گاهی وقت‌ها صدای گریه نوزاد شما حالتی غیرعادی به خود می‌گیرد. گریه‌ای که هرگز نظیرش را نشنیده‌اید.
در چنین شرایطی بعد از این‌که نیازهای اولیه نوزاد را به سرعت بررسی کردید و با مشکل مواجه شدید حتما سراغ پزشک او بروید

به گزارش پاتوق پلاس و به نقل از شهرزاد،بچه‌ها گریه می‌کنند و پدر و مادر‌ها دست و پایشان را گم می‌کنند. مشکل اینجاست که آن‌هایی که به تازگی به جمع والدین اضافه شده‌اند از چم و خم کار بی‌خبرند. در واقع آن‌ها نمی‌دانند هنگامی که نوزاد گریه سر می‌دهد می‌خواهد چیزی به پدر و مادرش بگوید. راحت‌تر این‌که گریه، زبان نوزاد است. مهم است که به عنوان پدر و مادر بدانید بچه‌ها هیچ‌وقت بی‌دلیل گریه نمی‌کنند. یعنی اصلا نوزادی وجود ندارد که از سر دلخوشی فریادش به آسمان بلند شود.
پس هر وقت صدای این فرشته‌های کوچک درمی‌آید بدانید که آن‌ها به واسطه نیاز یا مشکلی که درآن لحظه دارند اشک‌هایشان سرازیر شده. با این وضعیت بهتر است با دلایل گریه بچه‌‌ها آشنا شوید. اگر نوزاد شما وقت و بی‌وقت گریه سر می‌دهد، می‌توانید دلیلش را در لیست پیش رو جستجو کنید.

گـرسنـگی
شاید گرسنگی اولین احتمالی باشد که به واسطه گریه نوزادتان در نظر بگیرید. بهتر است روش پیشگیری را در این مورد یاد بگیرید. پیشگیری از گریه نوزادان به دلیل گرسنگی نیاز به دانستن زمان گرسنگی آن‌ها دارد. برای این امر هم حتما لازم نیست جیغ و فریاد راه بیندازند. شما باید علائم گرسنگی آن‌ها را دریابید.
نوزادان گاهی در این شرایط است که حتی دستشان را می‌خورند. اگر در آغوش باشند سرشان را به نشانه شیرخوردن به سمت سینه مادر می‌چرخانند. بچه‌ها گاهی اوقات بابت گرسنگی فقط نق می‌زنند و البته بعضی وقت‌ها هم ملچ و ملوچ راه می‌اندازند که این‌ها همگی می‌توانند نشانه‌های گرسنگی نوزاد باشند؛ پیش از آن‌که بابت بی‌توجهی شما به همه این علائم صدای گریه‌شان به آسمان بلند شود.

پوشک کثیف!
بعضی ا ز بچه‌ها به محض این‌که پوشک خود را کثیف می‌کنند داد و فریاد راه می‌اندازند. بعضی دیگر اما پر تحمل هستند و صدایشان هم درنمی‌آید. اگر نوزاد شما جزء دسته دوم است بهتر است خودتان زود به زود پوشک او را نگاهی بیندازید تا مانع از سوختگی پا‌هایش شوید.

خواب آلودگی
آیا بچه‌ها خوشبخت نیستند؟ آن‌ها وقتی خسته هستند به راحتی می‌توانند بخوابند؛ هر زمانی که بخواهند و هر جایی که باشند. خب! این شاید تصور شما باشد. در واقعیت ماجرا اما خوابیدن بچه‌ها به این راحتی‌ها هم نیست که شما فکر می‌کنید. آن‌ها همیشه هم بابت خواب‌آلود بودن چشم‌هایشان را نمی‌مالند بلکه نق می‌زنند و گریه سر می‌دهند. آن‌ها را بلند کنید. شعری دلنشین را به آرامی هر چه تمام‌تر در گوششان زمزمه کنید و آهسته آهسته تکانشان دهید. اگر هم شعر بلد نیستید بهتر است با جملات دلنشین آن‌ها را خواب کنید. شما از کجا می‌دانید، شاید آن‌ها کلمه به کلمه حرف‌های شما را متوجه شوند!

نوزاد شما آغوش شما را می‌خواهد!
نوزادان بیش از آن چیزی که فکر می‌کنید به نوازش و آغوش شما احتیاج دارند. این نکته مهم را هرگز از یاد نبرید که نوزادان به شدت دوست دارند صورت پدر و مادرشان را از نزدیک ببینند صدای آن‌ها را از نزدیک بشنوند و البته به صدای تپش قلبشان گوش بدهند. نوزادان حتی دوست دارند بوی تن پدر و مادرشان مشام آن‌ها را پر کند؛ بویی که فقط مختص پدر و مادر آن‌هاست و نه هیچ‌کس دیگری. گریه آن‌ها شاید دلیلش این باشد که آغوش پدر و مادرشان را می‌خواهند. شاید پیش خودتان فکر کنید زیادی در آغوش گرفتن بچه‌ها آن‌ها را لوس می‌کند اما حداقل در چند ماه اول نوزادی اصلا چنین اتفاقی نخواهد افتاد و به واقع آغوش پدر و مادر برای بچه‌ها یک نیاز ضروری است.

مشکلات شکمی
نفخ معده نوزادان از جمله مشکلاتی است که گریه‌های پر سرو صدای بچه‌ها را در پی دارد. یادتان باشد مشکل نفخ معده بچه‌ها اگر حل نشود ممکن است در طول هفته ۳ تا ۴ بار بچه‌ها را چنان آزار دهد که صدای گریه آن‌ها به آسمان بلند شود. اگر کوچولوی شما به طور معمول بعد از غذا خوردن گریه سر می‌دهد، شک نکنید که او با مشکل هوای معده که منجر به درد می‌شود، مواجه است. بهتر است قبل از این‌که سرخود از شربت‌هایی مانند گریپ‌میکسچر استفاده کنید حتما پزشک فرزندتان را در جریان بگذارید و در صورت تایید او سراغ چنین داروهایی بروید. به طور کلی روش طبیعی برای رفع نفخ معده نوزاد و جلوگیری از گریه‌های بی‌امان او این است که در چنین صورتی نوزاد را روی شکم بخوابانید و آرام آرام پشت او را مالش دهید. همچنین می‌توانید پاهای او را در همین حالت به دست بگیرید و به آرامی هر چه تمام‌تر مانند رکاب زدن دوچرخه حرکت دهید تا مشکل نفخ معده‌اش حل شود.

کمک کنید آروغ بزند!
خالی کردن هوای معده یا به زبان ساده‌تر‌‌ همان آروغ زدن یک الزام نیست اما اگر کوچولوی شما بعد از غذا خوردن گریه می‌کند، شاید به کمکتان نیاز دارد تا هوای معده‌اش را از طریق آروغ زدن خالی کند. بچه‌ها معمولا وقتی از سینه مادر یا بطری شیر می‌خورند مقداری هوا را هم همراه شیر قورت می‌دهند و همین سبب می‌شود بعدا به آروغ زدن احتیاج پیدا کنند و اگر این اتفاق نیفتد صدای گریه‌شان در می‌آید!

یا خیلی گرمشان است یا خیلی سرد
مواظب باشید! اگر همواره حین عوض کردن پوشک بچه لباس او را در می‌آورید و آن وقت است که فریادش به آسمان بلند می‌شود تصور نکنید صرفا از عمل تعویض پوشک و لباس شاکی است و بابت آن گریه می‌کند بلکه ممکن است کوچولوی شما آنقدر سردش شده باشد که گریه‌اش درآمده و این اشک‌ها به واقع نشانه اعتراض باشد. یادتان باشد نوزادان معمولا دوست دارند لباس کافی به تن داشته باشند و گرم بمانند و البته نه زیادی گرم! برای این‌که در سرما و گرمای بچه‌ها دچار اشتباه نشوید، بهتر است یک نکته را به عنوان قانون همواره به یاد داشته باشید. یک نوزاد باید همیشه یک لایه لباس بیشتر از شما به تن کند. بنابراین دمای بدن او را با توجه به سرما و گرمای خودتان و میزان لباسی که می‌پوشید، تنظیم کنید. بچه‌ها به طور معمول به خاطر گرما کمتر شکایت می‌کنند اما بابت سرما حسابی شاکی می‌شوند و گریه راه می‌اندازند.

یک چیز کوچولو
گاهی اوقات هر چه تلاش می‌کنید متوجه علت گریه نوزاد خود نمی‌شوید. در این مواقع بهتر است در بدن او سراغ یک مشکل کوچک بگردید. ممکن است یک تار موی ظریف دور انگشت شست پایش پیچیده باشد و آ‍زارش بدهد. ممکن است یک تکه از نخ لباسش به بدن او چسبیده باشد. ممکن است مارک لباسش اذیتش کند؛ یک دلیل کوچک که شاید به راحتی با چشم شما قابل رویت نباشد. تلاش کنید علت را پیدا کنید چون در غیر این صورت ساعت‌ها با چشمان معصوم و البته اشک‌آلود او مواجه می‌شوید!

تولد دندان‌ها
یکی از دلایل شایع گریه کردن‌های بیش از حد بچه‌ها تولد دندان‌های آن‌هاست. یادتان باشد که هر یک دندانی که قرار است از میان لثه‌های حساس نوزاد شما بیرون بیاید کلی درد برای او به همراه دارد. بعضی از بچه‌ها حین دندان درآوردن درد بیشتری را نسبت به بعضی دیگر تحمل می‌کنند. به طور کلی اگر گریه‌های نوزاد شما امانتان را بریده و قطع هم نمی‌شود و البته شما هم دلیلش را پیدا نمی‌کنید با انگشتان خود به آرامی لثه او را لمس کنید. اگر به قسمت سختی رسیدید بدانید که مشکل از ظهور دندان‌هاست. به طور معمول اولین دندان نوزاد در فاصله زمانی ۴ تا ۷ ماه متولد می‌شود. البته همواره این احتمال وجود دارد که دندان‌ها زود‌تر خودشان را نشان بدهند. بنابراین اصلا از این بابت تعجب نکنید.

وقتی کسی درکشان نمی‌کند!
بهتر است بعضی مواقع بچه‌ها را درک کنید. آن‌ها گاهی بابت سرو صدای زیاد دور و اطرافشان کلافه می‌شوند. گاهی برای این‌که زیاد بغلشان می‌کنند، کلافه می‌شوند. گاهی برای این‌که زیاد بغلشان می‌کنند، عصبانی می‌شوند. بوسه‌ها دیوانه‌شان می‌کند! بنابراین بعضی وقت‌ها گریه‌های از ته دل نوزاد یعنی این‌که «لطفا این همه محبت دیوانه‌کننده را بس کنید!» در چنین مواقعی بهتر است مادر یا پدر، نوزاد را به گوشه خلوتی ببرند و او را در آرامش برای دقایقی در آغوش بگیرند و به آرامی تکانش دهند.

وقتی احساس آرامش نمی‌کند!
اگر همه نیازهای اولیه نوزاد را بررسی کرده‌اید و بابت همه چیز مطمئن شده‌اید اما او همچنان گریه می‌کند، ممکن است مشکلی داشته باشد که این چنین آرامشش را از دست داده. دمای بدنش را کنترل کنید چون شاید تب کرده و این تب می‌تواند نشانه یک بیماری باشد. شاید یک سرماخوردگی ساده است که او را کلافه کرده است. شاید هم به توجه شما احتیاج دارد. یادتان باشد بچه‌ها گاهی صرفا برای جلب توجه شما اشک می‌ریزند. گاهی نیاز دارند شما آن‌ها را در آغوش بگیرید و به آن‌ها توجه کنید. پس لطفا به اندازه کافی به‌آن‌ها توجه کنید حتی بعضی وقت‌ها بیش از اندازه به آن‌ها توجه کنید.
برخی مردهای متاهل یک وجه مشترک دارند که برای انجام آن تلاش زیادی هم می‌کنند. این وجه مشترک فریبکاری است. این مردهای تنوع طلب در پی روابط خارج از ازدواج هستند و سعی می کنند خود را مجرد جلوه دهند و متاسفانه بسیاری از خانم ها براحتی دروغهای آنها را باور کرده و ناخواسته خود را درگیر چنین روابطی میکنند و وقتی در نهایت متوجه متاهل بودن طرف مقابل می شوند دلشکسته و سرخورده میشوند. در زیر به مواردی اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد مردی که با او وارد رابطه شده‌اید متاهل است.

پولی برای اینکه شما را شام بیرون ببرد ندارد زیرا همسرش همه پول‌های او را کنترل می‌کند

احتمالاً خانواده‌ای را تحت حمایت دارد که شما از آن بی‌اطلاع هستید. احتمال اینکه ازدواج کرده باشد بسیار زیاد است. ممکن است شما را به مکانی ببرد که ادعا می‌کند برای خودش است یا اجاره کرده است. اما ممکن است فریبتان داده باشد و آن مکان متعلق به دوست او باشد.

از چند خط تلفن‌همراه استفاده می‌کند و احتمالاً شماره‌ای که به شما داده سیم‌کارت اعتباری است

نسبت به آقایانی که از چند خط تلفن همراه استفاده می‌کنند کمی بیشتر نگران شوید. این می‌تواند نشانه این باشد که پشت سر شما اتفاقات عجیبی می‌افتد که شما اطلاعی از آن ندارید. ممکن است خط ثابت او متعلق به خانواده یا همسرش باشد. او هیچوقت اطلاعات دقیقی نسبت به خانواده‌اش به شما نمی‌دهد یا وقتی بعضی ساعات خاص با او تماس می‌گیرید پاسخگوی شما نیست یا شما را از سرش باز می‌کند.

دروغش را رو می‌کنید

کمی درمورد او تحقیق می‌کنید و به بعضی دروغ‌های او پی می‌برید. متوجه می‌شوید که همه چیزهایی که از او سوال می‌کنید را انکار می‌کند اما قطعاً می‌دانید که صحت دارد. شناسنامه‌اش که در آن ازدواجش ثبت شده را پیدا می‌کنید اما طلاقی برای او به ثبت نرسیده است. این نشان می‌دهد که او هنوز به همسرش متعهد است.

فقط زمان‌های مشخصی می‌تواند با شما تلفنی صحبت کند

خانم‌ها، اگر عادت دارد فقط در ساعت‌های عجیبی با شما صحبت کند، معنی‌اش این است که یک جای کار می‌لنگد. اگر می‌گوید بخاطر مشغله کاری‌اش فقط می‌تواند نیمه‌شب با شما حرف بزند، گول نخورید. هر مردی که ازدواج نکرده باشد، می‌تواند طی ساعت‌های عادی روز با شما حرف بزند.

بعضی وقت‌ها که به او زنگ می‌زنید پاسخ نمی‌دهد

وقتی می‌گوید که وقتی به او زنگ زدید پیش مادرش بوده و به همین دلیل نمی‌توانسته صحبت کند، باور نکنید. مطمئناً چیزی را از شما پنهان می‌کند، مخصوصاً اگر خودش هم فقط سر ساعات غیرعادی به شما زنگ می‌زند. می‌توانید هر سوالی که داشتید از او بپرسید اما مطمئناً انکار خواهد کرد، مگراینکه مدرک درست در دست داشته باشید. کسی که تلفن شما را پاسخ نمی‌دهد، مطمئناً شما را فریب داده است و پای یک شخص سوم وسط است.

نداشتن عکس و اطلاعات پروفایل درصورتیکه اینترنتی با او آشنا شده باشید

برخی از مردهای متاهل در سایت‌های دوست‌یابی اینترنتی، عکسی روی پروفایل خود نمی‌گذارند اما اگر بخواهید عکسشان را برایتان ایمیل می‌کنند. دلیل آن این است که نمی‌خواهند کسی از حضور آنها در این سایت‌ها مطلع شود.

فقط از طریق ایمیل یا پیامک با شما تماس برقرار می‌کند

خیلی از افراد این روش‌های ارتباطی را ترجیح می‌دهند. اما اگر این تنها روش ارتباطی آنها باشد، قطع بر یقین مشکلی وجود دارد. یک فرد متاهل می‌تواند خیلی راحت از طریق اینترنت یا پیامک با شما ارتباط برقرار کند اما صحبت کردن تلفنی برای او مشکل خواهد بود.

هیچگاه شما را با خانواده یا دوستان خود آشنا نمی‌کند

مردان متاهل معمولاً دوست‌دخترشان را به کسانی که همسرشان را می‌شناسند معرفی نمی‌کنند.

هیچوقت آدرس خانه اش را به شما نمی دهد

اگر آدرس خانه‌اش را به شما نمی‌دهد، نشانه هشدار مهمی است. خیلی‌ها این بهانه را می‌آورند که از نظر خانوادگی مشکل دارند
و نمی‌توانند شما را به خانه‌شان دعوت کنند. اما خیلی‌وقت‌ها این بهانه واقعیت ندارد و مشکل جای دیگری است.

می‌گوید متارکه کرده است

مردان متاهل معمولاً ادعا می‌کنند که متارکه کرده‌اند نه اینکه قانوناً طلاق گرفته باشند. کاری که شما باید بکنید این است
که از آنها بخواهید هر زمان به طور قانونی از همسرشان جدا شدند با شما تماس بگیرند.

هیچوقت شما را به مکان‌های عمومی نمی‌برد

اگر هیچوقت شما را بیرون نمی‌برد، ممکن است پول کافی نداشته باشد یا برای بیرون رفتن تنبل باشد؛
اما ممکن است موضوع چیز دیگری باشد و بخاطر متاهل بودن نخواهد کسی شما را با او ببیند.

اگر رابطه‌تان از راه دور است، فقط وقتی در شهر شماست با شما تماس برقرار می‌کند

اگر وقتی در خانه است ناگهان گم می‌شود و هیچ خبری از او به دستتان نمی‌رسد، نشانه یک مشکل جدی است.

هیچوقت شما را در لیست دوستان اینترنتی‌اش در شبکه‌های اجتماعی اضافه نمی‌کند

اگر مدتی است با او رابطه دارید اما شما را به لیست دوستانش اضافه نکرده است، احتمالاً چیزی را از شما پنهان می‌کند.

در روزهای تعطیل و آخرهفته‌ها کاملاً ناپدید می‌شود

اینکه به همسرش بگوید آخرهفته‌ها را باید کار کند تا بتواند با شما وقت بگذراند برای او قطعاً سخت‌تر خواهد بود.

اگر شما هم نشانه ای سراغ دارید می توانید آنرا در بخش نظرات با دیگران به اشتراک بگذارید.

مردمان نت
باوجود نیت خوبتان، این رفتارها ممکن است رابطه‌تان را خراب کند.

مردها گاهی اوقات اشتباهاتی مرتکب می‌شوند که با خطر خراب کردن ازدواجشان همراه است. درواقع، اگر شما هم جزء مردهای عادی باشید،

حتماً چندین بار تابحال از این اشتباهات مرتکب شده‌اید.

باور نمی‌کنید؟ از همسرتان بپرسید. حالا قبل از اینکه حالت دفاعی به خودتان بگیرید، باید بگوییم که تقصیری ندارید. اینها کارهای حساسی هستند
که خیلی وقت‌ها حتی خودتان از انجام آن بی‌اطلاعید. و تغییر این رفتارها، تفاوت شگرفی برای همسرتان خواهد کرد،
که فقط برای خودتان ممکن است خوب باشد.

علاوه بر این، تشخیص دادن این اشتباهات و تلاش برای اصلاح آنها نه تنها به ازدواجتان کمک می‌کند،
بلکه برای سلامتی خود شما و همسرتان هم مفید است.

به مرور زمان، احساسات منفی که با آنها برخورد نشود، ممکن است منجر به مشکلات جسمی و روحی شود. در رابطه برای هر دو طرف استرس ایجاد
می‌شود. به طور معمول وقتی زوج‌ها به دنبال درمان می‌روند، این استرس موجب تحریک اضطراب یا افسردگی در یکی از آنها یا هر دوشان شده است.


در زیر به چند اشتباه آقایون در ازدواج، نحوه تشخیص آنها و از همه مهمتر راه اصلاح آن اشاره می‌کنیم:
۱. نشان ندادن همدلی.

دکتر آلبرت ماسلو، روانشناس، می‌گوید، «همدلی -- توانایی تشخیص و تقسیم احساسات دیگران-- مهمترین بخش هر رابطه است.
خانم‌ها معمولاً در این زمینه بهتر عمل می‌کنند. آنها دوست دارند احساساتشان درک شده و به آن ارزش گذاشته شود.
درعوض مردها به جای اینکه فقط گوش کنند، وارد عملیات حل مشکل می‌شوند. این اشتباه است.

مثلاً اگر همسرتان به شما می‌گوید که احساس می‌کند نادیده‌اش می‌گیرید، چیزی که در آن لحظه می‌خواهد این است
که احساسات او را درک کنید تا اینکه درمورد واقعیات مسئله حرف بزنید.»

۲. هزینه‌های بی‌پروا.
خریدهای بزرگ مثل خریدن یک ماشین بدون اینکه اول با همسرتان مشورت کنید یکی از رفتارهایی است که باید اکیداً از آن دوری کنید.
درواقع، این بعد از خیانت دومین رفتاری است که ازدواج شما را بر هم خواهد زد. و متاسفانه مردها به کرات این رفتار را تکرار می‌کنند.

چرا؟ مردها دانسته و ندانسته پُست ریاست در رابطه را به خود می‌دهند. این هم اشتباه است. رابطه زوج‌ها باید تقسیم ریاست باشد.

۳. خودخواهی جنسی.
خیلی از مردها در اتاق‌خواب فراموش می‌کنند که همسرشان بیشتر از آنها نیاز به تحریک شدن دارد.

دکتر ماسلو می‌گوید، «محبت، اینکه کاری کنید احساس کند دوستش دارید و به او نیاز دارید، برای تحریک شدن او لازم است.
مردانی که سنشان بالاتر است این را فهمیده‌اند اما مردان جوان معمولاً از آن ناآگاهند.»

برای مردان رابطه‌جنسی راهی برای نزدیک شدن است اما خانم‌ها قبل از رابطه‌جنسی نیاز به نزدیک شدن احساسی و ایجاد رابطه دارند.

۴. اشتباه گوش دادن.
گوش دادن به این معنی نیست که وقتی همسرتان درمورد چیزی که اذیتش می‌کند برایتان حرف می‌زند فقط سرتان را تکان دهید
و به راه‌هایی برای حل آن مشکلات فکر کنید. مردها معمولاً سعی می‌کنند موقعیت‌ها را بررسی کرده و به راهکارهایی برای آن فکر کنید.
این کار مطمئناً همسرتان را دیوانه می‌کند.

چیزی که او می‌خواهد این است که با هم درمورد مشکلات حرف بزنید، او دوست دارد شما در گفتگو شرکت کنید نه اینکه سعی کنید
قهرمان باشید و به تنهایی راه‌حل پیدا کنید. او دوست دارد به حرف‌هایش دقت کنید و به احساساتی که در میان می‌گذارد اهمیت دهید.

۵. پنهان کردن احساسات.
اینکه وقتی همسرتان درمورد احساساتش با شما حرف می‌زند به او گوش دهید الزامی است. حرف زدن درمورد احساسات خودتان هم همینطور.

اما خیلی از مردها تصور می‌کنند باید احساساتشان را پنهان کنند درغیراینصورت ضعیف دیده می‌شوند.

اما باید بدانید در میان نگذاشتن احساساتتان یک نقطه منفی از دید همسرتان است. همسرتان تصور خواهد کرد
آن رابطه نزدیک و عمیقی که دوست دارد با شوهرش داشته باشد را ندارد و احساس می‌کند از او دور شده‌اید.

ترغیب کردن مردها برای باز کردن دردودلشان کار سختی است. اما نگران نباشید این کار نه تنها نشانه ضعف شما نیست بلکه نشانه قدرت است.
مردها از ابتدای کودکی تا زمانیکه بزرگ می‌شوند یاد می‌گیرند که نباید اجازه دهند دیگران بفهمند که از چه چیزهایی می‌ترسند.
اما دردودل کردن یک ریسک است و ریسک کردن نیازمند شجاعت.

۶. سعی در مسلط شدن و ریاست کردن.
مرد بودن به معنای رئیس بودن نیست. اما خیلی مردها این را نمی‌فهمند. آنها سعی می‌کنند هر چه که می‌خواهند
را با تکیه به زور و ریاست کردن به دست بیاورند. خانم‌ها به این روش واکنش عکس می‌دهند و به اعمال قدرتتان پاسخ مثبت نمی‌دهند.

جایگاه قدرتی که مردها معمولاً برای خود در نظر می‌گیرند، باعث خراب شدن رابطه می‌شود، رابطه‌ای که باید متقابل، محبت‌آمیز و حمایت‌کننده باشد. بهترین ما در ارتباط با دیگران است که پدیدار می‌شود نه بعنوان هویتی مستقل.

.............................................
مردمان نت
از سالهای دور، از همان ابتدای پیدایش نوشتار، عشق ستوده شده است. به همان اندازه که ستوده شده، بر سر معنای آن بحث شده است.
ذات عشق هر چه که باشد، به طریقی با احساس صمیمیت، محبت و وابستگی در ارتباط است.

احترام مفهومی است که اغلب با چهره‌ها و شخصیت‌های افتخارآفرین و قدرتمند مرتبط بوده است اما مفهومی بسیار قوی‌تر و پیچیده‌تر دارد.
تصور می‌شود که هر انسانی عشق را تجربه می‌کند اما ممکن است احترام در زندگی خود نبیند و از طرف همه برای او حاصل نشود.

رنگ‌های عشق
عشق انواع مختلفی دارد: عشق رمانتیک، عشق فرزندی، عشق مادری، عشق به کشور، … ممکن است بگویید که عاشق فلان فیلم یا آهنگ
هستید، این به آن معناست که از نظر احساسی شما را تکان داده است. کلمه «عشق» خیلی وقت‌ها برای بیان عشقتان به اشیاء یا غذاها استفاده
می‌شود. عشق به فردی دیگر ممکن است برگشت نداشته باشد اما وقتی برگشت داشته باشد، «والاترین» سطح عشق خواهد بود.

احترام انواع کمتری دارد اما با کمی تنوع. یکی همان احترام سنتی/تاریخی برای یک شخصیت صاحب مقام و قدرت است که ذکر کردیم
که نشانگر دفاع است و نه لزوماً تحسین. «احترام» می‌تواند نشانگر تحسین یک استعداد یا مهارت نیز باشد.
کلمه «احترام» همچنین برای نشان دادن دغدغه برای حقوق و نیازهای یک نفر هم استفاده می‌شود. و «احترام به خود» نیز داریم
که نشان دهنده دغدغه شما برای نیازها و حقوق خودتان در زندگی است.

ریشه‌ها
تحقیقات در ۵۰ سال گذشته یک پایه و اساس بیولوژیکی برای عشق یافته است. موادشیمیایی اُکسی‌توسین و وازوپرسین می‌توانند
منجر به احساس وابستگی شوند. این موادشیمیایی در مادر در هنگام مراقبت از فرزند وجود دارد و توسط عمل جنسی در هر دو طرف رابطه نیز ایجاد
می‌شود.

گفته می‌شود که توانایی عشق ورزیدن در سه سال اول زندگی شکل می‌گیرد. برای ایجاد و شکل‌گیری قدرت عشق ورزیدن در کودک لازم است
که عشق و توجه دریافت کند. فقدان این توانایی، «اختلال دلبستگی» نامیده می‌شود.

آنهایی که تصور می‌شود توانایی عشق ورزیدن ندارند، معمولاً توانایی احترام گذاشتن هم ندارند. افرادیکه دچار اختلالات شخصیتی ضداجتماع هستند
از عهده هیچکدام برنمی‌آیند. این مسئله برای آنها که دچار خودشیفتگی مفرط یا اختلال شخصیت ضداجتماعی هستند نیز صدق می‌کند.

پایه بیولوژیکی احترام نیز احتمالاً در سختی و جامعه ریشه دارد. بقا به اجتماعی بودن انسان‌ها وابسته بوده است.
جوامع پستانداران همیشه یک یا دو رهبر داشته است. جوامع می‌بایست باکفایت‌ترین فرد را برای رهبری انتخاب می‌کردند
و برای قضاوت به آنها رجوع می‌کردند.

دست یافتن به عشق و احترام
تصور بر این است که احترام چیزی است که می‌توانید به آن دست پیدا کنید اما عشق به دلیل خصوصیات ذاتی فرد سراغ او می‌آید.
درباره هر دو این موضوعات کتاب‌هایی نوشته شده است.

در ۵۰ سال گذشته، کتاب‌های زیادی ادعا کرد‌ه‌اند رازهای مورد توجه و دوست داشتن قرار گرفتن را با آموزش دستورالعمل‌هایی که باز بودن و
علاقه‌مندی را تحریک می‌کند یا خواننده‌ها را به دوست داشتن خود ترغیب می‌کنند، عنوان کرده‌اند.

مطالب زیادی درمورد به دست آوردن احترام نوشته شده است، این کتاب‌ها بر موضوع اصلی متمرکزند: اربابی و رفتار. هرگونه استادی در یک مهارت،
به طور خودکار احترام می‌آورد. آدمها به پول، تحصیلات و قدرت دیگران احترام می‌گذارند. به قهرمانان ورزشی بخاطر موفقیت‌ها و برتری‌شان احترام
می‌گذارند. یکی دیگر از موضوعات احترام رفتار است. محترم، بااعتمادبه‌نفس و از نظر احساسی خوددار بودن همه رفتارهایی است
که احترام می‌آورد.

ملاحظات
شارل دوگل، ژنرال معروف فرانسوی در ۱۸۰۰ میلادی، گفته است، «من فقط به کسانی احترام می‌گذارم که در برابر من مقاومت می‌کنند
اما من قادر به تحمل آنها نیستم». این اعتباربخش این ایده است که در برخی موارد، احترام بدون عشق می‌تواند سالم باشد
اما خلاف آن درست نیست. عشق بدون احترام وضعیت خوشایندی نیست. و اگر این احساسات گرم نبوده و وابسته‌تر باشد،
مثل عشق یک فرزند به والدین آزاررسان خود، می‌تواند موجب اختلال شود.

دیدگاه انیشتین
آلبرت انیشتین، چهره علمی و فرهنگی، درمورد عشق چنین می‌گوید: «جاذبه مسئول افتادن انسان‌ها به دام عاشقی نیست.» همچنین گفته است،
«احترام فکرنشده برای یک مقام قدرتمند، بدترین دشمن حقیقت است.» و او عاشق حقیقت بود.

مردمان نت
یک استاد روانشناسی گفت: اکنون بیش از دو سوم طلاق ها در ایران توافقی است و روند رو به افزایش طلاق های توافقی به مرز هشدار رسیده است.
معصومه حاتمی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران ، گفت: تحولات اجتماعی دهه های گذشته در سطح جهانی، نظام های خانواده را با تغییرات، چالشها، مسائل و نیازهای جدید و متنوعی مواجه کرده که طی همین مدت خانواده به شکلی فزاینده در معرض تهدید قرار گرفته است.
این استاد روانشناسی تصریح کرد: وقتی کارکردهای خانواده از قبیل کارگردهای زیستی، اجتماعی و شناختی و عاطفی یکی پس از دیگری آسیب می بیند، اعضای آن به تدریج احساس رضایتمندی خود را از دست می دهند، کاهش تدریجی رضایتمندی اعضای خانواده ابتدا موجب گسستگی روانی و گسستگی اجتماعی و در نهایت واقعه حقوقی می شود که این گسستگی منجر به طلاق می شود.
این روانشناس با بیان این که رشد نوعی خاصی از طلاق، یعنی طلاق توافقی، در سالهای اخیر الگوی پیشین طلاق را دستخوش تغییر کرده است اظهار کرد: طلاق توافقی نیز خود بر افزایش نرخ این پدیده اجتماعی اثر مثبت گذاشته، به صورتی اکنون بیش از دو سوم طلاق ها در ایران توافقی است و روند رو به افزایش طراق های توافقی به مرز هشدار رسیده است، نفس این تغییر الگویی طلاق به سمت طلاق توافقی می تواند نشان دهنده این مطلب باشد که تجربه زندگی پس از طلاق خود به عنوان انتخاب نوعی الگوی زندگی توسط بخش قابل توجهی از زوجین برگزیده می شود که خود ضرورت مطالعه مشکلات و آسیب های وارد بر زنان مطلقه را نمایان تر می سازد.
وی ادامه داد: به دلیل مسائل خاص اجتماعی و فرهنگی کشور و قرار گرفتن در موقعیت و منزلت فروتر زنان مطلقه، بهره مندی آنان از امکانات مختصر زندگی کمتر از سهم سرانه اعضای دیگر خانواده است، میزان درآمد زنان شاغل کمتر از مردان بوده و امکان دسترسی به مشاغل سودآور و منابع تولید اقتصادی مانند زمین، آموزش و تخصص و تکنولوژی و خدمات نیز در حالت میانگین نسبت به مردان کمتر است این محرومیت های نسبی، پس از طلاق زنان، خود را به صورت مضاعف نشان می دهد.
حاتمی با اشاره به اینکه میزان آسیب پذیری زنان از واقعه طلاق بیش از همسران مرد آنها است، افزود: میزان آسیب پذیری زنان از واقعه طلاق یش از همسران مرد آنها است. این آسیب ها به خصوص برای مادرانی که سرپرستی فرزند یا فرزندان خود را برعهده می گیرند و به خصوص در جوامعی که خانواده حمایت موثری را از زنان مطلقه انجام نمی دهد نسبت به آسیب های وارده به مردان جدا شده از همسر دو چندان می شود.
وی در پایان با اشاره به راهکارهایی برای کاهش آسیب های وارده بر زنان مطلقه اظهار کرد: راهکارهای کاهش آسیب وارده بر زنان مطلقه در بخش اقتصادی می تواند دخالت دولت در تأمین مسکن مناسب برای زنان مطلقه برای کاهش شدت این آسیب و استفاده از راهکارهای توانمندسازی و حمایتی؛ مانند جدی گرفته شدن بیمه زنان خانه دار، فرهنگ سازی دستگاه های ذیربط مانند صدا و سیما و رسانه های جمعی جهت تلقی شدن کار خانه داری به عنوان فعالیتی با ارزش و آشنا ساختن زنان خانه دار با حقوق قانونی شان در حوزه مسائل اقتصادی، برگزاری کلاس های آموزشی باشد.
خیلی‌ها این خصوصیت را دارند: سبک محاوره مخالفتی

کسی که این سبک محاوره را دارد کسی است که در مکالمات خود همیشه با طرف‌مقابل خود مخالفت کرده و سعی می‌کند
حرف‌های او را اصلاح کند. ممکن است این کار را به طریقی کاملاً دوستانه یا خصمانه انجام دهد
اما در هر حالت نظرات خود را در چارچوبی کاملاً متضاد با نظرات شما مطرح می‌کند.

شما هم با چنین افرادی برخورد داشته‌اید؟
سوالاتی که درمورد این افراد مطرح می‌شود از این قرار است:

اگر این سبک گفتگو واقعی باشد، آیا استراتژی است که این افراد بطور مداوم از آن استفاده می‌کنند؟ یا بستگی به فرد مقابلشان دارد
که آنها را به استفاده از این سبک مکالمه تحریک می‌کند؟

آیا این راهی برای تاکید بر برتری خود است یا اصلاح دیگران؟

آیا این افراد متوجه این خصوصیت در خود می‌شوند؟ آیا الگوی رفتاری در خود مشاهده می‌کنند که با دیگران متفاوت باشد؟

آیا متوجه می‌شوند که این اخلاق چقدر می‌تواند خسته‌کننده باشد؟

خیلی اوقات این افراد به طریقی کاملاً دوستانه مخالفت‌های خود را ابراز می‌کنند. ممکن است از آن بعنوان تاکتیکی برای جلو بردن مکالمه و جذاب
کردن آن استفاده کنند. در این نوع بحث‌ها اطلاعات و بینش‌های جالبی مطرح می‌شود اما باز با اینحال برای فرد مقابل خسته‌کننده خواهد بود.

در بسیاری از موارد هم فرد با این سبک مکالمه خود واقعاً طرف‌مقابل را به چالش می‌کشاند.

این سبک محاوره در بهترین حالت برای طرف‌مقابل بسیار خسته‌کننده خواهد بود و در بسیاری از موارد کاملاً آزاردهنده.
حتی در مواردی که فرد این کار را بسیار دوستانه انجام می‌دهد هم حفظ خونسردی و کنترل خود برای فرد‌مقابل بسیار دشوار خواهد بود.

امکان‌پذیر نیست که در مکالمات همیشه بین دو طرف توافق وجود داشته باشد اما اینکه طرفتان با هر یک کلمه شما مخالفت کند
و این کار را پشت سر هم انجام دهد به نظر هیچکس جالب نخواهد بود.

افرادیکه مهارت گفتگوی خوب دارند بسیار هوشمندانه مخالفت‌های خود را ابراز کرده و به طریقی سازنده و مثبت نظرات خود برای طرف‌مقابل مطرح
می‌کنند تا اینکه بخواهند تهاجمی عمل کرده و فقط به اصلاح طرف‌مقابل بپردازند.

بد نیست دفعه بعدی که با فردی با این خصوصیت برخورد کردید، از آنها سوال کنید و ببینید خودشان می‌دانند که چنین سبک گفتگویی دارند.

مردمان نت
میگنا - احساس می‌کنید به آخر خط رسیده‌اید؛ دیگر نمی‌خواهید ادامه دهید چون اساسا آینده ای برای این رابطه نمی بینید. اما کمی دست نگه دارید! نمی‌خواهیم شمارا از تصمیمتان منصرف کنیم فقط می‌خواهیم کمی با هم مواردی را که شاید در ذهنتان مرور نکرده‌اید، مرور کنیم.

شکی نیست که جدایی در دوران نامزدی بسیار بهتر از جدایی در دوران عقد، و جدایی در دوران عقد بسیار کم
ضررتر از جدایی بعد از ازدواج است.

با این حال همین تصمیم در دوران نامزدی هم تبعاتی دارد که باید مراقب آنها باشید و آنها را در تصمیم تان لحاظ کنید.

روی کاغذ بیاورید
سعی کنید افکار و ‌نظرهایی که دارید، بنویسید و آنها را با نامزدتان در میان بگذارید. تمام نارضایتی ها، خواسته ها و ناراحتی هایتان را بنویسید. در بسیاری موارد حرف‌هایی وجود دارد که نمی‌توانید آنها را به زبان بیاورید اما اگر فضایی آرام برای خودتان ایجاد کنید و به خودتان زمان بدهید، می‌توانید آن حرف‌ها را روی کاغذ و در مرحله بعد به زبان بیاورید.

این کار حتی می‌تواند باعث شود همسرتان برای اولین بار هم که شده به حرف‌های شما گوش دهد
چرا که نوشتن به نوعی خارج شدن از محدوده شخصی است و شما رازهای این محدوده شخصی را با طرف مقابلتان
در میان می‌گذارید. در خلوت و تنهایی و فکر کردن می‌توانید دلیل واقعی عصبانیت‌ها و برخی رفتارهایتان را بیابید.

هزینه‌هایش را بسنجید
با خودتان فکر کنید هزینه‌های زوج‌درمانی و مشاوره را پرداختن و به حل مشکل فکر کردن بهتر است
یا مهر طلاق را در شناسنامه کوبیدن و پله‌های دادگاه‌ها را بالا و پایین رفتن کدام یک برایتان کم هزینه تر در می آید؟

شاید هنوز این راه را که انتهایش بن‌بست نیست، امتحان نکرده باشید. البته یک نکته را هم باید
در نظر داشته باشید. زمان تان را هدر ندهید.

عمر و جوانی شما چیزی است که نباید با دست دست کردن یا بی گدار به آب زدن حرامش کنید.
با مشورت گرفتن از مشاورهای

تا زمانی که نتوانید صادقانه و بی‌طرفانه به این شرایط نگاه کنید، نمی‌توانید موقعیت نادرست را ترک و به موقعیت درست دست پیدا کنید، نمی‌توانید همراه بهتری برای زندگی‌تان پیدا کنید و حتی نمی‌توانید یک رابطه قوی و ماندگار با اطرافیانتان داشته باشید و حتی در ازدواج های بعدی هم دچار مشکل خواهیدشد

مجرب و دلسوز و قاطعیت تصمیم بگیرید. با صداقت باشید اگر سوال‌های درستی در ذهنتان درباره‌ تصمیمی که گرفته‌اید، نداشته و همه ابعاد آن را نسنجیده باشید و برای سوال‌هایتان و خودتان جواب قانع‌کننده نداشته باشید، به جای اینکه از طلاق راهی برای رهایی بسازید، قلعه‌ای برای اسارت می‌سازید بنابراین لازم است از خودتان بپرسید:

چرا در این موقعیت قرار گرفته‌ام؟
چرا تصمیم به ازدواج با این فرد گرفتم؟ چه کارهایی انجام دادم که باعث وخامت اوضاع و عصبانیت و درگیری شد؟ سهم هر کدام از ما در این اختلاف ها چقدر است؟ چه بخشی از اختلاف ها به تفاوت های شخصیتی ما برمی گردد؟ چه بخشی به دخالت اطرافیان و چه بخشی مربوط به اشتباهات و بی تجربگی هایمان است؟ تا زمانی که نتوانید صادقانه و بی‌طرفانه به این شرایط نگاه کنید، نمی‌توانید موقعیت نادرست را ترک و به موقعیت درست دست پیدا کنید، نمی‌توانید همراه بهتری برای زندگی‌تان پیدا کنید و حتی نمی‌توانید یک رابطه قوی و ماندگار با اطرافیانتان داشته باشید و حتی در ازدواج های بعدی هم دچار مشکل خواهیدشد.

بیشتر ازدواج‌ها سیاه و سفید نیستند و اغلب خاکستری‌اند و این یعنی می‌توانید آن را به سمت سیاه و سفید ببرید در حالی که بیشتر افراد وقتی اتفاقی میانشان می‌افتد، به جای درست کردن اوضاع، به سمت تخریب کامل پیش می‌روند.
.....................................................
قبل از بهم زدن نامزدی‌تان بخوانید:

مشورت کنید
قبل از مشورت با اطرافیان، تصمیمی نگیرید. خیلی از اطرافیان شما هستند که در دوران نامزدی مشکلاتی شبیه شما داشته اند اما بعدها این مشکل را حل کرده اند. از آنها بپرسید چطور با مشکلاتشان کنار آمده اند و چگونه توانسته اند رابطه و نامزدی شان را مدیریت کنند.

مشورت با بزرگترها می تواند راهگشا باشد اما دقت کنید که تصمیم گیرنده نهایی شما هستید. با اقتدار اما نه لجبازی تصمیم بگیرید. اگر به اندازه کافی مطمئن هستید، راه های بالا را رفته اید و هنوز فکر می کنید ازدواج شما با این شخص سرانجامی نخواهد داشت، با احترام به والدین تان بگویید تصمیم تان قطعی است و می خواهید آینده خوبی برای خود بسازید.

عواقبش را بشناسید
بدانید تصمیمی که گرفته اید تبعاتی دارد. خیلی ها از نامزدی شما با خبر هستند و همین می تواند باعث شود تا مدت ها حرف جدایی شما بین دیگران زده شود. با این مساله کنار بیایید و سعی کنید به چیزی جز آینده درخشان تان و ساختن زندگی بهتر و رشد دادن خودتان فکر نکنید.
به جای متمرکز شدن روی گذشته، به آینده نگاه کنید و بدانید این تصمیم را برای داشتن آینده بهتر گرفته اید. پس با درگیر شدن در حرف و حدیث های دیگران وقت و انرژی خود را هدر ندهید.

در مقابل سوال و جواب دیگران خیلی محترمانه و سربسته بگویید که این ازدواج نمی توانست
سرانجامی داشته باشد و ترجیح داده اید جلوی ضرر را از همین جا بگیرید.

به دوستان و آشنایان کنجکاو بگویید نامزدی به معنی ازدواج نیست و دوره ای است
برای شناخت بهتر. بنابراین تصمیمی که گرفته اید بر اساس منطق بوده است.

همشهري آنلاين
عشق چیزی بسیار خاص است زیرا وقتی شکست می‌خورد قدرت آسیب زدن به ما را دارد. نباید این شکست را به خودتان بگیرید. هر روز روابط بسیاری با شکست مواجه می‌شوند و این به آن معنی نیست که دیگر عشقی وجود نخواهد داشت. دلیل آن هر چه که باشد، اینکه یاد بگیرید چطور کسی که خیلی دوست داشته‌اید را فراموش کنید کار بسیار سختی است و نیازمند گذشت زمان است. خوشبختانه، خیلی‌ها این کار را انجام داده‌ و با موفقیت روبه‌رو شده‌اند. ما روش آن را به شما آموزش می‌دهیم.

مراحل
بخش اول: تغییر دیدگاهتان
۱. بفهمید که هنوز ممکن است این فرد را دوست داشته باشید. اگر تصور می‌کنید نمی‌توانید فراموشش کنید، احتمالاً دلیلی دارد. شما اوقات فوق‌العاده‌ای را با هم گذرانده‌اید و بخش مهمی از قلبتان را به او داده‌اید. حالا که تصمیم گرفته‌اید فراموشش کنید، دیگر به آن فرد طوری که دوست دارید باشد نگاه نکنید و سعی کنید خودِ واقعی‌اش را ببینید.

• اگر به شما دروغ می‌گوید یا فریبتان می‌دهد و یا احساسش نسبت به شما عوض شده است باید بفهمید که این رابطه اصلاً رابطه سالمی برای شما به حساب نمی‌آید. ممکن است برایتان سوءتفاهم شود یا عصبانی شوید. فراموش کردن این فرد ممکن است خیلی سخت باشد اما به این معنی نیست که نمی توانید فراموشش کرده و زندگی‌تان را پیش ببرید.

• همچنین درک کنید که فراموش کردن به این معنی نیست که دیگر نمی‌توانید آن فرد را دوست داشته باشید. فقط به این معنی است که عشق شما به او تغییر کرده است. هنوز می‌توانید او را ببینید، بهترین آرزوها را برایش داشته باشید و دعا کنید که خوشبخت شود. فراموش کردن به این معنی نیست که باید به طور کل نادیده‌اش بگیرید؛ یعنی باید بیشتر به فکر خودتان باشید.

• به خودتان باور داشته باشید. شما چیزهای زیادی دارید. عشق یعنی فهمیدن بیشتر درمورد خودتان از طریق دیگران. با تجربه عشق‌های بیشتر، اطلاعات بیشتری درمورد خودتان به دست می‌آورید. اگر خودتان، خودتان را باور نداشته باشید، عشق بعدی‌تان چطور می‌تواند باورتان کند؟

۲. درک کنید که آدم‌های دیگری هم هستند--فقط شما نمی‌بینید. احتمالاً خیلی زیاد این فرد را دوست داشته‌اید که شما را به نقطه‌ای رسانده است که هیچ کس دیگری را در دنیا به جز او نمی‌بینید. فراموش کردن سخت‌ترین قسمت کار است و ممکن است زمان زیادی طول بکشد اما زندگی کوتاه‌تر از آن است که بخواهید آن را هدر دهید.

• همه ما دوست داریم در دنیای افسانه ای زندگی کنیم که در آن همه چیز دقیقاً طبق برنامه‌مان پیش می‌رود و هیچ سختی و مشکلی وجود ندارد، اما زندگی واقعی اینطور نیست. افراد زیادی هستد که قبل از این که با یک فرد خاص بمانند، در طول زندگی‌شان با آدم‌های زیادی رابطه عاشقانه برقرار می‌کنند.

• سعی کنید خوش‌بین باشید. نیمه پر لیوان را ببینید. به جای اینکه فکر کنید، «من عشقم را از دست دادم»، فکر کنید «من الان مجردم!». به جای اینکه فکر کنید «کسی که خیلی وقت بود می‌شناختم را از دست دادم»، فکر کنید «حالا باید با آدمهای زیادی آشنا بشوم». خوش‌بین بودم کمکتان می‌کند زودتر فراموش کنید.
............................................
۳. بدانید که ممکن است شما بیشتر از مقداری که طرف‌مقابلتان دوستتان داشته، دوستش داشته‌اید. این مورد شاید سخت باشد زیرا به احتمال زیاد طرف مقابل نمی‌دانسته است که شما چقدر عاشقش بوده‌اید. اما اشکالی ندارد. این به آن معنی نیست که شما فردی دوست‌داشتنی، جذاب یا فریبنده نیستید. فقط به این معنی است که فرصت دیگری برایتان هست که کسی را پیدا کنید که درست همان اندازه که شما دوستش دارید، دوستتان بدارد.

• اگر تصورتان این است که شما بیشتر از طرف مقابلتان او را دوست داشته‌اید، از این بعنوان یک انگیزه استفاده کنید. فکر کنید: ترجیح می‌دهید با کسی باشید که کمتر از آن مقداری که دوستش دارید، دوستتان دارد یا به همان اندازه؟

• درگیر این ایده نشوید که «شاید کس بهتری را پیدا نکنم». نباید هیچوقت خودتان را اسیر کسی کنید که به دردتان نمی‌خورد. بیرون بروید، به استانداردهای خودتان باور داشته باشید و سعی کنید کسی که می‌خواهید را پیدا کنید.بهتر است مستقل و شاد باشید تا در رابطه با کسی که به فکرتان نیست.
..................................
۴. اگر احساستان را به کسی که عاشقش هستید گفته‌اید و هیچ جوابی دریافت نکرده‌اید، درک کنید
که هیچ دلیلی برای ادامه آن وجود ندارد. فراموش کردن به نفعتان است.

• با یک فرد بی‌طرف که چنین موقعیتی داشته است حرف بزنید. یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان. اگر مجبور شدید پیش مشاور هم بروید. درمیان گذاشتن فکر و احساستان با یک فرد بی‌طرف سبک‌ترتان می‌کند و کمک می‌کند زودتر فراموش کنید.

• با درد به طرقی سازنده برخورد کنید. وانمود نکنید که غصه‌ای ندارید. راه‌های فرار خلاقانه‌ای پیدا کنید مثل هنر یا گفتگو تا دردتان را از طریق آن بیرون بریزید. سعی کنید بیشتر وقت‌ها به آن فکر نکنید زیرا فکر کردن مداوم به آن بدترش می‌کند.
..................................
۵. تصمیم بگیرید می‌خواهید همچنان دوست بمانید یا نه. به خودتان بستگی دارد. خیلی سخت است که دوستی یک عشق قدیمی را با استقلال تازه‌تان در کنار هم داشته باشید. بیشتر افراد تصور می‌کنند آسان‌تر است که یک دوستی دور با فردمقابل نگه دارید اما تصمیم با خودتان است.
...............................................................

بخش دوم: برگرداندن استقلال شخصی
۱. به مسافرت بروید. لازم نیست یک سفر رویایی باشد. مهم این است که فقط مناظر تازه ببینید
و چیزی شما را مشغول نگه دارد. افراد زیادی باور دارند که تغییر محل موقتی باعث می‌شود
ذهنتان را پاک کنید و به وضعیت عادی برگردید.

• با محلی‌ها معاشرت کنید. اگر قرار است همیشه خودتان تنها باشید چه فایده‌ای دارد
که به محلی جدید بروید؟ با محلی‌ها معاشرت کنید، به داستان‌هایشان گوش دهید و خوش بگذرانید.

• زمان‌هایی را به تنهایی بگذرانید. سعی کنید از استقلال کنونی‌تان شاد شوید.
اگر نتوانید به تنهایی شاد باشید، چطور فردی که قرار است بعدها به زندگی‌تان بیاید می‌تواند با شما شاد شود؟

۲. به دوستان و خانواده تکیه کنید. دوستان و خانواده‌تان در هر شرایطی در دسترس شما هستند - از آنها استفاده کنید! وقتی احساس ناراحتی می‌کنید، با اعضای خانواده وقت بیشتری را بگذرانید یا با دوستانتان قرار گذاشته و بیرون بروید. دوستان و خانواده‌تان درست به همان اندازه یک شریک عاشقانه دوستتان دارند اما به طریقی متفاوت.

• برای اتفاقاتی که می‌افتد به نزدیک‌ترین دوستتان پناه ببرید. اگر آمادگی شنیدن نصیحت دارید، از دوستتان بخواهید این کار را بکند. بهترین دوست شما از دیدی شما را می‌بیند که خودتان نمی‌توانید و دیدگاهی واقعاً تازه به شما خواهد داد. دوست نزدیک شما هر کاری هم که نتواند بکند، فرصتی برای بیرون ریختن حرف‌های دلتان در اختیار شما قرار می‌دهد و باعث می‌شود فکر کنید ارزشمندید.

۳. همه یادگاری‌های رابطه قبلی را از دیدرس خود دور کنید. شاید خیلی جالب به نظر نرسد اما لازم و ضروری است. فراموش کردن یک عشق قبلی مستلزم این است که در آینده زندگی کنید نه گذشته. همه عکس‌ها، یادداشت‌ها، فیلم‌ها، هدیه‌ها و هر چیز دیگری که به او مربوط می‌شود را جمع کرده و در جایی دور از دسترس و دیدتان بگذارید. کار ناراحت‌کننده‌ای است اما روحیه‌تان را بهتر خواهد کرد.

• به خاطر داشته باشید که برداشتن و دور کردن به معنی از بین بردن نیست. ممکن است دوست داشته باشید که همه یادگاری‌هایتان را نگه دارید، درست همانطور که ممکن است نخواهید آن فرد را به طور کل فراموش کنید. شاید دلتان بخواهد وقتی به کل رابطه را پشت سر گذاشتید، نگاهی به آن یادگاری‌ها بیندازید.

۴. همانطور که غصه می‌خورید، حتماً خودتان را خالی کنید. خیلی‌ها تصمیم می‌گیرند همه احساساتشان را جایی بنویسند. وقتی حوصله‌اش را داشتید، یک تکه کاغذ بردارید و افکارتان را روی آن یادداشت کنید. با این روش وقتی توانستید به خوبی رابطه را پشت سر بگذارید، با خواندن آن نوشته‌ها خواهید فهمید که چقدر قوی بوده‌اید که توانستید آن را فراموش کنید.

• چه حسی دارید؟ پنج سال پیش اگر در چنین موقعیتی می‌بودید چه حسی داشتید؟
پنج سال دیگر در چنین شرایطی چه حسی خواهید داشت؟ به این فکر کنید
که آن رابطه چه معنا و مفهومی برایتان داشته است.

• فقط از طریق نوشتن نیست که می‌توانید خودتان را تخلیه کنید. نقاشی، طراحی، رقص،
ساخت و ساز و دویدن راه‌های عالی دیگری برای آن هستند. هر چه که باشد، باید از ته قلبتان باشد
و چیزی که از آن به دست آید، فوق‌العاده خواهد بود.

۵. از جسمتان خوب مراقبت کنید. به طور مرتب ورزش کنید. اگر آنقدر از بر هم خوردن عشقتان غصه می‌خورید
که تصور می‌کنید به جسمتان آسیب می‌زند، حتماً با یک مشاور صحبت کنید.

۶. وقتی آماده بودید، دوباره در جستجوی عشق باشید. این فرایند ممکن است ماه‌ها طول بکشد یک حتی یک سال. اگر هنوز آماده نیستید، خودتان را مجبور نکنید؛ نه برای خودتان و نه آن فرد جدید منصفانه نیست. بدانید که آدم‌های زیاد دیگری هم هستند که اگر به آنها فرصت دهید، برایتان احترام و ارزش قائلند.

• خیلی‌ها تصور می‌کنند که اگر وارد رابطه‌های سرسری شوند کمک می‌کند که زودتر فراموش کنند. اگر تصمیم به این کار گرفتید، حتماً این کار را به دلایل درست انجام دهید: اینکه مثلاً به دنبال محبت هستید، دیدن آدم‌های جدید برایتان جالب است و … دقت کنید که برای جلب حسادت فرد قبلی هیچوقت وارد چنین رابطه‌هایی نشوید چون ارزشش را ندارد.

• از اشتباهاتتان درس بگیرید. وقتی دنبال فرد جدیدی هستید که عشقتان را با او سهیم شوید، با انجام اشتباهات قبلی یک دل‌شکستگی دیگر را رقم نزنید. اشتباهات و تقصیراتتان در رابطه قبلی را پیدا کرده و سهی کنید دیگر آنها را تکرار نکنید.

• خودتان باشید. مهم نیست که با چه کسی آشنا شوید، فقط باید خودتان باشید. برای اینکه کسی دوستتان داشته باشد، باید خود واقعی‌تان را به او نشان دهید. آنها باید بپذیرند که اشتباهاتشان را بپذیرند، آنها را برای پارتنر جدیدشان عنوان کنند و بدانند که پارتنرشان هم آنها را قبول می‌کند.

نکات
• کسی که شما برایش فقط یک گزینه هستید را به اولویت زندگی‌تان تبدیل نکنید.

• وقتتان را برای کسی که با شما وقت نمی‌گذراند تلف نکنید.

• اگر احساس عصبانیت و افسردگی دارید، سعی نکنید انتقام بگیرید،
فقط درمورد آن با یکی از دوستانتان حرف بزنید. هیچکس ارزش اینهمه ناراحتی و غصه شما را ندارد.

• یادتان باشد که بالاخره فراموشش خواهید کرد اما باید از کارهایی که شما را یاد او می‌اندازد دست بکشید.
زندگی بسیار کوتاه است و نباید خودتان را نگران این کنید. تا می‌توانید از آن استفاده کنید.

• اشکالی ندارد که بعد از آن احساس ناراحتی و تنهایی کنید، فقط مطمئن شوید که نگذارید خیلی اذیتتان کند.
گاهی‌اوقات احساس ناراحتی و گریه باعث می‌شود حالتان بهتر شود.

• زمان بهترین دارو است.

• به جای اینکه بخواهید فردی خاص دوباره وارد زندگی‌تان شود، عشق و خوشبختی بخواهید.

• تلفنتان را عوض کنید تا مدام پیام‌های قبلی‌تان را چک نکنید.

• فراموش کردن خیلی سخت است اما اصلاً دلیلی ندارد که بگذارید آسیب ببینید
و یا با شما بدرفتاری شود. شما لایق بهترین‌ها هستید!

مردمان نت
اگر شوهرتان در دخل و خرج شما دخالت می کند، فوراً او را در مورد خرج های خودش سرزنش نکنید. زیرا در این صورت فقط وارد فاز حمله و دفاع می شوید و فرصتی برای درک همدیگر نمی یابید. لازم نیست در مورد همه چیز با هم توافق داشته باشید، ولی در عین حال باید دیدگاه یکدیگر را درک کنید.

میگنا - درست است که همه مردم دوست دارند بهترین و سعادتمندترین زندگی مشترک را داشته باشند، ولی بعضی کارها که شاید متوجه آنها هم نباشید، به رابطه شما آسیب می زنند. در واقع شما عمداً این کارها را انجام می دهید، زیرا معتقدید که کار درستی هستند، ولی درست برعکس آن صحیح است.

درست است که همه مردم دوست دارند بهترین و سعادتمندترین زندگی مشترک را داشته باشند، ولی بعضی کارها که شاید متوجه آنها هم نباشید، به رابطه شما آسیب می زنند. در واقع شما عمداً این کارها را انجام می دهید، زیرا معتقدید که کار درستی هستند، ولی درست برعکس آن صحیح است. از اشتباهات زیر دوری کنید تا زندگی مشترک شما دوام یابد.

سکوت می کنید.
1. صبر می کنید تا شوهرتان در صورت نیاز به چیزی به حرف بیاید.

آقایان دوست دارند قوی باشند، نه آسیب پذیر و بسیاری از آنها حس می کنند که نمی توانند به داشتن نیازهای بیشتری اعتراف کنند. اگر او حس کند که شما زیادی سرتان شلوغ است یا نیاز او را قبول نمی کنید، ساکت می ماند و درمانده می شود. از او بپرسید که به چه فکر می کند و چه می خواهد. صبر نکنید تا خودش آن را مطرح کند، زیرا به احتمال زیاد هرگز این کار را نخواهد کرد.

کمی تشکر کنید.
2. شما به شوهرتان نمی گویید چقدر از او سپاسگزارید.

چه او نان آور باشد چه پدری بیکار باشد، باید از تلاش های او قدردانی کنید، در غیر این صورت فکر می کند سربار است. حتی اگر شما هم پا به پای او کار می کنید، باید تشکرات قلبی خود را به او نشان دهید. کمبود تقدیر و سپاسگزاری در زندگی مشترک بیزاری می آفریند.

گودال های عشقی
3. شما کمبود شور جنسی خود را نادیده می گیرید.

اگر او از شما تقاضای رابطه جنسی می کند و شما معمولاً دست رد به سینه اش می زنید، به تدریج به سوی زناشویی بی عشق خواهید رفت. اگر شما حال و حوصله اش را ندارید، این مسئولیت به گردش شماست که دلیلش را بفهمید. شاید دلیلی روانی یا عاطفی داشته باشد، ولی اینکه به این مشکل رسیدگی کنید، نشان می دهد که برایتان مهم است. با پزشک خود حرف بزنید و راه حلی پیدا کنید. اینکه این قضیه را نادیده بگیرید، انگار او را نادیده گرفته اید.

عمل کردن بهتر از حرف زدن است.
4. شما شکایت می کنید که او به شما محبت نمی کند، در حالیکه این کار را می کند.

شوهرتان هر چقدر هم یک دل نه صد دل عاشق شما باشد، به احتمال زیاد درباره آن با شما حرف نمی زند. او احساسات خود را از طریق پدری کردن برای بچه ها و یا زدن چمن های باغچه نشان می دهد. با آنکه شما منتظر گفتگویی طولانی در مورد عشق هستید، ولی نباید این نوع بیان احساسات و عشق و حمایت او را نادیده بگیرید.

رقبای پیشین
5. بطور ناخودآگاه خواستگارهای قبلی خود را بت می کنید.

بعضی از خانم ها با گذشت زمان و محو شدن بدی های خواستگاران پیشین، از آنها تعریف و تمجید می کنند. یادتان باشد که این کار بر روابط محکم هم تأثیر منفی می گذارد. صحبت کردن در مورد خوبی های خواستگاران قبلی، جر و بحث های بدی را با همسرتان شروع می کند. باید روی بهترین ویژگی های همسرتان تمرکز کنید و بجای مقایسه او با دیگران، ارتباط بهتری با او برقرار کنید.

خبر بد
6. معتقدید همه مردها بد هستند.

شاید در گذشته از سوی بعضی ها بدی هایی دیده باشید و منتظر باشید که شوهرتان هم مثل آنها شود. مشکل بزرگ اینجاست که هرگز نمی توانید رابطه خوبی با شوهرتان برقرار کنید، اگر هنوز روی همان باورها تأکید می کنید. آنچه اتفاق افتاده را بپذیرید و خودتان و دیگران را ببخشید و رفتار خود را عوض کنید. شروع تازه ای با همسرتان داشته باشید.

گمانه زنی نکنید.
7. گمان می کنید می دانید او به چه می اندیشد.

حدس و گمان، دشمنی می آفریند. بجای آنکه با شوهرتان حرف بزنید، در ذهنتان سناریو می نویسید. هر وقت دیدید در حال گمانه زنی هستید، خودتان را کنترل کنید. نگرانی های خود را با شوهرتان در میان بگذارید و واقعیت را جستجو کنید.

تک روی
8. شما به تنهایی سعی می کنید این رابطه را ادامه دهید.

تلاش از سوی یک نفر همیشه زندگی مشترک را به مشکل و دردسر می کشاند. رابطه با دو نفر شروع می شود. اگر یکی از این دو نفر حضور نداشته باشد یا از لحاظ عاطفی غایب باشد، هیچ ارتباطی نمی ماند. همیشه حواستان باشد که آیا شما به تنهایی رابطه را پیش می برید یا خیر، در این صورت از کارشناس و مشاور بخواهید که راهنمایی تان کند.

عادلانه مبارزه کنید.
9. زمانی که اختلاف نظر دارید، دیدگاه او را نادیده می گیرید.

اگر شوهرتان در دخل و خرج شما دخالت می کند، فوراً او را در مورد خرج های خودش سرزنش نکنید. زیرا در این صورت فقط وارد فاز حمله و دفاع می شوید و فرصتی برای درک همدیگر نمی یابید. لازم نیست در مورد همه چیز با هم توافق داشته باشید، ولی در عین حال باید دیدگاه یکدیگر را درک کنید.

جدی باشید.
10. شما برای برقراری ارتباط روی طعنه و کنایه تکیه می کنید.

منظورمان از این جمله شوخی ها و مزه پرانی ها نیست، بلکه زمانی است که شما با استفاده از طعنه و کنایه می خواهید حرف و پیام خود را برسانید. این یک روش انفعالی-تهاجمی برای بیان عصبانیت و آزردگی است. سعی کنید بجای نیش و کنایه زدن، حرفتان را رک و جدی و واضح بگویید.

کمبود ارتباط
11. هر روز با او تماس نمی گیرید.

شما خودتان می دانید که باید زندگی مشترک خود را تقویت کنید، ولی وقتی سرتان شلوغ می شود، دور شدن از هم آسان است. به عبارت دیگر شما به این باغچه آب نمی دهید. اگر حس می کنید که شوهرتان دیگر فقط برایتان یک همخانه است، از خودتان بپرسید که چرا از او دوری می کنید. اگر از جواب خود مطمئن نیستید، از تراپیست کمک بخواهید و مسئله را تا دیر نشده، حل کنید.

عصر ايران
یک مدار مغزی یکسان در هر دوی این احساسات درگیر است -- اما نفرت برای عقلانیت حفظ ظاهر می‌کند.

براساس تحقیقی که در آن اساس بیولوژیکی عشق و نفرت کشف شد، مشخص شد که این دو در مغز انسان رابطه‌ای تنگاتنگ با هم دارند.

دانشمندانی که ذات فیزیکی نفرت را بررسی می‌کنند، دریافته‌اند که بعضی از مدارهای عصبی که در مغز مسئول آن هستند، همان‌هایی هستند که در زمان احساسات عاشقانه استفاده می‌شوند. این در حالی است که عشق و نفرت دقیقاً دو قطب مخالف هم هستند.

در این تحقیق از یک اسکنر مغز برای کشف مدارهای عصبی که افراد در زمان نگاه کردن به عکس کسی که می‌گویند
از او متنفر هستند فعال می‌شود، استفاده شد. این تحقیق مشخص کرد که «مدار تنفر» زمینه‌های اشتراکی با «مدار عشق» دارد.

یافته‌های این تحقیق می‌تواند توضیح دهد که چرا هم عشق و هم نفرت می‌تواند
منجر به رفتارهای افراطی شود -- هم قهرمانانه و هم خصمانه.

نفرت معمولاً شور خصمانه در نظر گرفته می‌شود که در دنیایی بهتر می‌بایست کنترل شده و از بین برود.
اما برای بیولوژیست، نفرت احساسی است که به اندازه عشق اهمیت دارد.

نفرت هم مثل عشق گاهی غیرمنطقی است و می‌تواند منجر به رفتارهای قهرمانانه یا خصمانه شود.
اما چطور دو احساس کاملاً متضاد می‌توانند یک رفتار یکسان ایجاد کنند؟

این تحقیق بر روی ۱۷ نفر که اظهار نفرت شدید نسبت به یک فرد خاص را ابراز کرده بودند انجام گرفت.
فرد مورد نفرت برای اکثر آن یک معشوق قدیمی یا یکی از رقبای کاری بود
اما نفرت یکی از خانم‌های داوطلب نسبت به یک شخص سیاسی معروف بود.

محققان فعالیت مدارهای عصبی مغز را که در زمان نگاه کردن فرد به عکس‌های آن افراد مورد تنفر، فعال می‌شد را بررسی کردند.

آنها متوجه شدند که مدار نفرت شامل بخش‌هایی از مغز است که پوتامن و اینسولا نامیده می‌شود
و در قشر زیرین آن قرار گرفته است. پوتامن مداری است که در درک اهانت و انزجار دخیل است
و همچنین می‌تواند بخشی از سیستم حرکتی درگیر در فعالیت‌های جسمی باشد.

پوتامن و اینسولا به طور قابل‌توجهی هر دو در عشق هم فعال هستند که البته جای تعجب نیست.
پوتامن همچنین می تواند در آماده‌سازی اعمال خشونت‌آمیز در زمینه عشقی نیز درگیر باشد.

تحقیقات قبلی نشان داده است که اینسولا هم می‌تواند در واکنش‌های به محرک‌های مضطرب‌کننده دخیل باشد
و هم نگاه کردن صورت هم فرد مورد علاقه و هم فرد مورد نفرت می‌تواند شامل چنین سیگنال اضطراب‌آوری باشد.

یک تفاوت عمده بین عشق و نفرت در این واقعیت است
که بخش وسیعی از قشر مخ --که مربوط به قضاوت و استدلال‌آوری است-- در عشق غیرفعال می‌شود،
درصورتیکه فقط بخش کوچکی از آن در نفرت غیرفعال است.

ازآنجاکه نفرت احساسی همه‌گیر مثل عشق است، ممکن است تعجب‌آور باشد. در عشق، عاشق معمولاً کمتر انتقادی و قضاوتی درمورد فرد موردعلاقه خود برخورد می‌کند، و این در حالی است که زمینه نفرت، فرد برای آسیب زدن و انتقام گرفتن، شدیداً قضاوتی عمل می‌کند.

جالب است که فعالیت بعضی از این ساختارها در واکنش به صورت مورد نفرت از نظر شدت کاملاً متناسب با نفرت عنوان شده است و درنتیجه باعث می‌شود وضعیت ذهنی نفرت، کاملاً عینی قابل‌اندازه‌گیری باشد. یافته‌های این تحقیق می‌تواند در پرونده‌های جنایی نیز مفاهیمی به دنبال داشته باشد.

مردمان نت








2018

KHORSHID E SHAB

File engine/modules/dlefa_stats/index.php not found.