»

نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراطوری در شغل خودتون به وجود بیارین.. میتونین فکر کنین به کجاها میرسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت:

آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت...

منبع: افکار
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 124 نظرات: 0
عشق همواره با شک آلوده است دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر
.
از عشق هرچه بیشتر بنوشیم سیراب تر می شویم از دوست داشتن هرچه بیشتر ، تشنه تر
.
عشق نیرویی است در عاشق که او را به معشوق می کشاند دوست داشتن جاذبه ای در دوست که دوست را به دوست می برد
.
عشق تملک معشوق است دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست
.
.................................................
سخنان پندآموز از دکتر علی شریعتی
.
عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و می خواهد
که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد ، داشته باشند
.
عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هر دو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد
دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است ،
یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست
.
عشق طوفانی و متلاطم است دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت
.
عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد
.
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست
و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند
.
عشق یک فریب بزرگ و قوی است
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی ،
بی انتها و مطلق
.
عشق در دریا غرق شدن است دوست داشتن در دریا شنا کردن
.
عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن بینایی می دهد
.
عشق خشن است و شدید و ناپایدار دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار
.
خدایا ! به هرکه دوست میداری بیاموز که :
عشق از زندگی کردن بهتر است
و به هر که دوست تر میداری بچشان که :
دوست داشتن از عشق برتر
.
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال
.
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد
و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می کند
و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 154 نظرات: 0
دانشمندان با استفاده از پيشرفته ترين تکنولوژي ها انساني ساخته اند که اندام‌هايش را پروتزها و چيپ‌هاي پيشرفته تشکيل داده است.
ساخت اين مرد مصنوعي، نگراني‌هايي را درباره سوء استفاده از اين دستاورد علمي بشر ايجاد کرده است.

اين مرد يک ميليون دلاري "رکس" نام دارد و دو دانشمند پيشرو در علم روبوتيک، ريچارد والکر و متيو گودن، سازنده آن هستند.
اين دو نفر، آخرين دستاوردهاي ساخت پروتز را که ميلياردها دلار خرج آنها شده از بهترين آزمايشگاه‌ها و دانشگاه‌هاي سراسر دنيا گردآوري کرده اند
تا مرد مصنوعي را بسازند.

در اين راه، آنها از مشورت دکتر برتولت ماير روانشناس سويسي استفاده کرده اند که بدون دست چپ متولد شده است.
او از يک دست مصنوعي ۴۷ هزار دلاري استفاده مي کند که پيشرفته ترين نوع پروتز محسوب مي شود.
اما با پيشرفت تکنولوژي، به‌زودي اين دست مصنوعي کهنه و عقب مانده به نظر خواهد رسيد.

آقاي ماير مي گويد: "وقتي بچه بودم از دست مصنوعيم متنفر بودم. دست پلاستيکي و قلابش در بعضي موارد به درد مي خورد،
اما غيرطبيعي به نظر مي رسيد و مردم را مي ترساند. اما اين دست مثل يکي از اعضاي بدن خودم است.
اگر از آن استفاده نکنم مثل اين است که چيزي کم دارم."

دکتر ماير تجربه ساخت رکس را هيجان انگيز و ترسناک مي داند: "دانش و تکنولوژي ممکن است به جايي رسيده باشد
که بتوانيم اولين روزنه ها را براي عبور از محدوديت‌هاي تکامل ببينيم."

شعاع حرکتي دست رکس ۲۶ درجه است، يک درجه کمتر از دست انسان. اين دست مي تواند حرکت‌هاي مختلف را ياد بگيرد.
عينک رکس از اشيا عکس مي گيرد و آن را به ميکروچيپي در شبکيه چشم مي فرستد.
اين ميکروچيپ پيام‌هايي الکتريکي براي مغز رکس مي فرستد که آنها را به صورت شکل و حجم در مي آورد.

اما به غير از دست، اندام‌ها و اعضاي ديگر رکس هم مصنوعي است و هر کدام در يک جاي دنيا ساخته شده: چشم (دانشگاه کاليفرنيا)، گوش (دانشگاه مک کوآير استراليا)، قلب (شرکت سين کارديا، آريزونا)، ريه و ناي (بيمارستان رويال فري لندن)، طحال (دانشگاه ييل آمريکا)، لوزالمعده (دانشگاه دمونتفورت انگليس)، پا ( دانشگاه ام آي تي آمريکا)، کليه (دانشگاه کاليفرنيا) و خون (دانشگاه شفيلد انگليس).

به اين ترتيب دانشمندان نه تنها جايگزين کردن اندام‌ها را مقدور ديده اند، بلکه به فکر بهبود کارکردهاي اندام‌ها و اعضاي بدن انسان هستند.

اما مثل بسياري از پيشرفت‌هاي بشر در زمينه پزشکي، رکس موجب نگراني هاي اخلاقي مهمي نيز شده است.
به گفته پروفسور جورج آناس استاد اخلاق زيستي و حقوق بشر دانگاه بوستون: "ساختن گونه اي انسان جديد که ممکن است
مثل فرانکشتين به جان خود ما بيفتد و اختيارش از دست ما در برود، ممکن است مخرب و مهارناپذير شود".

از سوي ديگر، بسياري از دانشمندان معتقدند که امکان ساخت قلب، ريه، طحال، چشم و اعضاي ديگر،
مي تواند مشکل کمبود اهدا کنندگان عضو را برطرف کند و جان بسياري را نجات دهد يا کيفيت زندگي بسياري را بهبود ببخشد.

رکس که ۱۸۰ سانتي متر قد دارد، براي فيلم مستندي ساخته شده که کانال چهار تلويزيون بريتانيا آن را توليد کرده است.

براي بسياري، رکس تحقق يک سريال تلويزيوني که در دهه هفتاد ميلادي ساخته و پخش شد به نام " مرد شش ميليون دلاري" است.
در اين سريال که از تلويزيون ايران هم پخش مي شد،
فضانوردي به نام استيو آستين (که نقش او را لي ميجرز بازي مي کرد) پس از سقوط هواپيمايش تحت عمل جراحي قرار گرفت
و دست و پا و چشمش با پروتز جايگزين شد و توانايي‌هايي خارق العاده پيدا کرد.

البته رکس، اندام‌هاي مصنوعي بيشتري از مرد شش ميليون دلاري دارد و تنها يک ششم او خرج برداشته است.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 225 نظرات: 0
افسوس! یگانه سوالیکه هیچکس نمیتواند پاسخی به آن بدهد: سعادت چیست؟(برادلی)

چه سعادت بیاید و چه نیاید، آدمی باید سعی کند خـــــــود را از سعـــــــادت بـــــــی نیــازگــــرادند.(ژرژالبوت)

غنچه خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی افكار افراد متفكر خودبخود می اندیشد*** ارنست دیمنه

فكر كردن،سخت ترین كار بشر است*** انیشتین

آن هنگام كه روحم عاشق جسمم شد و جفت گیری این دو سر گرفت من بار دیگر متولد شدم ***جبران خلیل جبران

الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و حقایق را جز در اعماق فكر نمی توان كشف كرد***ویكتور هوگو

مردی كه فكر نو دارد مادام كه فكرش به ثمر نرسیده است آرام و قرار ندارد***مارك تواین

فكر نو بسیار ظریف و حساس است ،با یك ریشخند كوچك می میرد و كنایه ای كوچك آن را بسختی مجروح میکند.***هربرت اسپنسر

هرگاه بتوانیم از نیروی تخیل به همان اندازه استفاده كنیم كه از نیروی بصری استفاده می كنیم هر كاری انجام پذیر است ***كارلایل

آدم بی مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بی سرمایه است ***پاسكال

آنقدر شكست می‌خورم تا راه شكست دادن را بیاموزم.*** پطر كبیر

پیروزی آن نیست كه هرگز زمین نخوری، آنستكه بعداز هر زمین خوردنی برخیزی.***مهاتما گاندی

انسان برای پیروزی آفریده شده است، او را میتوان نابود كرد ولی نمیتوان شكست داد. ?ماهیگیر ودریا?***ارنست همینگوی

بكوش تا عظمت در نگاهت باشد نه در آنچه می نگری.***آندره ژید

انسان هیچوقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است.***لارشفوكو

اگر بت‌ها را واژگون كرده باشی كاری نكرده‌ای، وقتی واقعاْ شهامت خواهی داشت كه خوی بت‌پرستی را در درون خویش از میان برداری.***نیچه

فرق انسان و سگ در آنست كه اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.***تولستوی
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 146 نظرات: 0
سیزده بدر
سیزده بدر سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز (سیزده بدر) روز طبیعت نامگذاری شده‌است
و از تعطیلات رسمی است.برخی بر این باورند که در روز سیزده بدر باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند.
بعد از سیزده به در، جشن های نوروزی پایان می پذیرد.

سخن پیرامون جشن «سیزده بدر»، همانند دیگر جشن های ملی و باستانی ایران، نیاز به پژوهش زیاد و مقدمه چینی ای طولانی دارد، به ویژه جشنی مانند سیزده بدر با این گستره ی برگزاری و سابقه ی طولانی که این پهنه و زمان تغییراتی ژرف در آیین ها و مراسم ویژه ی این روز ایجاد کرده است.در این راستا کوشش بر این بوده است تا خردورزانه ترین و مستندترین گفتارها، نوشتارها و نگرش ها را در این زمینه جشن سیزده بدر گردآوری کنیم.

پیشگفتاری پیرامون عدد 13 و روز سیزدهم و اینکه آیا این عدد و این روز در ایران و فرهنگ ایرانی نحس است
داشته یا نه فراهم آوریم :

نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیمن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند،
و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد
و ایرانیان از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند.

همچنین در هیچ یک از متون کهن و هیچ دانشمند و نویسنده ای، از این روز (سیزده بدر)به بدی یاد نکرده اند
بلکه در بیشتر نوشتارها و کتاب ها، از سیزدهم نوروز با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده اند.


برای نمونه کتاب «آثار الباقیه» جدولی برای سعد و نحس بودن روزها دارد
که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم نوروز کلمه ی «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده است.

اما پس از نفوذ فرهنگ اروپایی در زمان حکومت صفویان رسید که در این فرهنگ نیز عدد 13 را نحس می دانستند،
و هنوز هم با پیشرفت های علمی و فن آوری پیشرفته اروپا، این خرافات عمیقا در دل بسیاری از اروپاییان وجود دارد
که در مقایسه با خرافات شرقی، شمارگان آن ها کم نیست و مثال های بسیار دیگری مانند «داشتن روزی بد با دیدن گربه ی سیاه رنگ»، «احتمال رویدادی شوم پس از رد شدن از زیر نردبام» یا «شوم بودن گذاشتن کلید خانه روی میز آشپزخانه»،«خوش شانسی آوردن نعل اسب» و بسیاری موارد خرافی دیگر که خوشبختانه تا کنون وارد فرهنگ ما نشده اند و برای ما خنده آور هستند.

اما تنها چیزی که در فرهنگ ایرانی می توانیم درباره ی عدد سیزده پیدا کنیم، «بد قلق» بودن عدد 13 به خاطر خاصیت بخش ناپذیری آن است.
(این خود نشانه ای از دانش بالای ایرانیان از ریاضی و به کارگیری آن در زندگی روزمره است.)

اما وقتی درباره ی نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت می کنیم منابع معقول و مستند با سوابق تاریخی زیادی را می یابیم.
همان طور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد سپند (مقدس) و بزرگواری است
که در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که جشن تیرگان است به نام او می باشد.

تاریخچه ی سیزده بدر
همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که :
«... جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز (سیزده بدر)را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند ...»
اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده بدر در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که جشن سیزده بدر بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی جشن سیزده بدر وجود دارد.

همانطور که پیش از این گفته آمد، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است.
همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.

شیوه های برگزاری و مراسم سیزده بدر
همانگونه که اشاره شد شیوه های برگزاری سیزده بدر و همچنین مراسم و آداب سیزده بدر بسیار متفاوت و گسترده می باشد که در اینجا به تفصیل نمی توان به آنها پرداخت، اما همانطور که می دانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز می باشد و آغاز نیمسال دوم زراعی، و مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند.

بخشی دیگر از آیین های سیزده بدر را هم باورهایی تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است.برای نمونه فال گوش ایستادن ،فال گیری (به ویژه فال کوزه)، گره زدن سبزی و گشودن آن ،بخت گشایی (که درسمرقند و بخارا رایج است)و نمونه های پرشمار دیگر ...از مراسم های روز سیزده بدر هستند.

از آئین های دیگر سیزده بدر که مانند مراسم چهارشنبه سوری و نوروز، پر شمار، زیبا و دوست داشتنی است،بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.


علف گره زدن یکی از مراسم سیزده بدر
افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی «کیومرث» دارای اهمیت زیادی است، در «اوستا» چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است.

گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِنی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های 23 تا 29 و گفته های «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه های 110 و 111 و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه» بر پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد که :

«مَشیه» و «مَشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود ! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی «موُرد»، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت روز سیزده بدر انجام می دادند، امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.این رسم (علف گره زدن در روز سیزده بدر)از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان «هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است.

در کتاب «مُجمل التواریخ» چنین آمده است :
«... اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را «گل شاه» نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گل نبود، پس پسر و دختری از او ماند
که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند
و چون مُردند، جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند.»


همانگونه که شباهتی بین چارشنبه سوری و نوروز امروزی متداول در تهران و شهرهای بزرگ، با شیوه های اصیل و کهن آن وجود ندارد،
سیزده بدر امروزی نیز تنها نامی از یک جشن کهن را برخود داشته و هیچ شباهتی به آیین کهن و یادگار نیاکان ما ندارد.
نحوه ی اجرای جشن سیزده بدر ، مانند بسیاری از دیگر آیین های ایرانی، عمیقا از شیوه ی اصیل و باستانی خود دور شده است
و به شکل فعلی آن، دارای سابقه ی تاریخی در ایران نیست.

اگر در گذشته مادران و پدران ما، سبزه های نوروزی خود را در این روز به صحرا می برده
و برای احترام به زمین و گیاه، آن را در آغوش زمین می کاشته اند، امروزه ما آن را به سوی یکدیگر پرتاب می کنیم و تکه تکه اش می کنیم.

سیزده بدرِ پیشینیان ما، روزی برای ستایش و دعا برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت
و پاکیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیست بوم مقدس آنان بوده است. در حالیکه امروزه روز ویرانی و تباهی طبیعت است!
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 130 نظرات: 0
به گزارش مهر، محققان بریتانیایی با مطرح کردن یک نظریه جدید درباره خاستگاه استون هنج اظهار داشتند که این احتمال وجود دارد

که استون هنج محل دفن خانواده های نخبه سال 3 هزار پیش از مسیح بوده باشد.

تحقیقات جدید روی بقایای سوزانده شدن انسان که از محل استون هنج یافته شده نشان می دهد

که حدود 500 سال پیش از آنکه استون هنج به شکلی که ما امروز می شناسیم ساخته شود، یک حلقه بزرگ سنگی در همین محل به عنوان یک قبرستان ایجاد شده است.

استون‌هنج بنای پیش تاریخی است که در کشور انگلستان و در شهرستان ویلتشایر که در 3.2 کیلومتری غرب آمسبوری و 13 کیومتری سالزبری قرار دارد.

این اثر باقی‌مانده از دوران عصر برنز و دوران نوسنگی است و براساس تاریخ‌گذاری رادیوکربن 2 تا 3 هزار سال قبل از میلاد قدمت دارد.

مایک پارکر پیرسون استاد دانشگاه کالج لندن که این تحقیقات را هدایت می کند، گفت: در این قبرستان، مردان، زنان، کودکان به گونه ای دفن شده اند

که احتمال اینکه آنها خانواده بوده اند را به ذهن متبادر می کند. شاید این محل جایی بوده است که یک سلسله از پادشاهان به خاک سپرده شده اند،

اما احتمال این که این محل یک اجتماع از افراد نزدیک به هم بوده، بسیار زیاد است.
...................................................................................
کشف رازهایی درباره بنای شگفت انگیز استون هنج


پارکر پیرسون اظهار داشت: باستان شناسان استخوانهای سوخته شده 63 نفر را بررسی کرده و اعتقاد دارند

که این افراد حدود سال 3 هزار پیش از میلاد به خاک سپرده شده اند. محل بسیاری از این اجساد سوزانده شده به صورت مشخص با سنگ آبی علامت گذاری شده است.

اولین محوطه دایره مانند که اندازه آن 91 متر است، محل تدفین بیش از 200 نفر بوده است.

همچنین این گروه که دربرگیرنده شخصتیهای علمی از دانشگاه های مختلف بریتانیایی بوده است، نظریه هایی درباره هدف دومین استون هنج مطرح کرده است،

همان بنایی که هنوز در حومه جنوبی انگلستان امروزی برجای خود قرار دارد.

تاکنون نظریات بسیاری درباره استون هنج مطرح شده که در آن میان می توان به این موارد اشاره کرد

که این نقطه محلی برای نیایش، رصدخانه ای برای مطالعات نجومی و یا محلی برای شفا اشاره کرد که توسط نخستین ساکنان بریتانیا ساخته شده این اطراف همراه گله های خود پرسه می زدند.

بررسی بقایای محل اسکان انسانهای عصرحجری نزدیک این بنا نشان می دهد که هزاران نفر از مردم از اسکاتلند به این نقطه سفر کرده اند

و احشام خانواده های خود را برای اعیاد و مناسبتهای بزرگ در زمان اعتدال تابستانی و زمستانی به این منطقه می آوردند.

این گروه دندانهای خوکها و دامهایی را که نزدیک ارودگاه آنها پیدا شده را بررسی کرده و اظهار داشتند که این حیوانات معمولا 9 تا 15 ماه پس از تولد ذبح می شدند.

به این معنا که گوشت آنها معمولا در جشنها در اواسط زمستان و اواسط تابستان خورده می شد.

محققان اعتقاد دارند که این افراد هر فصل برای ساخت استون هنج دیدار می کردند اما این دیدارها طولانی نبوده است

و این احتمال وجود داشته که کل دیدارها طی یک دهه یا چیزی شبیه به آن صورت گرفته است.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 145 نظرات: 0
یکی از سؤالات دائمی همه رانندگان این است که برای موتور خودروی من چه روغن موتوری خوب است؟
حتی در بین مکانیک‌ها هم اتفاق نظر در این مورد وجود ندارد و هرکس حرف خودش را می‌زند و حتی شایعات و حکایات عجیب و غریب هم از زبان این و آن شنیده می‌شود.
ما در این چند سطر تلاش می‌کنیم شما را با مبانی کلی و اصولی انتخاب روغن موتور آشنا کنیم.

پایگاه اطلاع رسانی خودروسازی- تقریباً می‌توان گفت هیچ پاسخی برای این سؤال که چه روغن موتوری بهترین است وجود ندارد؟
همان‌طور که هیچ پاسخی برای این سؤال که چه وزنی برای یک خودروی خاص مناسب است وجود ندارد. زیرا پاسخ این‌ها به منطقه ای که در آن زندگی می‌کنید بستگی دارد.

کشور ایران کشوری با چهار فصل متفاوت در یک زمان یکسان است. توضیح بیشتر اینکه مثلاً یک نفر در دمای ۴۵ درجه سلسیوس در منطقه ای از کشور در حال شنا است
درحالی‌که در سمتی دیگر عده ای در حال اسکی بر روی کوه‌های سبلان هستند. جالب اینکه همه این‌ها در دو استان همجوار قابل رویت است.
بنابراین نمی‌توان یک وزن خاص برای روغن موتور را برای هردو این شرایط پیشنهاد داد. وزن روغن موتور به ماکزیمم و مینیمم دمای منطقه بستگی دارد
و تنها خود شما هستید که بیشینه و کمینه دمای محیطتان را بهتر از هرکسی می‌دانید.

فرض کنید بیشینه و کمینه دما در تهران، صفر درجه سانتی‌گراد در زمستان (مینیمم) و ۳۰ درجه سانتی‌گراد در تابستان (ماکزیمم) است.
بر طبق این گزینه‌ها، گزینه نرمال منطبق با این شرایط است، روی نمودار نگاه می‌کنیم تا روغن موتور مناسب را انتخاب کنیم.
به نظر می‌رسد ۱۵W40 در دسته روغن موتورهای نرمال می‌تواند بهترین انتخاب باشد. مشکل اینجاست که اطلاعات دمایی که برای تهران ذکر کردیم
مربوط به میانگین چند سال گذشته است، حال اگر کمینه دمای امسال پایین‌تر از این مقدار میانگین باشد چه؟

منظور من این است که چسبندگی (Viscosity) که شما انتخاب می‌کنید باید یک مقدار جای انتخاب بیشتر و محدوده وسیع‌تری را پوشش دهد
تا هر دمای محتملی را شامل شود. حتی اگر کمینه دما منهای هشت درجه سانتی‌گراد باشد، به نظر می‌رسد ۱۵W40 این دما را هم پوشش می‌دهد،
یعنی اینکه میزان چسبندگی ۱۵W40 در تهران مقدار قابل اطمینانی است. بار دیگر به نمودارها نگاه کنید:

• کمینه دمایی که ۱۵W40 پوشش می‌دهد برابر با منهای پانزده درجه سلسیوس است.

• بیشینه دمایی که ۱۵W40 پوشش می‌دهد برابر با ۴۰ درجه سلسیوس است.

استفاده از روغن با چسبندگی ۱۵W40 به چه معناست؟

اگر بیشینه دما در منطقه شما در تابستان ۳۰ درجه و کمینه دما در زمستان منهای هشت درجه باشد، بدان معناست که حاشیه دمایی برابر با ۱۰ درجه سانتی‌گراد برای تابستان و ۷ درجه سانتی‌گراد برای زمستان دارد، بنابراین می‌توانید از ۱۵W40 در محل زندگی‌تان استفاده کنید.
در مورد ۱۰W40 هم آیا این موضوع صادق است؟

شاید بعضی از مواقع پیدا کردن ۱۵W40 کار سختی باشد، بنابراین به جای آن می‌توانید ۱۰W40بخرید، این بدان معناست که حفاظتی تا منهای بیست درجه سانتی‌گراد در زمستان برای شما تضمین شده است.آیا استفاده از ۰W40 بهترین انتخاب است؟

بر اساس چه منبعی این موضوع را مطرح می‌کنید!؟ آیا فکر می‌کنید استفاده از ۰W40 برای ناحیه شما ضروری است یا فقط این پیشنهاد یکی از دوستانتان است؟ ۰W40 یک راه حل همه جانبه (مانند دستگاه‌های چندکاره) است، اما گزینه ای معمولی نیست. ۰W40 به معنی حفاظت تا دمای منهای سی و پنج درجه در زمستان و تا ۴۰ درجه در تابستان است. من که در ذهن چنین شهری را سراغ ندارم.

آیا در اروپای مرکزی زندگی می‌کنید؟

اگر از ساکنین اروپا هستید، در بیشتر مناطق ۱۰W30 (با پوشش دمایی از منهای بیست تا ۳۰ درجه سانتی‌گراد) مناسب است زیرا در اکثر کشورها بیشینه دما در تابستان بیشتر از ۲۰ تا ۲۲ درجه سانتی‌گراد نیست.

ترکیب ۱۰W30 و ۱۵W40

اگر از بیشینه دما در تابستان مطمئن نیستید یا فکر می‌کنید، حاشیه دمایی روغن مورد نظرتان برای تابستان پایین است می‌توانید از دو قدرت چسبندگی متفاوت برای زمستان و تابستان استفاده کنید، مثلاً اگر:

• کمینه دما برای ناحیه شما در زمستان منهای ده تا منهای پانزده درجه سلسیوس است.

• بیشینه دما برای ناحیه شما ۲۶ تا ۲۸ درجه سلسیوس است.

روغن ۱۰W30 برای استفاده در زمستان مناسب است زیرا حافظتی تا دمای منهای بیست درجه سلسیوس برای شما به ارمغان می‌آورد اما ممکن است حفاظت تا دمای ۳۰ درجه سانتی‌گراد برای شما کافی نباشد، یا حاشیه امنیت بیشتری برای تابستان بخواهید. بنابراین باید از روغنی با وزن ۴۰ استفاده کنید، نه ۳۰. تفاوت ۱۰W30 و ۱۰W40این است که هردو حفاظتی یکسان در زمستان را برای شما فراهم می‌کنند (تا منهای بیست درجه سلسیوس) اما حفاظتی که دومی‌برای شما در تابستان به ارمغان می‌آورد بیشتر است (تا ۴۰ درجه سلسیوس). اما به خاطر داشته باشید که اگر در تابستان از این روغن‌ها استفاده می‌کنید فعلاً به روغنی که تا منهای بیست درجه سانتی‌گراد را پوشش دهد نیاز ندارید بنابراین انتخاب بهتر ۱۵W40 خواهد بود.

جمع بندی

در حقیقت هیچ جمع بندی و نتیجه گیری‌ای نداریم، زیرا انتخاب روغن موتور صحیح به شرایط آب و هوایی منطقه شما بستگی دارد، تنها نتیجه ای که می‌توان گرفت این است
که «تنها خودتان هستید که می‌توانید برای انتخاب بهترین روغن موتور تصمیم بگیرید». بعد از انتخاب بهترین مدل، می‌توانید نزدیک‌ترین گزینه به این شرایط را امتحان کنید.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 187 نظرات: 0








2018

KHORSHID E SHAB

File engine/modules/dlefa_stats/index.php not found.