قرن ها پیش هجوم موش ها به شهر همدان موجب شیوع بیماری طاعون شده بود. ابوعلی سینا پزشک حاذق شهر برای مقابله با موش ها دستور دادند از مار استفاده کنند و بعدها به پاس این کار در سر راه مارها جام شرابی از انگور سیاه می نهادند تا مارها از آن بنوشند و زهر بیشتری تولید کنند. از آن پس مار نماد بهداشت و نماد داروخانه های جهان شد لذا برخی داشتن مار را نشانه ی سلامت می دانستند و به افرادی که زیاد دچار امراض می شدند می گفتند: ” بیمار”

در زمان ابن سینا شخصی با بیماری خاصی جهت مداوا به سراغ ابن سینا میرود. ابن سینا با معاینه آن شخص میگوبد بیماری تو درمانی ندارد و تا سه روز بیشتر زنده نیستی. بیمار که میدید ابن سینای معروف هم او را جواب کرده از ناراحتی سر به بیابان میگذارد. اواسط ظهر در بیابان احساس خستگی و ضعف میکند و همانجا دراز میکشد. چوپانی از آن محدوده عبور میکرده و آن شخص را در آنجال میبیند، به سراغش میرود و او را بیدار میکند و از او میخواهد که بلند شود و مقداری شیر بخورد. مرد بیمار از گرفتن شیر امتناع میکند ولی چوپان با اصرار میگوید شیر را از بز سیاهی دوشیده که هیچ پشم و موی سفیدی ندارد و شیرش نافع است. مرد بیمار میگوید باشه ولی شیر را بگذار و برو و من بعدا میخورم. چوپان میگوید ظرف شیر را نیاز دارم. مرد در آن اطراف جمحمه ای میابد و به چوپان میگوید شیر را در آن جمجمه بریزد. چوپان با اکراه قبول میکند. مرد ظرف شیر را در آفتاب میگذارد و در حالی که دراز کشیده بوده میبیند که مار سیاه رنگی در حال آمدن به سمت ظرف شیر است. مرد که از زندگی ناامید بود هیچ کاری نمیکند و فقط مار را نظاره میکرد. مار بدون آن که با مرد کاری داشته باشد به سراغ جمجمه پر از شیر میرود و سر خود را درون آن کرده و چند جرعه مینوشد. در همان حال ظرف تکان میخورد و باعث ترس مار میشود و مار ظرف را گاز میگیرد که باعث میشود قدری از زهر مار درون شیر بریزد

مرد ناتوان و ناامید با دیدن این صحنه پیش خود میگوید که با خوردن شیر زهرآلود میتواند راحت شود. با این فکر شیر را مینوشد …

.. داستان دیگری نیز هست که در افسانه های کهن یونان باستان مار نماد تندرستی بوده است

داستان اینکه روزی اسکولاپ، پسر آپولو، سرگرم درمان مردی به نام گلائوکس بود که زئوس او را با آذرخشی از پای درآورده بود. ماری به اتاق او خزید و اسکولاپ مار را با عصایش کشت. مار دیگری به درون اتاق آمد و گیاهانی در دهان مار مرده نهاد و او را زنده کرد. سپس اسکولاپ از همان گیاه برای زنده کردن گلائوکس بهره گرفت. از آن پس مار نماد داروخانه و پزشکی شد.داستان دیگر اینکه- در مناطقی که مار زیاد بوده، برخی بیماری ها نظیر طاعون وجود نداشته و بالعکس در اماکنی که مار نبوده، این گونه بیماری ها شیوع داشته است؛ بنابراین، برخی داشتن و نگهداری مار را نشانه سلامت می دانستند و به افرادی که زیاد دچار امراض می شدند، می گفتند:«بی مار»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *