از پیچ خیابان حافظ که به سمت جمهوری می‌پیچید، تنها برجی که تا انتهای خیابان توی چشم می‌زند همین است،‌برج پانزده طبقه بتونی،‌ یادگار دوران نیمه‌تمام نوسازی دهه چهل ایران.

ساختمان پلاسکو،‌ در ضلع شرقی چهارراهی است که به آن استانبول می‌گویند؛ منطقه‌ای که در دهه‌های چهل و پنجاه قلب تجارت و دیپلماسی و البته خوش‌گذرانی و تفریح در تهران بوده است. برج پانزده طبقه‌ای که اولین ساختمان با اسکلت فلزی در تهران بود و دومین ساختمان بلندی که در آن آسانسور وجود داشت،‌ با سرمایه حبیب‌الله القانیان ساخته شد.

وجه تسمیه ساختمان پلاسکو این است که آقای القانیان اصلا مالک کارخانه پلاسکو بود که از جمله مصنوعاتش ظرف‌های ملامین و پلاستیک بوده است. تکمیل ساختمان از سال ۳۹ تا ۴۱ طول کشید و وقتی که سر برآورد،‌ در تمام تهرانی که آن روزها حدود دو میلیون نفر جمعیت داشت دیده می‌شد.

بازار شیک و مدرنی که ۲۹ هزار متر مربع زیربنا داشت،‌ با یک طبقه زیر زمین که حوض و صندلی‌هایی برای نشستن و وقت‌گذرانی در آنها قرار گرفته بود، ‌جای مناسبی برای خرید کردن بود و با بقیه مغازه‌ها و بازارهای سنتی فرق داشت؛ یکی از اولین تجربه‌های ایرانی‌ها از «مرکز خرید» مدرن.

آقای البرزپور از مغازه‌دارهای قدیمی این بازار است. او می‌گوید از همان سال ۴۱ کارش را اول در طبقه دوم شروع کرده است؛ زمانی که تنها بیست و چند سال داشت: «وقتی این بازار راه افتاد،‌ سال‌های اول فقط سرقفلی طبقه منهای یک و همکف فروخته شده بود. شاید ۶۰ درصد کسانی که به این ساختمان آمدند قدیمی‌ها و استخوان‌دارهای بازاری بودند، اما آن ۴۰ درصد دیگر، جوان بودند و کاسبی‌شان را اینجا راه انداختند.»

این فروشنده قدیمی ادامه می‌دهد: «اوایل ساختمان این‌طور نبود، در طبقه اول،‌ همین مغازه‌ای که ما الان در آن هستیم و از باقی واحدهای تجاری اینجا بزرگ‌تر است،‌ به همراه بیشتر واحدهای تجاری طبقه اول متعلق به سینمادارها بود و کسانی که فیلم پخش می‌کردند. دفتر تهیه‌کننده فیلم گنج قارون همین واحدی بود که الان دست من است. بعد، کم‌کم تمام مجتمع را تولیدکننده‌ها و فروشنده‌های پوشاک گرفتند.»

پیدا کردن کسی که آن زمان‌ها در اینجا کار کرده باشد،‌ آن‌قدرها راحت نیست. الان بیشتر مغازه‌ها مرکز پخش هستند و کمتر تولیدی لباسی از سال‌های دور در برج باقی مانده است،‌ اما اطراف خیابان منوچهری،‌ کمی بالاتر از برج پلاسکو،‌ در یکی از سمساری‌های پرت افتاده یکی از کارگرهایی را که در دهه پنجاه در یک تولیدی برج پلاسکو کار می‌کرد، پیدا کردم که از خاطره آن روزها هنوز به خوبی یاد می‌کند: «من کارگر یکی از این تولیدی‌ها بودم،‌ با ماشین‌های برش ژاپنی پارچه‌ها را می‌بریدند،‌ و کارگرها دوزندگی می‌کردند. آن موقع مزد کارگر ساده روزی ۱۲ تومان بود ولی به من هفته‌ای ۱۵۰ تومان پول می‌دانند؛ آن هم وقتی که بلیت امجدیه ۲ تومان بود و با ۳ تومان می‌شد یک غذای خوب در یکی از رستوران‌های خوب این اطراف خورد، یا حتی در رستوران خود برج.»

طبقه آخر برج پلاسکو،‌ تا همین چند سال پیش،‌ یک رستوران سلف‌سرویس بوده است؛ جایی که از آن یک راه‌پله به پشت‌بام می‌رفت. می‌گویند در همین برج چند نفری از این راه خودکشی کرده‌اند.

آقای البرزپور هنوز این خاطره‌ها را به یاد دارد: «در آن سال‌های خیلی دور،‌ سه – چهار نفر در این برج خودکشی کردند. یک نفر خودش را از پنجره یکی از طبقه‌ها به پارکینگ پشتی انداخت،‌ دو نفر خودشان را از همین کریدورها به طبقه منهای یک پرت کردند و کنار حوض مُردند،‌ یک نفر هم از راه‌پله کنار رستوران خودش را به پشت‌بام رساند و به پیاده‌رو پرید.»

امروز بعد از پنجاه و چند سال، اثری از خانواده القانیان در اداره برج پلاسکو نیست. کاسب‌های قدیمی پلاسکو می‌گویند آقای القانیان کمی قبل از انقلاب،‌ برج را به کسی دیگری به نام آقای پرویزیان واگذار کرده بود. اندکی بعد از انقلاب اما ملک به نفع بنیاد مستضعفان مصادره شد،‌ حالا هم مالکیت تک‌تک واحدها به صورت خصوصی متعلق به سرقفلی‌داران و کاسب‌هاست و اجاره واحدهای تجاری به مالک برج پرداخت می‌شود؛ اجتماع بوتیک‌های گران‌قیمت لباس‌های مردانه، عمده‌فروشان و تولیدکننده‌های پیراهن و شلوار مردانه و البته نام‌های بزرگ تجاری.

طبقه منهای یک هنوز هم همان حوض‌های بزرگ آبی را دارد، کف آن هم پر از ته سیگار و ته چک و کاغذ یادداشت است،‌ با فواره‌هایی که ارتفاعشان تا طبقه سوم ساختمان می‌رسد. بازار پلاسکو، نه شلوغی خیابان‌هایی که تبدیل به پاساژ شده‌اند را دارد و نه صدای همهمه و هوای گرفته. به لطف سقف بسیار بلند مجتمع و طراحی دایره‌وارش گردش و دیدن ویترین بوتیک‌ها بسیار آسان است. در راهروها هم صندلی‌هایی برای نشستن وجود دارد که فضای تجاری را انسانی می‌کند.

طبقه‌های پایین بیشتر خرده‌فروش هستند. تعداد آدم‌هایی که هم در راهروها دیده می‌شوند، بیشتر است. مردان جوان،‌ زوج‌ها و خانواده‌هایی که برای خرید آمده‌اند. قیمت سرقفلی این مغازه‌ها تا ۴٫۵ میلیارد تومان می‌رسد. دو طبقه بالا اما ویترین‌ها کم‌اهمیت‌تر می‌شوند و سرقفلی یک مغازه ۳۰ متری تا ۳ میلیارد تومان بالا می‌رود. روی شیشه اغلب مغازه‌ها نوشته‌اند «تک‌فروشی نداریم». در راهروها هم کارتن‌های بزرگ جلوی دید را گرفته‌اند. می‌گویند بسته‌هایی است که برای فرستادن اجناس به شهرهای دیگر از آن استفاده می‌شود.

با اینکه برج پلاسکو ساختمانی است که استانداردهای بازار سنتی در ایران دهه ۴۰ را تغییر داد،‌ اما بازارهای کاربردی ایرانی را نیز در خودش قبول کرد. می‌گویند بخش عمده حمل و نقل بار حتی در پنج طبقه اول که بیشتر خریداران عادی در آن‌ها رفت و آمد می‌کنند با چرخ انجام می‌شود. یادگاری‌های بازار تهران را می‌شود در همه طبقه‌های پلاسکو دید.

۵۹۰ واحد تجاری برج را بیشتر فروشنده‌های جوان می‌گردانند. شغلشان یا بوتیک‌داری است یا فروشنده تولیدی هستند. اغلب آنها از تاریخ این ساختمان بیشتر از اینکه «مالک اینجا یک یهودی سرمایه‌داری بود که اعدامش کرده‌اند»، چیزی نمی‌دانند.

از طبقه پنجم به بعد، دنیای دیگری در پلاسکو شروع می‌شود. این بخش ساختمان، کوچک‌تر است و خبری از راهروهای به هم پیوسته نیست. برای رسیدن به این بخش ساختمان، هرچند راه‌پله هم هست اما باید از آسانسور استفاده کرد. اینجا یکی دیگر از بازمانده‌های تاریخی ساختمان را می‌شود دید؛ کارمندهای آسانسور با شیفت‌هایی که هر شش ساعت تغییر می‌کند،‌ نشسته یا ایستاده، از آدم‌ها می‌پرسند که در کدام طبقه کار دارند و دکمه‌ها را برای آنها فشار می‌دهند. یکی‌شان می‌گوید: «اگر من اینجا نباشم ظرف دو روز آسانسور را خراب می‌کنند. روزی ۱۰ هزار نفر با این آسانسورها بالا و پایین می‌روند‌،‌ نمی‌شود کسی مراقبشان نباشد». روی آسانسورها هم با تاکید نوشته‌اند «برای حمل بار استفاده نشود».

مردهایی که با آسانسور در طبقه‌هایی بالایی برج رفت و آمد می‌کنند، خیلی‌هایشان یکدیگر را می‌شناسند؛ یا فروشنده هستند یا کاسب‌هایی که از این ساختمان جنس مغازه‌شان را تهیه می‌کنند. برای بیشتر آنها دیدن یک خانم در اینجا عجیب است. می‌گویند «محیط، مردانه است».

در طبقه‌های بالایی،‌ خبری از اسم‌های عجیب و دکورهای خوش آب و رنگ روی ویترین مغازه‌ها نیست. در هر طبقه کاغذ راهنمایی نصب شده است که مشتری‌ها را به سمت تولیدی‌هایی که سراغشان آمده‌اند راهنمایی می‌کند. راهروها هم پر است از کیسه‌های پلاستیکی بزرگ با آدرس شهرهای دور و نزدیک و جعبه‌هایی که قرار است برای کاسب‌ها ارسال شود و تولیدکننده‌هایی که می‌گویند «از آدرس روی کارتون‌ها عکس نگیرید».

با اینکه در راهروهای برج پلاسکو خبری از علامت‌های «سیگار نکشید» نیست،‌ اکثر فروشنده‌ها برای اینکه مغازه‌هایشان بوی سیگار ندهد،‌ یا کنار پنجره‌های کوچک دو طرف راهروها تجمع می‌کنند یا هم‌نفس مغازه‌دارهایی می‌شوند که در واحدشان پنجره‌ای رو به هوای آزاد دارند.

هر طبقه بسته به تعداد واحدهای تجاری‌اش،‌ یک یا دو نماینده در مجمع ساختمان دارد. در نهایت، با انتخابات، مدیر ساختمان را تعیین می‌کنند و میران شارژ و هزینه‌های جاری ساختمان را برنامه‌ریزی می‌کنند.

در راه‌پله‌هایی که به سبک چند ده سال پیش هنوز موزاییکی است با لبه‌های فلز کوبی شده، کنار سطل آشغال‌های بزرگ در پاگردها،‌ آگهی تهیه لوازم خیاطی،‌ دکمه و مادگی و چیزهای دیگر را می‌شود دید؛ در کنارش، آگهی‌های فروش سرقفلی و مالکیت واحدهاست.

سر و صدای این واحدها بیشتر دور همی مردانه کاسب‌های بدون مشتری است که بازی می‌کنند یا در حال تبادل خبرهای روز با یکدیگر هستند. حرف‌هایشان با تلفن اغلب درباره چک و رسیدن موعدها و گلایه از بدقولی است. مثل همه بازارهای دیگر، می‌شود صدای بعضی‌ها که استرس بیشتری دارند و نگران رسیدن تاریخ‌ها و نرسیدن پول‌ها هستند را تشخیص داد. بعضی مغازه‌دارها هم در قسمت خلوت‌تر برج، صدای موسیقی پاپ را بلند می‌کنند و دو سه تایی چای می‌خورند و از کسادی بازار گله می‌کنند.

از نمای سپید و قرمز سال‌های دور برج پلاسکو و مجسمه عظیم «کانادا درای» نارنجی که برای تبلیغ روی برج پلاسکو نصب کرده بودند، حالا فقط قطعات فلزی منظمی باقی مانده است که از یک طرف نمای برج بیرون زده است؛ با این حال، ساختمان پلاسکو هنوز تا فاصله‌ قابل توجهی از هر طرف، کاملاً دیده می‌شود.

این ساختمان ، ۳۰ دی ماه ۱۳۹۵  طعمه حریقی گسترده شد.
منبع: akharinkhabar

چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

شب یلدا
دیر زمانی است که مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند که در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند که همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق کامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یکم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد.

چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

شب یلدا
دیر زمانی است که مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را برپا می‌دارند که در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند که همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق کامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یکم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد.

خورشید در حرکت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد که موجب کوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریکی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد که نتیجه آن افزایش روشنایی روز و کاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانروز خورشید اندکی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌کند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله ۵/۲۳ درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معکوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی و فرخنده می‌داشتند.

ادامه مطلب

میگنا – احساس می‌کنید به آخر خط رسیده‌اید؛ دیگر نمی‌خواهید ادامه دهید چون اساسا آینده ای برای این رابطه نمی بینید. اما کمی دست نگه دارید! نمی‌خواهیم شمارا از تصمیمتان منصرف کنیم فقط می‌خواهیم کمی با هم مواردی را که شاید در ذهنتان مرور نکرده‌اید، مرور کنیم.

شکی نیست که جدایی در دوران نامزدی بسیار بهتر از جدایی در دوران عقد، و جدایی در دوران عقد بسیار کم
ضررتر از جدایی بعد از ازدواج است.

با این حال همین تصمیم در دوران نامزدی هم تبعاتی دارد که باید مراقب آنها باشید و آنها را در تصمیم تان لحاظ کنید.

روی کاغذ بیاورید
سعی کنید افکار و ‌نظرهایی که دارید، بنویسید و آنها را با نامزدتان در میان بگذارید. تمام نارضایتی ها، خواسته ها و ناراحتی هایتان را بنویسید. در بسیاری موارد حرف‌هایی وجود دارد که نمی‌توانید آنها را به زبان بیاورید اما اگر فضایی آرام برای خودتان ایجاد کنید و به خودتان زمان بدهید، می‌توانید آن حرف‌ها را روی کاغذ و در مرحله بعد به زبان بیاورید.

این کار حتی می‌تواند باعث شود همسرتان برای اولین بار هم که شده به حرف‌های شما گوش دهد
چرا که نوشتن به نوعی خارج شدن از محدوده شخصی است و شما رازهای این محدوده شخصی را با طرف مقابلتان
در میان می‌گذارید. در خلوت و تنهایی و فکر کردن می‌توانید دلیل واقعی عصبانیت‌ها و برخی رفتارهایتان را بیابید.

ادامه مطلب

اگر قرار باشد بین رابطه‌جنسی و شاد بودن یکی را انتخاب کنید…انتخاب شما کدامیک خواهد بود؟

طبق تحقیقات انجام‌شده، روز به روز خانم‌های بیشتری شاد بودن را به زندگی عشقی خود ترجیح می‌دهند.

داروهای ضدافسردگی یکی از متداول‌ترین داروهای مصرفی است و گرچه بسیاری از مصرف‌کنندگان آن از تقویت شیمیایی که در زندگی‌شان ایجاد می‌کند فایده می‌برند اما ممکن است میل‌جنسی‌شان را به خطر بیندازد.

دکتر لئونارد دراگاتیس می‌گوید، «تا اینجا متداول‌ترین علت مشکل جنسی خانم‌ها، داروهایی است که برای درمان افسردگی‌شان به آنها می‌دهیم.» درواقع، تقریباً یک سوم خانم‌هایی که از داروهای ضدافسردگی استفاده می‌کنند متوجه می‌شوند که میل جنسی شان کاهش یافته است.

تقریباً اینطور عمل می‌کند:
دکترهای زیادی داروهای ضدافسردگی تجویز می‌کنند که با بالا بردن سروتونین شیمیایی (که شادی‌آور است) در مغز عمل می‌کند. بااینکه این خیلی خوب است و برای کسانیکه داروهای ضدافسردگی استفاده می‌کنند فایده‌بخش می‌باشد، اما عارضه‌جانبی که با خود همراه دارد این است که وقتی میزان سروتونین بالاست، مغز با کاهش دوپامین جبران می‌کند–و دوپامین برای تحریک و جاذبه جنسی و همچنین ارگاسم لازم است.

برای خانم‌های متاهل، انتخاب بین داروهای ضدافسردگی یا زندگی عشقی‌شان، انتخاب سختی می‌تواند باشد. از یک طرف، داروهای تقویت‌کننده روحیه واقعاً جانشان را نجات می‌دهد؛ از طرف دیگر، خجالت، احساس گناه و تنهایی که با کاهش میل‌جنسی برایشان به همراه دارد، به روابطشان آسیب زده و افسردگی‌شان را حتی بیشتر از قبل می‌کند.

درمورد خانم‌های مجرد چطور؟
استفاده از داروهای ضدافسردگی تاحدی می‌تواند بر میل جنسی آنها اثر بگذارد که از شروع هر رابطه‌ای فرار خواهند کرد
زیرا این موادشیمیایی تمان احساسات آنها نابود می‌کند.

به طور خلاصه، اگر میل جنسی‌تان تحت‌الشعاع قرار بگیرد، کل زندگی عشقی‌تان تحت‌الشعاع قرار خواهد گرفت.

راهکار چیست؟
متاسفانه هیچ راهکار ساده‌ای در دسترس نیست. برای بسیاری از خانم‌هایی که با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنند، زندگی بدون میل‌جنسی بهتر از زندگی بدون داروهایشان است. برخی خانم‌ها راه‌های دیگری برای تقویت میل‌جنسی‌شان پیدا می‌کنند و گاهی تنظیم میزان داروی مصرفی کمکشان می‌کند. و بااینکه امروزه نوع زنانه ویاگرا در دنیای داروها مورد بحث است، تا امروز چیزی در بازار موجود نبوده است.

تا آن روز، یا باید خندیدن را انتخاب کنید، یا رابطه‌جنسی را!

مردمان نت

احساس حسادت می‌کنید؟ نگران نباشید. حسادت فقط یک حس طبیعی نیست،

بلکه حتی می‌تواند برایتان فایده‌بخش نیز باشد. من خودم از دسته آدم‌های حسود نیستم. وقتی نامزدم از ظاهر دختر صندوقدار رستوران تعریف می‌کند یا می‌گوید

دختر جذابی نوبنش را در بانک به او داد، من فقط خنده‌ام می‌گیرد. اما وقتی یکی از همکاران یا دوستانم کاری که چهار سال برای به دست آوردن آن زحمت کشیده بودم را می‌گیرد،بااینکه در ظاهر می‌گویم «چقدر عالی و برات خیلی خوشحالم» اما در ذهنم به این فکر می‌کنم که اصلاً به اندازه من شایسته آن کار نیست.

در دو هفته بعدی که از حقوق بالای کارش و اتاق کار عالی که برای او در نظر گرفته‌اند تعریف می‌کند،

حس حسادت در روانم جاری می‌شود. برایش خوشحالم؟ البته که هستم.

تا جاییکه برنامه می‌ریزم که هیچوقت به سمت اتاق کار او راهم نیفتد. تا حدی که گفتگوی درون ذهنم مدام نقص‌های او را تکرار می‌کند.

نمی‌دانم، شاید من هم جزء دسته افراد حسود باشم. راستش افکارم من را ترسانده است.

ادامه مطلب

حجت الاسلام والمسلمین انصاریان به این پرسش که دلایل وجود شب قدردر ماه رمضان چیست؟ این گونه پاسخ داده است:

یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم[۱] الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم » ; ای کسانی که ایمان آورده اید،

روزه بر شما واجب شده است، همان گونه که در امت های پیشین بر ایشان واجب شده بود . (بقره ۱۸۳)

روزه سرچشمه تقوی و پرهیزکاری:

«لعلکم تتقون » (روزه بگیرید) تا شاید پرهیزکار باشید (بقره ۱۸۳) .

هدف از تشریح روزه:

«و لتکملو العده و لتکبروا الله علی ما هداکم و لعلکم تشکرون » (بقره ۱۸۵)

فضیلت ماه مبارک رمضان:

ماه رمضان از دو جهت حرمت دارد: مربوط به خود ماه مبارک و دیگری مربوط به قرآن کریم .
همچنین در این ماه دو نوع حفظ و صیانت وجود دارد . ۱ . مربوط به حفظ انسان از وسوسه های شیطان ۲ . حفظ انسان از گرفتاری به عذاب الهی .

در این ماه دو نعمت وجود دارد: ۱ . گشوده شدن درهای بهشت ۲ . آرامش جان و روح انسان .

در این ماه دو هدیه به انسان ها داده می شود: ۱ . خواب روزه دار عبادت است ۲ . سکوت و خاموشی او تسبیح است .

دو فرح و شادمانی روزه دار دارد: ۱ . هنگام صرف افطار ۲ . هنگام ملاقات با خدا . [۲]

شب قدر

شب قدر یکی از شب های ماه رمضان است که قرآن کریم یک باره در آن شب بر قلب پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نازل شده است . سر این که شب نزول قرآن را شب قدر نامیده اند آن است که قدر به معنی اندازه گیری است و شب قدر، شب اندازه گیری است که خداوند در آن شب حوادث یک سال را از آن شب تا شب قدر سال آینده تقدیر می کنند: زندگی، مرگ، رزق و ضیق آن، سعادت و شقاوت و… پس در هر ماه رمضان از سال، شب قدر هست که در آن شب، امور سال آینده تا شب قدر سال بعد، اندازه گیری و مقدر می شود . [۳]

[۱] دیدار آشنا :: آذر ۱۳۸۱، شماره ۳۰ > هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست
[۲] هزار و یک نکته از قرآن کریم، اکبر دهقان، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ص ۲۸۹ .
[۳] همان، ص ۳۹۱ .

منبع: شفقنا

 

گاهی وقت‌ها صدای گریه نوزاد شما حالتی غیرعادی به خود می‌گیرد. گریه‌ای که هرگز نظیرش را نشنیده‌اید.
در چنین شرایطی بعد از این‌که نیازهای اولیه نوزاد را به سرعت بررسی کردید و با مشکل مواجه شدید حتما سراغ پزشک او بروید

به گزارش پاتوق پلاس و به نقل از شهرزاد،بچه‌ها گریه می‌کنند و پدر و مادر‌ها دست و پایشان را گم می‌کنند. مشکل اینجاست که آن‌هایی که به تازگی به جمع والدین اضافه شده‌اند از چم و خم کار بی‌خبرند. در واقع آن‌ها نمی‌دانند هنگامی که نوزاد گریه سر می‌دهد می‌خواهد چیزی به پدر و مادرش بگوید. راحت‌تر این‌که گریه، زبان نوزاد است. مهم است که به عنوان پدر و مادر بدانید بچه‌ها هیچ‌وقت بی‌دلیل گریه نمی‌کنند. یعنی اصلا نوزادی وجود ندارد که از سر دلخوشی فریادش به آسمان بلند شود.
پس هر وقت صدای این فرشته‌های کوچک درمی‌آید بدانید که آن‌ها به واسطه نیاز یا مشکلی که درآن لحظه دارند اشک‌هایشان سرازیر شده. با این وضعیت بهتر است با دلایل گریه بچه‌‌ها آشنا شوید. اگر نوزاد شما وقت و بی‌وقت گریه سر می‌دهد، می‌توانید دلیلش را در لیست پیش رو جستجو کنید.

گـرسنـگی
شاید گرسنگی اولین احتمالی باشد که به واسطه گریه نوزادتان در نظر بگیرید. بهتر است روش پیشگیری را در این مورد یاد بگیرید. پیشگیری از گریه نوزادان به دلیل گرسنگی نیاز به دانستن زمان گرسنگی آن‌ها دارد. برای این امر هم حتما لازم نیست جیغ و فریاد راه بیندازند. شما باید علائم گرسنگی آن‌ها را دریابید.
نوزادان گاهی در این شرایط است که حتی دستشان را می‌خورند. اگر در آغوش باشند سرشان را به نشانه شیرخوردن به سمت سینه مادر می‌چرخانند. بچه‌ها گاهی اوقات بابت گرسنگی فقط نق می‌زنند و البته بعضی وقت‌ها هم ملچ و ملوچ راه می‌اندازند که این‌ها همگی می‌توانند نشانه‌های گرسنگی نوزاد باشند؛ پیش از آن‌که بابت بی‌توجهی شما به همه این علائم صدای گریه‌شان به آسمان بلند شود.

پوشک کثیف!
بعضی ا ز بچه‌ها به محض این‌که پوشک خود را کثیف می‌کنند داد و فریاد راه می‌اندازند. بعضی دیگر اما پر تحمل هستند و صدایشان هم درنمی‌آید. اگر نوزاد شما جزء دسته دوم است بهتر است خودتان زود به زود پوشک او را نگاهی بیندازید تا مانع از سوختگی پا‌هایش شوید.

خواب آلودگی
آیا بچه‌ها خوشبخت نیستند؟ آن‌ها وقتی خسته هستند به راحتی می‌توانند بخوابند؛ هر زمانی که بخواهند و هر جایی که باشند. خب! این شاید تصور شما باشد. در واقعیت ماجرا اما خوابیدن بچه‌ها به این راحتی‌ها هم نیست که شما فکر می‌کنید. آن‌ها همیشه هم بابت خواب‌آلود بودن چشم‌هایشان را نمی‌مالند بلکه نق می‌زنند و گریه سر می‌دهند. آن‌ها را بلند کنید. شعری دلنشین را به آرامی هر چه تمام‌تر در گوششان زمزمه کنید و آهسته آهسته تکانشان دهید. اگر هم شعر بلد نیستید بهتر است با جملات دلنشین آن‌ها را خواب کنید. شما از کجا می‌دانید، شاید آن‌ها کلمه به کلمه حرف‌های شما را متوجه شوند!

ادامه مطلب

دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو سر موضوع کوچکی بحث میکنند

و کار به جایی میرسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست میدهد و سیلی محکمی به صورت دیگری میزند.

دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود بدون اینکه حرفی بزند روی شنهای بیابان نوشت:

\”امروز بهترین دوست زندگیم سیلی محکمی به صورتم زد.”

آنها به راه خود ادامه دادند تا اینکه به دریاچه ای رسیدند. تصمیم گرفتند در آب کمی شنا کنند

تا هم از حرارت و گرمای کویر خلاص شوند و هم اتفاق پیش آمده را فراموش کنند.

همچنانکه مشغول شنا بودند ناگهان همان دوستی که سیلی خورده بود حس کرد گرفتار باتلاق شده و گل و لای وی

را به سمت پایین میکشد. شروع به داد و فریاد کرد و خلاصه دوستش وی را با هزار زحمت از آن مخمصه نجات داد.

مرد که خود را از مرگ حتمی نجات یافته دید، فوری مشغول شد و روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد:

\”امروز بهترین دوست زندگیم مرا از مرگ قطعی نجات داد.”

دوستی که او را نجات داده بود وقتی حرارت و تلاش وی را برای حک کردن این مطلب دید با شگفتی پرسید:

\”وقتی به تو سیلی زدم روی شن نوشتی و حال که تو را نجات دادم روی سنگ حک میکنی؟”

مرد پاسخ داد: \”وقتی دوستی تو را آزار میدهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و عفو آرام

و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام داد، باید آنرا در سنگ حک کنی

تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و همیشه خود را مدیون لطف وی بدانی.”

 

کمپانی مایکروسافت در آخرین اقدام خود آپدیت جدیدی را برای بسته به‌روزرسانی آوریل ۲۰۱۸ سیستم‌عامل ویندوز ۱۰ (بیلد ۱۸۰۳) منتشر کرده است. در صورتی که رایانه شخصی شما هم‌اکنون میزبان بیلد ۱۸۰۳ ویندوز ۱۰ است، دریافت آپدیت به‌صورت خودکار از طریق بخش Windows Update امکان‌پذیر می‌باشد، اما در صورت نیاز می‌توانید با استفاده از لینک دانلود درج شده در انتهای مطلب نیز نسبت به دانلود و نصب آن به‌صورت دستی اقدام نمایید.

به‌روزرسانی جدید منتشر شده که تحت عنوان KB4487023 شناخته می‌شود شماره بیلد ویندوز را به ۱۷۱۳۴٫۵۹۰ ارتقاء داده و رفع مشکلات و باگ‌های نرم‌افزاری عمومی را با خود به ارمغان آورده است. همان‌طور که پیشتر نیز اشاره شد، این آپدیت فقط بسته به‌روزرسانی آوریل ۲۰۱۸ ویندوز ۱۰ را هدف قرار داده و امکان نصب آن بر روی بیلد ۱۸۰۹ (به‌روزرسانی اکتبر ۲۰۱۸) میسر نمی‌باشد.
لیست تغییرات

تغییرات اعمال شده به قالب به‌روزرسانی ۱۷۱۳۴٫۵۹۰ موارد عمومی را شامل شده و مصرف‌کنندگان و کاربران حرفه‌ای ویندوز را هدف قرار داده‌اند.

افزودن قابلیت پخش محتویات مختلف نظیر فیلم‌های آموزشی مجازی توسط کابل‌های Plug and Play به مرورگر مایکروسافت اج.

اسکرول شدن محتویات ActiveX موجود در یک iFrame توسط دیگر محتویات قابل مشاهده در صفحه در نرم‌افزار مرورگر مایکروسافت اکسپلورر.

رفع مشکل عدم بارگذاری تصاویر دارای علامت بک‌اسلش در مسیر منبع آن‌ها.

رفع مشکل پاک‌سازی خودکار ورودی رجیستری منتسب به اپلیکیشن‌های مختلف هنگام حذف آن‌ها از رایانه شخصی.

رفع مشکلات پخش اصوات مبتنی بر حالت ۳D Spatial در برخی از بازی‌های رایانه‌ای.

رفع مشکل عدم قابلیت سنجاق نمودن لینک‌های اینترنتی به منوی استارت یا نوار وظیفه (تسک‌بار).

رفع مشکل از کار افتادن ابزار مدیریت فایل هنگام دسترس به بخش Timeline از طریق آن.

رفع مشکل اجرای اپلیکیشن‌های دارای سطح دسترسی به پایگاه داده Microsoft Jet از طریق قالب فرمتی Access 97.

“دانلود به‌روزرسانی ۱۷۱۳۴٫۵۹۰ سیستم‌عامل ویندوز ۱۰”

منبع: WindowsLatest

کریسمس :

۲۵ دسامبر روزی است که مسیح به دنیا آمد واین روز به وسیله  مسیحیان جشن گرفته می شود.

 پس شب کریسمس مطابق با ۲۴ دسامبر است .

دوره کریسمس :  زمانی است که با تولد مسیح اغاز می شود.

 کیک کریسمس :کیک میوه ای که مرسوم است در کریسمس در بریتانیا می خورند.

همچنین در کریسمس پودیندگی هم به نام پودینگ کریسمس تخیه می شود.

جوراب کریسمس :جوراب بلندی است که کودکان هنگامی که شب کریسمس به رخت خواب می روند

 آن را در اتاق می گذارند تاباهدیه هاپر شود.

درخت کریسمس :  یکدرخت طبیعی یا مصنوعی است که با روبان ها و چراغهای رنگی تزئین می شود

و در کریسمس در خانه یا بیرون از خانه قرار داده می شود .

نوئل : اصطلاحی برای کریسمس است که به ویژه در سرودها و کارت ها مورد استفاده قرارمی گیرد.

بابانوئل: محافظ شاد وشوخ بچه ها است.

کارت کریسمس : برای تبریک عید ارسال میشود .