حکایت:

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه...!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!
استاد گفت :
پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .
خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد،
نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را.....!
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 249 نظرات: 0
این نتیجه تحقیقات پژوهشگران انگلیسی روی چندین داوطلب شجاع بوده که در جریان آزمایشی باید تحت سرما و فشار جسمی شدید فیلم‌خنده‌دار می‌دیدند. به گزارش دویچه وله، کسی که می‌خندد شدت درد را کمتر حس می‌کند. این نکته کشف جدیدی نیست، اما دانشمندان انگلیسی این بار به سبک حیرت‌انگیزی دوباره واقعیت این نکته را به اثبات رسانده‌اند.

خندیدن به‌ویژه به طور گروهی منجر به آزاد شدن ماده “اندورفین” در بدن می‌گردد و و باعث می‌شود که فرد درد را راحت‌تر تحمل کند. این نتیجه‌ای است که رابین دانبار از دانشگاه آکسفورد در جریان پژوهشی جدید به آن دست یافته است. در این پژوهش داوطلبان یک بار به تنهائی و بار دیگر به طور گروهی ابتدا فیلمی خنده‌دار و سپس فیلمی مستند را تماشا ‌کردند.

پژوهشگران مدت زمانی که هر یک از داوطلبان می‌خندیدند را اندازه گرفتند. در این میان حس درد به این صورت مورد آزمایش قرار گرفت که محققان در هنگام تماشای فیلم‌ها به دور بازوی داوطلبان دستگاه فشارسنج وصل کرده و کیسه‌ هوای درون بازوبند را بیشتر از حد عادی باد کرده‌ یا شیئی که دمای آن ۱۶ درجه سانتی‌گراد زیر صفر است را روی بازوی آنها قرار داده‌اند. در این شرایط داوطلبان بایستی گزارش می‌دانند که تا چه حدی می‌توانند درد را تحمل کنند.

آنها در جریان این آزمایش‌ها کشف کردند که داوطلبان هنگام خنده درد بیشتری را می‌توانند تحمل کنند. این پژوهشگران حدس می‌زنند که واکنش بدن هنگام خندیدن منجر به آزاد شدن ماده اندورفین در بدن می‌شود. این ماده خاصیتی شبیه به مخدرها مانند مرفین و دیگر مشتقات تریاک دارد.

اندورفین که همچنین به “هورمون‌ خوشبختی” شهرت یافته، در جریان دریافت حس درد نقش مهمی دارد و سیستم دفاعی بدن را نیز تقویت می‌کند. مطالعات علمی دیگر در این زمینه نشان می‌دهند که افراد خنده‌رو ایمونوگلوبین بیشتری در بدن خود دارند، ماده‌ای که بدن را در برار عفونت‌های تنفسی حفاظت می‌کند.

محققان همچنین احتمال می‌دهند که هنگام خندیدن، حبس کردن نفس به طور ناخودآگاه باعث آزاد شدن اندورفین می‌شود. آنها در جریان این پژوهش متوجه شدند که این تأثیر خنده هنگامی که داوطلبان به طور گروهی فیلم‌های خنده‌دار نگاه می‌کردند، بیشتر بوده و تحمل درد آنها نیز در این شرایط افزایش یافته است.

منبع : Jamejamonline.ir
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 170 نظرات: 0
تمرین برگرداندن عادتها روشی است که به افراد کمک می کند تا عادت هایشان را مدیریت کنند این روش به طور موفقیت امیزی برای کندن موهای سر، جویدن ناخن ها، مکیدن شست و تیکهای عصبی استفاده می شود.

بعد از آنکه پزشک یا روان شناس تان در اتاقش این روش را به شما نشان داد از روشهای زیر برای تمرینات روزانه فرزندتان تان در منزل استفاده کنید.

فرزندتان را هر چه بیشتر از عادتش مطلع کنید
فرزندتان را مجبور کنید که هنگام انجام این عمل در برابر آینه بایستد و خودش را نگاه کند. این کار را هر روز انجام دهید و کمک کنید تا بفهمد هنگامی که این عادت را انجام می دهد بدنش چه طور حرکت می کند و کدام ماهیچه هایش درگیر کار می شوند. به این مرحله آگاهی آموزی گفته می شود چرا که سعی می شود فرد به طور دقیق از عملکرد و رفتار تکراری اش مطلع شده و آگاه گردد.

او را مجبور کنید که زمانهایی را که مرتکب عادتش می شود را شناسایی کند مثلا دستش را هنگامی که مرتکب عادتش می شود بالا ببرد و یا بگوید"خودش است". اگر دیدید که او عادتش را انجام می دهد بدون آنکه توجه خاصی کند با یک ژست خاص یا بیانی که از قبل هر دوتان درباره ان به توافق رسیده اید به او علامت دهید. به این مرحله نیز اموزش پاسخ مغایر گفته می شود. برای مثال پاسخ مغایر غیر مزاحم است (که دیگران نمی توانند آن را به آسانی شناسایی کنند) و فرد به مدت یک تا سه دقیقه در آن وارد می شود. اشخاص مهم مثل اولیا کودکان می توانند در خارج از جلسه درمان ، در استفاده از این مهارتها از طریق یادآوری و تقویت کمک کنند که به این اقدام، حمایت اجتماعی گفته می شود.

فرزندتان را مجبور کنید هر زمان را که صرف انجام عادتش می کند روی یک کارت یادداشت کند. پیگیری کردن اینکه معمولا چه مواقعی این عادات اتفاق می افتد تنها راهی است که هم شما و هم فرزندتان می توانید از روی آن بگویید که روند وقوع این عادت و گسترش یا کنترل آن چگونه است.

به طور روزانه قصد متناقض را تمرین کنید
قصد متناقض عملی است که فرزندتان به جای عادتش آن را انجام می دهد. ماهیچه هایی که به انجام کار جدید عادت می کنند تکرار عادت قبلی را غیر ممکن می سازد. برای مثال به جای انجام تیک بستن پلکها(تیک پلک زدن) بچه تشویق می شود که خیلی آرام پلکهایش را ببندد و به مدت ده ثانیه آنها را باز نکند.

کودکتان را وادار کنید که روزانه قصد متناقض را تمرین کند. این کار به او کمک می کند که با این پاسخ یا عکس العمل احساس راحتی بکند و او را مطمئن سازد که قصد متناقض او از نظر اجتماعی قابلیت جلب توجه دیگران را ندارد. او را تشویق کنید که درست زمانی که حس می کند به شدت تحت فشار است که عادتش را انجام دهد از قصد متناقض استفاده کند. او را تشویق کنید که بعد از هر بار که عادتش را انجام می دهد به مدت یک تا سه دقیقه قصد متناقض را انجام دهد.

بازخورد دادن فراموش نشود
به کودکتان کمک کنید تا از عاداتش آگاهی بیشتری کسب کند و این کار را با کمک کردن به او برای تشخیص عادتش هنگامی که مرتکب آن می شود انجام دهید.
پیگیری کردن اینکه معمولا چه مواقعی این عادات اتفاق می افتد تنها راهی است که هم شما و هم فرزندتان می توانید از روی آن بگویید که روند وقوع این عادت و گسترش یا کنترل آن چگونه است

حمایت و تشویق
کودکتان را تشویق کنید که از قصد متناقض استفاده کند و هنگامی که از آن استفاده کرد از او قدردانی و تعریف و تمجید کنید. وقتی متوجه شدید شروع به ترک و دوری از عادتش کرده او را تشویق کنید.

تلاش
به یاد داشته باشید هر چند بسیاری از کودکان و نوجوانان ظرف مدت دو روز متوجه کاهش تکرار عادت شان خواهند شد اما بزرگترین تغییر ناشی از استفاده از این روشهای برگرداندن عادتها در طی ماه دوم یا سوم اتفاق می افتد. بنابراین پس از دو روز یا یک هفته اگر تغییری ایجاد نشد، تسلیم نشوید.

در مرحله آگاهی آموزی سعی می شود فرد به طور دقیق از عملکرد و رفتار تکراری اش مطلع شده و آگاه گردد.
زمانی که از معکوس کردن عادت(قصد متناقض) برای کودکان استفاده می شود، والدین ممکن است از هدایت فیزیکی برای درگیر کردن کودک در پاسخ مغایر استفاده کنند. برای مثال دختر خردسالی که در هنگام فراغت موهایش را می کشد و ناخنهایش را می جود، پاسخ مغایر، گره زدن دستها و گذاشتن انها در دامن است.

مادر باید بیاموزد که بگوید" دستها روی دامن" و هروقت دید که دخترش موهایش را می کشد یا ناخنش را می جود دستهای او را گرفته و روی دامن بگذارد. پس از مدتی کوتاه زمانی که مادر به فرزندش بگوید" دستها روی دامن"، دختر دستهایش را روی دامن می گذارد.
ضمنا توصیه می شود که هر وقت دختر دستش را روی دامنش می گذارد مور تشویق مادر قرار گیرد تا پاسخ مغایر در این کودک تشویق شود.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 191 نظرات: 0
در میان تعداد زیادی از مرد و زن مجردی که در اطراف‌مان هستند، تنها گروه کوچکی را می‌بینیم که با دلایل منطقی و محکمشان از عالم مجردی لذت می‌برند و باقی این افراد، به خاطر دلایلی تنهایی را به جان می‌خرند که یا موقتا شاد‌شان می‌کند یا تنها یک سد دروغین را در برابرشان ایجاد کرده‌است.

ازدواج
بسیاری از دلایل این افراد برای «نه» گفتن به فرصت‌هایشان، تنها از عادت‌ها یا ترس‌هایی ناشی می‌شود که از وجود‌شان بیرون نمی‌رود. اگر شما هم به دلیل‌های مشابه به ازدواج فکر نمی‌کنید، بهتر است یک‌بار دیگر به زندگی‌تان و انتظاری که از آینده‌تان دارید نگاه کنید و با دلایل منطقی‌تر در این مورد تصمیم بگیرید

زیاد از حد عشق کارید؟
شاید شما آنقدر غرق مناسبات شغلی‌تان شده‌اید که نمی‌توانید فکری اساسی برای زندگی عاطفی‌تان کنید. ممکن است فکر کنید هیچ چیز در دنیا شما را به اندازه پیشرفت کاری راضی نمی‌کند و البته احتمالا آنقدر غرق این تفکر شده‌اید، که حتی فکر تغییر هم در سرتان چرخ نمی‌زند. نگاهی به محیط کارتان بیندازید. افرادی که مثل شما عشق کارند کم نیستند.

کسانی که حتی در چهارمین و پنجمین دهه زندگی‌شان، تنها با پرونده‌های روی میز‌شان زندگی می‌کنند. حالا کمی دقیق‌تر به آنها نگاه کنید. آیا واقعا این افراد خوشبخت و راضی هستند؟

راه حل
شمایی که کارتان همه زندگی‌تان بوده، قرار نیست یک شبه خانه‌نشین شوید. پس باید مردی را انتخاب کنید که توان پذیرش محدودیت‌های شما را داشته باشد. او باید با نوع کار شما و شرایطی که دارید آشنایی داشته باشد تا بتواند تصویر دقیقی نسبت به مشکلات احتمالی که در این مسیر پیش می‌آید را در ذهنش شکل دهد.

اگر نمی‌خواهید که در میانه راه هم خودتان و هم او را ناامید کنید پس سعی کنید تصویری دقیق از اهداف و شرایط‌تان را برای خواستگارتان شکل دهید و قبل از هر تصمیمی، ببینید که چقدر اهداف‌تان در یک راستا هستند و تا چه حد می‌توانید با محدودیت‌های یکدیگر کنار بیایید. البته این تمام ماجرا نیست. شما نمی‌توانید بدون ‌هیچ تغییری پیش بروید و تنها انتظار داشته‌باشید که همسر آینده‌تان شما را درک کند. شما باید بپذیرید که بعد از ازدواج، شرایط کاری‌تان هم شکل دیگری به‌خود می‌گیرد و شما دیگر نمی‌توانید تمام لحظه‌های زندگی‌تان را با پرونده‌های کاری‌تان بگذرانید.

استانداردهای غیر قابل عبوری دارید؟
شاید معیار‌های سفت و سخت شما در مورد همسر آینده‌تان دلیل این تنهایی باشد؛ حق هم دارید. پای یک عمر زندگی در میان است و نمی‌خواهید که بی‌گدار به آب بزنید. احتمالا شما با دیدن مردهای اطرافتان و همسر دوستان‌تان فورا ایرادهایشان را می‌بینید و در دلتان می‌گویید اگر من بودم، با مردی که این ویژگی را داشته باشد ازدواج نمی‌کردم و از آنجا که خواستگارهایتان هم یکی از مردهای همین کره خاکی هستند و از همین دسته عیب و نقص‌ها را در خود دارند،پس شما نمی‌توانید دلتان را راضی کنید و به مردی که چنین عیب‌هایی داشته باشد «بله» بگویید. از آنجایی که خودتان سال‌ها در مورد ازدواج‌های دیگران قضاوت کرده‌اید، احتمالا در دلتان می‌گویید، مردم در مورد انتخاب من چه می‌گویند... .

راه حل
وقتی پای یک عمر زندگی در میان است، قطعا نمی‌توانید به مردی که هیچ کدام از معیارهایتان را ندارد «بله» بگویید. اما قبل از اینکه با این قضاوت تنهایی را به جان بخرید، نگاهی به خودتان و معیارهایتان بیندازید.

در درجه اول بهتر است نقاط ضعف و ایراد‌های خودتان را ببینید. آیا شما یک فرد بی‌عیب و نقصید که به دنبال یک مرد بی‌عیب و نقص هستید؟ در درجه دوم، باید فهرستی از این معیارها که عمری شما را تنها نگه‌داشته‌ است بنویسید. آنها را به ترتیب اهمیت فهرست کنید.

حالا دوباره مرورشان کنید، از کدام ویژگی‌هایی که نوشته‌اید می‌توانید بگذرید و کدامشان غیرقابل چشم‌پوشی هستند. حالا که این فهرست را پاکسازی کردید، نگاهی به گزینه‌هایی که برای ازدواج دارید بیندازید. شاید یکی از این افراد، چند نمونه از این ویژگی‌های منفی را داشته باشد اما این ویژگی‌ها ممکن است جزء اصلی شخصیت او نباشد. اگر این خصوصیات در او کمرنگ هستند و در مقابل خصوصیات بسیار مطلوب دیگری دارد که می‌توانید به آنها تکیه کنید، بهتر است کمی بیشتر در مورد این گزینه فکر کنید.

بودن با دوستان‌تان برای شما کافی‌است؟
ازدواج به چشم افرادی که یک لحظه هم بدون دوستان‌شان زندگی نمی‌کنند، یعنی محدودیت. این افراد گروه‌های متفاوتی از دوستان را در کنار خود دارند و برایشان تنهایی معنایی ندارد. آنها نمی‌توانند بپذیرند که بعد از ازدواج، باید دور خیلی از این لحظه‌ها را خط بکشند.

دوستان نزدیک و صمیمی، نمی‌گذارند که این افراد هیچ خلأ عاطفی‌ای را در زندگی‌شان احساس کنند و به همین دلیل خود را وارد زندگی‌ای بکنند‌ که باعث می‌شود در ظاهر تنها تر از قبل شوند.

راه‌حل
اگر شما در گروه این افراد هستید، ازدواج برایتان تصمیم سختی است.
اما بهتر است به‌جای این سختگیری، چند قدم جلوتر را هم ببینید و به آینده نگاه کنید. این دوستان صمیمی تا کجا با شما پیش می‌آیند؟ تجربه دیگران می‌گوید، احتمالا آنها هم یکی یکی ازدواج می‌کنند و این گروه‌های سرشار از صمیمیت هم روز به روز کوچک‌تر می‌شوند. اگر مراقب نباشید، این ماجرا خیلی زود از شما یک فرد همیشه تنها می‌سازد.

فردی که در گروه متاهل‌ها احساس خوشبختی نمی‌کند و البته دیگر دوستانی ندارد که هر لحظه برای بودن در کنار او حاضر باشند. گذشته از این، ازدواج قرار نیست به معنای از دست دادن دوستان و تنها شدنتان باشد. شما می‌توانید با کسی ازدواج کنید که از بودن در کنار گروه دوستان‌تان هم لذت ببرد و بعد از شکل دادن زندگی‌تان، با پذیرش محدودیت‌هایی که یک زندگی متاهلی دارد، تلاش کنید تا از این دوستان هم فاصله نگیرید.

به دنبال موقعیت‌های بهترید؟
فکر می‌کنید که «بله» گفتن به یک گزینه، یعنی «نه» گفتن به باقی گزینه‌ها و به همین دلیل نمی‌توانید خودتان را برای تصمیم‌گرفتن راضی کنید؟ شاید گمان می‌کنید همیشه فرصت‌های بهتری در مقابل‌تان قرار خواهند داشت و لیاقت شما بیشتر از مواردی است که تا امروز به شما پیشنهاد شده. اگر شما گرفتار چنین تفکراتی هستید، احتمالا نمی‌توانید به گزینه‌هایی که تا چند وقت پیش به نظر‌تان ایده‌آل می‌آمدند هم «بله» بگویید و به همین دلیل فرصت‌هایی که روزی برایتان آرزو بوده‌اند را هم رد می‌کنید.

راه‌حل
در مورد گزینه‌های بهتر، نمی‌توان حکم قطعی‌ صادر کرد. شاید حق با شما باشد و کسانی شایسته‌تر از خواستگاران فعلی‌تان هم روزی به شما پیشنهاد ازدواج دهند. اما نگاهی به خودتان بیندازید؛ احتمالا در آن زمان هم شما برای رسیدن یک پیشنهاد بهتر به آنها «نه» می‌گویید.

فکر بهترین بودن را از سرتان بیرون کنید. سری به همان فهرست اولویت‌ها بزنید و خواستگارتان را با آن اولویت‌های اساسی بسنجید. اگر فکر می‌کنید مهم‌ترین ویژگی‌هایی که برایتان مطرح بوده را در خود دارد، مته به خشخاش نگذارید. بپذیرید که بهترینی وجود ندارد و همه افراد ضعف‌های خاص خودشان را دارند. ضعف‌هایی که در همه وجود دارد اما نوعشان از فردی به فرد دیگر فرق می‌کند. پس به‌جای این آرمان گرایی، تلاش کنید سراغ کسی که ویژگی‌هایش با خط قرمز‌های شما هماهنگی ندارد، نروید.

از اینکه کسی واقعیت را بفهمد می‌ترسید؟
ممکن است شما و خانواده‌تان، تفاوت‌های زیادی داشته باشید. از عقاید شخصی‌تان گرفته تا سبک زندگی اجتماعی شما که می‌تواند متفاوت یا حتی متضاد با خانواده‌تان باشد. شمایی که به سن ازدواج رسیده‌اید و نسبت به این اتفاق بی‌میل هم نیستید، به‌خاطر این تفاوت‌ها به خواستگارهایتان «نه» می‌گویید.

از طرفی کسانی‌که خانواده به شما پیشنهاد می‌کنند، مرد رۆیاهای شما نیستند و از طرف دیگر نمی‌توانید مردی که در مقابلش خود را به شکل دیگری معرفی کرده‌اید را، با خانواده‌تان آشنا کنید. شما گمان می‌کنید که «بله» گفتن به انتخاب خانواده‌تان؛ یعنی یک عمر زندگی سرد و «بله» گفتن به خواستگاری که هنوز خانواده‌تان را ندیده، یعنی یک زندگی شکست خورده یا جدایی از همه عزیزان‌تان.

راه‌حل
اشتباه نکنید. ازدواج یک جعبه کامل است که نمی‌توانید هیچ کدام از محتویاتش را گل‌چین کنید. خانواده و دوستان شما، خانواده و دوستان او و تمام محدودیت‌ها و شرایط‌تان در این جعبه قرار می‌گیرند و اگر بخواهید زندگی موفقی داشته باشید باید با همه آن شرایط روبه‌رو شوید. برای شمایی که در مورد ازدواج بی‌میل نیستید، چنین دلیلی نباید مانع بزرگی تلقی شود. کافی است خودتان باشید؛ همانطور که هستید نه آنطور که خانواده‌تان می‌خواهد. از طرف دیگر، باید پنهان کاری را کنار بگذارید.

با خواستگارتان در مورد شرایط خانوادگی‌تان صحبت کنید و تفاوت‌ها را روشن کنید. به او بگویید که حفظ خانواده و ارتباط‌تان برای شما یک اولویت اساسی است و اگر می‌خواهد که در کنار شما خوشبخت باشد، باید این موضوع را بپذیرد و در کمال احترام با این تفاوت‌ها کنار بیاید.

فکر نکنید با این خط و نشان کشیدن‌ها خودتان را بی‌ارزش کرده‌اید. اهمیتی که شما به عزیزان‌تان و شرایطی که دارید می‌دهید، می‌تواند ارزش شما را در نظر او چند برابر کند.

شاید روبه‌رو کردن این 2‌گروه با هم آسان نباشد اما اگر منطقی پیش بروید و از مسیری مناسب با خانواده‌تان وارد مذاکره شوید که برایشان قابل پذیرش باشد، می‌توانید خیلی زود و با کمترین تنش، به نتیجه برسید.

سیب سبز
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 187 نظرات: 0
کارشناس ارشد آموزش و ارتقای سلامت مرکز بهداشت رزن گفت: مفهوم نفوذ اجتماعی آن است که کسی توان تحت تأثیر قرار دادن دیگران را چه با گفتار و چه با رفتار خود داشته باشد.

مشرق، منطقه همدان، "خدیجه عزتی رستگار" افزود: زمانی‌که در عرف گفته می‌شود فلانی شخص "بانفوذی" است، بدین معنی است که این شخص با موقعیت اجتماعی خود، قادر به انجام کارهایی است که از همه کس برنمی‌آید اما در روان‌شناسی اجتماعی، "قدرت نفوذ"، توان هم‌رنگ کردن فرد با گروه و کنترل فرد از سوی گروه است.

وی اظهار کرد: پیامدهای رفتاری نفوذ اجتماعی شامل پذیرش(compliance)، اطاعت(obedience)، هم‌رنگی(conformity) است.

عزتی رستگار ادامه داد: پذیرش یعنی اجابت یک درخواست صریح و مستقیم در حضور دیگران؛ مردم هنگام پذیرش یک درخواست مستقیم ممکن است قبلاً با آن درخواست موافق باشند یا مخالف؛ یا ممکن است نظری در مورد آن نداشته باشند.

وی اضافه کرد: در مواقعی که درخواست‌های دیگران را قبول نمی‌کنیم، دیگران ممکن است به دومین پیامد رفتاری نفوذ اجتماعی یعنی "اطاعت" متوسل شوند؛ اطاعت عبارت است از انجام یک دستور صریح که معمولاً صادرکننده‌ آن شخصی قدرتمند یا دارای پایگاه بالای اجتماعی است چراکه اکثر ما از کودکی یاد گرفته‌ایم به افراد صاحب قدرت احترام بگذاریم و از آن‌ها مانند معلمان، پدر و مادر و پلیس اطاعت کنیم. اطاعت از مظاهر قدرت، یک امر متداول و نشانه‌ پختگی است.

عزتی رستگار بیان کرد: همرنگی یا همنوایی در نتیجه فشار غیرمستقیم گروه انجام می‌شود و این امر، ناشی از این واقعیت است که در بسیاری از موقعیت‌های اجتماعی، قواعدی برای رفتار(هنجار اجتماعی: social norms) وجود دارد که معین می‌کند افراد جامعه در موقعیت‌های مختلف چه رفتاری باید داشته باشند.

وی افزود: غالباً افراد به ‌این هنجارها پا‌یبند هستند و خود را به آن‌ها ملتزم احساس می‌کنند؛ گرچه ممکن است در وهله اول تصور کنیم که این هنجارها آزادی فرد را محدود می‌کند اما باید توجه داشت که بدون وجود آن‌ها جامعه دچار هرج و مرج خواهد شد.

کارشناس ارشد آموزش و ارتقای سلامت مرکز بهداشت رزن در ادامه به بیان سه مؤلفه قدرت، اعتبار و جذابیت که در نفوذ اجتماعی نقش مهمی دارد، پرداخت و گفت: کارآمدی متخصصان، معلمان و مصلحان به شش نوع قدرت اجتماعی شامل قدرت مشروع، تخصصی، پاداش­ دهی، قهرآمیز، ارجاعی و اطلاعاتی بستگی دارد.

وی ادامه داد: قدرت مشروع ریشه در مقام افراد دارد، به طور کلی در جوامع غربی مردم طوری جامعه‌پذیر می‏ شوند که برای اقتدار و در نتیجه مقتدران احترام زیادی قائل باشند. به عنوان مثال کودکان آموزش می‏‌بینند تا اقتدار والدین و معلمان خود را تصدیق کنند، همچنین لباس مأموران انتظامی باعث می‏‌شود مردم درخواست‏‌هایشان را بیشتر اجابت کنند، حتی اگر مأموران از حوزه مأمورت خود خارج باشند.

عزتی رستگار افزود: قدرت مشروع به افراد اعطا می‏‌شود در حالی‌که قدرت تخصصی را باید کسب و تحصیل کرد. چنین قدرتی در کلمات، اعمال و رفتار افراد نهفته است به عبارت دیگر ما چون معتقدیم آنها صلاح ما را بهتر می‏‌دانند، تحت امر آنها قرار می‏گیریم.

وی اضافه کرد: قدرت پاداش‏ دهی منوط به ارائه پاداش‌هایی است که ترغیب‏ شونده مایل به دریافت آن است و آن نوع پاداش را دوست دارد. مدیران اداره‌ها معمولاً از طریق تحسین کارکنان خود سعی می‏‌کنند آنها را تشویق کنند تا از الگوهای جدید کار پیروی کنند. البته پاداش‏ دهی فرآیندی پیچیده است. پس نفوذکنندگان باید از آنچه طرف مقابل را از تغییر خشنود می‏‌کند و این که چه وقت و چطور برای حفظ تغییرات از پاداش استفاده کنند، مطلع باشند. برای برخی افراد، شنیدن جملاتی مانند «آفرین» کافی است تا بر تلاش خود بیفزایند اما در مورد برخی افراد بهتر است از ساعات کار آنها بکاهیم یا تعطیلات آنها را افزایش دهیم.

عزتی رستگار بیان کرد: قدرت قهرآمیز برخلاف قدرت پاداش‏ دهنده است و افرادی از آن برخوردارند که موظفند هر نوع تخلفی را تنبیه کنند به عنوان مثال والدین، فرزندان خود را به زور مجبور می‏‌کنند رفتارهای مورد نظر آنها را انجام دهند گرچه گاهی استفاده از زور، مناسب و به‌جاست اما اکثراً چیزی جز اطاعت زودگذر و موقتی را به ارمغان نمی‏‌آورد.

وی ادامه داد: این گونه افراد به مجرد این که احساس کنند کسی رفتار آنها را نمی‌‏بیند، کارهایی را انجام می‏‌دهند که دوست دارند. پس زور کمتر از پاداش احتمال دارد تغییرات رفتاری طولانی ایجاد کند چرا که طرف مقابل رفتارهای جدید را با میل خودش نپذیرفته است بنابراین نسبت به انجام آنها تعهدی حس نمی‏‌کند.

عزتی عنوان کرد: مردم معمولاً با اشخاصی تعامل می‏‌کنند که از نظر آنها جذاب و قابل تحسین‏ هستند و به همین علت دارای قدرتی هستند که ما به آن قدرت ارجاعی می‏‌گوییم. این پدیده را اصل گواه اجتماعی یا اعتبار اجتماعی هم می‏‌نامند. منظور این است که مردم در برخی موقعیت‏‌ها از اعمال یا اعتقادات اشخاص مهم پیروی می‏‌کنند. تأثیرات شدید الگو‏برداری از دیگران در زمینه‏‌های دیگری همانند کاهش ترس، سوانح و خودکشی‏‌ها به اثبات رسیده است.

وی ادامه داد: به عنوان مثال، فروشندگان البسه با ذکر این جمله که «افراد خوش لباس در این فصل این لباس را می‏‌پوشند» مشتری را وادار می‏‌کنند «آخرین» مدل لباس را بخرد، بنابراین والدین و معلمان معمولاً در برابر آگهی ‏دهندگانی که برای فروش کالاهای گران قیمت و مصرفی خود به نوجوانان از افراد مشهور استفاده می‏کنند، راه به جایی نخواهند بُرد.

کارشناس ارشد آموزش و ارتقای سلامت مرکز بهداشت رزن خاطرنشان کرد: یکی دیگر از منابع قدرت، دسترسی داشتن به اطلاعات، به خصوص اطلاعاتی است که دیگران از آن بی‏‌خبرند، یا از آن محروم شده‏‌اند. اگر افسر پلیس بگوید ۸۰ درصد قربانیان موتورسیکلت‏‌ها را افراد زیر ۲۵ سال تشکیل می‏‌دهند، راحت‏ تر می‏‌تواند جوانان را متقاعد کند که کلاه ایمنی نقش مهمی در جلوگیری از این گونه مرگ و میرها دارد. اگر مصلح دینی به تأثیر دین و معنویت بر جنبه‏‌های گوناگون سلامت جسمی و روانی بپردازد و تحقیقاتی که رابطه مثبت و قوی بین دین و سلامت روان را نشان می‏‌دهد، ارائه کند مسلماً می‌تواند موجبات تقویت باورها و انجام تکالیف دینی دیگران را فراهم آورد.

مشرق نیوز
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 135 نظرات: 0
زندگی کامل نیست. همیشه طوفان‌ها می‌آیند و می‌روند.

احساس ناامیدی می‌کنید؟ به بالا نگاه کنید! خدا بزرگ است. خداوند از روزهای سختی که برایمان بوجود می آید

برای بیرون کشیدن ما از افسردگی و ناامیدی و قوی کردن ما استفاده می‌کند.

نباید دلسرد شوید. همیشه امید وجود دارد. سختی‌ها معمولاً باعث می‌شوند احساس تنهایی کنیم.

آدمها هر روز با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شوند. در این زمانی که مشکلات اقتصادی زیادی وجود دارد،

به ایمانتان تکیه کنید و بدانید که خداوند بزرگتر از آن سختی‌هایی است

که برایتان پیش آمده است. امید اعتمادی است که همه ما دوست داریم داشته باشیم.

اولین کاری که بعد از احساس ناامیدی انجام می‌دهید چیست؟
به زانو می‌افتید و دعا می‌کنید و حکمت خدا را طلب می‌کنید.
یا به رختخواب می‌افتید و آرزوی مرگ می‌کنید؟

وقتی ناامیدیم، داشتن امید کار سختی است
باید به نقطه‌ای در زندگیتان برسید که دیگر نتوانید ادامه دهید. گناهتان، گذشته‌تان، سختی‌ها و مشکلاتی که هر روز با آنها دست و پنجه نرم می‌کنید،

ظاهرتان یا وضعیت زندگیتان. وقتی هیچوقت به آن نقطه نرسید که تغییرات مثبت در زندگیتان به یک انتخاب تبدیل شود، زندگیتان پوچ و بیهوده خواهد بود.

به یک بطری کوکاکولا نگاه کنید. نیمی از آن را بنوشید و بعد بگذارید زمین. نگاه کنید مایع درون آن چه می‌کند. تلاشی بیهوده دارد و به ناکجا می‌رود،

مگراینکه محتوی بطری را بیرون بریزید. اما سر و صدا کرده و داخل محدوده ظرف می‌جوشد. هیچ هدفی جز مصرف شدن ندارد.

اگر به قدم زدن در جاده پهناور ناامیدی ادامه دهید، درست مثل محتوی آن بطری خواهید شد. مثل امید یک دیوانه برای فرار از تیمارستان و نداشتن قدرت لازم برای آن. باید اولین قدم به سمت آزادی را برداریم. باید از محیط ناامیدکننده اطرافتان پا را بیرون گذاشته و بقیه را به خدا بسپارید.

آدمها همیشه دور انتخاب‌ها، افسوس‌های گذشته و سختی‌هایی که برایشان پیش آمده می‌چرخند. روز به روز، محیط به دیوی برای آنها تبدیل می‌شود که ذهنشان را به اسارت می‌کشد. توانایی فرار ندارند. ناامیدند. احساس گم‌گشتگی کرده و تصور می‌کنند هیچکس دوستشان ندارد.

بعد در اوج سختی‌ها و مشکلات به سمت خدا فریاد می‌کشند که آنها را از این ناامیدی نجات دهد. امید اعتمادی در اعماق وجود ماست که قدرت لازم برای وارد عمل شدن و رسیدن به هدفمان را به ما می‌دهد.

ایمان یعنی اعتقاد به چیزی که قادر به دیدن آن نیستید. امید یعنی دوست داشته باشیم چیزی که ایمانمان می‌خواهد به ما نشان دهد را ببینیم. این دو در کنار هم هستند و نمی‌توان آنها را از هم جدا کرد.

من در شرایط سختی در زندگی خود قرار داشتم و دیگر قادر نبودم قدمی به جلو بردارم. قادر به تامین خود و خانواده‌ام نبودم. نه ماشینی داشتم، نه شغلی و نه پولی. از خجالت نمی‌توانستم سرم را بلند کنم. تابحال چنین شرایطی داشته‌اید؟ این یعنی فقر. این یعنی حتی برای کوچکترین نیازهای روزانه‌تان هم سختی بکشید.

و مسئله ناراحت‌کننده این است که خیلی‌ها حتی شرایطی بدتر از من داشتند. در زندگی به نقطه‌ای می‌رسیم که می‌توانیم تصمیم بگیریم جاده‌ای که پیش روی داریم را ادامه دهیم یا ایستاده و صبر کنیم. و مطمئناً وقتی ناامیدانه نیاز به کمک داریم، صبر کردن برای خدا بسیار سخت است.

خداوند راهی دارد که به ما نشان می‌دهد تا چه اندازه مهم هستیم. همه ما برای دلیلی به دنیا آمده‌ایم و سختی‌ها و ناامیدی‌هایی که برایمان پیش می‌آید اهمیتی ندارند.

شما بیهوده و بی‌دلیل برای گذراندن این زندگی کوتاه به دنیا نیامده‌اید.
منتظر ماندن برای خدا به معنی منفعل بودن نیست. به این معنی نیست که بیکار بایستید، به آسمان خیره شوید و منتظر یک میلیون دلاری باشید که خداوند از آن بالا برایتان می‌فرستد.

امید یک عمل است. اکر فقط یک جرقه از آن در روحتان وجود داشته باشد، خیلی زود ایمان صدایتان می‌کند که پایتان را بیرون گذاشته و کاری برای ناامیدی‌تان بکنید. خداوند در هر کدام از ما قوه درک و بصیرت قرار داده است. قدرتی درون ما قرار داده که باعث می‌شود بتوانیم دربرابر سختی‌ها بایستیم.

امیدتان را از دست ندهید. احساس ناامیدی کردن درد بزرگتری است تا قدم بیرون گذاشتن و با کمک ایمان به خدا کاری برای تغییر شرایط انجام دادن. خدا بزرگ است و شما را برای هدفی مهم خلق کرده است. اینطور به آن نگاه کنید، احساس ناامیدی کردن فقط شما را عقب می‌اندازد و در هم می‌شکند. پس بایستید، به بالا نگاه کنید و در دریای ناامیدی غرق نشوید. خدا بزرگ است و بیشتر اوقات او تنها کسی است که می‌توانید در زمان سختی‌ها برای کمک به سراغش بروید.

مردمان.نت
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 132 نظرات: 0
سوءتفاهمات و مشکلات ارتباطی یکی از متداول‌ترین منابع کشمکش در محل‌کار است و درصورت وجود سبک‌کاری متناقص در یک محل،
مشکلات میان‌فردی شدت می‌یابند. تفاوت‌های نسلی، سبک مدیریت فردی، سابقه تحصیلی و اختلاف فرهنگی همه می‌توانند منبع سوءتفاهمات
در محل‌کار باشند.

بااینکه بروز کشکمش در محل‌کار امری غیرقابل‌اجتناب است، اما نیازی به خراب کردن روزتان یا بالارفتن استرس‌تان نیست.
این راهکارها را امتحان کنید تا محل کارتان محلی با استرس کمتر و بازده بیشتر باشد:

۱. شکایاتتان را به طور مشخص عنوان کنید. «من هیچوقت به جلسات دعوت نمی‌شوم» به اندازه «فکر کنم می‌توانستم
ایده‌های خوبی در جلسه پنجشنبه گذشته مطرح کنم» موثر نخواهد بود.

۲. درمقابل وسوسه درگیر کردن خودتان در کشمکش‌هایی که مستقیماً به شما ارتباط ندارد یا تحت مسئولیت شما نیست، مقابله کنید. حتی اگر یک نفر به طور واضح اشتباه می‌کند، بگذارید خودش هر طور که دوست دارد مشکل را حل کند.

۳. سعی کنید کشمکش‌ها را شخصی نکنید. به جای تفکر «من در مقابل تو» تفکر «ما درمقابل مشکل» را پیش گیرید. این روش نه تنها حرفه‌ای‌تر است،
بلکه بازده کار را افزایش داده و به نفع شرکت است.

۴. با روی باز به نظرات دیگران گوش دهید و چیزی که شنیده‌اید را منعکس کنید. این مهارت باعث می‌شود سوءتفاهم کمتری پیش آمده و طرف مقابلتان احساس کند حرف‌هایش شنیده شده و درک می‌شود. قبل از اینکه نظر خودتان را توضیح دهید، سعی کنید حرف طرف‌مقابل را طوری دیگر توضیح دهید تا مطمئن شوید درست متوجه شده اید.

۵. همیشه بالادستی‌ها را برای حل مشکلات درگیر نکنید. ممکن است باعث شود تصور کنند که خودتان قادر به حل حتی کوچکترین مشکلاتتان نیستید.

۶. اگر نیاز به داشتن گفتگویی طولانی‌تر است، ابتدا زمان و مکان موردنظر برای حرف زدن را تعیین کنید.
روبه‌رو شدن با همکارتان وقتی مشغول کار یا درگیر ارباب‌رجوع است، درست نیست. زمانی را انتخاب کنید که هر دو شما آزاد باشید
تا بتوانید خیلی خوب بر روی مشکل و راهکارهای آن تمرکز کنید. سعی کنید این مکان بیرون از محل‌کار و دور از همکارانی باشد
که موضوع به آنها بی‌ارتباط است.

۷. شکایاتتان را به آنهایی که به طور مستقیم مربوط به کشمکش موجود در محل‌کار است محدود کنید. تخریب شخصیت اصلاً کار جالبی نیست.
یادتان باشد، باید بتوانید رابطه‌کاری‌تان را حفظ کنید تا رابطه‌ شخصی‌تان را و نظر شما درمورد شخصیت یک همکار مسئله‌ای نامربوط است.

۸. وقتی کشمکش فقط یک کشمکش نیست را تشخیص دهید. اگر کشمکشی در محل‌کار بخاطر مسائل جنسی، نژادی یا قومیتی است
یا اگر کسی درست رفتار نمی‌کند، باید بدانید که این یک کشمکش نیست، بلکه تعرض است. وارد عمل شده و موضوع را با رئیس بخشتان در میان بگذارید.

۹. اگر کنترل مشکل از دست خارج شد، یا اگر مسئله بیش از حد احساسی است که بتوان با گفتگوی متقابل آن را حل کرد، از یک واسطه کمک بگیرید.
در این مرحله، حتماً رئیستان باید از جریان مطلع باشد. می‌توانید از یک شخص سوم در شرکتتان کمک بگیرید یا از مشاور متخصص استفاده کنید.

۱۰. همه چیز فقط بخاطر شما نیست. ممکن است فکر کنید که مشکل بخاطر شماست اما ممکن است همکارتان روز بدی داشته سات.
قبل از اینکه بخواهید به او جواب دهید، کمی فکر کنید. شاید خیلی وقت‌ها سکوت بهترین پاسخ باشد.

مردمان نت
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 143 نظرات: 0
سازگاری جنسی فقط این نیست که کسی را پیدا کنید که ساختار ژنتیکی مناسب با شما داشته باشد. جذابیت جنسی مسئله بسیار پیچیده‌ای است. به هر دلیلی، بعضی افراد از نظر جنسی به نظرتان جذاب‌تر از بقیه می‌رسند. همه می‌گویند که باید با فردی ازدواج کنید که از نظر جنسی واقعاً برایتان جذاب باشد. ما موافقیم که باید شور و جذبه زیادی در ازدواج وجود داشته باشد اما اعتقاد نداریم که باید دقیقاً «نوع» خودتان را انتخاب کنید تا بتوانید از نظر جنسی از ازدواجتان راضی باشید. یاد گرفتن اینکه چطور از نظر جنسی راضی شوید و همسرتان را ارضا کنید، هنری اکتسابی است. فیلم‌ها و کتاب‌ها این ایده را به شما منتقل می‌کنند که تمام کاری که باید بکنید این است که دو فرد که از نظر جنسی سازگار و هماهنگ هستند را کنار هم بگذارید و بعد ببینید که چه تجربه فوق‌العاده‌ای خواهند داشت. ساختن چنین سناریو ایدآلی در تخیل خیلی ساده است اما در زندگی واقعی مسائل مختلفی هستند که باید مورد بررسی قرار گیرند.

وقتی وارد چارچوب امن ازدواج می‌شوید، درس‌ها و تکنیک‌های زیادی در صمیمیت جسمی هست که باید یاد بگیرید. این چیزی نیست که بتوانید خودتان را برای آن آماده کنید زیرا هر فرد خاص است و باید بتوانید فرمول خاص فردمقابلتان را کشف کنید تا بتوانید به او لذت بدهید. برای اطمینان یافتن از سازگاری جنسی‌تان، باید با جنبه غیرمادی رابطه‌جنسی که صمیمیت روحی است آشنا شوید.

رابطه‌جنسی و صمیمیت روحی

میل ما به صمیمیت جنسی دو جنبه دارد. یکی جنبه جسمی که با میل به رهایی جسمی و تحریک عصب‌ها سوخت‌رسانی می‌شود. در این جنبه فیزیکی رابطه‌جنسی، امکان رسیدن به اوج لذت خارج از رابطه زناشویی وجود دارد و همه نوع روش غیراخلاقی برای یافتن لذت جنسی وجود دارد. اما خداوند رابطه‌جنسی را برای چیزی جز رهایی جسمی یا لذت عصب‌ها خلق کرده است. رابطه‌جنسی یک جنبه غیرمادی نیز دارد -- دو روحی که با هم یکی می‌شوند. فرای جسم، ما به دنبال صمیمیت روحی و احساسی هم هستیم. صمیمت روحی زمانی اتفاق می‌افتد که دو طرف رضایت ناشی از شناخت کامل همدیگر --آرزوها، زخم‌ها، اشتیاق‌ها و ضعف‌های هم-- را کسب می‌کنند. اینها در تجربیات مشترک درد و لذت و میل به نشان دادن خود واقعی‌تان به دست می‌آید.

صمیمیت جسمی، تجلیل صمیمیت احساسی و روحی است که بین مرد و زن ایجاد می‌شود. وقتی رابطه‌جنسی به عملی خودخواهانه از حس‌های فیزیکی نزول می‌کند، نیروی تحلیل‌برنده‌ای خواهد شد که جلوی شما را برای رسیدن به صمیمیت روحی می‌گیرد. در مقابل، وقتی صمیمیت روحی ایجاد می‌شود، جنبه فیزیکی تنوع، هیجان و آسایش زیادی پیدا می‌کند. رسیدن به صمیمیت روحی سه مولفه دارد: اعتماد، وفاداری و گذشت. اگر این سه مولفه وجود داشته باشد، هیچوقت نباید نگران سازگاری جنسی خود با همسرتان باشید. اما حتی اگر یکی از اینها نباشد، آبی بر روی آتش شور و هیجان جنسی‌تان خواهد بود.

اعتماد

صمیمیت روحی نیاز به نشان دادن قسمت‌های آسیب‌پذیر از خودتان، فاش کردن اسرار دردناک و خجالت‌آور درمورد گذشته‌تان، زمین گذاشتن اسلحه‌ها و گارد دفاعی‌تان دارد. البته انجام این نیازمند اعتماد بسیار بالایی است که باعث شود فردمقابل از وضعیت بی‌دفاع شما سوءاستفاده نکند. اگر همسرتان به شما اعتماد نداشته باشد، برای دفاع از خود، همیشه مسلح خواهد بود. به دست آوردن اعتماد یک نفر نیاز به ظرافت و تعهد مطلق به امنیت آنها دارد. عصبانیت یا کلمات خشن زوج‌ها را از هم دور می‌کند. بازگو کردن درگیری‌های احساسی قبلی هم ایجاد این اعتماد را دشوارتر می‌کند.

وفاداری

در صمیمت زناشویی، فقط برای دو نفر جا هست. هیچ چیز به اندازه خیانت مخرب صمیمت نیست. بی‌وفایی از هر نوعی، چه فکری یا جسمی، گناه را وارد زندگی می‌کند. گناه صمیمت را از بین می‌برد. صمیمت نیازمند فاش‌گویی است درحالیکه گناه باعث می‌شود بخواهید از آن فرار کنید. مشکلات زیادی در نتیجه شرکت در لذت جنسی نامشروع به وجود می‌آید. اگر صمیمیت واقعی می‌خواهید، با اشتیاق به دنبال پاکدامنی باشید.

ازخودگذشتگی

یکی از اهداف خداوند برای خلق رابطه‌جنسی این است که ما را از دام خودمحوری بیرون آورده و تجربه لذت نگاه کردن به فردی دیگر را برایمان مقدور سازد. خلسه جنسی تسلیم کامل به فردمقابل است. اما وقتی رابطه‌جنسی به عملی خودخواهانه تبدیل می‌شود، باعث خواهد شد احساس پوچی کنید. زوج‌های زیادی می‌گویند که وقتی هدف هر دو آنها لذت دادن به دیگری می‌شود، زندگی جنسی بسیار راضی‌کننده‌تری دارند. وقتی هر طرف منتقدانه طریقه برآوردن نیازهای جنسی خود توسط فردمقابلش را ارزیابی کند. هر دو ناامید خواهند شد.

واقعیت جنسی

افتادن در دام این تصور که ازدواج فقط به رابطه‌جنسی خلاصه می‌شود و میل به ازدواج کردن بخاطر میل به داشتن رابطه‌جنسی است، بسیار‌آسان است. امیال جنسی ما قسمت بزرگی از ماست. اما خیلی‌ها دچار اشتباه ازدواج فقط براساس جذابیت جنسی می‌شوند. در واقعیت، ازدواج یعنی دو طرف زندگی را با هم تجربه کنند و برخلاف آنچه مجردها تصور می‌کنند، رابطه‌جنسی نقش بسیار کوچکی در این زندگی اشتراکی دارد. اگر همه چیز خوب پیش رود، جنبه جنسی ازدواج از هر ۴۸ ساعت، یک ساعت زوج‌ها را در اختیار می‌گیرد. بنابراین اگر می‌خواهید رابطه‌تان موفق باشد، بهتر است آن را براساس چیزی دیگر بنا کنید.

نمی‌خواهیم زیبایی یا اهمیت رابطه‌جنسی را کوچک بشماریم، هدفمان این است که تاکید کنیم یک ازدواج برای موفق شدن باید برمبنای دوستی و شخصیت شکل گیرد. شما باید دوستی عالی برای همسرتان باشید نه فقط یک عاشق یا معشوق. وقتی می‌خواهید کسی را بعنوان شریک زندگی‌تان انتخاب کنید، لازم است از خودتان سوال کنید، «اگر جنبه جنسی را از این رابطه بردارم، آیا هنور از بودن با این فرد بعنوان یک دوست لذت می‌برم؟» کسانی هستند که می‌دانند چطور بازی جنسی را شروع کنند و شما را اسیر خودشان کنند اما اینها عمق شخصیت بسیار کمی دارند. میل جنسی به تنهایی قادر به حفظ یک ازدواج نیست. می‌بایست یک دوستی و تعهد عمیق بین دو طرف وجود داشته باشد.

سلیقه‌های جنسی و اینکه چه چیزی موجب تحریک شما می‌شود قابل یادگیری و اکتسابی است. اما اگر اجازه بدهید اشتهایتان شما را کنترل کند، ممکن است موجب ویرانی شما شوند.

آیا در ازدواج داشتن رابطه‌جنسی فقط با یک نفر خسته‌کننده نخواهد بود؟ آیا تنوع مزه زندگی نیست؟

دو نوع تنوع وجود دارد: تنوع خیالی و تنوع عمیق. نوع خیالی تنوع همان داشتن رابطه‌جنسی با افراد زیاد است. نوع عمیق‌تری از تنوع هم هست که در کشف اعماق طرف مقابل یافت می‌شود که مثل شنا کردن در یک اقیانوس می‌ماند. هرچه عمیق‌تر و عمیق‌تر در رابطه‌تان فرو روید خواهید دید که هنوز رمز و رازهای دیگری از طرف‌مقابلتان وجود دارد که کشف نکرده‌اید.

تعهد داشتن به یک نفر جا را برای نوع عمیق تنوع باز می‌کند. اما لازم است بدانید که خارج از زندگی‌زناشویی‌تان نمی‌توانید این نوع صمیمیت را پیدا کنید.

ممکن است بخواهید همیشه همه انتخاب‌هایتان را نگه دارید، اما باید بگوییم که صمیمیت با دور انداختن آنها ایجاد می‌شود. به همین دلیل است که عشاق باید ازدواج کنند و ازدواج باید پایدار باشد. اگر شما و طرف مقابلتان زندگی خود را به طور کامل در اختیار هم نگذارید، همیشه از هم عقب می‌کشید. اما چرا باید همه چیز خود را در اختیار یک نفر بگذارید که ممکن است ترکتان کند؟ چرا باید اینکار را بکنید؟ عقب کشیدن دلیل دیگری است که نشان می‌دهد در آن اقیانوس عمیق شنا نمی‌کنید. ممکن است تصور کنید که اینکار را می‌کنید چون هیچوقت به ته آن نمی‌رسید اما این فقط به آن دلیل است که به دنبالش نمی‌روید و طرف مقابلتان هم همینطور.

مردمان نت
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 119 نظرات: 0
مردان موجوداتی هستند که به سختی می‌توانید ذهنشان را بخوانید و اینکه بفهمید مرد زندگی‌تان کی برای برداشتن قدم بزرگ بعدی آمادگی دارد، بسیار دشوار است. درست حدس زدید، منظورمان از قدم بزرگ بعدی چیزی نیست جز ازدواج. وقتی مدتی است در یک رابطه هستید، بعد از اینکه درمورد طرف‌مقابلتان تقریباً شناخت پیدا کردید، متوجه می‌شوید که نکته متفاوتی در او هست. اما همیشه اینقدرها آسان نیست! بنابراین برای اینکه به شما کمک کنیم که بفهمید خواستگارتان آمادگی دارد حلقه دستتان کند یا نه، ۱۰ نشانه آورده‌ایم:

۱: امور مالی
مردی که برای ازدواج آمادگی دارد، به شما پیشنهاد خواهد کرد که یک حساب بانکی مشترک با هم باز کنید. برای خرید ماشین یا خانه حتماً با شما مشورت خواهد کرد. یا می‌بینید که نگران پس‌اندازش است و دلیل آن را هم به شما نمی‌گوید. اینها نشانه‌های بزرگی هستند که نشان می‌دهد مرد زندگی‌تان برای فراتر از رابطه‌ای که الان دارید آمادگی دارد. اگر برنامه‌ای در ذهن خود برای سپری کردن باقی عمرش در کنار شما نداشت، زیر بار چنین تعهداتی نمی‌رفت.

۲: بچه‌ها
بااینکه شاید هنوز برای بچه‌دار شدن آماده نباشد اما ممکن است موضوع آن را به میان آورد. ممکن است درمورد بچه‌دار شدن خودش و شما شوخی کند یا درمورد اینکه بچه‌هایتان چه شکلی خواهند شد یا چطور بزرگشان خواهید کرد. اگر می‌بینید که درمورد بچه‌دار شدن با شما حرف می‌زند، چه شوخی و چه جدی، پس مطمئناً برنامه دارد که این اتفاق روزی بیفتد. بچه تعهد بسیار بزرگی است و معمولاً کسی درمورد آن بیهوده حرف نمی‌زند. حتماً آماده شروع زندگی طولانی مدت و تشکیل خانواده کنار شماست.

۳: شما همانی هستید که می‌خواهد
ممکن است از مردی که آماده ازدواج است بشنوید که، «تو همانی هستی که همیشه می‌خواستم». چرا؟ طرف شما به هیچ عنوان به کس دیگری برای ازدواج فکر نمی‌کند. شما مهمترین فرد در زندگی او هستید و اصلاً دلش نمی‌خواهد این وضعیت تغییر کند.

۴: خانواده
آیا او شما را به مراسم‌ها و مهمانی‌های خانوادگی دعوت می‌کند؟ اگر اینکار را می‌کند، پس از همین حالا شما را عضوی از خانواده خود می‌داند. او می‌خواهد با خانواده‌اش آشنا شوید و دوست دارد آنها هم شما را بشناسند. حتی ممکن است دوست داشته باشد شما هم او را با خانواده‌تان آشنا کنید. این نشانه حتمی آمادگی او برای ازدواج است.

۵: اعتماد
البته حتی در ابتدای رابطه خیلی مهم است که شروع به ایجاد اعتماد کنید. اما منظور ما از اعتماد این است که در یک نقطه از رابطه، وقتی مردی می‌فهمد که دوست دارد تا آخر عمر با یک دختر باشد، بدون تردید اعتماد کامل خود را از آنِ او خواهد کرد. این یعنی درمورد همه چیز به شما اطمینان کرده، درمورد موضوعات مهم با شما مشورت می‌کند، شما را از همه امور زندگی خود مطلع می‌سازد و دوست دارد چیزهایی که برای خودش مهم است برای شما هم مهم باشد. به نظرات شما اعتماد دارد و در امور مختلف از آنها استفاده می‌کند. ازآنجا که بیشتر مردها بسیار مغرور هستند، هیچوقت توصیه کسی را نمی‌پذیرند مگراینکه واقعاً او را دوست داشته باشند.

۶: خداحافظی با حسادت
همه مردها وقتی متوجه چیز مشکوکی در دختر موردعلاقه‌شان می‌شوند، حسادت می‌کند. اما مردهایی که با دختری هستند که می‌خواهند با او ازدواج کنند، کاملاً به او اعتماد خواهند کرد. درنتیجه لازم نمی‌بینند سر مسائل کوچک حسادت کنند. به عشق شما اعتماد دارد و می‌داند شما هیچوقت کاری که دوست ندارد را انجام نمی‌دهید. پس اگر او سعی نکرد هر مردی که به شما نگاه می‌کند را از روی غیرت بکشد، نگران نشوید! این احتمال هست که به رابطه‌اش با شما اعتماد کامل دارد.

۷: برای خوشحال کردنتان تلاش می‌کند
آیا او از نشستن با شما در مطب دکتر متنفر است؟ آیا از رفتن برای ناهار خانه خواهرتان می‌ترسد؟ مهم نیست چه موقعیتی باشد، وقتی می‌فهمد که دوست دارد با شما ازدواج کند، هر کاری که تصور کند شما را خوشحال می‌کند را علیرغم میل خود انجام خواهد داد. شاید باز کمی غر زده و شکایت کند اما تلاش خود را برای انجام آن کار به نحو احسن به کار می‌گیرد.

۸: برنامه‌ریزی برای آینده
مردی که آمادگی ازدواج دارد، وقتی درمورد آینده خود صحبت می‌کند حتماً از شما هم اسم خواهد آورد؛ چه برای خریدن یک خانه جدید باشد، چه رفتن به یک شهر دیگر یا عوض کردن کارش. مطمئناً از چنین مردی می‌شنوید که نگران است برنامه‌هایش برای آینده برای شما هم خوب باشد و خیلی دوست دارد نظر شما را درمورد آنها بداند.

۹: تغییرات ناگهانی
اگر ناگهان (به طریقی مثبت) تغییر می‌کند و عشق بیشتری به شما نشان می‌دهد، برای انجام کارهای خاص که شما دوست دارید بی اندازه به زحمت می‌افتد، و جمله «دوستت دارم» را خیلی خیلی بیشتر به زبان می‌آورد، احتمالاً آماده است که حلقه برای پیشنهاد ازدواج را از جیب خود درآورد. وقتی مردی آماده خواستگاری کردن از دختری است، بسیار احساساتی‌تر می‌شود و توجه بیشتری به شما نشان می‌دهد.

۱۰: با کلمات
آیا سایز انگشت انگشتری‌تان را پرسیده است؟ تابحال پرسیده که دوست دارید عروسی رویایی‌تان چطور باشد؟ آیا حرفی از ازدواج پیش کشیده است؟ اگر اینطور است، مطمئن باشید که برای خواستگاری کردن کاملاً آماده است!

مردمان نت
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 211 نظرات: 0
گاهی وقت‌ها صدای گریه نوزاد شما حالتی غیرعادی به خود می‌گیرد. گریه‌ای که هرگز نظیرش را نشنیده‌اید.
در چنین شرایطی بعد از این‌که نیازهای اولیه نوزاد را به سرعت بررسی کردید و با مشکل مواجه شدید حتما سراغ پزشک او بروید

به گزارش پاتوق پلاس و به نقل از شهرزاد،بچه‌ها گریه می‌کنند و پدر و مادر‌ها دست و پایشان را گم می‌کنند. مشکل اینجاست که آن‌هایی که به تازگی به جمع والدین اضافه شده‌اند از چم و خم کار بی‌خبرند. در واقع آن‌ها نمی‌دانند هنگامی که نوزاد گریه سر می‌دهد می‌خواهد چیزی به پدر و مادرش بگوید. راحت‌تر این‌که گریه، زبان نوزاد است. مهم است که به عنوان پدر و مادر بدانید بچه‌ها هیچ‌وقت بی‌دلیل گریه نمی‌کنند. یعنی اصلا نوزادی وجود ندارد که از سر دلخوشی فریادش به آسمان بلند شود.
پس هر وقت صدای این فرشته‌های کوچک درمی‌آید بدانید که آن‌ها به واسطه نیاز یا مشکلی که درآن لحظه دارند اشک‌هایشان سرازیر شده. با این وضعیت بهتر است با دلایل گریه بچه‌‌ها آشنا شوید. اگر نوزاد شما وقت و بی‌وقت گریه سر می‌دهد، می‌توانید دلیلش را در لیست پیش رو جستجو کنید.

گـرسنـگی
شاید گرسنگی اولین احتمالی باشد که به واسطه گریه نوزادتان در نظر بگیرید. بهتر است روش پیشگیری را در این مورد یاد بگیرید. پیشگیری از گریه نوزادان به دلیل گرسنگی نیاز به دانستن زمان گرسنگی آن‌ها دارد. برای این امر هم حتما لازم نیست جیغ و فریاد راه بیندازند. شما باید علائم گرسنگی آن‌ها را دریابید.
نوزادان گاهی در این شرایط است که حتی دستشان را می‌خورند. اگر در آغوش باشند سرشان را به نشانه شیرخوردن به سمت سینه مادر می‌چرخانند. بچه‌ها گاهی اوقات بابت گرسنگی فقط نق می‌زنند و البته بعضی وقت‌ها هم ملچ و ملوچ راه می‌اندازند که این‌ها همگی می‌توانند نشانه‌های گرسنگی نوزاد باشند؛ پیش از آن‌که بابت بی‌توجهی شما به همه این علائم صدای گریه‌شان به آسمان بلند شود.

پوشک کثیف!
بعضی ا ز بچه‌ها به محض این‌که پوشک خود را کثیف می‌کنند داد و فریاد راه می‌اندازند. بعضی دیگر اما پر تحمل هستند و صدایشان هم درنمی‌آید. اگر نوزاد شما جزء دسته دوم است بهتر است خودتان زود به زود پوشک او را نگاهی بیندازید تا مانع از سوختگی پا‌هایش شوید.

خواب آلودگی
آیا بچه‌ها خوشبخت نیستند؟ آن‌ها وقتی خسته هستند به راحتی می‌توانند بخوابند؛ هر زمانی که بخواهند و هر جایی که باشند. خب! این شاید تصور شما باشد. در واقعیت ماجرا اما خوابیدن بچه‌ها به این راحتی‌ها هم نیست که شما فکر می‌کنید. آن‌ها همیشه هم بابت خواب‌آلود بودن چشم‌هایشان را نمی‌مالند بلکه نق می‌زنند و گریه سر می‌دهند. آن‌ها را بلند کنید. شعری دلنشین را به آرامی هر چه تمام‌تر در گوششان زمزمه کنید و آهسته آهسته تکانشان دهید. اگر هم شعر بلد نیستید بهتر است با جملات دلنشین آن‌ها را خواب کنید. شما از کجا می‌دانید، شاید آن‌ها کلمه به کلمه حرف‌های شما را متوجه شوند!

نوزاد شما آغوش شما را می‌خواهد!
نوزادان بیش از آن چیزی که فکر می‌کنید به نوازش و آغوش شما احتیاج دارند. این نکته مهم را هرگز از یاد نبرید که نوزادان به شدت دوست دارند صورت پدر و مادرشان را از نزدیک ببینند صدای آن‌ها را از نزدیک بشنوند و البته به صدای تپش قلبشان گوش بدهند. نوزادان حتی دوست دارند بوی تن پدر و مادرشان مشام آن‌ها را پر کند؛ بویی که فقط مختص پدر و مادر آن‌هاست و نه هیچ‌کس دیگری. گریه آن‌ها شاید دلیلش این باشد که آغوش پدر و مادرشان را می‌خواهند. شاید پیش خودتان فکر کنید زیادی در آغوش گرفتن بچه‌ها آن‌ها را لوس می‌کند اما حداقل در چند ماه اول نوزادی اصلا چنین اتفاقی نخواهد افتاد و به واقع آغوش پدر و مادر برای بچه‌ها یک نیاز ضروری است.

مشکلات شکمی
نفخ معده نوزادان از جمله مشکلاتی است که گریه‌های پر سرو صدای بچه‌ها را در پی دارد. یادتان باشد مشکل نفخ معده بچه‌ها اگر حل نشود ممکن است در طول هفته ۳ تا ۴ بار بچه‌ها را چنان آزار دهد که صدای گریه آن‌ها به آسمان بلند شود. اگر کوچولوی شما به طور معمول بعد از غذا خوردن گریه سر می‌دهد، شک نکنید که او با مشکل هوای معده که منجر به درد می‌شود، مواجه است. بهتر است قبل از این‌که سرخود از شربت‌هایی مانند گریپ‌میکسچر استفاده کنید حتما پزشک فرزندتان را در جریان بگذارید و در صورت تایید او سراغ چنین داروهایی بروید. به طور کلی روش طبیعی برای رفع نفخ معده نوزاد و جلوگیری از گریه‌های بی‌امان او این است که در چنین صورتی نوزاد را روی شکم بخوابانید و آرام آرام پشت او را مالش دهید. همچنین می‌توانید پاهای او را در همین حالت به دست بگیرید و به آرامی هر چه تمام‌تر مانند رکاب زدن دوچرخه حرکت دهید تا مشکل نفخ معده‌اش حل شود.

کمک کنید آروغ بزند!
خالی کردن هوای معده یا به زبان ساده‌تر‌‌ همان آروغ زدن یک الزام نیست اما اگر کوچولوی شما بعد از غذا خوردن گریه می‌کند، شاید به کمکتان نیاز دارد تا هوای معده‌اش را از طریق آروغ زدن خالی کند. بچه‌ها معمولا وقتی از سینه مادر یا بطری شیر می‌خورند مقداری هوا را هم همراه شیر قورت می‌دهند و همین سبب می‌شود بعدا به آروغ زدن احتیاج پیدا کنند و اگر این اتفاق نیفتد صدای گریه‌شان در می‌آید!

یا خیلی گرمشان است یا خیلی سرد
مواظب باشید! اگر همواره حین عوض کردن پوشک بچه لباس او را در می‌آورید و آن وقت است که فریادش به آسمان بلند می‌شود تصور نکنید صرفا از عمل تعویض پوشک و لباس شاکی است و بابت آن گریه می‌کند بلکه ممکن است کوچولوی شما آنقدر سردش شده باشد که گریه‌اش درآمده و این اشک‌ها به واقع نشانه اعتراض باشد. یادتان باشد نوزادان معمولا دوست دارند لباس کافی به تن داشته باشند و گرم بمانند و البته نه زیادی گرم! برای این‌که در سرما و گرمای بچه‌ها دچار اشتباه نشوید، بهتر است یک نکته را به عنوان قانون همواره به یاد داشته باشید. یک نوزاد باید همیشه یک لایه لباس بیشتر از شما به تن کند. بنابراین دمای بدن او را با توجه به سرما و گرمای خودتان و میزان لباسی که می‌پوشید، تنظیم کنید. بچه‌ها به طور معمول به خاطر گرما کمتر شکایت می‌کنند اما بابت سرما حسابی شاکی می‌شوند و گریه راه می‌اندازند.

یک چیز کوچولو
گاهی اوقات هر چه تلاش می‌کنید متوجه علت گریه نوزاد خود نمی‌شوید. در این مواقع بهتر است در بدن او سراغ یک مشکل کوچک بگردید. ممکن است یک تار موی ظریف دور انگشت شست پایش پیچیده باشد و آ‍زارش بدهد. ممکن است یک تکه از نخ لباسش به بدن او چسبیده باشد. ممکن است مارک لباسش اذیتش کند؛ یک دلیل کوچک که شاید به راحتی با چشم شما قابل رویت نباشد. تلاش کنید علت را پیدا کنید چون در غیر این صورت ساعت‌ها با چشمان معصوم و البته اشک‌آلود او مواجه می‌شوید!

تولد دندان‌ها
یکی از دلایل شایع گریه کردن‌های بیش از حد بچه‌ها تولد دندان‌های آن‌هاست. یادتان باشد که هر یک دندانی که قرار است از میان لثه‌های حساس نوزاد شما بیرون بیاید کلی درد برای او به همراه دارد. بعضی از بچه‌ها حین دندان درآوردن درد بیشتری را نسبت به بعضی دیگر تحمل می‌کنند. به طور کلی اگر گریه‌های نوزاد شما امانتان را بریده و قطع هم نمی‌شود و البته شما هم دلیلش را پیدا نمی‌کنید با انگشتان خود به آرامی لثه او را لمس کنید. اگر به قسمت سختی رسیدید بدانید که مشکل از ظهور دندان‌هاست. به طور معمول اولین دندان نوزاد در فاصله زمانی ۴ تا ۷ ماه متولد می‌شود. البته همواره این احتمال وجود دارد که دندان‌ها زود‌تر خودشان را نشان بدهند. بنابراین اصلا از این بابت تعجب نکنید.

وقتی کسی درکشان نمی‌کند!
بهتر است بعضی مواقع بچه‌ها را درک کنید. آن‌ها گاهی بابت سرو صدای زیاد دور و اطرافشان کلافه می‌شوند. گاهی برای این‌که زیاد بغلشان می‌کنند، کلافه می‌شوند. گاهی برای این‌که زیاد بغلشان می‌کنند، عصبانی می‌شوند. بوسه‌ها دیوانه‌شان می‌کند! بنابراین بعضی وقت‌ها گریه‌های از ته دل نوزاد یعنی این‌که «لطفا این همه محبت دیوانه‌کننده را بس کنید!» در چنین مواقعی بهتر است مادر یا پدر، نوزاد را به گوشه خلوتی ببرند و او را در آرامش برای دقایقی در آغوش بگیرند و به آرامی تکانش دهند.

وقتی احساس آرامش نمی‌کند!
اگر همه نیازهای اولیه نوزاد را بررسی کرده‌اید و بابت همه چیز مطمئن شده‌اید اما او همچنان گریه می‌کند، ممکن است مشکلی داشته باشد که این چنین آرامشش را از دست داده. دمای بدنش را کنترل کنید چون شاید تب کرده و این تب می‌تواند نشانه یک بیماری باشد. شاید یک سرماخوردگی ساده است که او را کلافه کرده است. شاید هم به توجه شما احتیاج دارد. یادتان باشد بچه‌ها گاهی صرفا برای جلب توجه شما اشک می‌ریزند. گاهی نیاز دارند شما آن‌ها را در آغوش بگیرید و به آن‌ها توجه کنید. پس لطفا به اندازه کافی به‌آن‌ها توجه کنید حتی بعضی وقت‌ها بیش از اندازه به آن‌ها توجه کنید.
ادامه مطلب
نویسنده: فرض اله باقرزاده بازدیدها: 172 نظرات: 0








2018

KHORSHID E SHAB

File engine/modules/dlefa_stats/index.php not found.