روز و تاريخ و روايت ها

سال‌های پیش تیم برنزلی، پژوهشگر علوم رایانه و کارمند مؤسسه سرن ایده‌ای برای شرکت خود ارائه دادکه بیشتر پیشرفت‌های کنونی دنیای کامپیوتر را مدیون همین ایده هستیم.

وی در ماه مارچ سال ۱۹۸۹ میلادی، برای حل مشکل سیستم ارتباطی شرکت سرن و ایجاد راهی برای آسان کردن ارتباط کارمندان از طریق لینک‌ها، برای اولین ایده‌ی وب امروزی را مطرح کرد؛ اما به‌زودی متوجه شد که این ایده قابلیت جهانی شدن را دارد.

در سال ۱۹۹۰ برنزلی به همراه رابرت کایلیائو، این ایده را به‌عنوان پیوند و دسترسی به اطلاعات مختلف، به‌صورت تارنمایی از گره‌هایی که کاربران به دلخواه در میان آن‌ها حرکت می‌کنند، ارائه دادند. برنزلی در ماه دسامبر همان سال، اولین وب‌گاه را به وجود آوردند و در ۷ آگوست سال ۱۹۹۱ میلادی آن را به‌عنوان یک پروژه بر روی گروه خبری alt.hypertext منتشر کرد.

این تصویری از تیم برنزلی، مخترع شبکه جهانی وب، در سال ۱۹۹۴ است که در کامپیوتر مقابل او، نسخه اولیه وب را مشاهده می‌کنید.

پروفسور دولف دیتر هیور، مدیر کل شرکت سرن در سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ چنین می‌گوید: اگر اصل علمی وجود نداشته باشد پس معیاری هم برای سنجش علم نیست. پس ما باید تعادل رو به هم بزنیم.۲۳ سال پیش دنیای وب در اینجا متولد شد و جهان رو به‌طور چشمگیری تغییر داد.

استفاده از وب و انجام بسیاری از فعالیت‌های روزمره به صورت آنلاین، باعث راحت‌تر شدن زندگی عمومی مردم شده است. به علاوه وب باعث شده است تا علم محدود به مرز خاصی نباشد و به راحتی در اختیار همگان قرار گیرد. به دلیل تمام مزایایی که وب برای زندگی ما به ارمغان آورده است، هر سال اولین روز ماه آگوست به عنوان روز جهانی وب، در کل دنیا جشن گرفته می‌شود.

 

فطریه بر چه کسانی واجب نیست؟

بر کسی که خودش فقیر نباشد، واجب است برای خود و تمام کسانی که تحت تکفل او هستند، زکات فطره بپردازد.

فطریه بر چه کسانی واجب نیست؟

زکات فطره و یا فطریه یکی از فروع دین اسلام است. بر کسی که خودش فقیر نباشد، واجب است برای خود و تمام کسانی که تحت تکفل او هستند، زکات فطره بپردازد.

برخی مراجع تقلید افراد تحت تکفل را شامل کسانی که شب عید فطر میهمان شخص هستند، نیز دانسته اند. اگر کسی که فطره بر او واجب است آن را پرداخت نکند، بر خود انسان واجب نمی شود. کارمندان و سربازان تحت تکفل دولت محسوب نمی شوند. پس از پایان یافتن ماه مبارک رمضان؛ یعنى در شب عید فطر، افرادى که داراى شرایط باشند، باید زکاتى بپردازند که مقدار و موارد مصرف آن خواهد آمد. این زکات به نام زکات فطره خوانده مى شود.

 

افرادى که زکات فطره بر آنها واجب است

۱- بالغ باشد.

۲- عاقل باشد.

۳- بنده کسى نباشد.

۴- فقیر نباشد. (توضیح المسائل، امام خمینی، مسئله ۱۹۹۱)

ادامه مطلب

از پیچ خیابان حافظ که به سمت جمهوری می‌پیچید، تنها برجی که تا انتهای خیابان توی چشم می‌زند همین است،‌برج پانزده طبقه بتونی،‌ یادگار دوران نیمه‌تمام نوسازی دهه چهل ایران.

ساختمان پلاسکو،‌ در ضلع شرقی چهارراهی است که به آن استانبول می‌گویند؛ منطقه‌ای که در دهه‌های چهل و پنجاه قلب تجارت و دیپلماسی و البته خوش‌گذرانی و تفریح در تهران بوده است. برج پانزده طبقه‌ای که اولین ساختمان با اسکلت فلزی در تهران بود و دومین ساختمان بلندی که در آن آسانسور وجود داشت،‌ با سرمایه حبیب‌الله القانیان ساخته شد.

وجه تسمیه ساختمان پلاسکو این است که آقای القانیان اصلا مالک کارخانه پلاسکو بود که از جمله مصنوعاتش ظرف‌های ملامین و پلاستیک بوده است. تکمیل ساختمان از سال ۳۹ تا ۴۱ طول کشید و وقتی که سر برآورد،‌ در تمام تهرانی که آن روزها حدود دو میلیون نفر جمعیت داشت دیده می‌شد.

بازار شیک و مدرنی که ۲۹ هزار متر مربع زیربنا داشت،‌ با یک طبقه زیر زمین که حوض و صندلی‌هایی برای نشستن و وقت‌گذرانی در آنها قرار گرفته بود، ‌جای مناسبی برای خرید کردن بود و با بقیه مغازه‌ها و بازارهای سنتی فرق داشت؛ یکی از اولین تجربه‌های ایرانی‌ها از «مرکز خرید» مدرن.

آقای البرزپور از مغازه‌دارهای قدیمی این بازار است. او می‌گوید از همان سال ۴۱ کارش را اول در طبقه دوم شروع کرده است؛ زمانی که تنها بیست و چند سال داشت: «وقتی این بازار راه افتاد،‌ سال‌های اول فقط سرقفلی طبقه منهای یک و همکف فروخته شده بود. شاید ۶۰ درصد کسانی که به این ساختمان آمدند قدیمی‌ها و استخوان‌دارهای بازاری بودند، اما آن ۴۰ درصد دیگر، جوان بودند و کاسبی‌شان را اینجا راه انداختند.»

این فروشنده قدیمی ادامه می‌دهد: «اوایل ساختمان این‌طور نبود، در طبقه اول،‌ همین مغازه‌ای که ما الان در آن هستیم و از باقی واحدهای تجاری اینجا بزرگ‌تر است،‌ به همراه بیشتر واحدهای تجاری طبقه اول متعلق به سینمادارها بود و کسانی که فیلم پخش می‌کردند. دفتر تهیه‌کننده فیلم گنج قارون همین واحدی بود که الان دست من است. بعد، کم‌کم تمام مجتمع را تولیدکننده‌ها و فروشنده‌های پوشاک گرفتند.»

پیدا کردن کسی که آن زمان‌ها در اینجا کار کرده باشد،‌ آن‌قدرها راحت نیست. الان بیشتر مغازه‌ها مرکز پخش هستند و کمتر تولیدی لباسی از سال‌های دور در برج باقی مانده است،‌ اما اطراف خیابان منوچهری،‌ کمی بالاتر از برج پلاسکو،‌ در یکی از سمساری‌های پرت افتاده یکی از کارگرهایی را که در دهه پنجاه در یک تولیدی برج پلاسکو کار می‌کرد، پیدا کردم که از خاطره آن روزها هنوز به خوبی یاد می‌کند: «من کارگر یکی از این تولیدی‌ها بودم،‌ با ماشین‌های برش ژاپنی پارچه‌ها را می‌بریدند،‌ و کارگرها دوزندگی می‌کردند. آن موقع مزد کارگر ساده روزی ۱۲ تومان بود ولی به من هفته‌ای ۱۵۰ تومان پول می‌دانند؛ آن هم وقتی که بلیت امجدیه ۲ تومان بود و با ۳ تومان می‌شد یک غذای خوب در یکی از رستوران‌های خوب این اطراف خورد، یا حتی در رستوران خود برج.»

طبقه آخر برج پلاسکو،‌ تا همین چند سال پیش،‌ یک رستوران سلف‌سرویس بوده است؛ جایی که از آن یک راه‌پله به پشت‌بام می‌رفت. می‌گویند در همین برج چند نفری از این راه خودکشی کرده‌اند.

آقای البرزپور هنوز این خاطره‌ها را به یاد دارد: «در آن سال‌های خیلی دور،‌ سه – چهار نفر در این برج خودکشی کردند. یک نفر خودش را از پنجره یکی از طبقه‌ها به پارکینگ پشتی انداخت،‌ دو نفر خودشان را از همین کریدورها به طبقه منهای یک پرت کردند و کنار حوض مُردند،‌ یک نفر هم از راه‌پله کنار رستوران خودش را به پشت‌بام رساند و به پیاده‌رو پرید.»

امروز بعد از پنجاه و چند سال، اثری از خانواده القانیان در اداره برج پلاسکو نیست. کاسب‌های قدیمی پلاسکو می‌گویند آقای القانیان کمی قبل از انقلاب،‌ برج را به کسی دیگری به نام آقای پرویزیان واگذار کرده بود. اندکی بعد از انقلاب اما ملک به نفع بنیاد مستضعفان مصادره شد،‌ حالا هم مالکیت تک‌تک واحدها به صورت خصوصی متعلق به سرقفلی‌داران و کاسب‌هاست و اجاره واحدهای تجاری به مالک برج پرداخت می‌شود؛ اجتماع بوتیک‌های گران‌قیمت لباس‌های مردانه، عمده‌فروشان و تولیدکننده‌های پیراهن و شلوار مردانه و البته نام‌های بزرگ تجاری.

طبقه منهای یک هنوز هم همان حوض‌های بزرگ آبی را دارد، کف آن هم پر از ته سیگار و ته چک و کاغذ یادداشت است،‌ با فواره‌هایی که ارتفاعشان تا طبقه سوم ساختمان می‌رسد. بازار پلاسکو، نه شلوغی خیابان‌هایی که تبدیل به پاساژ شده‌اند را دارد و نه صدای همهمه و هوای گرفته. به لطف سقف بسیار بلند مجتمع و طراحی دایره‌وارش گردش و دیدن ویترین بوتیک‌ها بسیار آسان است. در راهروها هم صندلی‌هایی برای نشستن وجود دارد که فضای تجاری را انسانی می‌کند.

طبقه‌های پایین بیشتر خرده‌فروش هستند. تعداد آدم‌هایی که هم در راهروها دیده می‌شوند، بیشتر است. مردان جوان،‌ زوج‌ها و خانواده‌هایی که برای خرید آمده‌اند. قیمت سرقفلی این مغازه‌ها تا ۴٫۵ میلیارد تومان می‌رسد. دو طبقه بالا اما ویترین‌ها کم‌اهمیت‌تر می‌شوند و سرقفلی یک مغازه ۳۰ متری تا ۳ میلیارد تومان بالا می‌رود. روی شیشه اغلب مغازه‌ها نوشته‌اند «تک‌فروشی نداریم». در راهروها هم کارتن‌های بزرگ جلوی دید را گرفته‌اند. می‌گویند بسته‌هایی است که برای فرستادن اجناس به شهرهای دیگر از آن استفاده می‌شود.

با اینکه برج پلاسکو ساختمانی است که استانداردهای بازار سنتی در ایران دهه ۴۰ را تغییر داد،‌ اما بازارهای کاربردی ایرانی را نیز در خودش قبول کرد. می‌گویند بخش عمده حمل و نقل بار حتی در پنج طبقه اول که بیشتر خریداران عادی در آن‌ها رفت و آمد می‌کنند با چرخ انجام می‌شود. یادگاری‌های بازار تهران را می‌شود در همه طبقه‌های پلاسکو دید.

۵۹۰ واحد تجاری برج را بیشتر فروشنده‌های جوان می‌گردانند. شغلشان یا بوتیک‌داری است یا فروشنده تولیدی هستند. اغلب آنها از تاریخ این ساختمان بیشتر از اینکه «مالک اینجا یک یهودی سرمایه‌داری بود که اعدامش کرده‌اند»، چیزی نمی‌دانند.

از طبقه پنجم به بعد، دنیای دیگری در پلاسکو شروع می‌شود. این بخش ساختمان، کوچک‌تر است و خبری از راهروهای به هم پیوسته نیست. برای رسیدن به این بخش ساختمان، هرچند راه‌پله هم هست اما باید از آسانسور استفاده کرد. اینجا یکی دیگر از بازمانده‌های تاریخی ساختمان را می‌شود دید؛ کارمندهای آسانسور با شیفت‌هایی که هر شش ساعت تغییر می‌کند،‌ نشسته یا ایستاده، از آدم‌ها می‌پرسند که در کدام طبقه کار دارند و دکمه‌ها را برای آنها فشار می‌دهند. یکی‌شان می‌گوید: «اگر من اینجا نباشم ظرف دو روز آسانسور را خراب می‌کنند. روزی ۱۰ هزار نفر با این آسانسورها بالا و پایین می‌روند‌،‌ نمی‌شود کسی مراقبشان نباشد». روی آسانسورها هم با تاکید نوشته‌اند «برای حمل بار استفاده نشود».

مردهایی که با آسانسور در طبقه‌هایی بالایی برج رفت و آمد می‌کنند، خیلی‌هایشان یکدیگر را می‌شناسند؛ یا فروشنده هستند یا کاسب‌هایی که از این ساختمان جنس مغازه‌شان را تهیه می‌کنند. برای بیشتر آنها دیدن یک خانم در اینجا عجیب است. می‌گویند «محیط، مردانه است».

در طبقه‌های بالایی،‌ خبری از اسم‌های عجیب و دکورهای خوش آب و رنگ روی ویترین مغازه‌ها نیست. در هر طبقه کاغذ راهنمایی نصب شده است که مشتری‌ها را به سمت تولیدی‌هایی که سراغشان آمده‌اند راهنمایی می‌کند. راهروها هم پر است از کیسه‌های پلاستیکی بزرگ با آدرس شهرهای دور و نزدیک و جعبه‌هایی که قرار است برای کاسب‌ها ارسال شود و تولیدکننده‌هایی که می‌گویند «از آدرس روی کارتون‌ها عکس نگیرید».

با اینکه در راهروهای برج پلاسکو خبری از علامت‌های «سیگار نکشید» نیست،‌ اکثر فروشنده‌ها برای اینکه مغازه‌هایشان بوی سیگار ندهد،‌ یا کنار پنجره‌های کوچک دو طرف راهروها تجمع می‌کنند یا هم‌نفس مغازه‌دارهایی می‌شوند که در واحدشان پنجره‌ای رو به هوای آزاد دارند.

هر طبقه بسته به تعداد واحدهای تجاری‌اش،‌ یک یا دو نماینده در مجمع ساختمان دارد. در نهایت، با انتخابات، مدیر ساختمان را تعیین می‌کنند و میران شارژ و هزینه‌های جاری ساختمان را برنامه‌ریزی می‌کنند.

در راه‌پله‌هایی که به سبک چند ده سال پیش هنوز موزاییکی است با لبه‌های فلز کوبی شده، کنار سطل آشغال‌های بزرگ در پاگردها،‌ آگهی تهیه لوازم خیاطی،‌ دکمه و مادگی و چیزهای دیگر را می‌شود دید؛ در کنارش، آگهی‌های فروش سرقفلی و مالکیت واحدهاست.

سر و صدای این واحدها بیشتر دور همی مردانه کاسب‌های بدون مشتری است که بازی می‌کنند یا در حال تبادل خبرهای روز با یکدیگر هستند. حرف‌هایشان با تلفن اغلب درباره چک و رسیدن موعدها و گلایه از بدقولی است. مثل همه بازارهای دیگر، می‌شود صدای بعضی‌ها که استرس بیشتری دارند و نگران رسیدن تاریخ‌ها و نرسیدن پول‌ها هستند را تشخیص داد. بعضی مغازه‌دارها هم در قسمت خلوت‌تر برج، صدای موسیقی پاپ را بلند می‌کنند و دو سه تایی چای می‌خورند و از کسادی بازار گله می‌کنند.

از نمای سپید و قرمز سال‌های دور برج پلاسکو و مجسمه عظیم «کانادا درای» نارنجی که برای تبلیغ روی برج پلاسکو نصب کرده بودند، حالا فقط قطعات فلزی منظمی باقی مانده است که از یک طرف نمای برج بیرون زده است؛ با این حال، ساختمان پلاسکو هنوز تا فاصله‌ قابل توجهی از هر طرف، کاملاً دیده می‌شود.

این ساختمان ، ۳۰ دی ماه ۱۳۹۵  طعمه حریقی گسترده شد.
منبع: akharinkhabar

سال خروس

ویتنامی ها ترجیح می دهند این نماد را « جوجه » بنامند که البته متولدان این سال هرگز آن را نمی پسندند، بنابراین ما نیز مانند ژاپنی ها از واژه « خروس » استفاده می کنیم، خروس موجودی خیال باف است و خود را تافته جدا بافته می داند و دوست دارد همه از او تعریف و تمجید کنند.

خروس به راحتی افکار و عقاید خود را بیان می کند و برای دفاع از گفته های خود تا مرز پرخاشگری و ستیزه جویی می تازد.

این طرز فکر و رفتار ناخوشایند خروس اطرافیانش را آزرده می سازد، ولی آنان با وقار تمام از این بی ادبی خروس چشم پوشی می کنند و آن را ناشی از صراحت در بیان و عادات عجیب او می دانند که البته سخت در اشتباهند، بی شک خروس صریح و صادق است و هر چه به فکرش برسد، به زبان می آورد، بی آن که نکته ای را از قلم بیندازد. اما باید گفت این صراحت خروس که صفت ذاتی اوست چندان پسندیده نیست و نوعی خودخواهی به حساب می آید، چرا که او اهمیتی برای احساسات دیگران قائل نیست و هرگز درک نمی کند که چرا باید برای دیگران ارزش قائل شود.

خروس برای حفظ موقعیت خود، ناگزیر به نیرنگ دست می یازد. البته این نیز تصوری واهی و باطل است. مطمئناً او دوست دارد جلب نظر کند لذا بدش نمی آید کمی به خودش برسد، اما در واقع او بسیار محافظه کار و سنت گراست و این حالت خود را به صحنه سیاست نیز تعمیم می دهد.

خروس معتقد است که همیشه حق با اوست و می داند چه کاری انجام می دهد. او به هیچکس اعتماد ندارد و خود محور است و از طرف دیگر در نصیحت کردن دیگران پافشاری می کند و سنگ تمام می گذارد.

خروس در ظاهر شجاع، ماجراجو، و بی پرواست اما عقل تان به چشم تان نباشد! در حقیقت او پر از ایده های به ظاهر بزرگ و نامعقول است که امیدی به تحقق آنها نیست.

خروس عاشق خواب و خیال، مکاشفه، اوهام غیر ممکن و قهرمان پردازی است، اما به واقع طبل تو خالی است که تمام رؤیاها، مکاشفات و تصورات او از فضای آرام خانه اش بیرون نمی رود. او ماجراجویی نازک نارنجی و فیلسوفی است که حتی نمی تواند چهار تا کلام حرف حسابی تحویل آدم دهد. البته او ترسو یا خجالتی نیست و در صورتی که شرایط ایجاب کند می تواند به موجودی جسور و شجاع تبدیل شود. خروس همیشه رؤیای قهرمان شدن را در سر می پروراند به این خاطر ممکن است با نشان دادن واکنشی جسورانه، خود را به خطر انداخته و با آغوش باز مرگ را بپذیرد. همین دلیل باعث می شود که خروس سرباز خوبی باشد.

اطرافیان خروس از صحبت کردن او لذت می برند، اما اگر حواسش را جمع نکند، ناخواسته آنان را از خود آزرده می کند و به عنوان لاف زنی که بیشتر قول می دهد و کمتر عمل می کند شناخته خواهد شد. درخشش او در جمع تا در ارتباط با دوستان نزدیک خود بیشتر است.

از آن جا که خروس موجودی خیال باف است، گاه به تنبلی کشیده می شود. او معمولا در شروع کار از تمام نیرویش استفاده می کند و به عنوان یک موجود سخت کوش مشهور است. خروس معمولا کارهایی را که از توانش خارج است عهده دار می شود و اگر با تمام کوششی که می کند، نتواند آن کار را انجام دهد، هیچ کس بیش از خود او ناامید نخواهد شد.

خروس باید مدام در تقلا باشد زیرا بخت آسان به دست آوردن پول را ندارد و باید برای تامین زندگیش کوشش کند. اگر دست از خیال بافی بردارد و بخت نیز با او یار باشد، ثروتمند خواهد شد. ممکن است خورس پول را از راه هایی دور از ذهن و نادر مانند قرعه کشی به دست آورد. مردم ویتنام بر این باورند که خروس به کمک نوک و پنجه های قوی خود حتی در بیابان هم می تواند غذایش را پیدا کند! این تعبیر با تقلای مداوم و خستگی ناپذیر خروس فرسنگ ها فاصله دارد. اما اگر او خیال بافی را کنار نگذارد و وقتش را هدر دهد، به خانه بدوشی ویلان و سرگردان یا فیلسوفی بی خانمان – که روی نیمکت خیابان ها می خوابد و زباله ها را زیرورو می کند – تبدیل خواهد شد.

بی شک خروس برای حرفه کشاورزی و همچنین مشاغلی که در تماس دائم با مردم است، ساخته شده، چرا که او عاشق مطرح شده و جلب توجه دیگران است.

از آن جا که خروس ذاتاً اسراف کار است، هر چه به دست بیاورد، خرج می کند. همچنین ممکن است اقدام به ریسک های بزرگ تجاری کند که او را تا مرز ورشکستگی پیش برد و زندگی اش را فنا کند. این حادثه ناگوار بر آمده از خیال بافی های اوست.

او از باز کردن حساب پس انداز بیزار است، زیرا با صرفه جویی میانه ای ندارد. خروس در روابط عاشقانه برای جلب توجه فرد مورد علاقه اش، ممکن است خود آزاری کند. خروس صادقانه احساساتش را ابراز می کند، ولی غالباً فرد مورد علاقه خود را ناامید می کند، چرا که مایل است او را نیز در دنیای تخیلاتش شریک کند و این بر خلاف واقعیت است.

مرد متولد سال خروس، حضور در جمع زن ها را دوست دارد، زیرا می تواند خود نمایی کند، بدرخشد، پز بدهد و تظاهر به هوشمندی کند! او به ندرت با مردان رفت و آمد دارد، چون مردها کاملا حوصله اش را سر می برند.

زن متولد سال خروس نیز بودن در جمع زن ها را دوست دارد، البته این به معنی خسته کننده بودن مردان برای او نمی باشد! او مشاغلی را انتخاب می کند که در ارتباط مستقیم با زنان باشد.

سه دوره زندگی خروس از لحاظ کار و مسائل عشقی، پرفراز و نشیب است. او از ورشکستگی و فقر به ثروت می رسد و از اوج احساسات عاشقانه به حضیض درگیری های عاطفی می افتد، ولی در هر صورت، دوران پیری او شاد و آرام می گذرد.

شرقی ها اعتقاد دارند که حضور دو خروس در یک خانه، زندگی را برای دیگران سخت خواهد کرد. به خانم های متولد این سال توصیه می شود مصرف قرص های ضد بارداری را در سال خروس فراموش نکنند!

 

بر اساس سنتی دیرینه، مسیحیان ابتدای سال را اول ژانویه می‌دانند. همانگونه که ما ایرانیان ابتدای سال خود را روز اول فروردین می‌دانیم و اعراب ابتدای سال خود را ماه محرم می‌دانند. اما تاریخ دقیق سال نو ۲۰۱۷ چه زمانی است؟ آسمونی در این مقاله مطالب جالبی در مورد کریسمس ۲۰۱۷ برای شما عزیزان تهیه کرده است که در ادامه می خوانید.

مبدأ تاریخ نزد مسیحیان تولد حضرت عیسی مسیح (ع) است که اتفاقأ در روز ۲۵ ماه دسامبر واقع شده یعنی یک هفته مانده به تحویل سال نو میلادی (همانگونه که مبدا تاریخ شمسی ما ایرانیان و سال‌های قمری: ۱۲ربیع الأول مصادف با هجرت پیامبر از مکه به مدینه است اما ابتدای سال، فروردین ماه در سال شمسی و محرم در ماه‌های قمری است).
اما تاریخ شروع سال ۲۰۱۷ کی و چه روزی است ؟
روز اول ژانویه یا شروع سال ۲۰۱۷ برابر با روز یکشنبه ۱۲ دی ماه ۱۳۹۵ و مصادف با ۲ ربیع الثانی ۱۴۳۸

در کشورهایی که از تقویم میلادی استفاده میکنند، سال نو معمولأ در اول ژانویه برگزار میگردد. در حال حاضر، جشن گرفتن سال نو یکی از بزرگترین رویدادهای جهانی میباشد. در شب ۳۱ دسامبر هر سال، آخرین روز یک سال میلادی و روز قبل از روز سال نو در بسیاری از کشورهای جهان، عمومأ قاره‌های اروپا، آمریکا، استرالیا و بخش‌هایی از آسیا و آفریقا مراسم سال نو برگزار میشود. در فرهنگ جدید غرب این روز با گردهمایی‌هایی در مجالس و مهمانی‌ها برگزار میشود که انتقال سال را ساعت ۱۲:۰۰ شب جشن می‌گیرند.

بسیاری از فرهنگ‌ها در این شب از آتش‌بازی و دیگر روش‌های پرصدا برای جشن گرفتن استفاده می‌کنند. شب سال نو به صورت جهانی مطابق با تولد مسیح یا عرف‌نامه پس از میلاد در کشورهای مسیحی و حتی غیر مسیحی در ۳۱ دسامبر برپا میشود. شب سال نو همچنین به عنوان هفتمین روز کریسمس در مسیحیت غربی شناخته میشود.

چرا سال میلادی از اول ژانویه آغاز می‌شود؟

دلیل خاصی برای آغاز شدن سال میلادی از اول ژانویه ذکر نشده است زیرا اقوام مختلف هر کدام روزی را مبدأ سال خود قرارداده اند. مثلاً سال نو مقدونی ها در زمان اسکندر از پاییز شروع می شد و یونانی ها وسط تابستان را مبدأ سال خود قرار می دادند و ایرانی ها هنوز که هنوز است روز اول بهار را نوروز می دانند.

مسیحی هایی که اول ژانویه را مبدأ سال میلادی قرار می دهند مدیون رومی ها هستند، در عصر امپراتوری روم روال کار براین بود که کلیه مقامات مملکتی روز ۱۵ مارس (۲۶ اسفند) را روز آغاز خدمت قرار می دادند حتی قیصرها و کنسول های رومی نیز در این روز وارد عرصه کار می شدند. لیکن چون کنسول (فول دیویس نوبیلیور) به دلایلی چند موفق نشد در روز ۱۵ مارس زمام امور را به دست بگیرد و این مهم پس از مدتی تعویق در روز اول ژانویه میسر شد، آن روز را آغاز کار اعلام کردند. ژولیوس سزار هم به یک ژانویه وفادار ماند.

در سال ۴۶ قبل از میلاد، تقویم ژولیانی به دستور ژولیوس سزار تنظیم شد در این تقویم نه فقط اول ژانویه اول سال شناخته شد بلکه خود سال نیز به ۳۶۵‎/۲۵ روز تقسیم شد، زیرا همین مدت لازم بود تا زمین یک بار به دور خورشید گردش کند. به پاس این خدمت تقویم مذکور را ژولیانی گفتند و به پاس بزرگداشت ژولیوس سزار نام او را روی ماه ژوئیه (ژولیوس) نهادند.

 

کریسمس :

۲۵ دسامبر روزی است که مسیح به دنیا آمد واین روز به وسیله  مسیحیان جشن گرفته می شود.

 پس شب کریسمس مطابق با ۲۴ دسامبر است .

 

دوره کریسمس :  زمانی است که با تولد مسیح اغاز می شود.

 

 کیک کریسمس :کیک میوه ای که مرسوم است در کریسمس در بریتانیا می خورند.

همچنین در کریسمس پودیندگی هم به نام پودینگ کریسمس تخیه می شود.

 

جوراب کریسمس :جوراب بلندی است که کودکان هنگامی که شب کریسمس به رخت خواب می روند

 آن را در اتاق می گذارند تاباهدیه هاپر شود.

 

درخت کریسمس :  یکدرخت طبیعی یا مصنوعی است که با روبان ها و چراغهای رنگی تزئین می شود

و در کریسمس در خانه یا بیرون از خانه قرار داده می شود .

 

نوئل : اصطلاحی برای کریسمس است که به ویژه در سرودها و کارت ها مورد استفاده قرارمی گیرد.

 

بابانوئل: محافظ شاد وشوخ بچه ها است.

 

کارت کریسمس : برای تبریک عید ارسال میشود .

 

چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

شب یلدا
دیر زمانی است که مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند که در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند که همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق کامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یکم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد.

 

ادامه مطلب

خنده ام می گیرد از تقلایت، ای دنیا، که چگونه در پی آنی که زمینم بزنی.

ای دنیای پر از سراب این را بدان:

اگر تمام غم هایت را بر دلم فرو ریزی، هرگز در مقابلت کمر خم نخواهم کرد.

اگر تمام دردها و رنج هایت را بر سرم آوری، هرگز در مقابلت زانو نمی زنم.

اگر تمام سختی ها را زمینه راهم کنی، هرگز زندگی را در مقابلت نمی بازم.

اصلا هر چه خواهی کن، هر چه خواهی باش…

ولی همیشه این را بدان: \”من، خدا را دارم…\”

منبع: زنان موفق

 

در قرآن، سورۀ احزاب، آمده است که: «خداوند و فرشتگانش بر نبی و سفیر الهی درود و تحیت و سلام و صلوات

می ‌فرستند و شما نیز ای مؤمنان بر او درود و تحیّت فرستید».

باشگاه خبرنگاران: بر آنیم تا در این مجال، قطعاتی کوتاه و بلند از کتاب وحی را با نگاهی گزیده به انعکاس آن در ادبیات پارسی، از کتاب ارزشمند استاد الهی قمشه‌ای پیشکش طالبان حق و جوینگان حقیقت کنیم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

آیه ۴٣ سوره احزاب
هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا [٣٣:۴٣]
او کسی است که بر شما درود و رحمت می‌فرستد، و فرشتگان او (نیز) برای شما تقاضای رحمت می‌کنند تا شما را از ظلمات (جهل و شرک گناه) به سوی نور (ایمان و علم و تقوا) رهنمون گردد؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است!

در قرآن، سورۀ احزاب، آمده است که: «خداوند و فرشتگانش بر نبی و سفیر الهی درود و تحیت و سلام و صلوات می ‌فرستند
و شما نیز ای مؤمنان بر او درود و تحیّت فرستید».

و اینک در این آیه همان خداوند و فرشتگانش بر همۀ اهل ایمان سلام و صلوات می‌فرستند
و خوش تر آنکه خداوند هدف این درود و تحیت را هدایت مومنان از تاریکی به نور دانسته است.

درود و صلوات فرستادن خداوند و فرشتگان بر آدمیان مسلماً به این معنی نیست که خداوند و فرشتگان می گویند «اللهم صل علی محمد و آل محمد»، که معنی صلوات نزد ماست، بلکه بی‌گمان صلوات فرستادن گویی خود عملی و تصرفی است (نه کلمات و تعارفی) که با آن عمل خداوند و فرشتگان مؤمنان را از جایی به جایی می برند.

آنها صلوات را از مرتبه‌ای به مرتبه متعالی تری نقل می کنند، آنها را از غم به شادی می برند،
آنها را از خوف به امن و آسایش می برند، آنها را از بی‌خبری و تاریکی به دانایی و روشنایی هدایت می کنند.

بنابر این شاید صلوات فرستادن ما نیز باید انجام کاری باشد که آن کار حرکت از نقصانی به سوی کمال را شامل شود و آن کلمات که ما در صلوات می‌آوریم در حقیقت بیان آرزوی آن عملی است که باید انجام دهیم و اگر آن عمل در پی نیاید آن کلمات از معنا تهی خواهد شد.

 

در وصف بازار قیامت گفته اند که آنجا سکۀ رایج همان صلوات است و شما می توانید

صلوات هر کالایی را برای خودتان تهیه کنید. این تصورات نشان آن است که صلوات را سهل، بلکه هیچ و رایگان شمرده اند.

بلکه این کلمات و تعبیرات حاوی معانی ژرف و متعالی است و با آنچه در خاطر عامۀ مردمان می آید متفاوت است.

باشگاه خبرنگاران: بر آنیم تا در این مجال، قطعاتی کوتاه و بلند از کتاب وحی را با نگاهی گزیده به انعکاس آن در ادبیات پارسی،

از کتاب ارزشمند استاد الهی قمشه‌ای پیشکش طالبان حق و جوینگان حقیقت کنیم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

در وصف بازار قیامت گفته اند که آنجا سکۀ رایج همان صلوات است و شما می توانید.

 

ادامه مطلب